وضعیت هنر نقاشی در هنرستان هرات

آئین سیاست دولت امپراطوری تیمورلنگ به ایجاد و تأسیس هنرستان‌های فنی چندی اقتضا نمود و در عین اینکه او در پایتخت دولت امپراطوری خود مشغول به اداره نمودن امور کل کشور پهناور خویش بود، اینگونه هنر و فنون را نیز رواج و رونق می‌داد در نواحی مختلفه هم امرائی بودند که حکومت کرده و قلمرو فرمانفرمائی خود را شبیه‌ترین چیز به کشور‌های متحده می‌نمودند چنانکه هر امیر از خود درباری داشته و در بعضی احوال نظام وراثی امور حکومتی و فرمانفرمائی همانطور بود که در پایتخت کشور پهناور امپراطوری اجرا و پیروی می‌شد.

مثلا می‌بینیم که شاهرخ در دوره زندگانی پدرش تیمورلنگ حاکم خراسان بوده و چون او وفات یافت پسرش جانشین وی شده او نیز در خراسان اقامت گزیده و هرات را پایتخت کشور خود نمود، حکومت نواحی ماوراء‌النهر که سمرقند مرکز آن بود به‌ الغ بيك داده و ابراهيم سلطان را حاکم شیراز و حدود فارس نمود.

شاهرخ پادشاهی بزرگوار و رشید و باوقار بوده و کشور ایران در دوره شاهی او به آرامش و امنیت گذارنیده و شهر هرات مرکزی مهم از برای پیشه و هنر نقاشی گردید و این پادشاه در آنجا کتابخانه مهمی تأسیس نمود.

موقعی که پسرش بایسنقر حکومت عمومی قسمت هرات گردید او هم کتابخانه دیگری با هنرستان و دارالفنون از برای ترویج و تکثیر پیشه و هنر ترتیب داده و در آنجا نقاشان و تذهیب کارهای خوشنویسان و جلدسازهای زبردست و سرآمدی را جمع‌آوری نمود و این به نگاه هنری کارهای مهمی را به نوبت خود در عمل نقاشی و کار تذهیب انجام داد. اساتید مذکور کسانی بودند که از شیراز و تبریز و سمرقند به ھرات آمده و در آنجا انتقال و تمرکز پیدا نمودند. روابط ایران با کشورهای خاور دور از جهت استوار نمودن بنای دوستی و ارتباط هیچ‌گاه و زمان به آن پایه نرسیده بود که در دوره شاهرخ رسیده، زیرا که در این دوره هیئت‌ها و مأمورین علمی و فنی اعزامی ما بین ایران و ممالك خاور دور آمد و شد نموده و مبادله می‌شدند و شاید این امر مربوط به تغيير دو خانواده‌ای باشد که در آن دوره حکومت می‌نمودند.

پس همانطور که حکومت مغول ایران در اواخر قرن هشتم هجری (۱۴ م) به انتها و پایان رسید، در همین بین حکومت خاندان يوان (Yuan) مغولی خاتمه پذیرفت ۱۳۸۰م – ۱۳۶۷ م و به جای آنها خانواده‌ی منگ ۱۶۴۶م جانشین ایشان گردید.

از جمله چیزی که بیشتر جلب نظر می‌کند آن است که بایسنقر با یکی از این هیئت اعزامی علمی که به چین سفر کرده ۷۲۳ھ ۔ (۱۴۲۰م) نقاشی را که نام او «غیاث الدین» بود همراه نموده و او را مکلف و مأمور داشته که هر چه را از آثار بدیعه در راه و خط سیر خود می‌بیند صورت آن را کشیده و چگونگی آن را شرح و وصف دهد.

