هنر نقاشی ایرانی و مکاتب آن

هنر نقاشی یکی از مهم ترین و قدیمی ترین هنرهای ایرانیان است که در طول تاریخ تغییراتی را به خود دیده است. جهان این هنر پر از زیبایی است و هنرمندان آن با ذوق هنری خود، آثاری بی نظیر را خلق می کنند. در این مطلب به تمامی مکاتب نگارگری در ایران می پردازیم.

نقاشی‌های ‌دوران اسلامی

در سال‌های آغازین حکومت اسلامی در ایران به لحاظ تغییرات فرهنگی – سیاسی و اجتماعی - نگارگری و نقاشی کمتر مورد توجه بوده، لیکن سنت‌های ‌دوره ساسانی در اغلب نقاط دور از حکومت‌های ‌مرکزی همچنان به حیات خود ادامه می‌داده است. چنانچه ظهور مکتب نگارگری بغداد دلیلی بر استمرار این سنت‌ها به شمار می‌رود. شیوه نقاشی باقیمانده از این مکتب را مکتب بغداد یا عباسی نام گذاشته‌اند.

مکتب بغداد

نخستین مدرسه توسط خلفای عباسی در بغداد ساخته شد و در آن نگارگری و مصور کردن کتب انجام گرفت.

از جمله کتبی که در این دوره مصور شد کتاب کلیله و دمنه است. این کتاب از زبان سانسکریت توسط ابن مقفع به عربی ترجمه شده بود. از نقاشان معروف مکتب بغداد، عبداله بن فضل است که در سال ۶۱۹ هجری قمری به امر مصور کردن کتاب مشغول بوده است. کتاب مقامات حریری با سبک نقاشی مکتب بغداد توسط یحیی بن محمود واسطی مصور شده و هم‌اکنون این کتاب در کتابخانه ملی پاریس نگهداری می‌شود.

در عهد سلطان محمود غزنوی (۳۳۸ تا ۴۲۱ هجری قمری) از صورتگر و نگارگر معروف ابونصر نقاش می‌توان یاد کرد که به دستور سلطان محمود، تصویری از ابوعلی سینا نقش کرد.

مکتب سلجوقی

در مکتب بغداد بسیاری از تصاویر و نگاره‌ها با الهام از نقاشی‌ها و چهره پردازی‌های ‌مسیحی که با هاله دایره یا شعله‌های ‌نورانی انجام می‌گرفت، در حالی که در مکتب سلجوقی کم کم خصوصیات ایرانی نقش‌مایه این مکتب گردید. از این دوران ظروف فلزی، سفالینه، نسخ خطی، نقش‌های ‌دیواری بسیاری باقیمانده که با بررسی آنها در می‌یابیم که بیشتر نقش‌ها و تزئینات بر روی متن رنگ‌آمیزی شده‌اند و در نسخه‌های ‌خطی برای مصور کردن آن، نقاشی بر روی صفحه کتاب بدون رنگ‌آمیزی قبلی مستقیما انجام شده است. نقش لباس‌ها بر خلاف چین و چروک، سایه روشن‌های ‌مکتب بغداد با نقوش اسلیمی و گل و گیاه تزیین شده‌اند.

از کتب مصور این دوره اندرزنامه است که دارای تاریخ ۴۸۳ هجری قمری می‌باشد و کریستین پرایل آن را کهن‌ترین ‌مینیاتور می‌داند. این کتاب در سال ۴۷۵ تا ۴۸۳ در گرگان نوشته و مصور شده است. به همراه کتاب دیگری به نام ورقه گلشاه در موزه توپقاپوی استامبول نگهداری می‌شود. در این کتاب تعداد ۷۱ تصویر وجود دارد و با نقوش سفالینه‌های ‌ایرانی از لحاظ تزیینات و استفاده از نقوش اسلیمی همخوانی دارد. مصور کردن داستان بهرام و آزاده یکی از موضوعات مهم نگارگری مکتب سلجوقی است.

