نگاهی به پیشینه صنایع دستی ایران (بخش دوم)

از بررسی هنرها و صنایع هنری ایرانیان در دوره‌ی ما قبل از تاریخ مدون کشورمان می توان چنین نتیجه گرفت که:

ایرانی‌ها دارای ذوق هنری و زیبا پسندی خاصی بوده اند که نمونه‌ی آن در آثار سفالین شوش، تپه‌ی سیلک، تپه حصار و نیر مفرغ‌های لرستان آشکار است. ایرانی‌ها توجه ویژه ای به نقش حیوانات داشته اند. افزون بر نقوش حیوانی از نقش‌های هندسی – که البته هریک معنا و رمز و رازی داشتند – برای تزیین ظروف و من جمله سفالینه‌های خود استفاده می کردند.

شیوه‌ی کار هنرمندان قدیم ایران، ناتورالیست – طبیعت سازی – نبوده بلکه ایرانیان به نقش‌های تجریدی – استیلیزه – و رمزی – سمبولیک – علاقه بیشتری داشته و آنها را بر طرز کار شیوه ناتورالیست ترجیح میدادند.

 

در دوره‌ی هخامنشی  ۵۵۰ تا 330 ق. م.  ساخت جام ‌ها و ساغرها (ریتون ها) از طلا یا نقره که به شیوه‌ی چکش‌کاری ساخته و پرداخته و تزیین می شد، در زمره‌ی شاهکارهای فلزکاری ایران ثبت شده است. چکش‌کاری روی نقره و نقره کاری، زرگری و ساخت زیورآلات زرین و سیمین، ریخته‌گری مفرغ سفالی سازی، سنگ‌تراشی، پارچه بافی و به ویژه بافت پارچه‌های لطیف از پشم، کنده کاری و منبت‌کاری و سرانجام قالیبافی - که نمونه‌ی بارز و شاخص آن قالی پازیریک، یعنی نخستین قالی بافته شده در جهان، توسط ایرانیان هنرمند و متعلق به حدود ۵۰0 ق. م. است - از دیگر هنرهای مطرح به شمار می آید که نمونه‌هایی از آن هم اینک در موزه ‌ها و دیگر مراکز هنری جهان موجود است و در روزگار خود چون تحفه‌های گران‌بها به دورترین نقاط ، چون کناره‌ی جیحون و کوه‌های آلتایی و سرزمین مصر، صادر می شد.

قالی پازیریک - صنایع دستی ایران

مشخصه‌های مهم هنر هخامنشی را می توان به صورت زیر خلاصه کرد:

-هنر هخامنشی آری از خشونت هنر همسایگان و خاصه هنر آشوری است.

- هنر هخامنشی هنری است که در زمینه‌ی ترسیم حیوانات و بعضی از نباتات به شیوۀ ناتورالیسم عمل میکند و به طبیعت توجه کاملی دارد. در ترسیم درخت ‌ها و مرغ‌های خیالی و علامت اهورامزدا و امثال آن هنری است تجریدی و ابداعی و در نقش هیکل آدمی، هنری است عاری از جزییات یعنی فقط به ترسیم شکلی اکتفا میکند و به جزییات قیافه و حالات روحی اشخاصی کاری ندارد و توجهی نمیکند. حجاران و سنگ‌تراشان هخامنشی به ویژه در سنگ‌تراشی از حیوان و نقش حیوان مهارتی بسزا داشته اند. نقش حیوانات در آثار هخامنشی ساده، ظریف و دقیق است و میتوان گفت که از این حیث هیچ قوم و ملتی به پای ایرانیان نمی رسیده اند.

