پیشینۀ نساجی سنتی در ایران (بخش اول)

نساجی سنتی (دستبافی)، فراورده‌‌‌‌‌‌هایی است که با کمک دستگاه‌های ساده‌ی بافندگی از نوع دو وَردی، چهار وَردی، هشت وَردی و..... تا ژاکارد دستی، تولید می‌شود. زری، مَخمل، ترمه، دارایی، جاجیم و نظایر آن و نیز سایر پارچه‌های دستباف‌‌‌‌‌‌‌‌‌ پنبه‌ای، پشمی و ابریشمی که در مناطق شهری، روستایی و عشایری کشور تولید می‌شود، در زمره‌ی نساجی سنتی ایران قرار دارد.

نساجی سنتی یکی از قدیمی‌‌‌‌‌‌‌‌ترین هنرها و حِرَف سنتی ایران محسوب می‌شود و مروری بر پیشینه‌‌‌ی تولید محصولات دستبافت، صحت این ادعا را به اثبات می‌رساند.

وسایلی که متعلق به حدود ۶۰۰۰ سال ق. م است و در غار کمربند (نزدیکی بهشهر) به دست آمده، گواه خوبی است بر اینکه مردم آن زمان از فن ریسندگی و تبدیل پشم به نخ اطلاع داشته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند ولی دلیلی که نشان دهنده‌‌‌ی استفاده از این نخ‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها در صنعت بافندگی باشد، در دست نیست.

«هِرُدوت» مورخ معروف یونانی، از نساجی ایران در ادوار قبل از میلاد تعریف کرده و «فردوسی» شاعر بلند مرتبه از «جمشيد» به عنوان مخترع دستگاه بافندگی یاد می‌کند. اگرچه بر اساس مستندات تاریخی مردم ساکن فلات ایران پیش از آشنایی با ریسندگی و بافندگی، لباس خود را از پوست حیوانات تهیه می‌کردند، ولی با توّجه و بررسی روی مجسمه‌‌‌‌‌‌هایی که از روزگاران پیش به جای مانده چنین استنباط می‌شود که از حدود ۴۲۰۰ سال ق.م.دیگر مردم فلات ایران از پوست حیوانات به طور طبیعی استفاده نمی‌کردند، بلکه از پشم، پارچه‌‌‌‌‌‌هایی می‌بافتند و آنها را لُنگ‌وار و بدون تصرف و برش، بسیار ساده به دور کمر خود می‌پیچیدند.

از جمله‌ی این آثار مجسمه‌‌‌ی کوچک انسانی است از استخوان که به جای دسته‌‌‌ی چاقو به کار می‌رفته و متعلق به ۴۲۰۰ سال ق.م است. لباس این مجسمه که در حفاری‌های کاشان به دست آمده منحصر به لُنگی است که به کمر خود بسته است. نخستین نشانه‌‌‌‌ای که از وجود پارچه‌ی منسوج در ایران موجود است، متعلق به ۴۰۰۰ سال ق.م. است که طی حفریات انجام شده در شوش به دست آمده و برای همین با اطمینان کامل می‌توان گفت در ۴۰۰۰ تا ۳۵۰۰ سال ق.م. بافندگی در شوش رایج بوده و بر روی تیغه‌‌‌‌‌‌هایی از مس که هم اینک در موزه‌های «لوورِ» پاريس و «بوفالوِ» نيويورک موجود است و جزء اشیاء به دست آمده از منطقه‌ی شوش است، آثاری از پارچه‌‌‌‌ای ( احتمالاً کتانی) که تیغه‌ها لابه‌لای آن پیچیده شده بود دیده می‌شود.

