هنر نقاشی در زمان پسران بویه، سامانیان و غزنویان

هنر نقاشی یکی از هنرهای بصری ایرانیان می باشد و از گذشته تا به حال در این مطلب در مورد فتوحات اسلامی و هنر نقاشی در زمان سامانیان، پسران بویه و غزنویان صحبت می کنیم.

فتوحات اسلامی

قوه ایمانی مسلمين و تعصب اسلامی و رغبت آنها در بسط و نشر این دیانت و اعتقاد ایشان به قضاء و قدر و معرفت آنان از نعمت و راحت و زیادی ثروت ایران و مصر و شام خلاصه موجبات مذکور و غير آن بزرگترین عامل پیشرفت و بهترین مشوق مسلمین در فتوحات مهمه و وسیع آن حدود شده چنانکه ضعف ملل عظيمه هم آنها را در آن وقت برای پیشرفت کار کمک می‌نمود.

ایران در شرق و روم در شمال به کشور ایران به دست اعراب سقوط نموده و اساسا جزو متصرفات و پیرو اوامر خلفا گردید، خلفا برای امور کشوری آن از طرف خودولات و حكامی روانه می‌نمودند و این ترتیب تا اوایل قرن سوم (نهم میلادی) برقرار بود.

سیاست بنی‌امیه و کارهای برجسته ایشان بالا بردن شأن عرب و مقام دولت اسلامی بوده و در دوره آنها دولت اسلام از تمام جهات صبغه و رنگ عربی به خود گرفت و ایران در زمان بنی‌امیه دور مهمی بازی ننموده و کاری از پیش نبرد.

پس از آن بنی‌عباس آمده و در دوره ایشان متدرجا سلطنت به دست ایرانیان افتاد و از میان آنها خانواده‌های جدیدی قيام نمودند ولی طولی نکشید که عصر طلائی دولت بنی‌عباس اعلان انقراض و افول خود را داده و آثار تجزیه در ارکان عناصر دولت اسلامی روی نمود - حکام هر جا، طمع به استقلال خود برده و دم از خودسری زدند و قدیم‌تر از همه آنها طاهریان و اولاد صفار بودند که برای خود حکومتی نیمه مستقل تشکیل دادند.

دو دولت: طاهریان ۲۰۵ - ۲۵۹ هجری (۸۲۰ م – ۸۷۲ م) صفاریان ۲۵۴ - ۲۹۰ هجری (۸۶۷ م – ۹۰۳ م)

طاهریان منسوب به طاهربن حسین مشهور به ذو‌الیمینین که یکی از سرداران بزرگ مأمون بوده و او را برای ایالت خراسان برگزیده بود، حکومت در دودمان طاهر زیاده از پنجاه سال دوام یافت تا پسران صفار به کار ایشان خاتمه دادند و نخستین کار آنها این بود که سرسلسله ایشان یعقوب بن لیث صفار که کار او روی‌گری بود عهده‌دار حکومت سیستان شده و سلطنت او در هرات و فارس گسترش یافت. سپس طاهریان را شکست داده، بر خراسان نیز مسلط گردید و خواست تا بغداد را بگیرد. موفق برادر خليفه او را منهزم نموده و یعقوب در ۲۶۵ وفات یافت - پس از يعقوب برادرش عمرولیث جانشین او شد. وليكن طولی نکشید که سامانیان دولت صفاری را بهم زده و منقرض نمودند.

دولت سامانی

(۲۶۱ – ۳۸۹هـ) - (۸۷۴ - ۹۹۹ م)

سامان مردی ایرانی و از اشراف و بزرگان بلخ بود که در زمان دولت بنی‌عباس قبول اسلام نموده و چهار نفر از نوادگان او به خدمت مأمون رسیده، اظهار لیاقت کردند. خلیفه آنها را والی ماوراء‌النهر نمود و به هر کدام حکومتی را واگذار کرد.

یکی از ایشان حاکم فراغنه و سمرقند و کاشغر شده، پسرش توانست که بعد از او از حدود هند تا نزدیکی بغداد را تحت قلمرو خود درآورد و قدرت خود را در آنجا بسط و توسعه دهد.

بخارا در دوره حکومت این خانواده به علمای بزرگ و اساتید متتبع وهوشمند اشتهار زیاد یافته و سامانیان برای زنده نمودن ادبیات ایرانی و ترویج آداب و رسوم آن بذل مساعی نمودند.

آنها نسب خود را به پهلوان ایرانی «بهرام چوبینه» پیوسته و در زمان ایشان جنبش ملی برای پیشرفت زبان فارسی شروع شد.

رودکی رکن شعرای اولیه ایران در آن زمان ظهور یافت - دقیقی نیز برای امیر نوح پسر نصر سامانی منظومه مفصلی ساخته که در آن گزارش و حوادث ایران را در زمان یکی از پادشاهان به طور افسانه حکایت می‌نمود.

