پیشینۀ هنر قلمزنی در ایران (بخش اول)

با توجّه به تعریفی که از هنر قلمزنی شد، پیشینهٔ این هنر در ایران، تاریخ روشنی ندارد و از اثر مستندی که بیانگر نخستین مکان یا نخستین شیء باشد که بر روی آن قلمزنی، چکش‌کاری و یا حکاکی شده است، اطلاع دقیقی در دست نیست، بنابراین برای اینکه زمانی نزدیک به واقع برای دست‌یابی به فلز مس، ذوب یا ریخته‌گری، چکش‌کاری و قلمزنی بر روی فلز توسط انسان روشن شود، ناگزیر باید به گفته‌‌های باستان‌شناسان استناد کرد.

 دورهٔ پیش از تاریخ

دیرینهٔ کاربرد فلز، به ویژه مس در ایران و خاور نزدیک به چند هزار سال پیش از میلاد می‌رسد. انسان ایرانی در اواخر دورهٔ نوسنگی، پیش از آنکه با فلز آشنا شود، از ترکیبات گوناگون فلزات که با رنگ‌‌های متنوع در طبیعت وجود داشت، برای آرایش خود در مراسم مذهبی، جشن‌ها، جنگ‌‌ها و یا نقاشی بر روی دیوار غارها استفاده می‌کرد. به استناد مدارک و شواهد باستانی به دست آمده از کاوش‌‌های باستان‌شناسی مس، نخستین فلزی است که در هنر فلزکاری و قلمزنی مورد استفادهٔ انسان قرار گرفت.

همان‌گونه که اشاره شد، کشف اولین ظرف یا حجم منقوش فلزی، و ذوب و تبدیل آن به وسیلهٔ انسان هنوز روشن نیست، اما این حدس و گمان به ذهن متبادر می‌شود که پس از ساخت سفال در دورهٔ نوسنگی و تغییر شکل فیزیکی خاک و گل‌ رس در اثر پخت آن با استفاده از آتش احتمالاً، سبب شد تا به شکل اتفاقی اکسیدهای فلز درون خاک و سنگ و نیز سَیلان ماده سیلیس موجود در خاک، مورد توجّه انسان قرار گیرد و مقدمه‌ای باشد برای تبدیل سنگ مالاشیت و تبدیل آن به مس در آغاز دورهٔ فلز که به دورهٔ مس شناخته شده است. صنعتگران و هنرمندان در آغاز بر اثر آتش کوره‌‌های سفال‌پزی توانستند این ماده معدنی را احیا کنند و با چکش‌کاری سرد از آن ابزار و زیورآلات بسازند.

از تپهٔ سیلک در نزدیکی شهر کاشان و شوش در خوزستان، ابزار فلزی به دست آمده که حاوی ۱۲/۹۲ درصد مس و اندکی نیکل بوده است. در مصر، بین‌النهرین و ایران از طلا و نقره استفادهٔ بسیار شده و سومری‌ها با استحصال این دو فلز آشنایی کامل داشتند. فلزکاران و هنرمندان با گداختن سنگ مالاشیت و اکسید آهن و طلا و نقره در آتش، این فلزات را ذوب می‌کردند، اما چون کار آنها پایهٔ نظری نداشت، علت سیلان را نمی‌دانستند، با این حال فلزکاری و از جمله شناخت اکسیدهای مختلف، کشف معادن، استخراج، احیای فلزات و تکنیک زرگری، مسگری، چکش‌کاری، ریخته‌گری، لحیم‌کاری، ملیله‌کاری، ترصیع و قلمزنی برگرفته از تجارب هنرمندان باستانی است، که قوهٔ خلاقهٔ خود را در ساخت آثار هنری عالی و جاودان به منصهٔ ظهور رسانده‌اند.