صراحت طرح و نقش، قدرت و استحکام و دوام اثر هنری و تعادل آن از دیگر مشخصات هنر هخامنشی است.  شکیبایی، ذوق سلیم و زیبایی تألیف هنرمندان و صنعتگران دوران هخامنشی از جمله نکات بارزی است که از بررسی مجموع آثار به جای مانده از دوران مذکور، مستفاده میشود. صنایع دستی ایران در دوره‌ی  سلوکی ازلحاظ طرح وشکل تا اندازہ‌ی زیادی تحت تأثیر هنر هلنیستی - یونانی مآبی - قرار گرفت اما در دوره‌ی اشکانی، به تدریج و دیگر بار هویتی ایرانی یافت. از صنایع دستی رایج در دوره‌ی اشکانی باید به سفالینه‌های زیبا، مسکوکات فلزی ساخته شده از طلا و نقره، قلاب‌دوزی و برخی دیگر از رودوزی‌ها، پارچه بافی و در نهایت ساخت زیورآلات اشاره کرد. در دوره‌ی ساسانی هنر و معماری ایران یکی از دوره‌های اوج خود را ثبت کرد. هنرورزان ساسانی صنعت فلزکاری ایران را به کمال رساندند به طوری که نمونه‌های بسیاری از سینی ‌ها و ظروف برجسته کاری با نقش‌های متنوع که از آن عصر در ممالک مختلف و از جمله در روسیه کشف شده، نمایانگر مهارت فوق العاده‌ی فلزکاران در زمان ساسانی است همچنین باید از ریخته گری با مفرغ و نقره که برای ساختن بشقاب، کاسه، جام و مشربه، که گاهی به شکل پرندگان و دیگر حیوانات ساخته شده است، نام برد. ضمن آنکه ظروف زرین و سیمین و یا فلزی دیگر که با روش‌های مطلاکاری، حکاکی، قلمزنی و یا میناکاری تزیین می یافت، از جمله‌ی هنرهای مرتبط با فلزکاری ساسانی است.

فلزکاری دوره ساسانی

قالیبافی در دوره‌ی ساسانی از هنرهای مطرح و پررونق بوده، از قالی بهارستان و گرچه تا حدودی درباره‌ی آن اغراق شده است و نیز قالی‌های زیبایی که بر طاقدیس - تخت خسروپرویز - در فصول و ماههای مختلف سال انداخته و پهن شده، ذکر نام شده است. از منسوجات گوناگون به ویژه پارچه‌های ابریشمی دوره‌ی ساسانی که حتی به چین نیز صادر می شده است، در آثار و نوشته ‌ها زیاد یاد شده و البته حدود ۳۰ قطعه از آن هم بر جای مانده که زینت بخش گنجینه ‌ها و دیگر مراکز هنری جهان است. از سایر صنایع دستی رایج در دوره‌ی ساسانی باید به شیشه‌گری، سفالگری، رودوزی‌‎ها و ساخت مسکوکات فلزی اشاره کرد. درباره‌ی هنرهای صناعی ایران از آغاز اسلام تا دوره‌ی سلجوقی، باید نخست به تذهیب کاری و به ویژه تذهیب قرآن کریم اشاره کرد. گفتنی است که سایر هنرهای مرتبط با کتاب آرایی نظیر نگارگری، تشعیر، تجلید، کاغذسازی و غیره نیز در دوران مذکور از رونق خاصی برخوردار بود.

اگرچه با ظهور دین مبین اسلام، استفاده از ظروف سیمین و زرین منسوخ شد اما با تلاشی هنرمندان‌های سفالگران ایرانی، تولید آثار زیبای سفالی مانند سفال‌های با لعاب مینایی و ظروف زرین‌فام، مرسوم شد تا کمبود زیبایی ظروف زرین و سیمین فلزی را جبران کند. نساجی و پارچه‌بافی در صدر اسلام، پس از مدت کوتاهی وقفه و رکود، که ناشی از تغییرات و تحولات عمیقی بود که در جامعه رخ داده بود، مجددا رونق یافت. بهترین دلیل بر رونق صنعت بافندگی و پیشرفت آن در صدر اسلام در کشور ایران، این است که برخی از شهرهای ایران، گزیت و خراج خود را از پارچه ‌ها و منسوجات قیمتی می‌پرداختند و نویسندگان بزرگی چون یعقوبی، ابن فقیه، ابن رسته، مسعودی، ابن حوقل، مقدسی و یاقوت حموی در نوشته‌های خود در خصوص صنعت پارچه‌بافی شهرهای ایران به ویژه شوشتر قلم فرسایی کرده اند.