از یک میله‌‌‌ی مفرغی که در « تپه حصار» دامغان توسط «اریک اشمید» با آثار دیگری متعلق به ۳۰۰۰ سال ق. م. به دست آمده، مشخص می‌شود که این میله مخصوص ریسندگی بوده و برای تابیدن نخ‌های نازک مورد استفاده قرار می‌گرفته است. این میله را می‌توان نشانه‌‌‌ی پیشرفت و تکامل ریسندگی در آن زمان قلمداد کرد. در ۲۵۰۰ تا ۲۷۰۰ سال ق.م. بافندگی به طور کامل و ظریف‌‌‌‌‌‌‌تر معمول شده و این امر با بافت پارچه‌هایی با سیم‌های طلا و نقره و نیز تهیه‌‌‌ی پارچه‌های مرغوب با استفاده از پشم گوسفند و موی بز کاملاً مشهود است. اگرچه در خصوص وضعیت نساجی ایران در دوره‌‌‌ی مادها اطلاعات چندانی در دسترس نیست، اما از بررسی لباس و پوشاک آنان از روی نمونه‌های سنگ‌تراشی، چنین برمی‌آید که پارچه‌بافی و تولید پارچه‌های دستباف در آن روزگار کاملاً مرسوم و برش و دوخت آن نیز معمول بوده است.

ضمن آنکه بر اساس نوشته‌های مورخان و محققان، رنگ ارغوانی از رنگ‌های بسیار مورد علاقه‌‌‌ی مادها به خصوص در پارچه‌های دستباف بوده است. نساجی ایرانی در دوره‌ی هخامنشی به ویژه در خصوص بافت پارچه‌های پشمی نرم و لطیف مشهور بوده و از کتاب «استر» در «تورات» چنین برمی‌آید که قصرهای پادشاهان هخامنشی با پرده‌های زیبا و رنگارنگ مزّین بوده است و از پارچه‌‌‌ی کتان و نیز پارچه‌های ارغوانی رنگ به علاوه پارچه‌های رنگارنگ دیگر به عنوان البسه‌ی پادشاهان آن دوران نام برده شده است. همچنین از بررسی لباس سربازان جاویدان که در شوش مشاهده می‌شود، متوجه طرح‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و نقوش مفصل آنها می‌شویم.

در دوره‌‌ی هخامنشی همچنین از پارچه‌ی زری نام برده شده و گفته شده است که زری‌های ایران که هم برای جامه و هم برای سراپرده به کار می‌رفته، مشهور آفاق بوده است. ضمناً « از رنگ آبی ایرانی» که بسیار مورد علاقه‌ی هخامنشیان بوده نیز در تولید پارچه استفاده می‌شده است. از منسوجات اشکانی نیز اگرچه چیزی در ایران کشف نشده، ولی بعضی تکه‌های پارچه‌‌‌ی ابریشمی از زمان اشکانی در سوریه به دست آمده است. ضمن آنکه در ناحیه‌‌‌ی لولان واقع در منتها الیه شرقی ایران نیز چند تکه ملیله‌دوزی و قلاب‌دوزی پیدا شده است که منسوب به دوره‌‌‌ی اشکانی است.

بنا به گفته‌‌‌ی اکثریت قریب به اتفاق محققان و پژوهشگران هنر و صنایع ایران به ویژه نساجی و پارچه‌بافی در دوره‌‌‌ی ساسانی ترقی شایانی نموده است. هیوئن تسیانگ، سیاح مشهور چینی که در آغاز قرن هفتم میلادی اوضاع ممالک آسیا را شرح داده است، ضمن اشاره به محصولات صنعتی ایران متذکر شده است که صنعتگران این ملک پارچه‌های ابریشمی و پشمی و چیزهای دیگر می‌بافند. آرتور کریستین سن محقق معروف نیز اظهار عقیده کرده که مسلماً صنعت پارچه‌بافی یکی از صنایع مهم ایرانیان بوده است. تکه‌های زیادی از پارچه‌های دوره‌‌‌ی ساسانی را که گل‌های زیبا و صورت حیوانات عجیب در آنها بافته شده، چه از راه تجارت در قرون وسطا و چه در زمان جنگ‌های صلیبی به اروپا برده‌اند و آنها را لفافه‌ی اشیاء متبرک کلیساها قرار داده‌اند که تا امروز باقی مانده است.

