گلیم بافی در سه قرن اخیر

تا دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰م فقط جهانگردان روشنفکر و متخصصین علاقه‌مند به هنرهای اسلامی به جمع‌آوری گلیم عشایری علاقه نشان می‌دادند. اما توسعه‌ی توریسم و امکان مسافرت‌های سریع، غربی‌های بیشماری را با گلیم آشنا کرد و در ابتدا طرح‌های پرقدرت گلیم‌های رنگارنگ قبایل جنوب ایران و آناتولی آن‌ها را برانگیخت و به زینت دیوار منازل آنها تبدیل شد.

در حقیقت نقش‌پردازی با رنگ‌های شاد و تند گلیم‌های قشقایی، بیش از هر عامل دیگری جهانگردان و علاقه‌مندان را به خود جذب کرد، با به نمایش درآمدن این آثار در نمایشگاه‌های کشورهای غربی، استقبال بینندگان افزایش یافت و بالاخره در سال‌های دهه‌ی ۱۹۸۰م گلیم به اعتبار شایسته خود در دنیای غرب دست یافت.

غنای رنگ‌های متنوع و حتی غیرمعمول گلیم که الهام بخش ذوق و سلیقه‌های گوناگون است، دارای جذابیت‌های لازم جهت راه‌یابی آن به بازارهای جهانی است. بافتن گلیم‌های جدید برای فروش، امروزه به حرفه‌ای پررونق تبدیل شده است. مشخصات گلیم‌های امروزی با گلیم‌هایی که بافنده‌ها برای مصارف شخصی و یا عروسان برای جهیزیه خود می‌بافتند به کلی متفاوت است، با این همه بازار فروش خوبی دارد. با آن که گلیم‌های امروزی از ترکیب‌بندی طرح‌های اصیل بهره می‌گیرد، اما کیفیت پشم‌ها اغلب پست و رنگ‌ها نیز بسیار بی‌ثبات است، این گلیم‌ها علی‌رغم کیفیت نامرغوب. به دلیل قیمت‌های نازل در غرب محبوبیت و خریداران بسیاری دارد.

در سال‌های اخیر انگیزه‌های گلیم‌بافی تغییر بسیار کرده است، گلیم‌هایی که برای فروش به توریست‌ها یا مصارف عمومی در بازار بین‌المللی، بافته می‌شود، به طور کلی جایگزین نمونه‌های سنتی شده است. بعد از قرون هجدهم و نوزدهم م، کلکسیونرهای غربی فرش، به جای استفاده از نام دقیق محل بافت، «کلمه‌ی پرشیا» را به عنوان متداول متقابل برای مشرق زمین به کار بردند. فرش‌های ایرانی در این زمان از تنوع خاص و کیفیت فوق‌العاده‌ای برخوردار بود و لذا توجه بسیاری از اروپاییان را به خود جلب کرده باعث به وجود آمدن دلالان فرش شد. اما از این حرکت که از حدود ۲۰۰ سال پیش آغاز شد تا چند دهه‌ی اخیر، تعداد کمی گلیم به اروپاییان و آمریکاییان عرضه شده بود.

کنجکاوی گروه کوچکی از جمع آورندگان و فروشندگان آگاه غربی، راه ورود گلیم‌های ایرانی در دهه‌های ۱۹۵۰ تا ۱۹۹۰م به مغرب زمین را باز کرد. اما پس از سال‌های فوق نیز تعداد محدودی از این گلیم‌ها، آن هم صرفاً در نمایشگاه‌های هنری و بومی به معرض نمایش گذارده شد. علی‌رغم این مسایل سرانجام کیفیت قوی طراحی و رنگ در گلیم‌های قشقایی و لر که به مناطق جنوب و جنوب‌غربی ایران مربوط می‌شود، اشتیاق افراد خواهان گلیم را برانگیخت.

گلیم امروزه دیگر به منزله‌ی یک زیرانداز و فرش کاربرد ندارد بلکه به عنوان وسایل تزیینی و دیوار آویزهای بزرگ هم به کار می‌رود. موج عظیم توجه به گلیم، مشکلاتی را نیز به وجود آورد که از جمله‌ی آن می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: ۱- بسیاری از گلیم‌ها جذب کلکسیون‌های خارجی شد. ۲- تحولات گوناگونی که در ۷۰ سال اخیر در سرزمین‌های بافندگان گلیم رخ داده بود، آثار نامطلوبی بر تولید سنتی این نوع دست بافت باقی گذارد. به خصوص در گلیم‌هایی که برای اجابت تقاضای دوستداران غربی بافته می‌شد. زیرا در این نوع گلیم‌ها به جای در نظر گرفتن احتیاجات بومی، به سبک و نوع گلیم توجه می‌شود. کارگاه‌های سفارشی و تولید انبوه تجاری، تمایل و نیاز را به بافت گلیم به سبک قبیله‌ای و روستایی از بین برده است. گلیم‌های ایرانی نسبت به گلیم‌های ترک و آفریقای شمالی از تنوع و گوناگونی بیشتری برخوردار است.

