گوهر و گوهرشناسی در ایران (بخش دوم)

در اُپال مجارستانی مشاهده می‌شود که از آگرگاتی از دانه‌های کلسیت تشکیل شده که بعدا در اثر محلول داغ سیلیکاتیزه شده‌اند ‌در این حالت اطراف دانه‌ها، بافت ثابت می‌ماند و در اثر این عمل سنگی به وجود آمده که امروزه اپال نامیده می‌شود.

اپال استرالیایی پیدایش خود را مدیون عمل تخریب گرمایی یا هیدروترمالی ماسه سنگ تحت جدا شدن اسید سیلیسی و آب به فرم و شکل کلوئیدی می‌داند. از اینها به مرور زمان تحت خشک شدن محو می‌گردد و تبدیل به یک توده خشک و ترد می‌گردد. از روی همین اصل در موقع تراش بایستی حرارت دادن و فشار را با احتیاط لازم انجام داد و همچنین در مقابل اسیدها و قلیایی‌ها دقت کرد زیرا اپال حساس می‌باشد. در مورد اُپالی که دارای شیارهایی می‌باشد خصوصا در هنگام تراش بایستی خیلی احتیاط کرد. سختی اُپال ۶ و وزن مخصوص آن می‌باشد.

جلای آن شیشه‌ای تا حدی صمغی می‌باشد و شفافیت و میزان عبور نور از آن متغیر می‌باشد و مابین نیمه شفاف تا مات می‌باشد و به صورت آمورف دارای شکست مضاعف نمی‌باشد ۴۵/۱=n و به روی آن که نگاه شود صرف نظر از بازی رنگ، بی‌رنگ و کدر به نظر می‌آید یعنی بی‌رنگ یا به صورت رنگ شیری و کدر می‌باشد و اغلب به رنگ آبی و آبی خاکستری می‌زند و نیز به رنگ شیری سفید دیده می‌شود و نیز به رنگ مرواریدی خاکستری و آبی سبک به نظر می‌آید. نوری که به روی آن خط یا داخل آنها عبور نماید قرمز زرد به نظر می‌آید.

پدیده‌ی قشنگ آن، حالت اپالیزاسیون (Opalisierens) نامیده می‌شود که در این حالت لکه‌های مخلوط رنگی به وجود می‌آورد که منظره تمام این رنگ‌ها به طرز عجیب و غافلگیرانه‌ای تغییر می‌نماید. این رنگ‌ها ورقه‌های نازکی می‌باشند که بر روی بافت ظریف لامل‌های جسم به وجود می‌آیند. این لامل‌ها در اثر تعویض مکان‌های انباشته شده یا تغییر و تبدیل میان انواع مختلف مثل تریدمیت و کریستوبالیت که در ارتباط با ضخامت لامل‌ها و بزرگی طول موج نور می‌باشد، بزرگی و فرم دانه‌های بزرگی لکه‌ها را به ما تسلیم می‌نماید. شدت بازی رنگ در ارتباط با جنس و محل پیدایش اپال می‌باشد و بر حسب آنها مختلف است. مثلا در مکزیک اپال خیلی رنگ پریده، Blasse و انواع مختلف دیده می‌شود که با ارزش‌ترین ‌اینها نوع سیاه اپال می‌باشد و در استرالیا یافت می‌شود که در حالت نادر سیاه خالص است که غیر از آن به رنگ سبز تیره و یا آبی نیز دیده می‌شود. یک نوع اپال هم با رنگ قرمز که در اثر پدیده اپالیزاسیون به وجود آمده در استرالیا پیدا شده است. کشور کلاسیک برای اپال نجيب مجارستان بود که پیدایش آن امروزه از اهمیت افتاده است. سنگ آن دارای بازی رنگ آبی، بنفش و سبز آبی و قرمز با لکه‌های کوچک می‌باشد.

