چوب‌های مورد مصرف در هنرهای چوبی ایران

درختان گوناگونی در سراسر دنیا وجود دارد. گاه در یک کشور گونه‌های مختلفی از یک جنس درخت دیده می‌شود و گاه همان کشور فاقد هر گونه‌ای از جنس دیگری از درختان است. گاهی هر منطقه در یک کشور، دارای درختان مخصوص به خود می‌باشد. به این ترتیب طبیعی است که مردمان بومی هر منطقه در طول تاریخ با استفاده از درختان همان منطقه به ساخت ابزار و وسایل مورد نیاز خود پرداخته باشند و حتی بر اساس نوع درخت موجود و ویژگی‌هایی که چوب آن دارد، نوع هنر و شیوهٔ ساخت اشیاء چوبی آن منطقه تعیین شده باشد. البته در موارد زیادی نیز چه در گذشته و چه در حال، شاهد واردات چوب‌های ارزشمند و یا نایاب از دیگر مناطق کشور و حتی کشورهای دور بوده‌ایم.

ایران نیز دارای درختان مخصوص به خود می‌باشد؛ درختانی که شاید بعضی تاکنون ناشناخته مانده یا در خصوص آن تحقیقی نشده باشد. هنرمندان ایران با استفاده از چوب‌های این درختان و سایر چوب‌های وارداتی به ساخت انواع تولیدات هنری چوبی می‌پردازند. در این فصل به توضیح پیرامون ویژگی‌ها و مصارف هنری تعدادی از این درختان به همراه بعضی از اسامی و عکس‌های آنها، پرداخته شده است.

تقسیم‌بندی کلی درختان

در علوم جنگل‌شناسی و صنایع چوب، درختان از نظر وزن مخصوص و تراکم بافتشان به دو گروه کلی تقسیم می‌شوند. در ایران این دو گروه به نام‌های سوزنی ‌برگان (اسامی داخل پرانتز نام‌های خارجی این دو گروه است) (مخروط‌ ‌داران، نرم ‌چوب‌ها، همیشه سبزها، رزینی‌ها) و پهن ‌برگان (سخت چوب‌ها) شناخته می‌شوند.

«با یک نظر اجمالی باصطلاحات فوق، ملاحظه می‌شود که هیچ یک از این اصطلاحات کاملاً صحیح و به طور اعم نیست، زیرا:

در مورد اصطلاح کونیفر که به معنی مخروط داران است، هر چند که غالب جنس‌های مهم این گونه مانند جنس‌های ملز، کاج نوئل و غیره دارای میوهٔ مخروطی هستند ولی جنس‌هائی مانند ژنوریه و سرخدار که در جنگل‌های کشور ما نیز وجود دارند، فاقد میوه مخروطی می‌باشد. درباره اصطلاح نرم چوب نیز، با وجود این‌ که چوب اغلب درختان این گروه نسبتاً نرم می‌باشد، معذالک درختانی مانند ارس، که یکی از مهم‌ترین درختان جنگلی ایران می‌باشد، دارای چوب سخت است. اصطلاح همیشه سبز هم کاملا صادق نیست زیرا هر چند اغلب درختان گروه فوق خزان نمی‌کنند ولی برخی از آنها مانند گونه‌های جنس ملز در زمستان خزان می‌نمایند و همیشه سبز به شمار نمی‌روند و حال آنکه تعداد زیادی از درختان گروه پهن برگان مانند شمشاد و غیره همیشه سبز می‌باشند.

واژه درختان سوزنی برگ هم نمی‌تواند کاملا مورد قبول قرار گیرد؛ زیرا هرچند بیشتر جنس‌های گروه سوزنی برگان دارای برگ سوزن مانند هستند، ولی در این مورد هم استثناء وجود دارد چنانکه برگ‌های درخت ژینکگو دارای پهنک پهن می‌باشد. اصطلاح رزینی‌ها نیز نمی‌توانند به طور اعم استعمال شود، چون برخلاف قسمت اعظم درختان این گروه، بعضی از آنها مانند سرخدار، فاقد کانال‌های رزین‌زا است.

اما در مورد گروه پهن برگان، اولا اصطلاح فوق که به معنی برگ پهن می‌باشد، به هیچ وجه تعمیم ندارد، چنانکه گونه‌های جنس گز دارای برگ‌های بسیار ریز می‌باشد. ثانیا اصطلاح سخت چوب هم در بعضی از گونه‌ها دور از واقعیت به نظر می‌رسد. زیرا درخت نمدار که نام آن معرف نرمی چوبش می‌باشد، و عده زیاد دیگری از درختان این گروه دارای چوب کاملا نرم هستند و چه بسا چوب درختانی از گروه نرم چوب‌ها از چوب بعضی درختان سخت چوب، سخت‌تر باشند. در اینصورت ملاحظه می‌شود که اصطلاحات فوق کاملا قراردادی است.»

