پیشینۀ هنر قلمزنی در ایران (بخش سوم)

هنر قلمزنی دورهٔ سلجوقی

سلجوقیان در اوایل سدهٔ پنجم قمری (۴۲۹) از ترکستان به ماوراءالنهر آمدند و سکونت گزیدند و سپس خراسان، بغداد، شمال عراق، سوریه، ارمنستان و آناطولی را متصرف شدند. با علاقه‌ای که حکام سلجوقی به هنر داشتند، هنر قلمزنی همچون سایر رشته‌‌های هنری حمایت شد و گسترش چشم‌گیری یافت. می‌توان از شهرهای نیشابور، مَرو (در ترکستان امروزی) هرات، بلخ در افغانستان کنونی) به عنوان مراکز مهم ساخت آثار قلمزنی یاد کرد. اجرای نقوش قلمزنی بر روی ظروف در زمان سلجوقیان به ویژه در مکتب خراسان به اشکال گوناگون همچون نواختن آلات موسیقی، رقص، انسان نشسته بر روی تخت به صورت صور فلکی، حیوانات چهارپا در حال جَست و خیز به ویژه خرگوش با گوش‌‌های بلندتر از حالت طبیعی و نقوش پرندگان و گیاهان چون برگ مو، پیچک بر زمینه اشیای قلمزنی و به شیوه‌‌های بسیار زیبای آن روز تزیین می‌شد.

ایجاد نقوش گیس‌بافت شامل نوارهایی در تزیینات ظروف به شیوه و سبک بسیار زیبا متداول شد. در این دوران ترصیع فلزات به صورت مفتول‌های طلا، مس و نقره و یا ترصیع ظروف مفرغی با مفتول مس رایج شد.

از کارهای بسیار زیبا در این دوره مشبک‌کاری روی فلز است. شیوه ترصیع فلزات (مس و نقره‌کوبی) به این‌گونه انجام می‌شد که طرح مورد نظر را بر روی شیء نقش می‌زدند. سپس محل طرح را با قلم گود و یا خالی می‌کردند، بعد با مفتول مس یا نقره، یا جواهرات دیگر، فضای خالی را پُر کرده و آن را چکش‌کاری می‌کردند.

در مرحله نهایی با تیز کردن آتش آن را مسطح می‌کردند به گونه‌ای که شیء یک تکه به نظر می‌رسید و سپس با سنگ عقیق یا پشم آن را صیقل می‌دادند. در پایان این دوره نقوش هندسی مثل لوزی، دایره و غیره با انواع نقوش گره، توأم با نقطه‌چین رایج شد و قلمزنی بسیاری از ظروف با این نقوش و موتیف‌ها، معمول گردید و همین روش مقدمه‌ای برای اجرای نقوش گره و ترکیب آن با نقوش انسانی و حیوانی در ادوار بعدی اسلامی به ویژه دوره مغول و تیموری شد.

هنر قلمزنی خراسان که در قرن پنجم و ششم قمری، هم‌زمان با حکومت سلجوقی در شرق به ویژه خراسان و ماوراءالنهر تکوین یافته بود، پس از حمله مغول به دلیل ویران شدن بسیاری از مراکز هنری این منطقه و مهاجرت هنرمندان به غرب و میان‌رودان، در آن نواحی تداوم یافت. هنر فلزکاری خراسان از شرق شروع شد و در غرب رشد و گسترش یافت.

هنر قلمزنی در دورهٔ مغول و تیموری

با حمله مغول به ایران در سال ۶۱۸ ق شهرهای ایران ویران شد و هنرمندان مجبور به ترک مراکز عمدهٔ هنری در خراسان شدند و به سرزمین‌‌های دیگر چون: فارس، آذربایجان، موصل در شمال عراق، سوریه و مصر، مهاجرت کردند و در نتیجه هنر قلمزنی در این مراکز تحت حمایت حکام آنان قرار گرفت. با تصرف سوریه توسط غازان‌خان در اوایل سده هشتم قمری هنرمندان قلمزن مورد حمایت ایلخانان قرار گرفتند و بعدها شهرهای حَلَب، دیار بکر، موصل، شیراز و تبریز از مراکز بزرگ هنر قلمزنی به شمار آمدند در این زمان در اثر تبادل افکار هنرمندان، در این هنر تحوّلی پدید آمد و آثار قلمزنی تحت تأثیر هنرهای بومی قرار گرفت، به گونه‌ای که در سوریه و مصر نشانه‌‌های این تحوّل بیشتر به چشم می‌خورد.