مکتب مغولی (تبریز)

در اوایل قرن هفتم هجری، سرزمین تحت تصرف سلجوقیان در ایران بزرگ به وسیله مغولان فتح شد و دامنه این تصرفات تا بغداد کشیده شد. با فتح ایران دو کشور بزرگ ایران و چین عملا روابط نزدیکی پیدا کردند و ارتباطات فرهنگی و تجاری فی مابین این دو کشور برقرار شد و هنرمندان چینی به سرزمین ایران راه یافتند و مکاتب نگارگری با سبک و مکتب مغولی را در ایران تاسیس کردند و کتب زیادی در این دوره مصور شد. از میراث گرانبهای به جا مانده از این مکتب می‌توان به کتاب جامع‌التواریخ اشاره نمود. در این کتاب تأثیر کوشش هنرمندان چینی بر فرهنگ و شیوه نگارگری ایرانی تا اندازه‌ای ‌دیده می‌شود.

در حال حاضر از این کتاب ۶۰۰ صفحه در انجمن سلطنتی آسیا و ۲۸۰ صفحه در کتابخانه دانشگاه ادینبورگ نگهداری می‌شود.

در این دوره مصور کردن شاهنامه نیز رواج داشته و نمونه زیبایی از شاهنامه مصور را که به نظر می‌رسد قدیمی‌ترین ‌نسخه تا به امروز شناخته شده است و دارای ۸۹ مجلس می‌باشد به خط نسخ حسن بن حسن بهمنی در موزه توپقاپوی استانبول نگهداری می‌شود. شاهنامه دیگری از این مکتب که دارای شهرت نسبتاً چشمگیری است، بنام شاهنامه دموت نامیده می‌شود و در نیمه قرن دوم قرن چهاردهم میلادی نوشته و نقاشی شده است. این شاهنامه در زمان سلطان ابو سعید بهادر خان آخرین حکمران مغول تهیه شده و دارای ۵۸ صفحه مصور است و به شاهنامه ابو سعیدی نیز شهرت یافته است. نمونه‌ای ‌از برگ‌های ‌مصور آن را در موزه رضا عباسی می‌بینیم.

مکتب مغولی (شیراز)

زمانی که مغول‌ها به ایران حمله کردند و بسیاری از شهرهای ایران صحنه تاخت و تاز آنان قرار گرفت، شیراز در امان بود و این خطه محل تجمع و زندگی هنرمندان و دانشمندان گردید. در این دوران آرامش زمینه‌های ‌مختلف نگارگری، کتاب آرایی و خوشنویسی فراهم و به رشد و شکوفایی رسید و مکتبی به نام مکتب شیراز پایه گذاری گردید. از ویژگی‌های نقاشی این مکتب استفاده از رنگ در سطوح رنگی تفکیک شده و حضور بسیاری از عناصر و موتیف‌های عصر ساسانی در متن تزئینات است.

از نسخه‌های ‌به جا مانده از این دوره تصاویر برگ‌های شاهنامه‌ای ‌است به تاریخ ۷۳۳ هجری قمری که در کتابخانه لنینگراد نگهداری می‌شود. نسخه دیگری از این مکتب شاهنامه‌ای ‌است که در موزه توپقاپوی استانبول و دارای تاریخ ۷۷۲ هجری قمری است. دو نسخه دیگر در کتابخانه سلطنتی قاهره با تاریخ ۷۹۶ هجری قمری و در موزه بریتانیا با تاریخ ۸۰۰ هجری قمری از آثار باقیمانده مکتب مغولی دوره شیراز می‌باشند. یکی از نسخه‌هائی که دارای نام کاتب است و در مکتب شیراز مصور شده، کتابی است به نام مونس‌الاحرار تالیف محمد بن بدر. نقوش این کتاب از نظر نوآوری شایان توجه فراوان است و نقاش آن تصاویر را به صورت ردیف‌های نوار مانند که متن آن به رنگ سرخ است نقاشی کرده است.

