پیدایش نقاشی ایرانی (بخش دوم)

خلیفه اموی که کاخ کوچک عمرا را در بیابان شام بنا نموده دیوارهای کاخ را زینت کرده و سقف آن را با نقوش و تصاویری زیبا و دلکش منقش ساخته و خلفای عباسی که کاخ‌های خود را در سامرا (سر من رای) به نقش و نگارهای رنگارنگی آرایش نموده‌اند و شاهان ایران از خانواده امیر تیمور گورکان که فن نقاشی در دوره ایشان رونق و شکوهی تمام پیدا نموده و در تحت سرپرستی و رعایت ایشان «بهزاد» بزرگترین نقاش ایران بوجود آمده و نیز سلاطين مغول در هندوستان و آل عثمان در ترکیه تمامی آنان پیرو مذهب تسنن بوده‌اند.

نهایت گفتار آنکه مسلمانان از شیعه و سنی بر کراهت مجسمه سازی و کشیدن صور جان‌دار (ذی روح) اجماع و اتفاق دارند به واسطه آنکه در این دو تقلید از کار خدای آفریدگار عزوجل می‌باشد و هم برای آنچه که از حدیث رسیده:  

«ان الملائكة لا يدخلون بيتاً فيه كلب و لا تصاویر» فرشته داخل خانه‌ای که در آن سگ و تصاویر است نمی‌شوند.

«ان اشدالناس عذاباً عندالله يوم‌القيمة المصورون» ( به تحقیق کسانی که عذاب ایشان از هر کس نزد خدا در روز قیامت سختتر است صورت کشان می‌باشند)

«ان‌الذين يصنعون هذه‌الصور يعذبون يوم القيمة و يقال لهم احيوا ما خلقتم»

به تحقیق کسانی که این صورت‌ها را می‌کشند در روز قیامت عذاب می‌شوند و به آنها گفته می‌شود زنده کنید آنچه را که آفریده‌اید.

بدین جهت مسلمانان در آغاز کار به ایجاد و ابداع کشیدن رسم‌های زیبا و دلربا میل نموده و از آن پیروی کردند و صور جان‌دار در آنها وجود نداشت و هم از اشکال نباتی و هندسی که بعضی در دیگری مداخله می‌نمود درست کرده و فن آرایش و تزیین از مشخصات و مزایای فنون اسلامی گردید و طولی نکشید که خط عربی برای مسلمین در مورد تحریر و آرایش‌کاری و نگارش با رسم بنای همسری و رقابت و زور آزمائی را گذاشت.

علی‌رغم همه اینها مسلمين بهتر صورت‌کشی ذی روح پی برده و در آن رشته کار کردند تا اینکه ادواری رسید که هنر و فن تصویر در آنها جلوه و شکوه و رنگی و رونق زیاد یافته و پیشرفتی تمام نمود و بزرگترین اثری که اکنون به نظر ما رسیده بقایای صوری‌ است که در صدر اسلام عمل آن انجام گرفته و کار آن زمان است.

اثر مذکور نقاشی کاخ کوچک عمرا است که موزیل (Musil) دانشمند اطریشی در سال ۱۸۹۸ آن را کشف نموده و این آثار در طرف شمال شرقي بحرالميت قرار گرفته و بیشتر اندیشه بر آن می‌رود که خلیفه اموی این مکان را در اوایل قرن هشتم میلادی برای آسایشگاه یا جهت محل سرگرمی و خوشی و عیش و نوش خود ساخته است.

بنای این کاخ از حجرالجير (سنگ‌های گچی) بالا رفته و شامل ایوانی دراز و طولانی بوده که در آن چند تالار برپا شده بود و بر سقوف این ابنیه نقش و نگارها قرار داده و بین آنان یکی از شاهان شش‌گانه جهان را نشان می‌داد که خلفای امری آنها را شکست داده بودند.