اپال آتشی: یک نوع به خصوص اپال که در معاملات در کنار اپال‌های نجیب جای جدید و ویژه‌ای پیدا کرده اپال آتشی می‌باشد. اپال آتشی عبارتست از توده اپالی که در حالت معمولی بازی اپال به وجود نمی‌آورد بلکه یک رنگ قهوه‌ای روشن تا قهوه‌ای قرمز نشان می‌دهد. در مقابل آن رنگ آبی و نیز اپالیزاسیون به وجود می‌آید. سختی آن ۶ است، وزن مخصوص آن ۲ می‌باشد و مکان اصلی پیدایش آن کشور مکزیک می‌باشد.

زیرکن

زیرکن یکی از سنگ‌ها ‌یا گوهرهای اصیل و نجیب می‌باشد که از طبیعت با خاصیتی مجهز شده که آن را در کنار الماس قرار می‌دهد. متأسفانه بایستی گفته شود که طبیعت بعضی از خصوصیات آن را نادیده گرفته که در کاربرد نامناسب می‌باشد و به همین علت جزو سنگ‌های محبوب و توسعه یافته نمی‌باشد. ترکیبات شیمیایی آن عبارتست از اکسید زیرکن و اکسید سیلیس ZrO2 , SiO7 نکته جالب در زیرکن مخلوط شدن عناصر رادیواکتیو با آن می‌باشد که در بعضی انواع آن قابل اندازه‌گیری می‌باشد. هافنیم تقریبا همیشه همراه آن بوده و همچنین توریم و در بعضی انواع آن حتی اورانیوم نیز وجود دارد. زیرکن معمولی منبع بزرگی برای به دست آوردن مواد خام عنصر زیرکن و برای به دست آوردن عناصر نادر می‌باشد. شکل بلور آن چهار وجهی منشوری متعلق به سیستم تتراگونال می‌باشد، با سطوح هرمی به صورت سطوح پایانی زیرکن ترد و شکننده می‌باشد و به همین علت با اینکه خیلی قشنگ است ولی کاربرد آن در گوهرسازی کم می‌باشد. سختی آن از ۰۵/۶ تا ۵/۷ است و وزن مخصوص آن ۴ تا ۷/۴ می‌باشد. زیرکن به رنگ‌های مختلف از قبیل سبز، قرمز، زرد، آبی و نیز بی‌رنگ

یافت می‌شود. زیرکن کانی سنگ‌های آذرین درونی و عمیق مثل گرانیت و سینیت می‌باشد. دارای شکست بالای نور و پراکندگی خیلی قوی نور می‌باشد.

محل پیدایش: محل پیدایش اصلی آن سایگون و هندوچین و سیلان است. وطن اصلی زیرکن ناحیه عمیق و متوسط در تاسمانی می‌باشد. به علت شکست قوی نور، زیرکن فقط ممکن است با الماس و یاقوت کبود اشتباه شود.

توپاز

توپاز به خاطر شفاف و خالص بودن به این اسم خوانده می‌شود. به زبان سانسکریت لغت توپاز به معنای آتش می‌باشد. فرمول شیمیایی آن عبارتست از: Al2Si4(F.OH)2. در  عناصری که رنگ آن را به وجود می‌آورند به مقدار کم آهن دوظرفیتی و کروم پیدا کرده‌اند ‌که عنصر کروم رنگ زرد و آهن با رنگ آبی در ارتباط می‌باشد. توپاز در سیستم اورتورومبیک متبلور می‌شود. رنگ آن زرد تا زرد قهوه‌ای و بی‌رنگ و رنگ پریده و به ندرت آبی و اغلب زرد تا خط قرمزی می‌باشد. در مقابل اسید سولفوریک حساس است بلور آن دارای منشور ۸ سطحی با یک نوار به موازات محور اصلی می‌باشد. وزن مخصوص ۵۳/۳ و سختی آن ۸ می‌باشد. محل پیدایش اصلی آن کشور برزیل می‌باشد.

