وضعیت نقاشی ایرانی در عصر تیمور و جانشینان او

دوره تیمور و جانشینانش از برجسته‌ترین ادوار عصر نقاشی ایران است و آمدن این فاتح ترکستانی و گرفتن او سمرقند را جهت پایتخت خود از سال (۷۷۲ ه) (۱۳۷۰ م) آغاز آرامش نسبی ایران است که بعدها این امر باعث پیشرفت و ترقی کشور شده و دوره پسر و جانشین او «شاهرخ» به آن شناخته می‌شود و این آرامش و سکون را مدت زمانی بود که کشور ایران به خود ندیده بود.

تیمور با وجود بی‌رحمی و سنگدلی که داشت معذلك دوستدار هنر و ادب بوده و عشق زیادی به خواندن اشعار حافظ و نظامی داشت، او با جانشینانش از بزرگترین مشوق اساتید فنی و هنرپیشه‌گان و حکما و ادبا بشمار رفته‌اند.

دوره‌های گذشته نیز برای این زمان زمینه را حاضر و مهیا نموده بود. در حقیقت آنها یک نوع مقدمه‌ای بوده که در آن مراحل اقتباس و انتخاب و تأثیر زیادی در هنر و فنون بعمل آمده و برای دوره تیمور و جانشینان او مقدور شد که تا پایه و حدى اعلى طراز و روش ایرانی با دوام و استواری را بوجود آورند و آنچه را که ایران از هنر و صنعت خاور دور کسب نموده بوده بی‌نیاز شده و اندوخته‌های پیشین جزء اصلی و اساسی این فن قرار گیرد.

در مصادر تاریخی نگاشته شده که تیمور لنگ خواست در سمرقند پایتخت کشور پهناور خود به قدر امکان از اساتید و صنعتگران زبردست و توانا جمع‌آوری نموده و از وجود آنها استفاده نماید، لذا در آنجا صدها نقاش و صورتگر و هنرپیشه را از بغداد و تبریز و دیگر نقاط شهرستان‌های متصرفی خود گرد آورده و با این وصف بغداد و تبریز کانون هنر و فنون و مرکز اجتماع اساتید فنی و اهل هنر گردیده و صنعت نقاشی و صورت‌کشی و فنون مربوطه به آن در این دو جا رواجی تمام گرفته و پیشرفت زیاد نمود.

اگرچه تاریخ برای ما نام نقاش معروف و شهير بغدادی «عبدالعلی» را ضبط نموده که در دربار سمرقند بوده ولی ظن غالب بر آن است که سمرقند در دوره تیمور به موقعیت و مقام بزرگی که هرات در اوایل قرن ۱۵ میلادی در دوره شاهرخ و جانشینان او رسید، این شهر به آن مرتبه و مقام نرسیده بود.

ممکن است که اکنون نزد ما کتاب‌های خطی مصور سمرقند مربوط به دوره تیمورلنگ وجود نداشته باشد ولیکن در کتابخانه ملی پاریس رساله‌ای خطی وجود دارد که آن را به مدرسه تیمور نسبت می‌دهند و آن رساله‌ایست در علم نجوم که در سمرقند نیمه اول قرن ۱۵ برای کتابخانه «اولغ بيك» پسر شاهرخ و حاکم قسمت ماوراء‌النهر از سال ۸۱۲ تا ۸۴۹ھ (۱۴۰۹ تا ۱۴۸۶م) نوشته شده، این امیرزاده در سمرقند رصدخانه مشهوری ساخته که در آنجا عده‌ای از بزرگان که در علم نجوم مشغول بودند جمع‌آوری نموده و تمرکز داده بود.

در موزه متروپولیتن نیویورك نسخه خطی نجومی دیگری وجود دارد که به پنجاه صورت از تصاویر بروج و ستارگان مزین شده و مرجحاتی که در پوشش لباس اشخاص و تفاصيل صنعتی دارد آن است که این پنج نسخه نیز در سمرقند زمان الغ بيك نوشته شده.

علاوه بر این دو نسخه خطی در موزه بریتانیا وجود دارد که زمان آن دو راجع‌به  عصر خود تیمور بوده و رشته ارتباط بین مدرسه ایرانی و تاتار و بین هنرستان تیموریان را به خوبی نشان می‌دهند: اولین نسخه - دیوان قصائد و اشعار خواجوی کرمانی است که در آن علاقه و عشق‌ورزی ایرانی را به همایون دختر امپراطور چین شرح داده و صورت آن را کشیده.

این نسخه را استاد خوشنویس مشهور ایرانی «میرعلی تبریزی» در بغداد سال ۷۹۹ ھ (۱۳۹۶م) نوشته و بر یکی از صورت‌ها امضای استاد ایرانی «جنید سلطانی» است که در خدمت «سلطان احمد » از امرای خانواده جلایر در بغداد بوده.