و هم در آنجا صور دیگری است که شامل سازنده‌ها و نوازندگان و اشخاصی در هند و عریان بوده و جمعی دیگر که به پاره‌ای از کارهای بدنی و ورزش مبادرت نموده‌اند. سپس مناظری از شکارگاه حیوانات بیابانی را نشان می‌دهد و در تالار عالی آن صورت امیری است که شاید این کاخ از برای او بنا شده - علاوه براین فن کشیدن تمام این تصاویر و نقوش از جمله فنون و هنری است که تقریبا جزء فنون و هنر بیزانطی و رومی بوده و تا حدی به فن زمان ساسانیان تأثر یافته و رنگی آن هنر را به خود گرفته.

برای ما نقوش و تصاویر کاخ کوچک عمرا تفاوت زیادی با مشاهدات و مناظر بعد از آن نسبت به نقوش دیگر ادوار اسلامی دارد. چنانکه این تفاوت در آنچه که دو استاد معروف زاره «سار» و «هرتسفلد» در سامرا «سر من رای» بر آن آگاهی یافته‌اند به خوبی نمودار است و اثر مزبور در کاخی است که معتصم خلیفه عباسی در ۸۳۸ میلادی در شمال عراق بنا نموده و آن را پایتخت و مرکز خلافت خود قرار داده و این محل را خلیفه برای فرار و گریز از صدمه و تزاحم سپاهیان ترك خود اختیار نموده و ساکنین این مکان پناه آورده، شهر جدید در دوره جانشینان معتصم وسعت و آبادی زیادی پیدا نموده تا اینکه معتمد خلیفه در (۸۸۳ م) ۲۷۰ هـ آنجا را وا گذاشته و دوباره مرکز خلافت خود را به بغداد انتقال داد.

کاوش‌ها و حفاری آثار قدیمه و خرابه‌های سامرا باعث اکتشافات زیادی شده و هیئت آثاری آلمانی که در رأس ایشان دو استاد دانشمند نام برده بودند به اینکار اقدام نموده و مسجد جامع متوکل را که پوشیده و مستور بوده با مناره آن که معروف به ملویه و نمونه‌ای از مناره مسجد طولون مصر می‌باشد معلوم داشته‌اند و نیز آثار خرابه‌های زیادی را کشف نموده‌اند که بر دیوار آنان نقش و نگارهای هندسی و نباتی است و یا از اشکال کنده‌کاری است که در گچ به عمل آمده.

ولیکن چیزی که اکنون ما را بیشتر به اندیشه زیاد وامیدارد و از جمله آثاری است که علمای حفاری بر آن علم و اطلاع یافته‌اند آنها نقوش رنگینی است که از حيث موضوع و طرح به نقش و نگار قصر کوچک عمرا شباهت دارد چنانکه در بعضی از آن بدن‌های برهنه و برخی زن‌های رامشگر و شکارگاه و صور حيواناتی دیده می‌شود و با اینکه ما از مصادر و منابع تاریخی و از امضاهائی که بدست آمده می‌شناسیم که هنروران فنی مسیحی در کار این نقوش همدستی و شرکت نموده‌اند، معذلك طرز کار و وضع صنعت آن جدا شده و پدید آمده از دوره ساسانی است حتی اینکه استاد هرتسفلد آنها را آخرین مثال و نمونه نقاشی در این فن می‌شمارد.

