پیشینۀ نساجی سنتی در ایران (بخش دوم)

صنعت نساجی دوران سلجوقی از حیث طرز بافندگی، ابتکار انواع نقشه و زیبایی رنگ به درجه‌‌‌ی عالی رسیده بود و اگر چه از پارچه‌های دوران مذکور تکه‌های زیادی به جای نمانده ولی آنقدر هست که طرح‌های عالی و مهارت فنی بافندگان این عصر را نشان دهد.

زیبایی آنها مربوط به ویژگی‌‌‌‌‌‌هایی است که کاملاً با دوره‌های قبل از سلجوقی تفاوت دارد از جمله آنکه بافنده‌‌‌ی سلجوقی که علاقه‌‌‌‌ای به رنگ‌های مجلل نداشته، تضاد سیر و روشن رنگ‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها را تشخیص داده و غالباً فقط دو رنگ را ترجیح می‌داده است مثلاً آبی کمرنگ یا سرمه‌ای، سیاه یا سبز را بر روی زمینه‌‌‌ی رنگ سفید یا سرخ به کار برده است.

در دوره‌‌‌ی سلجوقی، ری (که به ویژه در زمینه‌‌‌ی یک نوع پارچه‌‌‌ی ابریشمی دو پودی به نام «المنّیر» شهره بوده است)، یزد، کاشان و تبریز از مراکز مهم بافندگی ایران بوده است. در قرون هفتم و هشتم ه. ق. بر اثر افزایش ورود کالاهای چین و اتساع دامنه‌‌‌ی تجارت ایران با آن کشور و در نتیجه‌‌‌ی حملات مغول و آمدن عده‌‌‌ی زیادی از بافندگان چینی به ایران، تأثیر سبک‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و روش‌های تزیینی چین در صنعت نساجی ایران رو به افزایش رفت و بر این اساس طرح‌‌‌‌‌‌هایی از اژدها و عنقا و سایر حیوانات افسانه‌ای و گل لوتس و چوب چلیپا شکل (فاوانی‌ها) و ابرهای چینی (تشی) که منسوجات و پارچه‌های چینی با آن ممتاز بود، مورد تقلید نساجان ایرانی قرار گرفت. ضمن آنکه باید گفت حاشیه‌‌‌ی قماش‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها در دوره‌‌‌ی مغول رنگ شده و در آن تنوع و زیبایی منظره به کار رفته است و بعضی از آنها با خطوط هندسی مستقیم یا منکسر و یا متقاطع زینت یافته است.

صنایع ایران در دوره‌‌‌ی تیموری نیز با وجود جزئیاتی که از صنایع چینی گرفته، اساس ایرانی خود را به طور کامل از دست نداده و اگرچه بیشتر در نقش‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها آثار چینی دیده می‌شود، ولی در طراحی و رنگ‌آمیزی و اصول فنی، همان قواعد و قوانین باستانی پایدار مانده است. منسوجات ایران در دوره‌‌‌ی تیموری در کثرت استعمال نباتات متصل به تزیینات ممتاز است و این همان سبکی است که در منسوجات عراقی و مصری آن دوره مشاهده می‌شود.

صنعت نساجی در دوره‌‌‌ی تیموریان در شهرهای یزد، اصفهان، کاشان و تبریز رونق و پیشرفت بسزایی پیدا کرده و کارخانه‌های این شهرها منسوجات خود را به اطراف و اکناف عالم اسلامی صادر می‌کردند. شاید در یک جمله بتوان گفت: «پارچه‌هایی که نساجان ایران در دوره‌ی صفویه بافته‌اند، در تمام تاریخ هنر نساجی جهان نظیر ندارد. از روی آثار نگارگری و از تکه‌های زیادی پارچه که به جای مانده و در مجموعه‌های مختلف و موزه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها ضبط است، محقَقْ می‌شود که در زمان صفویه برای تمام مواقع و مراسم درباری پارچه‌های بسیار عالی مورد تقاضا بوده است.

پارچه‌های بسیار گرانبها و سنگین برای لباس، چادر، پرده، روپوش و به عنوان خلعت و هدیه به اَشراف و نمایندگان خارجی و حتی برای پاکت مراسلات سیاسی مورد استفاده قرار می‌گرفته است. طرح این پارچه‌ها بسیار متنوع است. نقشه‌های روان و ظریف اسلیمی این پارچه‌ها با گل و بوته و نقش حیوانات که با هنرنمایی و لطافت خارق العاده‌ای تجسم یافته، همراه است و به رنگ‌های درخشان و جالب در پارچه بافته می‌شده است و می‌توان گفت عشق ایرانیان به گل و باغ در هیچ جا بهتر از گل سرخ، لاله، نسترن، و نیلوفرهایی که در نهایت استادی در تار و پود ظریف این پارچه تعبیه شده، تجسم نیافته است.در بسیاری از این پارچه‌های مجلل صحنه‌هایی از شاهنامه و وقایع داستان‌های شعرای دیگر و مناظر و باغ و شکار گنجانده شده است.