غیاث‌الدین این مأموریت را انجام داده و توصیف عمل او را كمال‌الدين عبدالرزاق در کتاب «مطلع‌السعدین» خود که آن را مستشرق معروف کاتر میسرQuatremere» » به فرانسه ترجمه نموده و نقل و حکایت کرده، بعید نیست که غیاث‌الدین موقع برگشتن خود از آنجا بعضی از استادان فنی و سرآمدان چینی را با برخی از کارها و نمونه عملیات و هنر ایشان را با خود به همراه آورده باشد. در هر صورت نقش و رسم چینی و هنر صورتگری آنان در ایران معروفیتی تمام یافته، امراء و رجال فنی از آن تقديرها کرده و در پی این کوشش‌ها می‌نمودند و در جمع آن اصرار داشتند و برای این فن تاثیری زیاد بوده که کشف و ايضاح و تمیز و تشخیص آن برای ما بی‌اندازه مشکل است ولیکن وقتی که ما آن را در دست گرفته و مشاهده نمودیم و درباره وجود آن قطع پیدا کردیم، خواهیم دید دقت و مراقبتی را که صنعت تصویر و نقاشی بدان نائل گردیده در هنرستان هرات بوده، علاوه بر این بعضی از دور که به نظر ما رسیده دیده ‌ایم که در آنها عوامل چینی و ایرانی دوش به دوش یکدیگر قرار گرفته وليكن با هم اختلاط و آمیزش یافته و وحدتی قوی و تمام چنانکه در هنرستان تیموری داشته در اینجا ترتیب نداده است.

واضح‌تر از تمام صور صورتی است که در آن شاخه درختی ترسیم شده که بر آن گنجشک‌ها نشسته‌اند و شخص تصور می‌کند که صورت مذکور از مصنوعات عصری منگ (Ming) در چین است سپس در زیر آن خسرو و شیرین دو عاشق و معشوق ایرانی به لباس ایرانی و صورت چینی ترسیم شده و به طوری مبهم است که مورخین فنی از جزم به اینکه استاد سازنده این تصاویر ایرانی است که فن و صنعت چینی را تقلید نموده و یا چینی است که از هنر و کار ایرانی تقلید کرده عاجزند.

وليكن ظاهرترین چیزی که موجب و مسبب تاثیر فارسی در فن دوره تیموری است عمل جلد سازی آن زمان می‌باشد که با تصویر حیوانی که با اسلوب فن چینی زینت شده انجام گرفته و از جمله مشخصات مینیاتور وصور‌های کوچک مدرسه هرات ترسیم و نقش سرهای انسانی و حیوان است که برای آرایش در مینیاتورهای ارمنیه با صور کوچکی که استادان ارامنه کشیده‌اند دیده و شناخته می‌شوند که تاریخ آن به اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری مربوط است (اواخر قرن ۱۳ و اوایل قرن ۱۴ م).  

از جمله صور مهمه‌ای که به هنرستان هرات نسبت داده‌اند صورتیست که در موزه هنرهای زیبای پاریس وجود دارد که صورت مزبور رسیدن امیر همای را به دربار چین نشان داده و تاریخ آن راجع‌به سال ۸۳۴ ھ (۱۴۳۰ م) است و در آن صنعتی مخلوط و متناسب از صنعت لطيف و اسلوب ظریف ایرانی و جمال و زیبائی فن چینی در دوره منگ (Ming) ملاحظه می‌شود.

علاوه بر این اثر آمیزش اسلوب فنی چینی در زمان منگ به تقليد فنی ایرانی در تصاویر نسخه خطی «معراج نامه» که اکنون در کتابخانه ملی پاریس محفوظ است مشکل نبوده و به آسانی واضح خواهد شد.