در واقع ایران کشوری است با قبایل متعدد و ریشه‌های متفاوت که تنها با آگاهی کامل در مورد این طوایف و قبیله‌ها می‌توان اطلاعات عمیق‌تری در رابطه با هنر گلیم‌بافی آن به دست آورد. اکثر گلیم‌های قدیمی ایران در قرن ۱۹م و اوایل قرن ۲۰م بافته شده است. با روی کارآمدن رژیم پهلوی در سال ۱۹۲۵م و به کارگیری روش‌های جدید و آسان حمل و نقل و ارتباطات و نفوذ فرهنگ غربی، تغییرات وسیعی در ایران پدید آمد. اما علی‌رغم همه‌ی این تأثیرات و همچنین صادرات فراوان فرش‌های گره‌دار و برپایی کارگاه‌های بزرگ قالی‌بافی در شهرها و روستاهای ایران تا همین چند ساله‌ی اخیر، گلیم با همان روش قدیمی، برای استفاده‌ی روزمرۀ خانواده‌های سنتی و بومی بافته می‌شد.

در طولی قرن‌های متوالی، سلطنت‌ها و دولت‌های گوناگون با فتوحات و تاخت و تازهای خود و بیرون راندن اهالی بومی و جایگزین کردن انسان‌هایی از کشورهای دوردست چون مغولستان و یونان، نوعی هرج ومرج در بافت سنتی ایران به وجود آوردند. اغتشاشی که در نتیجه‌ی نفوذ فرهنگ‌های مختلف و جابه‌جایی قبایل چادرنشین در مرزهای ملی و بین‌المللی به وجود آمد، موجب شد تا تخمین ریشه‌ی اصلی بعضی قبایل مشکل شود و خریداران ترجیح دهند برای تشخیص محل دقیق بافت، آن‌ها را مستقیماً از بافنده خریداری کنند.

داستان‌ها و حکایت گوناگون تجار بازار و استفاده از نام‌های کلی برای گلیم‌ها، مشکلات بیشتری را در این رابطه به وجود آورد. برای مثال یک گلیم می‌تواند به نام قبیله‌ای که در آن بافته شده، شهری که در آن پیدا شده و یا سبکی که در آن به کار رفته، نام‌گذاری شود. هر چند بسیاری از گلیم‌ها نام قبیله‌ی بافنده را برخود دارد اما گلیم‌های دیگری که در شهرها و روستاهای مختلف بافته شده است، نام همین محل‌ها را بر خود می‌گیرد. از طرفی بافندگان این گلیم‌ها ممکن است، با افراد قبایل دیگر ازدواج کنند و در نتیجه ریشه‌ی قبیله‌ای مشخصی نداشته باشند. روابط اقتصادی و خویشاوندی ما بین شهرنشینان و چادرنشینان این امر را بیش از پیش مغشوش می‌کند.

بعضی‌ها تصور می‌کنند که چادرنشینان آوارگانی بی‌سواد و فقیرند که زندگی بی‌نظم و آزاد در کنار طبیعت را ترجیح می‌دهند. اما این پیشداوری‌های اشتباه با زندگی واقعی آنها فاصله‌ی زیادی دارد. کار چادرنشینان کاری طاقت‌فرسا و در شرایطی نامساعد است. احشام و اغنام این چادرنشینان ثروت آنها محسوب می‌شود و پیروی از الگوهای سنتی برای آن‌ها جنبه‌ای حیاتی دارد. در هر حال در سه دهه‌ی اخیر به لحاظ علاقه‌مندی نسبت به جنبه‌های تزیینی و سودمندی و قابلیت جمع‌آوری این محصولات جالب، گرایش بسیار به آن پدیدار گشته است و امروزه انواع گلیم در سراسر دنیای غرب، طالبان و طرفداران روزافزونی کسب کرده است.