به دنبال آن هنر قلمزنی در شرق و شمال‌ شرق ایران برای مدت کوتاهی دچار رکود شد. ساخت ظروف از نظر حجم و شکل همچنان به شیوه رایج در خراسان انجام می‌شد، اما اجرای نقوش قلمزنی بر روی ظروف تغییر کرد، از جمله اجرای نقوش گیس‌بافت که در خراسان پنج ردیف انجام می‌شد، در این زمان بیشتر شد و کلمات و عبارات مرسوم در سوریه جای عبارات رایج در خراسان را گرفت. پوشش مغولی به ویژه نقوش کلاه و لباس آنان جانشین طرح‌‌های پوشاک سلجوقی شد. ترصیع و دُر نشاندن ظروف در این زمان به تقلید از دورهٔ سلجوقی تداوم یافت.

استفاده از هنر خوشنویسی در قلمزنی به وفور گسترش یافت و ظروف زیادی از این گونه ساخته و تزیین شد. با حملهٔ تیمور به ایران در سال ۷۷۱ ق، سرزمین‌‌های ماوراءالنهر و خراسان به تصرف تیموریان درآمد. تیموریان چون به هنر علاقه وافر داشتند، هنرمندان را از مکان‌‌های دیگر در خراسان گرد آوردند و حمایت کردند، به گونه‌ای که هرات دوباره رونق هنری خود را بازیافت و بزرگترین مرکز هنری آن روز شد.هنر قلمزنی در این شهر بسیار درخشید.

در این زمان به وسیله ریخته‌گری و قلمزنی روی فلز تحت تأثیر مسائل فرهنگی آن روز، ظروف بزرگ فلزی از جمله سنگاب‌‌هایی برای مساجد ساخته شد. از جمله ظروف سنگاب گور امیرتیمور در سمرقند است که اکنون در موزهٔ ارمیتاژ نگهداری می‌شود. سنگاب‌‌هایی نیز از قرن هشتم در مسجد جامع هرات و در موزهٔ آستان قدس موجود است. در آغاز دورهٔ تیموری هنرمندان، اشیای فلزی را به شکل ساده و بی‌پیرایه، اما برجسته با ایجاد خطوط و کتیبه‌‌های زیبا می‌ساختند.

در این زمان اشیای فلزی بسیاری از مس، برنج، مفرغ، آهن و فولاد چون ظروف و اسلحه‌‌های نقره و طلاکوبی ساخته شد. با گذشت زمان در ساخت اَشکال ظروف دگرگونی پدیدار شد و ظروفی چون پایه شمعدان، بشقاب، لگن و غیره متناسب با نیازهای فرهنگی روز به سبک سلجوقی؛ و ظروف آب‌خوری با بدنه گرد و دهانه گشاد و کاسه‌‌هایی به شکل نیم کروی با درپوش‌‌های محدب ساخته شد.

در این دوره ظروف مسین قلع اندود شده رواج بسیار یافت. اکثر ظروف این زمان با نقوش گیاهی، چون گل و برگ و غنچه و برگ‌‌های نوک‌تیز و نقوش اسلیمی قلمزنی می‌شد. بر روی بسیاری از ظروف نگارش کتیبه‌‌ها به صورت ادعیه و احادیث و آیات قرآنی توأم با اشعار فارسی جلوه‌گر شد. در هنر قلمزنی دوره سلجوقی، سنت‌‌های گذشته به ویژه در ساخت ظروف تداوم یافت. اما به تدریج در شیوه تزیین و حکاکی و قلمزنی دوره تیموری تحولاتی پدید آمد. نقره‌کوبی روی فلزات به وفور اجرا می‌شد، این شیوه در دوره صفوی به اوج شکوفایی و کمال خود رسید.