ویژگی‌های سوزنی برگان و پهن برگان و مقایسه بین آنها و از نظر جنگل‌شناسی

دو گروه سوزنی برگان و پهن برگان هر یک دارای خصوصیات ویژه‌ای می‌باشند که با گروه دیگر متفاوت است. این ویژگی‌ها به لحاظ گسترشگاه، تنوع گونه‌ها، روش زادآوری، شکل درخت، موارد مصرف، نیاز درخت و مشخصات چوب آنها، قابل بررسی و مقایسه است.

گسترشگاه: به طوری که گفته شد سوزنی برگان از پهن برگان قدیمی‌تر هستند و از عهد دونین یا کربنیفر در غالب نقاط زمین تشکیل جنگل‌های انبوهی را می‌دادند ولی در زمان‌های بعد، که پهن برگان بوجود آمدند، وضع دگرگون گردید و اینک اغلب جنس‌ها و گونه‌های سوزنی برگان که بسیار معدود شده‌اند، در جنگل‌های نیمکره شمالی و در عرض‌های زیاد جغرافیایی می‌روید. به همین دلیل جنگل‌های کشور ما از نظر سوزنی برگان فقیر می‌باشد و جنس‌های محدود ارس، نوش، سرو و سرخدار در کشور ما از عرض تقریبی ۳۶ درجه به بالا به طور جنگلی دیده می‌شود و استثنائا گونه ارس در جنوب ایران در نقاطی مانند کرمان دیده می‌شود. ولی در مورد پهن برگان باید دانست که گونه‌های بسیار متنوع این گونه در کلیه نقاط زمین که شرایط از نظر اکولوژیکی مساعد می‌باشد، دیده می‌شود.

تنوع گونه‌ها: از سوزنی برگان فعلا در دنیا در حدود ۵۰۰ گونه باقی مانده است در صورتیکه انواع پهن برگان به مراتب زیادتر است و برای ذکر مثال یادآوری می‌شود که فقط در دره‌های آمازون در حدود ۵۰۰۰ گونه درخت پهن برگ شناخته شده است.

روش زادآوری: غالب درختان سوزنی برگ به روش جنسی یعنی به وسیله بذر، زادآوری می‌کنند. در صورتیکه پهن برگان اغلب هم به روش جنسی و هم غیر جنسی ازدیاد می‌شوند.

شکل درخت: درختان سوزنی برگ اغلب دارای ساقه راست می‌باشد که تا جوانه انتهایی ادامه دارد ولی ساقه اغلب پهن‌ برگان در محل تاج و حتی در قسمت‌های پائین‌تر منشعب می‌شود. به همین دلیل سوزنی برگان در موقع استحصال چوب، آفت کمتری دارند.

موارد مصرف: سوزنی برگان به نسبت پهن برگان موارد مصرف بیشتری دارند.

نیاز درخت: سوزنی برگان به طور کلی کم نیازتر از پهن برگان می‌باشند و به همین دلیل اغلب در نقاط غیر قابل کشت برای جنگل‌‌کاری استعمال می‌شوند.

مشخصات چوب: چوب سوزنی برگان اغلب سبک و نرم می‌باشد و به خوبی رنده می‌شود و یا به اصطلاح نجاران محلی خوش‌بوم می‌باشد و ماشین‌های چوب‌بری آنها ساده‌تر و ارزان قیمت‌تر است. از طرف دیگر چوب این گونه‌ها زودتر و بهتر از چوب پهن برگان خشک می‌شود و از همه مهم‌تر آنکه چوب سوزنی برگان دارای مصارف زیادی می‌باشد چنانکه در کاغذسازی، شمع معادن، جعبه سازی، خانه سازی، هواپیماسازی، وسایل موسیقی، قالب بتون و غیره از چوب این گروه درختان استفاده می‌شود. با وجود این چوب سوزنی برگان دارای معایبی نیز می‌باشد چنانکه به واسطه داشتن مواد رزینی به خوبی لاک و الکل نمی‌پذیرند و یا به اصطلاح پرداخت نمی‌شوند و چون اغلب شاخه‌های مرده آنها مدتی در روی ساقه باقی می‌ماند، این گونه چوب‌ها دارای گره‌های مرده زیادتری هستند.

اما در مورد چوب پهن برگان باید گفت که این گروه چوب‌ها اغلب دارای رنگ‌ها و نقوش متنوع می‌باشند و به همین جهت در صنایع مبل‌سازی و تزئینات ساختمان‌ها مورد استقمال فراوان دارند و غالب آنها به خوبی لاک و الكل می‌پذیرند و به آسانی پرداخت می‌شوند ولی عیب بزرگ چوب پهن برگان این است که هر کدام از آنها دارای مصرف محدودی بوده، سخت‌تر و سنگین‌تر از چوب سوزنی برگان می‌باشند.»

اصطلاحات مربوط به چوب

چوب درون: به قسمت مرکزی چوب که پس از مدتی از فعالیت فیزیولوژیکی باز می‌ماند و تنها مقاومت مکانیکی ساقه را به عهده دارد، گفته می‌شود.

چوب برون: قسمت خارجی چوب را که معمولا رنگ روشن‌تری نسبت به قسمت مرکزی دارد و از نظر استقامت نیز از مقاومت کمتری برخوردار است، چوب برون گویند.

