پیشینۀ هنر خراطی در ایران

ماده اولیه مورد استفاده در خراطی، چوب است که از مواد آلی موجود در طبیعت تشکیل شده است؛ با توجه به اینکه، آهنگ تخریب یا سرعت فرسایش چوب نسبت به دیگر مواد موجود در طبیعت بالاتر یا بیشتر است، آثار و ادواتی که با چوب ساخته شده‌اند در طول زمان پایداری کمتری داشته، و نسبت به دیگر آثار عمر کوتاه تری دارند، و به همین علت آثار چوبی به جای مانده از پیشینیان بسیار اندک است و در برخی موارد نایاب؛ پس دور از ذهن نخواهد بود که تعداد آثار خراطی شده‌ای که از گذشته به ما رسیده، محدود است. در اینجا، برای نشان دادن تداوم روند خراطی به مواردی پراکنده اشاره شده است:

• قدیم‌ترین اشیای خراطی شده به مقبره توتانخامون (Tutankhamune) در مصر تعلق دارد. این اشیا که البته اطلاعی در مورد ساخت آن به دست نیامده است، قدمتی بیش از سه هزار سال دارند.

• قوم سلت را اولین استادان خراطی در اروپا می‌دانند. آنها برای ساخت کاسه، بازوبند، پره و محور چرخ‌های ارابه، سنگ صیقل و ... از فناوری خراطی استفاده می‌کردند. این قوم خراطی را در اروپا از کریمه تا اسکاتلند و از اسپانیا تا دانمارک رواج دادند.

• رومیان از تکنیک خراطی برای خَمکاری فلزات (metal spinning) در ساخت ادواتی چون کلاه‌خود و سپر استفاده می‌کردند. آنها می‌توانستند سنگ را همچون چوب خراطی کنند.

• در قرون وسطی از خراطی بیشتر برای ساخت اشیای کوچکی از عاج، استخوان، کهربا، و فلزات گرانبها استفاده می‌کردند. البته، در این دوره قطعات مهندسی و فنی خصوصا، اجزای ساعت نیز با این فناوری ساخته می‌شده است.

• در اروپا کارهای خراطی بسیار نفیسی بین سالهای (۱۵۵۰ تا ۱۸۰۰ م.) ساخته شده است؛ از این رو قرن شانزدهم را آغاز دوره خراطی تزیینی (ornamental turning) می‌دانند. خراطی تزیینی شامل تزیینات پیچیده و ظریفی در سطوح تخت یا مدور است. در این دوره، خراطی به شکل نوعی سرگرمی و کار ذوقی، میان طبقه اشراف اروپایی، محبوبیت یافت. همچنین، در این دوره سبک‌های شیوه‌گرایی (mannerism) و باروک (Baroque)، تأثیرهایی بر شیوه‌های قومی یا فلكلور گذاشت؛ اگر چه موضوعات خراطی از الگوهای کلاسیک تبعیت می‌کرد، اما روح بی‌قرار و آزمایشگر منریسم، و پویایی و پیچیدگی باروک، زمینه‌ای برای خراطی، که رو به رشد بود، فراهم ساخت.

• در فرانسه خراطی تزیینی به شکل نوعی سرگرمی به اوج خود رسید؛ حتی در این دوره کتاب‌هایی در زمینه خراطی نیز منتشر شد، اما بعد از انقلاب فرانسه (۱۷۸۹م) این سرگرمی از دست متولی اصلی خود یعنی خانواده سلطنتی، خارج شد و با وجود حمایت محدود اشراف فرانسوی، کم کم به انگلستان منتقل شد.

• انگلستان به مرکزی برای خراطان نوآموز و مهم‌تر از آن، به کانونی برای انتقال هنر و پیشه به صنعت تبدیل شد. اعتبار خراطی تزیینی در انگلستان نه تنها به ورود آن از فرانسه، بلکه به تأسیس یک شرکت سازنده دستگاه و تجهیزات خراطی در لندن به سال ۱۷۸۰ میلادی بستگی دارد؛ این پیشرفت خراطی نه تنها طبقه اشراف، بلکه طبقه متوسط و حتی خانم‌ها را به خود جذب نمود.

• دوره خراطی تزیینی در آمریکا دیرتر از اروپا، یعنی از اواسط قرن هفدهم تا اوایل قرن هجدهم میلادی، و با مهاجرت درودگران انگلیسی و هلندی آغاز شد. البته خراطی در آمریکا به محبوبیت آن در اروپای قرن هفده نرسید.

• خراطی از عصر صنعت تا اوایل قرن بیستم، در کنار صنعت راه تولید انبوه را در پیش گرفت که عاملی برای دوری خراطی از محدوده هنر شد، اما احیای دوباره خراطی از آمریکا شروع شد، و تا اواخر ۱۹۸۰ هنرمندانی از کانادا، استرالیا، انگلستان، آلمان، فرانسه و ژاپن به این جنبش پیوستند که عقاید و فلسفه جدیدی را برای این هنر آوردند و جانی دوباره به خراطی بخشیدند.

• در دیگر ملل مثل هند، چین، ژاپن و ... نیز، نشانه‌هایی از وجود خراطی در ازمنه گذشته وجود دارد؛ اگرچه قدیم‌ترین مدرک خراطی در مصر به دست آمده، اما تا دوره استعمار در اکثر نقاط آفريقا این صنعت ناشناخته بود.

• تحول بزرگی که در هنر خراطی اروپا رخ داد، نمی‌توان در هیچ جای دیگر سراغ گرفت. البته این مهم به سبب تغییرات عمده‌ای بود که در زمینه چرخ خراطی و ابزارهای مربوط به خراطی صورت گرفت.