پریدوت (Peridot)

کانی شناس‌ها نام آن را اليوین گذاشته‌اند ‌و قبلا در معاملات گوهرشناسی نام آن را کریزوتیل (Chrisothil) (خصوصا در آلمان) گذاشته‌اند. برای کانی شناس‌ها یکی از کانی‌های مهم تشکیل دهنده سنگ‌ها می‌باشد که در حالت خیلی نادر به عنوان گوهر به کار برده می‌شود. در ترکیبات شیمیایی یک سیلیکات آهن و منیزیم است که در آن آهن و منیزیم به مقدار متفاوت در اسید سیلیسی وجود دارد؛ فرمول آن به صورت زیر می‌باشد:

از فرمول چنین استنباط می‌گردد که آهن و منیزیم به صورت متناوب در پریدوت وجود دارد و به عبارت دیگر یک بلور میکس می‌باشد. در مقابل اسید سولفوریک حساس است. با براکس ذوب می‌گردد و به صورت یک شیشه کم رنگ سبز در می‌آید. سیستم تبلور آن اورتورومبیک می‌باشد. سختی آن ۷-۵/۶ است و وزن مخصوص آن ۴/۳ می‌باشد. سطوح منشوری آن دارای خطوط راه راه عمودی می‌باشد. معمولا بلور با دانه‌های بی‌نظم و در داخل توده‌های دانه‌ای وجود دارد. دارای رخ نمی‌باشد و شکست آن مثل کوارتز صدفی می‌باشد.

رنگ آن یک رنگ سبز زرد خیلی قشنگ می‌باشد که غیر از آن هیچ سنگ قیمتی دیگر ندارد که مابین سبز زرد و سبز قهوه‌ای متغیر می‌باشد. قشنگ‌ترین ‌آن و گرانترین آن سبز زیتونی می‌باشد، رنگ آن برای سنگ گوهری خوب ولی سختی آن کمتر مناسب می‌باشد و در مصر و ایران به نام زبرجد معروف است. هر چقدر مقدار منیزیم آن زیادتر باشد به رنگ زرد و هر چقدر مقدار آهن بیشتر باشد به رنگ سبز متمایل می‌گردد. بهترین محل پیدایش آن در جزیره آتشفشانی کوچکی به نام زبرجد در صحرای مصر نزدیک دریای احمر می‌باشد که در آنجا پریدوت تا وزن ۲۰۰ قیراط نیز یافت شده است.

به احتمال قوی از آنجا زبرجد اولیه به بازار معاملات عرضه می‌شده است و چون رنگ ویژه‌ای دارد با سنگ‌های قیمتی دیگر اشتباه نمی‌گردد.

گروه اسپینل یا لعل (Spinel)

گروه اسپینل به یک سری بزرگ از کانی‌ها تعلق دارد که از میان آنها تعداد کمی برای گوهر کاربرد دارد.

اسپینل یک کانی است که غالبا همراه یاقوت می‌باشد، در برمه نیز همراه یاقوت می‌باشد که به رنگ گُلی (رُز) نیز یافت می‌شود و بزرگترین سنگی که تا به حال پیدا شده ۸۰ قیراط وزن داشته است. در سیام نیز یاقوت و سافیر را همراهی می‌کند در Shanstaten به رنگ بنفش سنگ تا ۳۵ قیراط پیدا شده است. در سیلان پلاسرهای آن غنی از اسپینل می‌باشد. محل پیدایش مهم ‌آن Ratnapar و نیز در بدخشان افغانستان لعل آن معروف می‌باشد. در گوهرفروشی ممکن است با نمونه دستی یاقوت و سافیر (یاقوت کبود) اشتباه گردد زیرا می‌تواند خیلی به آنها شبیه گردد. تاسمانی نیز اسپینل به بازار عرضه کرده است. برزیل نمونه‌های زرد سرکه‌ای و همچنین رنگ‌های دیگر عرضه می‌نماید. یک لعل بزرگ به نام یاقوت تومور به وزن ۳۶۱ قیراط نیز یافت شده است که تراشیده نشده است و فقط پولیش داده شده است. در گنجه روسیه یک سنگ بزرگ به وزن ۴۰۰ قیراط با تراش هندی وجود دارد.