هنر قلمزنی در دورهٔ صفوی

در عصر صفوی که دوران طلایی هنر ایران به شمار می‌رود، هنر قلمزنی با حفظ سنن گذشته ادامه یافت و همچون دوره پیش، استفاده از فلزات گوناگون به طور گسترده در ساخت اشیای ارزشمند طلاکوب مرسوم بود. در این دوران قلمزنی بسیار گسترش یافت. اجرای نقوش ظریف و بسیار ریز و زیبا جای نقوش درشت و ضخیم را در تزیین اشیا گرفت. زرکوبی فلزات گسترده‌تر شد، ظروف قلمزنی و مشبک‌کاری که در دوره سلجوقی رایج شده بود در این زمان با کاربرد انواع خطوط به ویژه نستعلیق از زیبایی دو چندان برخوردار شد و مضامین نگارگری با همان ظرافت بر روی ظروف قلمزنی شد.

در این زمان در شکل و تزیینات نقوش روی ظروف تحولات شگرفی پدید آمد. ساخت شکل ظروف در احجام و ابعاد بزرگتر از جمله شمعدان‌‌ها با پایه‌‌های پهن، بدنه استوانه‌ای و لبه تخت به خارج برگشته و دارای درپوش، ساخت جام‌های قلع اندود و قلمدان برنجی با دو لوله و دوات متصل به دو لوله آن، تنگ و آبخوری به همراه ادوات جنگی، زره‌پوش و شمشیر به شیوه‌های بسیار زیبایی زرکوبی شده از ویژگی قلمزنی دوره صفوی است.

در این زمان ظرافت و زیبایی نقوش اسلیمی و گیاهی بر روی ظروف بیشتر شد، نقوش انسانی و حیوانی که در دوره تیموری تقلیل یافته بود، دوباره به شکل گسترده روی ظروف رایج شد و از زیبایی دو چندان برخوردار گردید. در اثر گسترش اعتقادات شیعی، استفاده از اشعار مذهبی ویژهٔ شیعه و نگارش خطوط و کتیبه‌ها با اسامی مقدس، خدا و رسول (ص)، امامان و پیشوایان شیعی و نیز اشعار نغز و دلنشین فارسی به خط شیوای نستعلیق به طور گسترده بر روی ظروف قلمزنی و حکاکی شد، همچنین کاربرد مس مرغوب در این دوره نسبت به دوره قبل که از مس زرد رنگ استفاده می‌شد، در این آثار از جلا و درخشش بیشتر برخوردار است.

این هنر در زمان صفوی همچون دیگر رشته‌های هنرهای سنتی ایران از چنان ظرافت و زیبایی برخوردار شد که امروز در جایی که به اوج شکوفایی می‌رسد، تقلیدی از سبک دوره صفوی است. اشیای برنجی که تا قرن پنجم هجری رواج داشت در این زمان دوباره رونق گرفت، اکثر ظروف مسی، سفیدگری و از آهن و فولاد در ساخت ظروف استفاده می‌شد.

تزیینات با ترصیع ظروف با طلا و نقره و جواهرات و سنگ‌‌های قیمتی به صورت دُر نشان روی اسلحه و شمشیر رونق گرفت. با حمله افاغنه به ایران و سقوط دولت مقتدر صفوی، هنر قلمزنی به خاموشی گرایید، اما هنرمندان گمنامی در گوشه و کنار به احیای این هنر اشتغال داشتند و این هنر در زمان افشاریه و زندیه به تدریج به حیات خود ادامه داد.

هنر قلمزنی در دورهٔ قاجار

در زمان قاجار به دلایل بی‌اعتنایی حکام قاجار به هنر و حمایت نکردن از هنرمندان، هنر قلمزنی همچون رشته‌‌های دیگر هُنری رو به ضعف نهاد؛ اما ساخت شمشیر با فولاد که در دوره صفوی رونق داشت ادامه یافت. در این دوران ساخت جعبه‌‌های قلمزنی با نگارش خطوط و خوشنویسی و طلاکوب و اسطرلاب‌سازی به شیوه قلمزنی و مشبک‌کاری مرسوم و متداول بود. در دوره قاجار سنت ساخت علامت به طور جدی آغاز شد و تا امروز ادامه دارد که خود یکی از مکاتب هنر قلمزنی است.

