یادگیری هنر خراطی و ارتقاء سطح آن در ایران

جذابیت منحصر به فرد خراطی به عنوان یک تکنیک ساخت، در آن است که با خراطی می‌توان سریع‌تر به هدف نهایی رسید؛ این عمل مهیج با یک دستگاه خراطی، چند ابزار ابتدایی و قطعه‌ای چوب، حاصل می‌شود. این عمل چند دقیقه‌ای یا چند ساعته، بسته به نوع آن، در برابر کارهای دیگری که روی چوب انجام می‌شود از سرعت بالاتری برخوردار است. این ویژگی برای کسانی که می‌خواهند کاری را سریع انجام دهند و حس نخستین خود را تا پایان کار حفظ کنند، قابل توجه است.

خراطی یکی از کارهایی است که همکاری دست، اندیشه و دل را در یک زمان می‌طلبد. هماهنگی دست با دیدی قوی و احساسی خالص می‌تواند ابزاری را روی یک چوب در حال چرخش هدایت کند و طرحی نو بیافریند. به گفته دیگر «کسی که با دست‌هایش کار می‌کند کارگر (laborer) است، کسی که با دست‌هایش و عقلش کار می‌کند صنعتگر (craftsman) است و مردی که با دست‌ها، عقل و قلبش کار می‌کند هنرمند (artist) است.»

خراطی یک هنر است نه یک علم؛ و از این روی هر استاد کاری برای خود روشی خاص دارد. چوب مانند فلز و پلاستیک یک ماده همگن و یکنواخت نیست. قطعات بریده شده از یک قسمت درخت همچون دو قطعه مختلف از دو درخت، تفاوت‌هایی در بافت، دانه‌بندی، سختی، قابلیت ارتجاعی و ... دارند؛ حتى زاویه برش و نحوه سوار کردن هر قطعه چوب روی دستگاه می‌تواند ویژگی‌های منحصر به فردی را به آن قطعه کار بدهد. پس هر قطعه کاری که روی دستگاه سوار شود و به دوران درآید تا با ابزار خراطی شود، مهارت خاصی را در اجرای فناوری مناسب می‌طلبد، که احتیاج به اطلاعات گوناگونی دارد. با در نظر گرفتن اینکه ابزارهای مختلفی برای هر شکل و حرکت لازم است، و هر ابزار هم می‌تواند دارای تفاوت‌هایی در شکل ظاهری و حتی نحوه تیز شدن داشته باشد، هر چه خراط ماهرتر و آگاه‌تر به کار باشد، در مواجهه با هر کار راه حل‌های بیشتری خواهد داشت. پس هر خراط با ترکیب فناوری‌ها و ابزارآلاتی که در اختیار دارد می‌تواند روش‌ها و شگردهای متنوع و خاصی را داشته باشد.

منحنی یادگیری

زبردستی، تیزبینی و هماهنگی بین دست و چشم از ویژگی‌هایی است که خراط باید داشته باشد. پس می‌توان خراطی را مثل نوعی بازی دانست (مثل بازی تنیس). فعالیت‌هایی از این نوع دارای مراحلی مختلف از پیشرفت هستند که روان‌شناسان آن را مهارت حرکتی (motor skill) نامیده‌اند. این پیشرفت در مهارت که یادگیری یک بخش آن است، ممارست و تمرین می‌خواهد.

به گفته‌ای، هفت سال طول می‌کشد تا یک خراط با کار تمام وقت به اوج مهارت خود برسد. خراط ماهر باید تمام عملیات را به درستی و با سرعت بالا انجام دهد. تأمین زندگی و کسب درآمد از اهمیت ویژه‌ای در فعالیت‌های یک حرفه‌ای برخوردار است؛ و سرعت در این میان یکی از مهم‌ترین عوامل است.

پیشرفت یک شخص را در کسب مهارت می‌توان به صورت یک نمودار هندسی نمایش داد. که در آن عمل یادگیری به صورت یک منحنی با عنوان منحنی یادگیری (learning curve) نشان داده می‌شود.