توسعه لعل (اسپینل) در گوهرفروشی‌ها زیاد نیست و نیز با گارنت پیروپ ممکن است اشتباه گردد ولی به وسیله شکست ضعیف پیروپ در زیر میکروسکوپ به آسانی قابل تشخیص می‌باشد.

گروه اسپودومن

این گروه شامل کانی‌های اسپودومن، کونزیت و هیدنیت بوده و در واقع سیلیکات‌های آلومینیوم و لیتیوم‌داری هستند که دارای فرمول شیمیایی Li2O . Al2O3. 4SiO2 می‌باشند که فقط کونزیت در معاملات گوهرها نقش مهمی دارد و به نام محقق و گوهرشناس امریکایی به نام دکتر کونز نامیده شده است. که در نوع دیگر فقط جنبه کلکسیون دارد. برای تراش این سنگ‌ها بایستی خیلی احتیاط کرد. سختی آنها مابین ۶ تا ۷ بوده و وزن مخصوص آن ۱۸/۳ و از نظر اپتیکی دو محوری می‌باشد.

سنگ کونزیت شفاف می‌باشد و رنگ آن بنفش و قرمز کم رنگ و در هیدنیت رنگ سبز به خاطر عنصر کروم و در کونزیت تغییر رنگ به وسیله پرتو راديوم جالب می‌باشد و در هیدنیت به رنگ سبز قشنگی در می‌آید.

کونزیت یکی از کانی‌هایی می‌باشد که در آمریکا زیاد یافت می‌شود. مخصوصا در کالیفرنیای جنوبی در ناحیه پالادر جانی که با تورمالین با هم در پگماتیت‌ها به وجود می‌آیند. بزرگی سنگ قابل ملاحظه می‌باشد و سنگ به وزن یک کیلوگرم نیز یافته‌اند. رنگ آن مثل آمتیست بنفش بوده و فرم تراش کونزیت مثل تراش برلیانت (الماس) و پله‌ای شکل می‌باشد و با سنگ‌های گلی رنگ دیگر اشتباه گرفته می‌شود. سنگ سبز بنفش و بنفش رنگ کونزیت که از برزیل می‌باشد به وسیله حرارت دادن زیاد می‌توان یک رنگ سیر گلی به دست آورد.

محل پیدایش: آمریکا و ماداگاسکار و برزیل.

لاجورد (Lapiz Lazuli)

لاپیس لازولی که سنگ لاجورد نیز نامیده می‌شود نامش را از لغات عربی آزول = آبی و لغات لاتین لاپیس = سنگ به دست آورده است. حتی از زمان قبل از تاریخ به عنوان سنگ گوهر کاربرد داشته است و سنگی است که نامش و رنگش به این سنگ حقیقتا می‌خورد و حتی قبل از قرون وسطی به عنوان رنگ نقاشی مورد استفاده قرار گرفته است. سنگی است که آگرگات آن از کانی‌های مختلف تشکیل شده است که عبارتند از: کلسیت، اوژیت، هورنبلند، پیریت و مهمترین اینها دانه‌های آبی یک گروه کانی می‌باشد که در کانی شناسی عبارتند از: سودالیت (Sodalite) معروف است. مهمترین کانی این گروه لاجورد است و کانی هائويين (Hauyn اهمیت کمتری دارد، در لاجورد اجزای مختلف زیر به صورت بلور مخلوط با هم دیگر ترکیب شده‌اند.

Na2S3. 3Na2O. Al2O3. 2SiO2. 2Na2 سولفیدی است که به لاجورد رنگ آبی عطاء می‌نماید.