ضمناً اسامی کارخانه‌های تواز، شتا، ری و مرو را که چنین پارچه‌های دستبافی را تولید و عرضه می‌کرده‌اند، محققان ایرانی و عرب در صدر اسلام ثبت کرده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند. همچنین گفته شده است که پارچه‌های ایرانی در زمان ساسانیان به قدری زیبا و نفیس بود که حتی بیرق امپراتوری روم از آن درست می‌شد و پارچه‌های ابریشمی چین را نیز به شدت تحت تأثیر خود قرار داد. نساجی و پارچه بافی ایران در صدر اسلام، پس از مدت کوتاهی وقفه و رکود که ناشی از تغییرات و تحولات عمیقی در جامعه بود، مجدداً رونق یافت. بهترین دلیل بر رونق صنعت بافندگی و پیشرفت آن در صدر اسلام کشور ایران این است که برخی از شهرهای ایران، گزیت و مالیات خود را از پارچه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و منسوجات قیمتی می‌پرداخته‌اند و نویسندگان بزرگی چون یعقوبی، ابن فقیه، ابن رسته، مسعودی، اصطخری، ابن حوقل ، مقدسی و یاقوت حموی در آثار و نوشته‌های خود در خصوص صنعت نساجی و بافندگی شهرستان‌های ایران به ویژه شوشتر و دیبای آن مفصلاً قلم فرسایی کرده‌اند. در فاصله‌ی قرن دوم تا چهارم ه.ق، بافندگی و نساجی ایران رشد و گسترش بیشتری یافت و هم‌اینک در « موزه‌ی صنایع اسلامی» قاهره قطعاتی از پارچه‌های مربوط به دوره‌ی یاد شده نگهداری می‌شود که محل بافت آنها نیشابور و مرو بوده است.

همچنین یک قطعه کتان که در « موزه‌ی متروپولیتن» در نیویورک موجود است، از بافته‌های نساجان نیشابوری در سال ۲۶۶ ه.ق. است. « دوره‌ی آل‌بویه» ( ۲۵۰ تا ۴۲۰ ه. ق .) به سبب پیشرفت خاصی که در امور فرهنگی حاصل شده، ممتاز است. بافته‌های ابریشمی دوره‌‌‌ی مذکور که اغلب تاریخ صریحی روی آنها منقوش است، دارای طرح‌هایی است که نه تنها ادامه‌ی همان نقوش ساسانی خصوصاً در تصویر جانوران است، بلکه بعضی اشکال استادانه هم به آنها افزوده شده است.

اگرچه بافندگی از جمله صنایعی است که همیشه در ایران مقام ارجمندی داشته ولی بعضی از محققین بر این عقیده هستند که از بعضی جهات این صنعت در زمان سلجوقیان به عالی‌‌‌‌‌‌‌‌ترین درجه‌‌‌ی کمال خود رسیده است. شاید فقط ۵۰ تکه از پارچه‌های این دوره در دست باشد، اما همین میزان نیز نقش‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و طرح‌های متعدد را نشان می‌دهند. ضمن آنکه برخی از این گونه پارچه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها با طرح‌های پرکار و به گونه‌‌‌ی دو لایه بافته شده است . از انواع پارچه‌های دوره‌‌‌ی سلجوقی می‌توان به یک نوع پارچه‌‌‌ی ابریشمی اشاره کرد که با تغییر نور، تغییر رنگ می‌دهد و نیز پارچه‌‌‌ی ابریشمی سبک و نازکی که روی آن طرح حیوانات و خطوط کوفی بسیار عالی نقش شده و رنگ‌های آن عبارتند از سبز و سفید روی زمینه‌‌‌ی طلایی و قرمز تیره و قهوه‌ای. روی بعضی از پارچه‌های ابریشمی دوران سلجوقی، طرح‌های مفصل و پیچیده‌ای که اصل آن در زمان ساسانیان به کار برده می‌شد، دیده می‌شود. مانند نقش پرندگان و حیوانات و مرغان خيالى. علاوه بر اينها خط کوفی نیز اضافه شده است، ضمن آنکه قسمت دیگر چنین پارچه‌ای را با گل و برگ پر می‌کردند و یا نقشی را در آن تکرار می‌کردند و یا آن را خالی می‌گذاشتند.