یکی از عالی‌ترین و پر پشت‌ترین پارچه‌ها عبارت از زری‌هایی بود که بر روی زمینه‌ی بافته از رشته‌های نقره یا طلا نقشه‌ی کوچکی را به شکل قلمکار مُهر می‌کردند و این نوع پارچه برای لباس‌های رسمی دربار بسیار مورد توجه بود. رایج‌ترین کار این دوران، تولید پارچه‌های ابریشمی به اسم «تافته»، بافت اصفهان و ابیانه است. در دوره‌ی صفویه پارچه‌های چند لایی مهم‌ترین قسمت صنعت بافندگی یزد را تشکیل می‌دهند.

در اواخر قرن شانزدهم میلادی، پارچه‌های دولاییِ دارای چند بافت رواج یافته و در نمونه‌هایی از این نوع پارچه نام «غیاث» به چشم می‌خورد. از انواع پارچه‌های چندلا و چندبافت، نمونه‌ی جالبی از اصفهان موجود است که پارچه‌‌ی آن دولا بوده و یکی از آنها دارای بافت ساده و دیگری بافت اُریب است.

در دوره‌ی صفویه پارچه‌های دارای چندتار و چندپود کاشان به چشم می‌خورد که دارای رویه‌ی صاف و یکنواخت هستند. بعضی از این نوع پارچه‌ها با نخ نقره، گلدوزی شده‌اند و بافت اغلب آنها اُریب است. عجیب‌ترین محصول کارگاه‌های پارچه‌بافی دوره‌ی صفویه مخمل‌های آنهاست که هنوز در تاریخ پارچه‌بافی کسی نتوانسته است محصولی به این زیبایی و از نظر فنی بی‌نقص بسازد ایرانیان مخمل‌های گل برجسته نمی‌بافتند ولی با استفاده از بافت ریز و کم و زیاد کردن بسیار ظریف پودهای پارچه و طول گره‌ها، درخشش و گودی و بلندی به قالیچه‌های مخملی، پرده‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و قطعات چادرها می‌دادند. در دوره‌‌‌ی صفویه بافتن پارچه‌های ابریشمی به دوره‌‌‌ی طلایی خود رسیده و کارخانه‌های ایران بهترین انواع دیبا و مخمل را که با رشته‌های ابریشمی رنگ به رنگی که گاهی با رشته‌های نقره تزیین می‌شد، بافته‌اند.

همچنین بافت پارچه‌ی نقیس و زیبای ترمه، مرسوم و متداول می‌شود و شهرهای یزد و کرمان از مراکز مهم تولید این نوع پارچه محسوب می‌شوند که هنوز نیز چنین است. در فاصله‌‌‌ی قرون ۱۱ و ۱۲ ه. ق. که در واقع دوره‌‌‌ی پایتختی اصفهان در زمان حکومت صفویه است، تولید پارچه‌ی چاپ قلمکار به اوج خود می‌رسد و شهر اصفهان که از دوره‌های قبل، هم یکی از مراکز تولید پارچه‌‌‌ی چاپ قلمکار بود، در این زمینه به شهرت فراوانی دست می‌یابد و محصولات چاپ قلمکار، هم از تنوع بسیار زیاد و هم از کیفیت مطلوب برخوردار می‌شود، ضمن آنکه میزان تولید نیز افزایش چشمگیری می‌یابد. در کتابها و متون قدیمی - و حتی تا حدود ۵۰ سال قبل، - از چاپ قلمکار - که بیشتر بر روی پارچه‌‌‌ی متقال انجام می‌شود- با نام «چیت‌سازی» یاد شده است.

مهم‌‌‌‌‌‌‌‌ترین مراکز نساجی در دوره‌‌‌ی صفویه، هرات، یزد، اصفهان، کاشان، رشت، مشهد، قم، ساوه، سلطانیه، اردستان و شیروان بود که به خصوص کارخانه‌های آنها به نرمی و دقّت در بافت و تناسب رنگ‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و زیبایی معروف شده است. در فاصله‌‌‌ی قرون ۱۲ تا ۱۴ ه. ق . و نیز دوران معاصر، دستبافی ایران رشد و رونقی را که در گذشته داشت، از دست داد و به ویژه تولید پارچه‌های نفیسی چون مخمل، زری، ترمه و دارایی و همچنین پارچه‌های ابریشمی رو به کاهش گذاشت و از تعداد بافندگان پارچه‌های دستباف به ویژه کاسته شد، ولی در هر حال امروزه هم دستبافی به خصوص در مناطق روستایی و عشایری تا حدودی مرسوم و متداول بوده و تولید پارچه‌های نفیس به کارگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و مراکز اندکی محدود شده است.

هم‌اکنون مراکز مهم تولید پارچه‌های دستباف ایران، استان‌های یزد، خراسان، مازندران، گلستان، گیلان و خوزستان هستند و پارچه‌های نفیسی چون زری و مخمل هم تنها در مراکز میراث فرهنگی کشور در تهران و کاشان و هنرستان هنرهای زیبای اصفهان تولید می‌شود و ترمه بافی نیز توسط صنعتگران معدودی در شهرهای کرمان و یزد انجام می‌شود و پارچه‌‌‌ی دارایی هم در دو کارگاه شهر یزد آن هم به تعداد محدود تولید می‌شود.