در تصویر ۱۳ مشاهده می‌شود شخص با تمرین و ممارست مداوم وارد دوره‌ای       از پیشرفت یکنواخت می‌شود و بعد از مدتی میزان پیشرفت به سطحی می‌رسد که رشد کمی دارد و سرانجام به سطحی می‌رسد که دیگر پیشرفت خاصی صورت نمی‌گیرد. در حقیقت دیده می‌شود که بعضی افراد از توانایی ذاتی بیشتری نسبت به دیگران برخوردارند. معمولا افرادی که شروع سریع دارند به سطوح بالاتری از مهارت می‌رسند.

با توجه به توانایی ذاتی و دیگر خصوصیات مثل سن و تجربیات مفید قبلی، هر شخص در این زمینه می‌تواند دارای منحنی پیشرفت مربوط به خود باشد.

شخصی که منحنی پیشرفت او با C نمایش داده شده یک کارآموز کند است که پیشرفت او آرام است. شخص B یک کارآموز سریع است که قابلیت‌های خود را زودتر نشان می‌دهد، اما در مورد منحنی A که نمودار پیشرفت شخصی است که اگرچه مانند شخص B در بالا بردن مهارت خود سرعت نداشته، اما در آخر ماهرتر از او شده است.

ارتقای سطح مهارت

ارتقای سطح مهارت حرکتی می‌تواند سریع‌تر باشد؛ چون با نگرش درست و تفکر می‌توان این منحنی را تا حدودی تغییر داد یا به معنایی دیگر، شیب این منحنی در بعضی مواقع می‌تواند با نظر خود شخص تغییر کند. در واقع کلید مهارت، نگرش فرد است؛ مثلا در خراطی بالا بردن ادراک شخص نسبت به فناوری‌های اولیه، مهم‌ترین گام است. به تعبیری دیگر اگر خراط اصول اساسی را فرا نگیرد هر اندازه هم که تمرین کند پیشرفتی حاصل نمی‌شود. حال در نظر بگیرید اگر این آموزش‌ها نادرست باشد و تداوم و تمرین بیشتری هم در آن انجام گرفته باشد، برگرداندن شخص به مسیر اصلی، کار سخت‌تری خواهد بود.  

علاقه به یادگیری و پیشرفت بسیار مفید است، اما در مقابل، صبر یکی از مهم‌ترین عوامل است. شخصی که در خراطی تازه‌کار است باید در حدود توانایی خود کار کند و از تندروی بپرهیزد؛ باید همه ابزارها، فناوری‌ها و روش‌های گوناگون را تجربه کند و البته از تمرین‌های خطرناک پرهیز نماید.

حضور ذهن یکی دیگر از مهم‌ترین اصول خراطی است که با سه حس بینایی، شنوایی و لامسه رابطه‌ای مستقیم دارد.

• چشم‌ها اولین ورودی اطلاعات است. دیدن امکان آن را می‌دهد که مراحل کار کنترل و برای هر قسمت از پیشرفت یا پیشامد، عملی در خور، ارائه شود. از سوی دیگر باید کار کردن دیگران را دید، از آن نتیجه‌گیری کرد و به پردازش اطلاعات پرداخت.

• صداها نیز اطلاعات مفیدی در اختیار می‌گذارند. پس باید گوش‌ها را برای شنیدن پرورش داد. مثلا وقتی یک برش خوب در حال انجام شدن است، صداهای مختلفی شنیده می‌شود، اما در زیر این صداها یک سکوت نسبی را هم می‌توان شنید که با برهم خوردن این سکوت باید به دنبال علت آن بود و به تعبیری با هر صدا می‌توان اطلاعات مهمی را کسب کرد.

• اما اطلاعات مهمی نیز از طریق ابزار برمی‌گردد که خراط با بالا بردن حساسیت خود در دست‌هایش و با محکم و نرم گرفتن ابزار از این لرزش‌ها و تکان‌ها روند کار و اطلاعات را به دست بیاورد.