تراکم چوب: تراکم در درختان به عواملی چون ریزبافت و درشت‌بافت و همچنین بافت سست و بافت سفت مربوط می‌شود.

بافت چوب: درختانی که قطر عناصر متشکله چوب در آنها به خصوص آوندها (در پهن برگ‌ها) و تراکئیدها (در سوزنی برگ‌ها) ناچیز باشد به چوب‌های ریزبافت معروف‌اند و چوبی را که پهنای دوایر سالانه آن در پهن برگان کم و در سوزنی برگان زیاد باشد درشت‌بافت گویند.

تار چوب: اجزای چوب در مقطع طولی که به طور موازی در کنار هم قرار دارند را تار چوب گویند. چوب‌های دانه درشت (گونه‌های دارای اجزای درشت) را در این حالت درشت‌تار و چوب‌های دانه ریز را ریزتار می‌نامند. هنگام کار کردن با هر دو گروه می‌توان به این نتیجه پی برد که چوب‌های دانه ریز یا ریزتار مانند گلابی، شمشاد، انجیلی، سرخدار و انواع افرا به خوبی پرداخت شده، صاف و صیقلی می‌شوند، از این رو در هنر خراطی نیز کاربرد فراوان دارند.

همگن و ناهمگن: چوب درختان دو بخش عمده رویش به نام چوب آغازین (چوب روئیده در فصل بهار) و چوب پایانی (چوب روئیده در فصل تابستان) دارد. چنانچه بین چوب آغاز رویش و چوب پایان فصل رویش اختلاف مهمی از نظر ابعاد وجود نداشته باشد یا به طور کلی دیده نشود، چوب را همگن گویند مانند: شمشاد، گلابی، انجییلی، افرا، راش، توسکا. اما چنانچه بین چوب آغاز و چوب پایان اختلاف زیاد باشد، این گونه چوب‌ها را ناهمگن گویند مانند ملچ، اوجا، آزاد، زبان گنجشک و سنجد.

وزن مخصوص: به طور کلی وزن مخصوص عبارت است از نسبت جرم یک جسم به حجم آن که واحد آن گرم بر سانتی‌متر مکعب است. هر چه تعداد آوندها کمتر و جداره سلولی ضخیم‌تر باشد وزن مخصوص به مراتب بیشتر می‌شود. در میان درختان متداول ایران چوب تبریزی سبک‌ترین و چوب کهور سنگین‌ترین چوب‌ها هستند.»

آنچه در مقطع طولی چوب مشاهده می‌شود، در حقیقت نقش چوب است که بسته به علت به وجود آمدن در چوب‌های مختلف، نقوش متفاوتی ایجاد نموده، گاه به دلیل زیبایی قابل توجه آن، مورد پسند و درخواست بازار قرار می‌گیرند. «این نقوش ناشی از علل زیر می‌باشند:

۱. نقوش ناشی از دوایر سالیانه و ساختمان چوب؛

۲. نقوش ناشی از تغییرات جهت الياف چوب؛

٣. نقوش ناشی از تابیدگی الیاف چوب؛

۴. نقوش ناشی از عدم تساوی انتشار مواد رنگی در بافت چوب.»

هر نوع از هنرهای چوبی، چوب مخصوص خود را می‌طلبد به طور مثال جهت منبت‌کاری چوب باید محکم و بدون گره باشد و بنابراین در ایران معمولاً برای منبت از چوب گردو، شمشاد، گلابی و نارنج استفاده می‌شود و برای معرق، رنگ و نقش مهم است بنابراین از چوب‌های متنوعی بسته به طرح و رنگ مورد نیاز، استفاده می‌شود.

با توجه به اینکه رطوبت در تمام نقاط چوب به یک نسبت تقسیم نشده و از طرف دیگر در موقع تبخیر رطوبت سطحی، آن قسمت از چوب که در مجاورت کوران هوا قرار دارد، زودتر از قسمت های دیگر خشک می‌شود، چوب به یک طرف متمایل شده، باد کرده و کج می‌شود. بنابراین برای آماده سازی و خشک نمودن صحیح چوب و روش‌های مختلفی به کار می‌رود مثلا به طور سنتی در گلپایگان ابتدا تنه بریده شده درخت را به قطعات یک اندازه‌ای به نام قامه برش می‌دهند، سپس آن را در مکانی خشک دور از آفتاب و جریان هوا نگه می‌دارند. از قامه گاهی تا چند سال استفاده نمی‌شود. برای تعداد زیادی از انواع چوب، این مدت به اندازه‌ای طول می‌کشد که وزن چوب به حدود یک سوم وزن اولیه‌اش برسد. پس از خوابانیدن یک ساله و بیشتر چوب، شیرهٔ آن از بین رفته و در آن آب نیست. سپس به چوب نفت می‌زنند. این کار باعث می‌شود چوب دیگر تاب برندارد. پس از نفت زدن برای یک سال دیگر چوب نگاه داشته می‌شود و اگر باز هم زور داشت یک مرتبه دیگر به آن نفت می‌زنند.