کمتر فرش تخت بافت مربوط به ۲۵۰ سال قبل به جای مانده تا بتوان برای پیدا کردن پیشینه‌ی گلیم بافته سر رشته‌ای را به دست آورد. موی حیوانی الیاف و گیاهی با گذشت چند قرن پوسیده شده و متلاشی می‌شوند و در هر حال محقق است که گلیم یک شیء و اساس تزیینی، اثاث قابل حمل عملی در طی روزگار دراز خاورمیانه و آسیا بوده است. گلیم همراه با جواهرات و لباس و وسایل خیمه، حیوانات، هویت طوایف روستانشین عشایر صحراگرد را تشکیل داده است.

گلیم به عنوان فرش روی زمین و دیوارهای خیمه و خانه‌ها و مساجد و پوشش حیوانات و کیسه و خورجین تولید می‌شد و بیشتر آنها مورد استعمال خانوادگی و شخص داشت. هر چند که برخی از روستاهای شهر تهران و آسیای صغیر در قرون ۱۷ و ۱۸م به خاطر تولید گلیم و تجارت آن شهرت یافتند. گلیم همیشه در خانواده به عنوان بخشی از جهیزیه و مهریه‌ی عروس، نقش عمده داشته است. گلیم در خانه به روش‌های سنتی برای فرش کف خانه، بالش، پشتی، ناز بالش و کیسه‌های انباری و بستر و مقاصد رسمی و پذیرایی به کار می‌رفت. کارگاه‌های بافت گلیم در روستاها معمولاً نشانگر تولیدات طوایف عشایری است که در زمان‌های قدیم و یا در ایام جدید اسکان داده شده‌اند و به بافت گلیم برای مصرف داخلی پرداخته‌اند. به عنوان مثال در ترکیه می‌توان گلیم‌ها را از روی طایفه‌ی بافنده‌ی آن و ناحیه‌ی اصلی آن که در داخل یک گروه است، مشخص کرد. بدین طریق می‌توان این تولیدات را با تولیدات سایر گروه‌های عشایری که در یک ناحیه‌ی وسیع‌تری در اسکان ییلاقی یا قشلاقی و گاهی اوقات در اردوها هنگام مهاجرت بافته می‌شده است، تطبیق داد.

چندین نقل مکان دسته جمعی در زمانی نزدیک یعنی در سال ۱۸۲۴ م / ۱۲۵۰ ه.ق رخ داده که می‌توان هرج و مرجی را که از این دگرگونی شدید حاصل شد در نظر خود مجسم ساخت. نتیجه‌ی این عمل تنوع و اغتشاش است که در طرح‌ها و نقش‌ها و رنگ‌های گلیم‌های ایرانی اطراف گرمسار به چشم می‌خورد. با این تغییرات بزرگ اجتماعی و سیاسی هر چه بود تولید گلیم بدون وقفه همچنان ادامه یافت اما زندگانی افراد طوایف مقیم در مکان و عشایر آسیا هر دو از سال‌های ۱۹۵۰م / ۱۲۲۸ه.ش. دچار یک حمله‌ی گازانبری شده است.

از یک طرف جاذبه‌ی شهری و از طرف دیگر فریبندگی سودی که از راه تولید گلیم و منسوجات برای بازارهای رو به توسعه‌ی اروپا و آمریکای شمالی حاصل می‌شود و موج توریسم از سال ۱۹۶۰م از جمله منابع گلیم‌های امروز عشایری را به مقدار زیادی تشکیل داد. اینک تنها در نواحی دور دست هنوز به بافت و رنگرزی به روش سنتی ادامه می‌دهند.

افغانستان تا پیش از وقایع سال‌های اخیر لااقل آخرین مخزن گلیم‌های کهنه و نادر و منبع عمده‌ی تولید گلیم‌های سنتی بود و در مقابل تردیدی نخواهد بود که ترکیه‌ی امروزی مرکز تولید گلیم‌های روستایی و کارگاه‌ها برای صدور و تجارت شده است. قدیمی‌ترین نمونه‌ی گلیم سنندج مربوط به قرن ۱۸ میلادی است ولی اکثر گلیم‌های این ناحیه به قرن نوزدهم میلادی منسوب است. در این گلیم‌ها یک نقش با ظرافت خاص روی سطح بافته تکرار می‌شود و یادآور سوزن‌دوزی‌ها و زربفت‌های قرن ۱۸ میلادی است که شباهتی به طرح‌های قالی و گلیم‌های سنتی قرن ۱۷م ندارد.