وجود سرشار معادن مس در نقاط گوناگون ایران و اهمیّت کاربرد آن در گسترش و تحول فن‌آوری، سبب رونق تجارت میان مراکز مهم تولید مس با نقاط مصرف‌کننده آن منجر به تبادل اشیای فرهنگی، و سبب تأثير و تأثر بیشتر آن شد. کهن‌ترین شیء مسی در ایران از تپهٔ باستانی علی‌کش در حدود پنج هزار سال پیش از میلاد به دست آمده که یک مهره ساخته شده از مس بومی است و با تکنیک چکش‌کاری سرد انجام شده است از دورهٔ ۱ تپه سیلک ۳، دو شیء ریز تزیینی که به وسیله چکش‌کاری سرد و گرم ساخته شده به دست آمد، قدمت آن به هزارهٔ پنجم پیش از میلاد می‌رسد.

همچنین در تپه زاغه مهره‌‌های تزیینی که با چکش‌کاری به قطعات مس خالص درآمده یافت شده است به هر حال مدارک به دست آمده حاکی از ذوب فلز، قالب‌گیری و ریخته‌گری در تپه‌‌های سیلک، قبرستان، حصار دامغان در فلات مرکزی ایران از نیمه اول هزاره پنجم پیش از میلاد است. به عنوان مثال خنجر مفرغی چکش‌کاری به دست آمده، از تپه حصار و همچنین در دوره‌‌های بعد ساخت وسایل زینتی از طلا در تپه حصار که حاکی از مهارت هنرمندان ایرانی از کاربرد فلز و طلاست. در تل ابلیس نزدیک کرمان قطعاتی از فلز مس به دست آمده که مربوط به حدود ۴۴۰۰ پیش از میلاد و حاکی از ذوب مس در این زمان است.

در شوش که زمان آن حدود ۳۸۰۰ سال پیش از میلاد است و در هنر فلزکاری مرحله نسبتاً پیشرفته‌ای را نشان می‌دهد، اشیایی چون، تبر به دست آمده است. در تپه یحیی نزدیک کرمان که قدمت آن تقریباً همزمان با تل ابلیس است نیز قطعاتی از اشیای مسی ذوب شده که به وسیله قالب ریخته‌گری شده‌اند به دست آمده که دلیل بر شناخت مردم آن محل از راز ذوب و قالب‌ریزی مس است. ورق زینتی طلا چکش‌کاری شده به دست آمده از تپه حصار دامغان برای ذوب فلز از نخستین کوره‌‌هایی که به شکل گودال ساده در دل خاک حفر شده بود، استفاده می‌کردند و سنگ معدن را با چوب به عنوان ماده آتش‌زا و نهایتاً احیاکنندهٔ سنگ معدن در این گودال‌‌ها می‌ریختند و به کمک دم، درجه حرارت کوره را به میزان لازم بالا می‌بردند تا سنگ اکسیدمس احيا و مس آن خارج شود. گاهی این عمل در چند مرحله تکرار می‌شده، تا مس خالص به دست آید. مس به دست آمده را با چکش‌کاری یا در مراحل بعد با قالب‌گیری به صورت شیء دلخواه درمی‌آورند، قالب‌گیری در ابتدا با استفاده از قالب‌‌های باز (یک لبه) و در مراحل بعد بسته (دو کفه) انجام می‌شد. بعدها استفاده از شیوه موم گم شده رایج شده است.

به این ترتیب که ابتدا شیء مورد نظر را با موم شکل می‌دادند و می‌ساختند و زایده‌‌های مومی در بخش‌‌هایی از آن تعبیه می‌کردند، سپس موم را به همراه زایده‌‌های موجود با گل مقاوم در برابر حرارت، می‌پوشاندند، بعد به وسیله حرارت دادن، موم داخل قالب را ذوب و از آن خارج می‌کردند. در مرحله بعد فلز را که در بوته‌‌های مخازن سفالی ذوب کرده بودند، در قالب ریخته و به این ترتیب شیء فلزی دلخواه را می‌ساختند و در فرجام عملیات چکش‌کاری و پرداخت را نیز انجام می‌دادند، بعدها ذوب سنگ‌‌های سولفور مس که دو مرحله‌ای است، رایج شد. بنابراین دانشمندان نخستین مرحله دوران استفاده از فلز را دوره مس و آغاز هزاره سوم را دورهٔ مفرغ نامگذاری کرده‌اند.