همزمان با قاجار ساخت وسایل روزمره از مس سفید کرده به صورت طاس، لگن، مشربه و سینی و نظیر آن با اشکال گوناگون رواج داشت. نقوش قلمزنی شده بر ظروف مسی و برنجی، اکثراً نقوش اسلیمی و گل‌‌های درهم پیچیده‌ای است که نقوش حیوانات و پرندگان بسیاری را دربرگرفته، که نقوش برخی از حیوانات مثل میمون و فیل بومی ایران نیستند.

گل و برگ مو و پیچک که بر ظروف مشبک‌کاری پدید آمده و بر روی آنها قلمزنی شده از دیگر ویژگی‌‌های این هنر در این دوره است. اما به طور کلی در اواخر دوره قاجار در اثر کم‌توجّهی به هنرمندان، کساد بازار و مشتریان ظروف قلمزنی، این هنر مدت‌‌ها در غربت به سر می‌برد. در واقع اشیای هنری قلمزنی و تعداد آثار بازاری و معمولی، بر آثار واقعی هنری فزونی یافت و این کیفیت کم و بیش تا سال‌‌ها ادامه داشت.

هنر قلمزنی در دورهٔ معاصر

هنر قلمزنی در اوایل دوران متأخر به ویژه از اوایل دوره پهلوی تاکنون دچار یکنواختی و تقلید صرف از سبک‌‌های دوران سلجوقی و صفوی شده و بیشتر جنبه بازاری به خود گرفته است. در سال‌‌های اخیر حیات دوباره این هنر و زنده کردن سنن ارزشمند گذشته به همراه نوآوری‌‌هایی در آن، مدیون تلاش هنرمندان قلمزنی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری است که از زمان تأسیس این کارگاه در سال ۱۳۳۵ ه.ش و انتصاب هنرمند شایسته (مرحوم) استاد محمود دهنوی به سرپرستی این کارگاه‌ها، این هنر جان تازه‌ای یافت و گامی نو در توسعه و گسترش این هنر برداشته شد.

این حرکت نخست با ارائه طرح‌‌ها و نمونه‌‌های بارز و منحصر به فرد، که با آثار عرضه شده در بازار متمایز بود، آغاز شد و الگویی برای هنرمندان به شمار رفت. در این راستا ابتدا مناسب‌ترین شیوه پرداختن به روش‌‌های گوناگون و نمونه‌‌های اصیل هنر قلمزنی بود که به بوته فراموشی سپرده شده بود.

در این کارگاه‌‌ها اشکال متنوع قلمزنی ادوار گذشته، چه آثار پیش از اسلام و چه نمونه‌‌های برجسته دوران اسلامی مورد پژوهش و بررسی قرار گرفته است؛ و تلاش شده که انواع مهم و بدیع این آثار از نو ساخته و اجرا شود؛ و نمونه‌‌هایی از آثار منحصر به فرد، در موزه‌‌ها گذاشته شود در دسترس عام قرار گیرد. با تلاش بی‌وقفه هنرمندان فنون از یاد رفته در زمینه‌‌های قلمزنی اصیل و ارزشمند احیا شد، به گونه‌ای که آثار ساخته شده از جهت طرح و نقش و اجرا با آثار گذشتگان برابری می‌کند.

کشف رموز هنری و زیبایی آثار گذشتگان و استفاده از طرح‌‌های طراحان و نقاشان معاصر سبب شد، تا هنرمندان رشته قلمزنی با الهام از ذوق و اندیشه قدما و شیوه‌‌های سنتی، دست به نوآوری‌هایی بزنند و آثاری خلق کنند که در نوع خود بسیار زیبا و کم‌نظیر است.