همان‌طور که گفته شد چوب که ماده‌ای آلی است در طول زمان خیلی سریع‌تر از دیگر مواد فاسد و تجزیه می‌شود، پس بدیهی است که نمونه اشیای چوبی به جای مانده از گذشته نایاب باشد. البته با توجه به بعضی شواهد و آثار به جای مانده و نقوش متعدد، می‌توان به وجود خراطی در ایران باستان و موارد استفاده آن استناد کرد. البته قابل ذکر است در اقلام موزه‌ای، اشیایی قدیمی از فلز و سنگ وجود دارد که به احتمال زیاد، برای ساخت آنها از تکنیکی مشابه با تکنیک خراطی چوب استفاده شده است.

حال برای مثال مستنداتی را به صورت موردی بررسی می‌کنیم که دارای تسلسلی تاریخی از گذشته به حال است:

• دوک نخ‌ریسی که برای ریسیدن نخ ساخته شده، و هنوز هم در نقاط مختلفی از کشور کاربرد دارد، برای حرکت چرخشی مداوم و بدون لنگی، باید بدنه‌ای کاملا همسان و یکنواخت نسبت به محور تقارن خود داشته باشد، و شاید تنها راه ساخت این ابزار استفاده از فناوری خراطی یا تکنیکی شبیه به آن است. یکی از این شواهد دال بر وجود فناوری خراطی، حتی به صورت ابتدایی آن، نقوش به جای مانده مبنی بر استفاده از دوک نخ‌ریسی است، که نمونه‌های مختلفی را از آن در اشیای به دست آمده از کاوش‌های باستان‌شناسی می‌بینیم.

• در حکاکی روی یک مهر استوانه‌ای کشف شده در چغامیش (متعلق به حدود ۵۳۰۰ سال قبل) فردی نشسته بر چهارپایه مشاهده می‌شود که با دوکی در دست، در حال ریسیدن است.

• در یک نقش برجسته ایلامی که قدمت آن به سه هزار سال قبل برمی‌گردد نیز، زنی نشسته روی یک چهارپایه با دوکی در دست در حال نخ‌ریسی است. در این تصویر پایه‌های میز قرار گرفته در جلوی زن نیز، نمونه‌ای از خراطی است.

• در آثار مختلفی که از تپه حسنلو، واقع در ۵۰ کیلومتری جنوب غربی دریاچه ارومیه، به دست آمده، یک پایه میز چوبی وجود دارد که بر اثر آتش‌سوزی تبدیل به ذغال شده است. این پایه میز که متعلق به سه هزار سال پیش است به شیوه‌ای بسیار زیبا و بی‌نظیر خراطی شده است.

• در نقش‌برجسته‌های تخت جمشید که مربوط به دوره هخامنشی است و بیش از هزار و پانصد سال قدمت دارد، اورنگ (تخت) داریوش هخامنشی به کرات حک شده است. این اورنگ زیبا نیز با فناوری خراطی ساخته شده است. ساخت اورنگ شاهی با این تکنیک نه تنها در این دوره، بلکه در دوره اشکانی نیز مشاهده می‌شود.

• ابن هیثم در کتاب خود از مهارت خراطان ایرانی تعریف می‌کند. او که در قرون چهارم و پنجم هجری می‌زیسته، در کتاب‌های خود که درباره نور نوشته، دو بار چرخ خراطی را که برای ساختن آینه‌های منحنی و ابزارآلات برنجی از آن استفاده کرده، شرح می‌دهد. با در نظر گرفتن اینکه این دانشمند با تجربه چندین قانون نور را هفت قرن پیش از نیوتن و دیگران پیدا کرده است می‌توان درک کرد که خراط او باید شخص بسیار ماهری بوده باشد.

• در تالار ایلخانی بخش دوره اسلامی از موزه ملی ایران، منبری چوبی وجود دارد که در تاریخ ۷۷۱ ه ق در بوانات فارس ساخته شده است. قطعاتی در این منبر وجود دارد که خراطی شده است.

در یک تابلوی نقاشی متعلق به سلطان محمدِ نقاش، نگارگر مکتب تبریز صفوی، نوازنده کمانچه‌ای تصویر شده است که دسته کمانچه او خراطی است.

• ژان شاردن سياح فرانسوی که در فاصله سالهای ۱۶۶۴ تا ۱۶۷۷ میلادی، در دوره صفویه، دو بار به ایران سفر کرد، در سیاحت‌نامه خود، که آن را می‌توان دایرة‌المعارفی کامل از فرهنگ ایران عهد صفوی نامید، شرح حال نسبتا کاملی از خراطی در ایران بیان کرده است. شاردن در جایی از سیاحت‌نامه خود از رسته خراطان و دالان خراطان که در بازار اصفهان وجود داشته، نام می‌برد. میر سید علی جناب در کتاب الاصفهان طی یک سرشماری تعداد خراطان اصفهانی را در زمان شاردن پانزده نفر قید کرده است.

• اوژن فلاندن و پاسکال کُست دو هنرمند فرانسوی که در دوره قاجاریه و بین سالهای ۱۲۵۵ تا ۱۲۵۷ ه ق به ایران سفر کرده‌اند، نقاشی‌های جالبی از بناها و مردم ایران کشیده‌اند. در مجموعه‌ای از این دو هنرمند که بعضی پیشه‌های فعال در بازار به تصویر کشیده شده، دكان خراطی به همراه خراط و محصولات ساخت او نقش شده است.

با اشاره به نمونه‌هایی که در بالا آمد، می‌توان تصور کرد که خراطی شغل و پیشه‌ای معتبر و دارای جایگاهی ویژه بوده است و محصولات خراطی با جنبه‌های کاربردی و تزیینی در بین اقشار مختلف جامعه استفاده می‌شده است.