به احتمال زیاد اولین نقوش کنده‌کاری بر روی فلز، به منظور نشان یا علایم مالکیت یا تجاری، انجام گرفته و منشأ پیدایش ایجاد نقوش روی فلز شده است. اشیای به دست آمده از تپه‌‌های سیلک، حصار، شهداد، تل ابلیس، شوش، گیان، تل با کون و سایر نقاط فلات مرکزی ایران، حاکی از مهارت فلزکاران در هزارهٔ سوم پیش از میلاد است، کشف پرچم فلزی نفیس و دو بشقاب بزرگ مفرغی منقوش با نقوش ماهی و غزال و تبرهای مسی زیبا به شکل جانور در شهداد نشان دهنده پیشرفت فلزکاری در هزاره سوم پیش از میلاد است.

وجود فراوان معادن مس در نقاط پراکنده ایران چون کرمان، اصفهان، سیستان، خراسان و آذربایجان و کوه‌‌های البرز سبب شد تا ایرانیان به آسانی به فلز دست یافتند و به تدریج پس از کسب مهارت در ذوب فلز مس با استفاده از قالب، ابزار و ادوات مورد نیاز زندگی از آن ساختند و در مرحله پس از کشف ذوب مس و سایر فلزات، هنرمندان فلزکار دریافتند که برای استحکام بخشی مس با افزایش فلز قلع به آن، آلیاژ سختی بسازند و به دنبال آن دوره مفرغ کشف و نامگذاری شد. هزارهٔ سوم پیش از میلاد با کشف مفرغ به طور گسترده از این آلیاژ در خاورمیانه استفاده می‌شد و اولین نمونه‌‌های آن در حدود سه هزار سال پیش از میلاد مسیح در گورستان سلاطين «اور» پیدا شده است. در هزارهٔ سوم پیش از میلاد با استفاده از مفرغ در ساخت اشیای فلزی در منطقهٔ لرستان چه از نظر هنر قلمزنی و تزیینات و چه از جهت تأثیری که بر فلزکاری ایران در دوره‌‌های بعدی دارد از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

سر تبرها و سرگرزهای مفرغی ریخته‌گری بسیار زیبا از لرستان به دست آمده که در نوع خود کم نظیر است. سرگرز بسیار زیبای مفرغی استوانه‌ای با برجستگی‌‌های منحنی در بدنه و نقوش برجسته انسان و حیوان اطراف آن، وزن آن ۳۷۷ گرم از لرستان در اواخر هزارهٔ دوم به دست آمده که به شیوهٔ ریخته‌گری اجرا شده است. همچنین دستبند مفرغی با نقوش لوزی و مثلث‌‌های کنده و بازوبندی روی آن اوایل هزارهٔ دوم ق. م از لرستان که روی آن کنده‌کاری شده است.

از جمله ابزار و آلات جنگی، نیزه، شمشیر، تبر، دهانه اسب، سنجاق بت‌‌های مفرغی، پلاک‌‌های مزین به نقوش انسانی و حیوانی لوازم آشپزخانه و زیورآلات، حاکی است که اشیای لرستان به شیوهٔ ریخته‌گری و چکش‌کاری ساخته شده و برای ریخته‌گری از دو نوع قالب باز و بسته استفاده می‌شده است. این نقوش قلمزنی و برجسته‌کاری شده است و نقش گل رُزت با چهار هلال شیاردار در مرکز دایره قلمزنی و کنده شده است. نیمه دوم هزارهٔ دوم پ.م از لرستان. برای ساخت اشیای تو خالی از شیوهٔ قالب‌گیری با موم بهره گرفته‌اند. در آثار اولیه لرستان، گذشته از پرداخت و زدودن زوائد، قلمزنی و حکاکی بر روی شیء انجام نمی‌شد، اما به تدریج در اثر شکل‌گیری هنر قلمزنی و تحول آن، اشکال زیبا و ظریف و متنوع برگرفته از عقاید دینی و فرهنگی را بر روی اشیای نفیس می‌کندند.