نسخه مذکور در سال ۸۴۰ هجری (۱۴۳۶ م) در هرات برای شاهرخ نوشته شده و بیشتر تصویر آن دارای وضع مربعی‌شکل و از متن نسخه خطی جدا و مستقل می‌باشد و دیده می‌شود که حضرت پیغمبر صلی الله عليه و آله روی براق سوار گردیده و جبرئیل در جلو آن حضرت قرار گرفته و فرشتگان اطراف او را احاطه کرده و در آسمان‌ها سیر و گردش می‌کنند و پیغمبران دیگر به آن حضرت روبر و مقابل می‌شوند و در صور فرشتگان ملاحظه می‌شود که صورت‌های ایشان گرد و مستدير و چشمان آنها کوچک و ریز و منحرف می‌باشد و تأثیر شکل و قیافه فن چینی را در صورت از خود نشان می‌دهد چنانکه تاثیر این فن به فن چینی در اشکال و تقلیدی که بر این روش ترسیم شده هویدا و ظاهر است، به طوری که ما می‌بینیم در صورت حضرت رسول و یاران او یک نوع طرح زیبائی و ظرافت کاریست که نمونه صنعت عربی و ایرانی را از خود نشان می‌دهد.

این صورت‌ها روی هم رفته جزء هنرهای زیبا بوده که زیاده دلفریب و قشنگ است و رنگ‌های فیروزه‌ای و طلائی، جلاء و بهای آن را بی‌اندازه زیاد نموده ولی چیزی که هست تکرار موضوعات آن تا حدی خالی از ملال نیست.

شبيه به اين صورت‌ها در فن نقاشی و کار دوازده صورت کوچکی مینیاتور است که در موزه متروپولیتن نیویورك امریکا موجود است و آنها در ضمن نسخه شاهنامه‌ایست که می‌توان آن را به نیمه اول قرن نهم هجری (۱۵ م) نسبت داد و از بدیع‌ترین تصاویر آن صورتی است که نقش رستم را کشیده و عنان اسب خود «رخش» را در دست گرفته و در طرفین آن دو درخت به اسلوب فن چینی نقاشی شده و در بالای آن دو مرغ آبی به حالت پروازند و در صورت دیگر نقش کیکاوس کشیده که قصد دارد به وسیله دو کرکس که تخت خود را به پای آنها بسته به جانب آسمان پرواز کند.

در موزه «متروپولیتن» نیویورك نسخه خطی دیگری از منظومات «خمسة نظامی» وجود دارد که در سال ۸۵۳ ه نوشته شده (۱۴۴۹م) و دارای سی صفحه صورت است که هر کدام آن به واسطه رنگ‌های زیبا و درخشان و صورت‌های دلربای خود ممتاز است و شاید چیزی که از این تصاویر بیشتر جالب توجه و نظر می‌شود صورت فرهاد و معشوقه او شیرین و اسبی که بر آن سوار است بوده باشد.

با وجود این لازم است ما در اینجا مابين صور مصنوعه هرات و تصاویری که در غیر آن از شهرهای ایران کشیده شده مانند شیراز و آنچه به دوره تیمور و جانشینان او است تفاوتی به خاطر نگذرانیم، زیرا به طوری که گفته شد سیاست حکومت در دوره آنها بهترین مشوق برای پیدایش مراکز فنی و به نگاه‌های هنری در کشورهای مختلف امپراطوری بوده که هر یک را افرادی از خانواده سلطنتی اداره می‌نمود، وهمین امر باعث تحول کار و تبادل نظر بزرگان و اساتید فنی بوده و آنها را وادار نموده که در سیر و حرکت درآمده، مسافرت کنند و برای تکمیل هنر به هر طرف نقل و انتقال نمایند و شاید مشهورتر از همه آنها کسی بوده که بیشتر مسافرت می‌نموده یا در نقل و تقلید دست داشته در صورتی که بهره و نصیب اساتید فنی و هنروران عادی که در وطن خود می‌زیستند و سفر نمی‌نمودند، جنبه دهاتی داشته و برتری آن فقط در این سبك و اسلوب بوده و ما از این قسمت نمونه‌هایی در نسخه خطی منظومه خمسة نظامی که اکنون در او نیورسیته‌ی «ابسال» وجود دارد مشاهده می‌نمائیم که تاریخ آن مربوط به سال (۸۴۳ ھ) و (۱۴۳۹ میلادی) است و در قسمت موزه‌های برلن نیز تصاویری از مجموعه اشعار فارسی موجود است که آن را در سال ۸۲۳ ھ (۱۴۲۵م) محمود کاتب حسینی در شیراز برای کتابخانه «امیر بایسنقر» نوشته و زیباتر از همه تصاویر آن دو صورت است:

یکی دیگر صورت خسرو است که بالای سر شیرین آمده و از چگونگی احوال او اطلاع می‌یابد و دیگری تصویر جنگی است که بین سپاه کسری (پرويز) با (بهرام چوبینه) واقع شده.