مکتب تیموری هرات

تیمور در سال ۷۸۳ هجری قمری از شمال خراسان بزرگ به سوی ایران حمله‌ور شد و در بهار همان سال شهر هرات را تصرف کرد و پس از لشکرکشی به مرکز ایران و جهان‌گشایی، سرانجام حکومت تیموری در زمان شاهرخ توجه به هنرمندان و برگزیده شدن هرات به پایتختی، موجب تاسیس مکتبی شد که امروز به مکتب هرات شهرت یافته است و فصل جدیدی از هنر نقاشی گشوده می‌شود.

یکی از زیباترین آثار این دوره مکتب هرات، کتاب کلیله و دمنه نصرالله ابوالمعالی است که در حال حاضر این کتاب در کتابخانه کاخ گلستان تهران نگهداری می‌شود.

امتیاز مکتب هرات، تمایل نگارگران به دقت در نگاره‌ها و تفاصيل رسم و نازک کاری آن و تعدد رنگ‌ها و انسجام، تناسب آنها و کثرت استعمال رنگ طلایی و پوشاندن زمینه با گیاهان و بوته‌ها و رنگ سفید است.

شاهنامه معروف بایسنقری با صفحات مصور که نگارگر آنها شناخته شده نیست و خط آن متعلق به میرزا جعفر بایسنقری (میرزا جعفر تبریزی) است و در حال حاضر در کتابخانه کاخ گلستان نگهداری می‌شود. این نسخه گرانبها شیوه نقاشان ایرانی مکتب هرات را با موضوع صخره‌های ‌مرجانی و حاشیه‌های ‌جادویی با رنگ‌های فوق‌العاده نشان می‌دهد. یکی از اصیل‌ترین ‌خلاقیت‌ها را در ترکیب شکل ظاهری هنر ایجاد می‌کند و نه تنها در هنر اسلامی بلکه در هنر تمام جهان، این صخره‌ها به رنگ آبی تیره، فیروزه‌ای سبز، صورتی سرخ و سفید شاخص و منحصر جلوه‌گر می‌شود. متاسفانه همچنان‌ که گفته شد نسخه‌های ‌مصور فاقد امضای نگارگران است.

مکتب هرات تیموری وارث همه تجربیات مکتب ایلخانی و هنر گوتیک است و در نقس خود با ویژگی‌های ‌جدید و رشد و تکامل چشمگیر، پایه گذار مکاتب بعدی و تأثیر بخش در پیشرفت‌های ‌مربوط به نگارگری می‌شود. از معروف‌ترین ‌نگارگران این مکتب می‌توان از کمال‌الدین بهزاد هراتی نام برد.

مکتب تیموری بخارا

بعد از فتح هرات توسط ازبک‌ها در سال ۹۰۴، هنرمندان و نگارگران از هرات به بخارا مهاجرت کرده و مکتب هرات را در بخارا ادامه دادند. تاثیر کارهای بهزاد در مکتب بخارا در آثار هنرمندان از لحاظ ثبات رنگ و تابش آن و طلا اندازی از ویژگی‌های عمده است. در مکتب بخارا فعالیت‌های ‌قابل توجهی صورت گرفت و فصل جدیدی از هنر این مرز و بوم را در سرزمین‌های خراسان شمالی رقم زدند. با مقایسه یک نسخه خطی بوستان سعدی در کتابخانه ملی پاریس به سال ۹۳۳ هجری قمری با یک نسخه بوستان که بهزاد آن را به تصویر کشیده است و در موزه مصر نگهداری می‌شود می‌توان به شباهت‌های ‌دو مکتب هرات و بخارا پی برد.

مهمترین نسخه به جا مانده از مکتب بخارا کتاب خاوران‌نامه است، هر چند برخی از محققین عقیده دارند در شیراز مصور شده است، لیکن متعلق به خراسان و شمال خراسان است. در این کتاب غزوات حضرت امیر توسط فرهاد نقش به تصویر کشیده شده و در حال حاضر ۱۱۴ برگ از این کتاب باقی مانده است و در موزه خط و کتابت میرعماد نگهداری می‌شود.