تاریخ اشیای لرستان را اکثراً متعلق به بین هزارهٔ سوم تا سدهٔ هفتم پیش از میلاد می‌دانند. آثار فلزی یا چکش‌کاری شده لرستان اکثراً متعلق به هزاره اول پیش از میلاد است و استفاده از شیوه چکش‌کاری در هزاره اول در لرستان مرسوم بود. نقوش قلمزنی و حکاکی بر روی اشیای لرستان متأثر از ایلام و بین‌النهرین با مضامین نقوش اسطوره‌ای میان رودان است. در اشیای به دست آمده از سرخ دم لرستان نقوش انسانی و حیوانی بر روی سطوح صاف به وسیله چکش‌کاری برجسته، کار می‌شد. اما به صورت تمام‌رُخ سر یک انسان یا یک جانور به ویژه زمانی که در مرکز ظرف جای می‌گرفت به شیوه قالب‌گیری اجرا می‌شد.نقوش سر سنجاق‌های لرستان با نقش‌‌های میتانی‌‌ها قابل مقایسه است.

در اواخر هزارهٔ دوم و اوایل هزارهٔ اول پیش از میلاد هنر و صنعت فلزکاری در نقاط گوناگون ایران به ویژه در شمال غرب ایران، غرب ایران (لرستان) و حاشیه جنوبی دریای مازندران شکوفایی کمی و کیفی چشم‌گیری می‌یابد. همچون جام طلای حسنلو که در ۱۳۳۵ ه. ش کشف شد و دارای نقوش برجسته چون خدایان سوار بر گردونه یا ارابه‌‌هایی که دو اسب آنها را می‌کِشند و بدون تردید خدایان خورشید و ماه هستند، در میان گردونه‌‌ها افرادی مشاهده می‌شوند که گوسفند قربانی را برای خدایان می‌برند، از آن روز برای خشنودی خدایان قربانی مرسوم بوده و قبل از آن همان‌طور که در داستان ابراهیم نبی آمده دختران و پسران جوان را قربانی می‌کردند. و همچنین نقوش انسان‌ها و پرندگان چون عقاب و حیواناتی چون شیر و شمشیرهایی در دست آنها دیده می‌شود. و نیز جام طلای دیگر حسنلو که در قرن ۹ قبل از میلاد کشف شده است که به شیوه بسیار زیبایی قلمزنی و چکش‌کاری شده‌اند.

اشیایی از تابوت برنزی ارجان، به ویژه جام مفرغی با نقوش بسیار زیبایی از خوزستان به دست آمده که به شیوه چکش‌کاری و قلمزنی اجرا شده است و شباهت بسیار به گردن‌بند و دستبند زیویه و سینی‌‌های قلمزنی شده اصفهان دارند. بر روی این اشیا صحنه‌‌های ترکیبی از نقوش برجسته تخت جمشید قلمزنی شده است. در هزارهٔ اول پیش از میلاد فلزکاری و قلمزنی در ایران از رونق و اعتبار ویژه‌ای برخوردار بوده است و آثار با ارزشی از آن دوران بر جای مانده که از جمله آنها جام‌های طلای مارلیک است. از نمونه‌‌های بسیار ارزشمند آنها که از طلای ناب است. نقوش روی جام مشتمل بر دو گاو بالدار است که در حال بالا رفتن از درخت مقدس و یا درخت تزیینی هستند و همین نقوش در دو سمت دیگر جام دیده می‌شود. جام‌‌های استثنایی مارلیک از طریق چکش‌کاری شکل گرفته و سر گاو حدود دو سانتی‌متر از جام برجسته‌تر است و از نظر شکل دادن طلا در دوره خود حائز اهمیّت است، که قابل مقایسه با جام حسنلو است، هر دو جام دارای نقوش پیچیده‌ای هستند که شبیه نقوش معمولی در نواحی آشور، میان‌رودان، سکایی، مانایی و ماد است، و همچنین جام بسیار زیبای کلاردشت در ارتفاعات ساحل دریای خزر (در هزاره اول ق.م) و هم ارتفاع مارلیک و رودبار با جام‌‌های دیگر شباهت بسیاری دارد.

کشف این جام‌‌ها اثبات می‌کند که در اوایل هزارهٔ اول ق.م در نواحی شمالی فلات ایران امارت‌نشین‌هایی وجود داشته که از هنر و تمدن پیشرفته‌ای بهره‌مند بوده‌اند.