فردوسی این منظومه را در شاهنامه خود داخل نموده و این شاعر بزرگ با افتخار زندگانی ادبی خود را در خدمت شاهان سامانی شروع نمود.

پسران بویه

( ۴۴۸ - ۳۲۰ ه) - (۹۳۲ - ۱۰۵۶م)

موقعی که سامانیان در خاور ایران حکومت داشتند در قسمت باختر این کشور پسران بویه پیدا شدند که مدعی بودند آنها از نسل و خانواده ساسانیانند.

بویه رئیس قبیله بزرگی بود که در حدود بحر خزر سکنی داشته و تابع سامانیان بودند.

علی پسر بویه ابتدا برای مرداویج که از آل زیار بود خراج گذار شده و طولی نکشید که او از دیلم سپاهی به دور خود جمع نمود و نفوذ خویش را به كمك و دستیاری برادران خویش در جنوب ایران برقرار داشت و طوری شد که خلیفه ناچار گردید، در ولایاتی که آنها گرفته بودند حکومت ایشان را تصديق واعتراف نماید و بدین ترتیب سلطنت آل بویه در جنوب ایران برقرار شد. سپس نفوذ ایشان توسعه پیدا نموده تا بغداد امتداد یافت و در ۳۲۴ (۹۴۷) آنها داخل بغداد شدند. خلیفه به یکی از ایشان لقب امیرالامرائي داده و برای آل بویه در امور دولت و بار خلافت جایگاه و مقامی عالی فراهم آمد.

مشهورتر از همگی آل بویه «عضدالدوله» است (۳۳۸-۳۷۲) که دائره تجارت را توسعه داده و به پاسداری و توجه علوم و فنون معروف گردیده و دانش و هنر را تعمیم نمود.

دولت غزنوي‌ها

(۳۵۱ - ۵۸۲ ه) - (۹۶۲-۱۱۸۶ م)

در این بین ترک‌ها در امپراطوری بزرگ اسلامی دست به کار زده و دور مهمی را بازی نمودند. نفوذ ترک‌ها از زمانی شروع شد که خلفای بنی‌عباس و سلاطین خاندان ایرانی غلامان ترك را در دربار خود به خدمت گماشته و از ایشان سپاهیان مزدور و جیره‌خوار گرفتند و نیز سقوط دولت سامانی در اواخر قرن چهارم هجری اجازه داد که سیادت و فرمانروائی کشور ایران، از ایرانیان به ترک‌های آسیای مرکزی انتقال یابد و ایران تا قرن دهم حکومت دو دولت ترک‌ها و مغول‌ها قرار گیرد. ولی با وجود این، عناصر ترك بین ایرانیان مستهلك شده، رنگ ایرانی به خود گرفت به طوریکه آنها خود را به صبغه‌ی ایرانی جلوه می‌دادند تا به جایی که می‌توان گفت خانواده‌هایی که پی در پی بر تخت سلطنت ایران قرار گرفته‌اند ( از قرن دهم تا اوایل قرن بیستم) حکومت ملی ایرانی بوده و آنها را به همین واسطه جزء دول ایرانی بشمار آورده‌اند و با این وصف اعم اینکه اصل ایشان از ترك یا ایرانی بوده باشد آنها به سلاطین ایران اشتهار یافته‌اند.

اولین دولت ترك که در ایران حکومت نموده غزنویانند و علت پیدایش حکومت آنها این بود که غلامی ترك موسوم به البتکین در خدمت عبدالملك سامانی ترقی و پیشرفت نموده و بعد از وفات او به کوههای افغانستان پناه برده از سلطنت سامانیان سرپیچیده و طولی نکشید که غزنوي‌ها حکومت کوچکی در غزنین افغانستان تشکیل دادند ولیكن مؤسس حقیقی خانواده غزنوی داماد وی سبکتکین است که خلیفه حکومت او را تصدیق نمود و او بعنوان جهاد به پنجاب رفته بنای جهاد گذارد. پسرش محمود بعد از او فرصت یافته دولت سامانی را منحل نمود و خراسان را ضمیمه متصرفات خود کرده، عراق عجم و گرگان را نیز از آل بویه انتزاع نمود و سپاهیان او در پنجاب پیشرفتی زیاد کردند و دین اسلام را به هند برد و کشور او از طرفی تا حدود لاهور کشیده شده و از جهت دیگر از سمرقند تا اصفهان را نیز به تصرف خود درآورد.

سلطان محمود اگرچه سنی متعصب بوده و جماعت معتزله را اذیت و آزار می‌نمود ومؤلفات علمای معتزله را می‌سوزانید ولی با وجود این دولت ایران در دوره سلطنت او به اوج عزت رسیده و دربار وی همواره جایگاه شعرای فارسی زبان بود.

«فردوسی» کتاب شاهنامه بزرگترین تاریخ افسانه ایران را برای سلطان محمود به رشته نظم درآورده و تقديم او نمود.