مکتب صفوی تبریز

با به قدرت رسیدن شاه اسماعیل اول و تشکیل دولت صفوی در تبریز بار دیگر هنرمندان در کتابخانه سلطنتی جمع آمدند تا با ریاست بهزاد در کارگاه‌های مربوط به تهیه کتاب و مصور کردن نسخه‌ها به فعالیت بپردازند. علاوه بر هنرمندان مکتب هرات، نگارگران شیرازی نیز که پس از تصرف شیراز در سال ۹۰۹ هجری قمری به هرات آورده شده بودند در تشکیل مکتب نگارگری صفویه تبریز نقش عمده‌ای ‌داشتند و از علایم مشخصه نقاشی‌های ‌مکتب صفویه نیمه اول این دوره پوشش لباس و اشخاص است که عبارت از عمامه است و از بالای آن میله یا علامت کوچکی به رنگ سرخ نمودار است و در هر تصویری این علامت دیده می‌شود؛ ‌این ‌علامت مربوط به خاندان صفوی است.

یک نوع کلاه يا عمامه از دوران سلطان حیدر در میان صفویان رواج یافت که دارای دوازده ترک می‌باشد که اشاره به شیعه اثنی عشری داشته و رنگ آن همواره سرخ بوده است. در دوره شاه طهماسب این مکتب شکوفا شد و از آثار این دوره می‌توان به شاهنامه‌ای ‌که دارای بیش از ۲۵۰ مینیاتور به قطع بزرگ دارد و نمایانگر حد اعلای زیبایی در هنر دوران اسلامی است اشاره نمود. این کتاب نفیس در اختیار خانواده‌ای ‌به نام هوتن در انگلستان بود که در سال‌های اخیر به ایران برگشته و توسط دولت خریداری شد و در حال حاضر با وجود اینکه تعداد حدود یکصد برگ از مینیاتورهای آن برگ فروش شده و در اختیار موزه‌های ‌دنیا است بقیه آن در موزه هنرهای معاصر تهران نگهداری می‌شود. این شاهنامه، شاهنامه طهماسبی نیز نامیده می‌شود.

بازیل‌گری متخصص نقاشی ایرانی در کتاب خود مکتب صفوی تبریز را این‌‌گونه توصیف می‌کند: خصلت‌های کلی این مکتب را محافظه کاری مفرط تشکیل می‌دهد. هنرمندان در شیوه رنگ‌بندی خود سبک رضایت‌بخش یافته‌اند و از عقل و درایت خوبی برخوردارند تا در حیطه فن و آزمون زیاده از حد دست نیازند. جملگی توجه خود را به ترکیب‌بندی و موضوع معطوف می‌دارند.

مکتب صفوی قزوین

قبل از مرگ شاه طهماسب و پس از انتقال پایتخت از تبریز به قزوین عده‌ای ‌از هنرمندان در این شهر استقرار یافته و به فعالیت هنری پرداختند. در مکتب قزوین به همت شاه اسماعیل دوم در کتابخانه پدری با نیت تجدید اعتبارات گذشته اقداماتی انجام شد. از هنرمندان این دوره مظفر علی، سیاوش، شیخ محمد، میر مصور، صادق بیگ، آقا رضا و رضا عباسی را می‌توان نام برد. سبک و روش کار ابتدا همان روش تبریز بود، بعدها صحنه‌های ‌مربوط به زندگی درباری و کم کم تزئینات جای خود را به ساده گرایی داد و هنرمندان به طبیعت‌گرایی روی آوردند. سرانجام با انتقال پایتخت به اصفهان دوران کوتاه مکتب قزوین نیز به پایان رسید و نگارگری وارد مرحله تازه‌ای ‌شد.