از تصاویری که به دوره تیموری نسبت داده می‌شود، جز عده قليلی شناخته نشده حتی در نمایشگاه هنرهای زیبای ایرانی در لندن در سال ۱۹۳۱ که نزد طرفداران و مورخین فنی عده زیادی از تصاویر وجود داشت و همچنین از طرف دولت اعلي‌حضرت شاهنشاه ایران نفیس‌ترین چیزی که داشته به این نمایشگاه فرستاده شده بود در میانه آن اشیاء چیزی از آن تصاویر دیده نمی‌شد.

و در اینجا چون برای ما مجالی جهت تتبع و تحقیق اینگونه تصاویر نیست لذا به آن اكتفا می‌نمائیم.

و خواننده را به مؤلفات و مقالاتی حواله می‌کنیم که درباره نمایشگاه مذکور نوشته شده.

خلاصه گفتار آنکه فن نقاشی در دوره تیمور و جانشینان او ترقی و نشو و نما یافته و به اعلی درجه کمال رسید و بعدها در عصر بهزاد و شاگردان او به حد اكمل بالغ گردید ولی بعد از وفات شاهرخ سال ۸۵۱ ه (۱۴۴۷ م) امپراطوری تیموری را که زحمتی بسیار در راه وحدت و اتحاد و اعتلای عظمت و شأن آن کشیده شده بود انحلال به جانب آن راه یافته، جانشینان شاهرخ داخل منازعه و کشمکش گردیدند و طولی نکشید که قسمت غربی کشور ایران در دست دشمنان ایشان و قبایل ترکمان معروف به آق قوینلو (صاحبان گوسفندان سفید) و قراقوینلو (صاحبان گوسفندان سیاه) افتاد و این عنوان شعار جنگی آن دو طایفه بود.

«سلطان ابوسعید» در سال ۸۷۳ھ (۱۴۶۸ م) وفات نموده و او قصد داشت که کشورهای اقالیم از دست رفته را مسترد سازد و امپراطوری «اوزيك» هم در قسمت ماوراء‌النهر پیدایش و ظهور یافت و در اواخر قرن ۱۴ م توانست در این قسمت‌ها و در نواحی شرق ایران به نفوذ تیموریان خاتمه دهد و تنها هرات پایتخت جانشینان تیمور باقی ماند و این محنت‌ها جز بر پیشرفت و درخشندگی و جلای هنر نقاشی نیفزود:

حکومت «سلطان حسین بایقرا» ۸۷۳ - ۹۱۲ھ ( ۱۴۶۸ - ۱۵۰۶ م) از درخشنده‌ترین دوره تیموریان است زیرا که در این عصر رجال ادب و هنر و تاریخ به جانب هرات با همدیگر مسابقه گذاشته و پیشرفت می‌نمودند و سلطان بدین واسطه توانست که تخت و تاج آبا و اجدادی خود را نگاه دارد و بازوی توانا ومددکار عمده وی وزیر و رفیق وفادار زمان کودکی او «امیرعلیشیر» بوده که او مانند شاه شاعر و ادب دوست و دانش‌پرور و طرفدار بزرگ ادباء و رجال پیشه و هنر بوده.

به هر حال در خدمت سلطان حسین بایقرا - و وزیر او - امیر علیشیر - بزرگترین نقاش‌ها و اساتید فنی ایرانی و مشهورترین رجال هنرور اسلامی که «بهزاد» سرآمد همه ایشان است بروز و ظهور یافته‌اند.