نسخه دوم – راجع‌به همان زمان خود تيمور و شامل چندین قصائد است که از آن جمله تاریخ منظومی است که احمد تبریزی در چند باب راجع‌به فتوحات چنگیز خان نگاشته و در تصاویر این دو نسخه بسیاری از اوصاف آرایشی و تزیینی است که بعد از مشخصات مدرسه هرات در قرن نهم هجری (۱۵ م) شده و در ضمن آن صورت درختان رسا و نظرگاه‌های طبیعی است که در بین آنان کوهها و تپه‌ها بوده و به شکل اسفنجی (ابر) آنان را ترسیم نموده و نباتات ریز ریزی است که آرایش و زینت تصویر به آن زیاد شده و به آن روشی خاص و نقشی مخصوص می‌دهد و در این تصاویر رنگ‌های ثابت و تندی بکار رفته که تندی وحدت آن را هیچ‌گونه گردش روزگار و تغییرات زمان بهم نمی‌کشند و تمام اینها ما به‌‌الامتياز و ماده تفاوت و تفرقه بین تصاویر این دو نسخه و بين صور اولیه در قرون ۷ و ۸ هجری (قرن ۱۳ و اوایل قرن ۱۴ میلادی) است.

با این وصف بهتر آن است که ما تصاویر این دو نسخه خطی را به هيچ يك از هنرستان تیموری نسبت ندهیم زیرا که هنرستان تیموری در واقع متمثل به آخرین دوره تطور هنرستان تاتاری گردیده و بنابراین دوره مغول تا اوایل قرن ۹ هجری (۱۵م) امتداد می‌یابد و خانواده جلایر دسته‌ای از مغول‌ها بودند که در عراق عرب حکومت نموده و بغداد را برای خود پایتخت قرار داده و این شهر را در تمام طول قرن ۸ هجری (۱۴م) و قسمتی از قرن ۹ ه (۱۵م) شهری مغولی گردانیدند و این عمل علی‌رغم استيلاء تيمور بر آن شهر در ۷۹۵ ه ( ۱۳۹۳ م) بوده.

مصادر تاریخی نشان می‌دهد که سلطان اویس آخرین ملوك خاندان جلایر از جمله ملوکی بوده که فن نقاشی را اصلاحات زیاد نموده و در آن موفقیتی زیاد پیدا کرده، پس اشتباهی که بین این صور و بین تصاویر تیموری پیدا شده راجع‌به آن خواهد شد که اولی به دیگری مشابه و متمثل شده و چنانکه ما قبلا متذکر شدیم و این خود حلقه پیوستگی و اتصال بین هنرستان ایرانی تاتاری و بین مدارس تیموری شده و در حقیقت خود تیمور گذشته از عشق و علاقه‌ای که به فنون جميله و هنرهای زیبا داشته شخصا در ایجاد و پیدایش طراز تصویری که ما به نام او نسبت می‌دهیم مباشرت ننموده خلاصه آنکه تیمور چندان عامل قوی در این هنر نبوده که این دوره به نام او تمام شده و پیشرفت و رشد طبیعی که برای هنر نقاشی در قرن ۸ و (۱۴م) روی داده این فاتح را دستی زیاد در آن نبوده بلکه نامگذاری عادلانه آن رعایت و توجهی عالی بود که شامل احوال خلفاء و جانشینان تیمور می‌گردد که از نقاشان و صنعت نقاشی بعمل آمده.

در کتابخانه‌ ملی مصر نسخه از شاهنامه فردوسی وجود دارد که آن را لطف الله بن یحیی بن محمد در شیراز سال ۷۹۶ ھ (۱۳۹۳ م) نوشته و در آن صفحه‌ای تذهیب شده و رنگین ترتیب داده‌اند که ۶۷ صورت کوچك را داراست و در صنعت و طرز نقاشی مناظر طبیعی و پوشش‌ها و شکل و شباهت به نسخه خطی کلیله و دمنه‌ای شبیه و مانند است که اکنون آن نسخه در کتابخانه ملی پاریس موجود است.

در مجموعه مستر چستربیتی (Chester Beatty) شاهنامه دیگری بوده که در سال ۸۰۱ ھ (۱۳۹۷ م) در شیراز نوشته شده، و حالیه در ضمن يك مجلد با جزئی از نسخه خطی دیگر در موزه بریتانیا مضبوط است و آن شامل چند قصیده و نظم به طرز و اسلوب و روش کتاب شاهنامه می‌شود و تصاویر این دو نسخه در صنعت و اصول فنی دقیق‌تر از صور موجوده در شاهنامه کتابخانه ملی مصر بوده و تناسب رنگ‌های آن زیادتر و رسم‌های آن تازگی و تنوعی فراوان دارد.

خلاصه کلام آنکه مجموعه نسخه‌های خطی که در آخر قرن هشتم هجری (در سال‌های آخر از قرن ۱۴م) نوشته شده برای آن مشخصاتی است که نباید آنها را حقیر شمرده و خوار گرفت، یا به نظر بی‌اعتنائی به آنان نگاه نمود، چون که در آنان رنگ‌هایی تابنده و درخشان دیده می‌شود که مناظر باغات و گلها و بهار را نشان می‌دهد و این مشخصات بعد از آن از خصایص و مميزات هنر و فن ایرانی گردیده و اساتید فنی در این مورد به ایجاد تناسبی شایسته رسیده و به نگارش صوری زیبا جهت اشخاص و توافق و سازشی پسندیده و مطلوب بين موضوع نسخه کتاب و بین صورت‌های مینیاتوری و تصاویر کوچك مبادرت نموده‌اند و در بعضی از این صور رسوم و نقشه‌هایی است که برای منسوجات (پارچه‌ها) و قالیچه و جانمازها تدارك شده وليكن از آنها چیزی بدست ما نرسیده است و بزرگترین مزایا و برتری در این مورد نسبت به توجه و پیشرفت نقاشی ایرانی مربوط به امرای خانواده جلایر شده و راجع‌به آنها می‌گردد.