شاید نزدیکترین نقوش اسلامی به آثار نقش و نگار سامرا نقش و صوری باشد که دارالاثارالعربيه مصر در زمستان سال ۱۹۳۲ در جبهه ابی‌السعود در جنوب قاهره بدست آورده و بدان آگاهی یافته. آثار مزبور مربوط به دوره و زمان دولت خلفای فاطمی می‌گردد و از صوری درست شده که بر دیوارها بوده و در صنعت نقاشی آن تأثیر فن نقاشی ایرانی نمودار و آشکار است و ما در برخی از آن مناظری را می‌بینیم که یک رشته از دانهای سفید بر زمینه سیاه قرار گرفته و در بعضی از آن صورت و چهره‌های کسانی دیده می‌شود که یکی از آنان جامی به دست راست خود دارد و طرز نقاشی آن همانطور است که ما در بسیاری از نقش و نگار ظروف و اوانی سفالی دوره‌ی ساسانی دیدیم و در دیگری رسم و صورت دو پرنده برابر یکدیگر است که روی دو شاخه گیاه سرخ رنگی نشسته‌اند و در اطراف آن رشته‌های سیاهی است که آنها را لکه‌های سفیدی فراگرفته و در دومین نقش سر جوانی است که به طرف چپ نگاه می‌کند. در شکل سوم صورت بانوئی است که لچك سر خود را به طرف راست آویخته. دارالاثارالعربيه مصر این اکتشاف خود را برای نخستین‌بار در نمایشگاه صنایع ایرانی در سرای تجران پاشا در دو ماه ژانویه و فوریه ۱۹۳۵ نمایش داده.

اما درباره آرایش و تزیین کتاب‌ها به صور کوچك این تنها میدانی است که ایرانیان گوی سبقت را در آن ربوده‌اند - ما می‌دانیم که صنعت کاغذ سازی را مردم سمرقند در نیمه قرن دوم (۸ میلادی) از چینی‌ها فراگرفته‌اند و بعد از آن طولی نکشید که این عمل در دنیای اسلامی در اواخر قرن سوم هجری (۹ م) شیوع یافته و در تمام قلمرو کشور اسلامی معمول گردید.

شاید قدیمی‌ترین صور كوچك یا نقاشی خرده‌کاری «مینیاتورسازی» استادان اسلامی که به ما رسیده آن باشد که در «فيوم» و «اشمونين» به آن اطلاع یافته‌اند و اکنون صور مزبور در وین پایتخت اطریش بایگانی شده و محفوظ است و جزء مجموعه (کلکسیون) آرشیدوک رینر می‌باشد، تاریخ نسخه‌های خطی که دارای این تصاویر است مربوط به قرن سوم و چهارم هجری است و در صنعت تصاویر مذکور تأثیرات رومی (بیزانطی) و قبطی و حبشی و ساسانی مشاهده می‌شود.

ظن غالب این است که صنعت اینگونه نقاشی و ساختن صورت‌های کوچک جهت آرایش کتب و نامه‌های خطی در ایران و عراق در قرن سوم به معرض بروز و ظهور رسیده و گمان ما بر این است که مسلمانان برای انجام این صنعت در آغاز کار استادان غیر مسلمان را استخدام نموده باشند، تا اینکه دوره این عمل به زمان تتبع و اقتباس پیروی و تقلید منتهی گردیده.

مسلمانان توانسته‌اند که در عمل خود ممارست نمایند و صوری را که ایشان برای خود سرمشق و نمونه گرفته و از آن تقلید نموده‌اند. نقاشی‌های مانوی و مینیاتورهای مسیحیان يعاقبه بوده و بسا هست که مسلمین از نقاشی نساطره (نسطوري‌ها) نیز تقلید نموده و از هنر ایشان اخذ و اقتباس کرده‌اند.

با این وصف آنچه را که ما از مصادر تاریخی نسبت به وجود نسخه‌های خطی شناخته و بدان آگاهی یافته‌ایم فقط در میان آنان نقاشی‌های ریزه‌کاری و مینیاتور مربوط به دو قرن نه و ده میلادی است و بعد از آن قدیمی‌ترین چیزی که از ایران و عربستان و شام به نظر ما رسیده راجع‌به دو قرن دوازدهم و سیزدهم بوده و مجموعه‌ایست که مورخين فن اسلامی نام مدرسه عراق با هنرستان بغداد را به آن داده‌اند.