مکتب صفوی اصفهان

شاه عباس با انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان به جمع‌آوری هنرمندان و تشویق آنان برای فعالیت‌های هنری پرداخت. با تشکیل مکتب نگارگری صفوی اصفهان در سال ۱۰۰۰ هجری قمری شیوه و سبک خاصی در پیش روی هنرمندان قرار گرفت. از ویژگی‌های این مکتب روی آوردن هنرمندان به تک چهره پردازی و انجام نگارگری متفرقه به جای مصور کردن کتاب‌ها و نسخه‌ها است. ارتباط با نقاشان اروپایی و جهانگردانی که بدون رعایت قید و بندهای موجود در بین هنرمندان به راحتی و آزادی از هر چیزی که برایشان جالب بود اقدام به طراحی و نقاشی می‌کردند، باعث شد هنرمندان ما نیز به مردم توجه کنند و از حالت درباری و سفارشی بیرون آیند. پس آزادی عمل را می‌توان از ویژگی‌های ارزشمند این دوره با این مکتب به شمار آورد. علاوه بر مصور سازی شاهنامه که در هر حکومتی و توسط هر پادشاهی همواره مد نظر بوده است، در این مکتب به مصور کردن نسخه‌های ‌دیگر مثل دیوان شعرا نیز پرداخته می‌شود.

مکتب زندیه

با ورود نمونه‌های ‌نقاشی اروپایی به ایران نقاشی آیینه‌ای رواج یافت. موضوع تصویری این شیوه از نقاشی عموما دختری با گونه‌های ‌گوشتالو در حالی که یک نوزاد را روی زانو نشانده است و مرد پیری آنها را همراهی می‌کند، می‌باشد و این تفسیر ساده‌ای ‌از یک خانواده مقدس (معمولی) می‌باشد.

شیوه نقاشی عینی و واقع‌گرای غربی آرام آرام جایگزین نقاشی ایران می‌شود. در فاصله میان قرن‌های ‌دوازدهم و سیزدهم هجری یکصد سالی می‌گذرد تا هنرمندان ایرانی دوباره موفق شدند از دو عنصر ناهمگن یعنی نقاشی رنگ روغن اروپایی و شیوه سنتی صورتی تازه بیافرینند که به نقاشی مکتب زند و قاجار معروف است و از شاخصه‌های ‌این مکتب تزئینات گل و مرغ است که بر روی دیوار، جلد کتاب، قاب آینه و به بهترین و شادترین وجه ارائه شده است.

در این شیوه جایگزین شده‌ی روش‌های چهره سازی و طبیعت پردازی استادان متقدم قرن دهم و یازدهم هجری تغییر پیدا می‌کند و از یاد می‌رود و ابزار تازه و ناشناخته‌ای ‌چون رنگ روغن و بوم به کار گرفته می‌شود و نقاش به جای صفحات کتاب زمینه کار خود را بر روی بوم یا قاب آینه، جعبه آرایش، قلمدان و یا دیوار جستجو می‌کند. استادان مهم عصر زندیه و قاجاریه نظیر آقا صادق، على اشرف، آقا نجف، میرزا بابا و محمد علي و عبداله میراث پراکنده و نامنظم ماقبل خود را در نهایت سعی دوباره تنظیم کردند و شکل دادند و با تحولی مختصر سبکی را بوجود آوردند که در کارگاه هنری گلستان با حمایت و تشویق فتحعلی شاه قاجار بنیاد شده بود و سبک نقاشی نیمه اول قرن سیزدهم را به حد کمال رساندند. نقاشی‌های ‌رنگ روغن و بزرگ پارچه را با موضوعات بزم و رزم، جلوس و تک چهره‌های ‌شاهان، شاهزادگان، امرا، زنان و رقاصه‌ها، موضوعات حماسی، مذهبی را سفارش گرفتند و به انجام رساندند.

از هنرمندان بزرگ قرن سیزدهم، ابوالحسن غفاری، صنیع الملک را می‌توان نام برد که با سفر به ایتالیا، تاثیر و نفوذ بیشتری را از نقاشی واقع‌گرا و عینی اروپایی گرفت و نسل جدیدی را پرورش داد و شاگردان او نظیر مصور الملک، آقا میرزا موسی، کمال الملک و ابو تراب غفاری و ملک الشعرا سنت نقاشی دوره ناصری را به نقاشی تمام عیار تبدیل کردند.