رنگ آبی لاجورد، در شیمی کاربرد رنگ سازی دارد و مولکول‌های دیگر از نظر تولید رنگ نقشی ندارند. کانی لاجورد در سیستم کوبیک متبلور شده و سختی آن ۵/۵ و وزن مخصوص آن مابين ۴۲/۲- ۳۸/۲ می‌باشد. در ترکیب کانی پیریت و کلسیت نیز همراه می‌باشد و منیزیم نیز در ترکیب آن مشاهده شده است. قشنگی لاجورد در ارتباط با رنگ آن می باشد. جلای آن شیشه‌ای و چرب بوده و رنگ آن از لاجورد سیر و پررنگ تا کمرنگ متغیر است.

محل پیدایش: محل آن چین و تبت و روسیه و افغانستان خصوصا در بدخشان افغانستان می‌باشد که در قدیم محل پیدایش آن نامعلوم و نامشخص بوده و به نام محل تراش و تجارتی آن نام برده می‌شده است.

سودالیت (Sodalith)

سودالیت سنگی است که اخیرا در بازار معاملات برای دکور و کارهای هنری وارد شده است، که نوع به خصوص و مستقلی از کانی‌ها می‌باشد به نام گروه سودالیت که از اجزای مختلفی مانند لاجورد تشکیل شده است یک کانی می‌باشد که فرمول شیمیایی ویژه خودش را دارد 3NaAISiO4. NaCl بلور آن در سیستم کوبیک متبلور می‌شود. اغلب به فرم دوازده سطحی لوزی (Rhomben dodekaeder) متبلور می‌گردد. شکست آن صدفی است، سختی آن ۶-۵ و وزن مخصوص آن ۲۸/۲ می‌باشد. رنگ آن شبیه لاجورد است و ممکن است با آن اشتباه گردد.

محل پیدایش: در Bahia که این سنگ امروزه در صنایع مربوط به تهیه گوهرها به کار گرفته می‌شود و نیز در کانادا و هندوستان یافت می‌شود. به صورت بادامی شکل تراشيده می‌شود و در وسایل دکوری و هنری به کار می‌رود.

فیروزه

فیروزه بایستی از نام فارسی خود یعنی فیروزه مشتق شده باشد و در معاملات گوهرها این نام فيروزه جا افتاده است و چون از نظر تجارتی از ایران از طریق ترکیه به کشورهای اروپایی و غيره صادر می‌شده است در این کشورها نام تورکواز (Turkus) به خودش گرفته است و تراش آن در ایران بیش از هزار سال سابقه دارد.

این فسفات میکروکریستالین به طور کم یا زیاد دارای آگرگات حبابدار و دارای دانه‌های ظریف و الیافی بوده که هر کدام می‌تواند برای خودش بلوری با تقارن تریکلین به نمایش در آورد که مابین اینها مواد آمورف سفیدی قرار می‌گیرد و تمام این توده شکاف و شیار و حباب سنگ‌ها ‌را پر می‌نماید که آنها را می‌توان از محصولات تخریبی فیروزه به حساب آورد.

شکست آن صدفی کوچک و ناهموار است. گاهی اوقات دارای حالت شکننده می‌باشد که بایستی موقع تراش دادن و با دست گرفتن آن احتیاط لازم به عمل آورد. سختی آن ۶-۵ و وزن مخصوص آن ۷۶/۲ مابین ۸/۲-۶/۲. فیروزه جزیره سنایی مصر دارای وزن مخصوص ۸۱/۲ و فیروزه نیشابور ۷۹/۲ و چین ۷۲/۲ و آمریکای شمالی ۷/۲-۶/۲ است و این اختلاف مربوط به حباب‌های موجود در آنها می‌باشد. جلا به روی سطح شکست آن به شکل مومی و یا شیشه‌ای است و به وسیله پولیش جلای آن بالا می‌رود.