در حال حاضر شاید این گلیم را بتوان از نظر ظرافت طرح و بافت با گلیم‌های صفوی مقایسه کرد، اما گلیم‌های امروزی که در روستاها و ایلات و عشایر بافته می‌شود جز نحوه‌ی بافت، هیچ شباهتی به گلیم‌های قرون ۱۶ و ۱۷میلادی ندارد و در اکثر آنها از طرح‌های هندسی و ترکیب‌بندهای بسیار ساده استفاده شده است و الیاف مورد استفاده نیز ضخیم‌تر و بیشتر از پشم است. در مورد گلیم‌بافی ایران در دوران معاصر باید گفت که کمال‌الملک پس از بازگشت از سفر مطالعاتی در اروپا، مدرسه‌ی صنایع مستظرفه را با جلب حمایت و تایید دولت در سال ۱۲۸۹ شمسی بنیان گذاشت. هدف از تاسیس آن تربیت هنرجویان به روش آکادمیک غربی بود.

این رویه را می‌توان فقط آغازی برای هنر معاصر ایرانی فرض کرد. تأسیس کارگاه‌های بافت در مدرسه‌ی صنایع مستظرفه و سپس مدرسه‌ی صنایع قدیمه در سال ۱۳۱۰ ه.ش. به دستور رضاشاه باعث شد، محدود استادان باقی مانده در این رشته مانند حبیب‌الله طریقی، کاشانی و ... را به تهران منتقل و در کارگاه‌ها مشغول به کار شوند در واقع این نخستین کارگاه دسته جمعی بود که بعد از کارگاه شاهی دوران صفوی توانست هنرهای اصیل مردمی را کاملاً زیر نظر دربار مهار کند. کم‌کم توجه به امر بافندگی در سایر هنرهای قدیمی با دقت و علاقه‌ی بیشتری پیگیری شد و نساجی و قالی‌بافی گسترش چشمگیری پیدا کرد و تعداد کارگاه‌های بافت روز به روز در قسمت‌های مختلف مملکت افزایش یافت.

یکی از مهم‌ترین وقایع، افزودن گلیم‌بافی - که از جمله هنرهای روستایی و بسیار قدیمی ایرانی است - به کارگاه مزبور بود. به این ترتیب گلیم‌بافی که بافت و استفاده از آن محدود به روستاها بود در مناطق شهری رواج یافت. کارگاه گلیم و گلیم دیواری در وزارت فرهنگ و هنر عملاً کار خود را آغاز کرد. به منظور بافت گلیم‌های مرغوب با تأثیر از طرح‌های سنتی ایرانی بافندگانی را از روستاها و عشایر نقاط مختلف کشور به این کارگاه آورده و علاوه بر این عده‌ای از هنرمندان سابق کارگاه قالی‌بافی را نیز جهت یادگیری بافت آن به مناطقی که در آنها گلیم‌بافی رواج داشت، اعزام کردند. به تدریج با گسترش فعالیت‌های آن زمان و بهبود وضع زندگی، علاقه و نیاز داخلی به قالی، قالیچه و گلیم افزایش یافت و زمینه‌ی مساعدی برای بافت قالی‌ها و گلیم‌های زیبا و اصیل ایرانی فراهم شد و این عوامل منجر به افزایش سریع امور رفاهی و بهبود وضع زندگی بافندگان شد.

شاید بتوان از شاگردان صنایع مستظرفه که بعدها خود منشاء تغییرات و تحولات زیادی در هنرهای سنتی این زمان شد به استاد عیسی بهادری در هنرستان هنرهای زیبای اصفهان (۱۳۱۵ه.ش.) که در ایجاد انگیزه و احیای طرح و هنرهای سنتی کوشید، اشاره کرد. از دیگر حرکت‌هایی که توانست نقش بسیار مؤثری را در پیشرفت منطقی و اصولی هنر گلیم‌بافی، ایفا کند می‌توان به استفاده از گلیم‌های تصویری در تزیینات داخلی ساختمان‌های عمومی و جایگزین کردن آن‌ها با نقاشی دیواری در معماری معاصر، نام برد و سرانجام باید به اجرای پروژه‌های تولید گلیم در استان‌های فارس، کرمانشاه، کردستان، بوشهر، خوزستان، کهگیلویه و بویراحمد، آذربایجان شرقی و اردبیل در دهه‌های ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ اشاره داشت که نقش بسیار مهمی در توسعه و گسترش گلیم‌بافی کشورمان داشت.