از حدود قرن چهارم ه. ق. پارچه‌هایی به دست آمده که از بافتی ظریف برخوردار است و ضمنا شباهت بسیاری به آثار با پارچه‌های دوره‌ی ساسانی دارد و تفاوت عمده‌ی آن با پارچه‌های ساسانی، در استفاده از خط و به ویژه خط کوفی در حواشی پارچه‌های عصر اسلامی است. نکته‌ی دیگر آنکه در قرون اوليه‌ی اسلامی هرگز از نقوش حیوانی استفاده نشده و از قرن چهارم ه.ق به بعد است که می‌توان افزون بر نقوش گیاهی، نقش‌های حیوانی را به مشاهده کرد. با بررسی آثار فلزی به جای مانده از صدر اسلام تا قرون سوم و چهارم ه. ق. شباهت بسیاری با با آثار ساسانی مشاهده می کنیم که این شباهت گاهی به حتی است که بیننده را دچار اشتباه می‌سازد. استفاده از خط در فلزکاری دوران اسلامی، مددرسان ما در تمییز و تشخیص آثار فلزی این دوران با آثار فلزی عصر ساسانی است. گفتنی است که رعایت زیبایی و ظرافت در فلزکاری قرون اولیه‌ی ه. ق. به طور عمده در آثاری نظیر سینی آبخوری و غیره که اهمیت بیشتری در زندگی روزمره داشته است، مشهودتر است.

هرچند که به سبب فرسایش تدریجی مواد اولیه مصرفی در قالی بافی، به جز پازیریک و یک قطعه‌ی دیگر منسوب به دوره‌ی تیموری، تا حدود قرن دهم ه. ق. (دوران صفویه) نمونه ای از قالب‌های ایرانی در دست نداریم اما بر اساس نظر صاحبنظران و نیز با بررسی آثار نقاشی به جای مانده از صدر اسلام تا دوره‌ی صفویه، متوجه رونق و رواج قالیبافی، در صدر اسلام و پس از آن می شویم و گفته شده که قالی‌های زیبای ایرانی که در قرون اولیه‌ی ه. ق. تماماً با طرح ‌ها و نقوش گیاهی توأم و همراه بوده برای مفروش کردن اماکن متبرکه و قصرها به کار میرفته است. با شروع دوران اسلامی، شیشه گری بدون تغییر خاص - و همچنان بر پایه‌ی شیوه‌های ساسانی - ادامه‌ی حیات داد. ضمن آنکه به تدریج و با برقراری روابط بازرگانی، سیاسی و هنری میان کشورهای مسلمان، تلفیقی از هنرهای اسلامی به وجود آمد و سامرا (سامره) در سده‌های دوم و سوم ه.ق. مرکز تجمع هنرمندان مناطق مختلف شد. گفتنی است که از نیشابور، ری، جرجان و سمرقند به عنوان مراکز عمده‌ی شیشه‌گری دوران مذکور یاد شده است. همچنین گفته شده است که بندر سیراف در سده‌های سوم و چهارم ه. ق. گذشته از آنکه بندر تجاری مهمی بوده است، یکی از مراکز ساخت آبگینه هم به شمار می آمده است.

بندر سیراف بیشتر تذهیب کاری اشاره کرد و نیز اینکه از این هنر افزون بر کتب مذهبی برای زیباتر ساختن کتب غیرمذهبی هم استفاده می شده است. گفتنی است که تذهیب و خوشنویسی کتاب‌های علمی که از قرن دوم ه.ق آغاز شده بود در دوره‌ی سلجوقی، رشد بیشتری پیدا کرد. ضمن آنکه در آن دسته از کتب علمی که به تشریح تصویری نیاز داشت، نگارگری نیز به عنوان یکی از هنرهای مرتبط با کتاب آرایی، مطرح شد و جایگاه جدیدی پیدا کرد. لذا در دوره‌ی مذکور نگارگران ایرانی به تشریح تصویری کتب علمی به خصوص در زمینه‌ی پزشکی و زیست‌ شناسی و نیز کتب مربوط به شعر و ادبیات نظیر "سمک عیار" مبادرت کردند. در پی رشد علوم و ادبیات، نقش‌های داستانی بر سفالینه‌های دوره‌ی سلجوقی نقش بست. در دوره‌ی مذکور سفالگری به عنوان "حرفه" تثبیت شد و سفالگر، نام و تاریخ تولید اثرش سفالینه می‌نگاشت. در دوره‌ی سلجوقی که سفالینه‌های آن نسبت به دوره‌ی صدر اسلام از ظرافت و مهارت بیشتری در تولید برخوردار و دارای تنوع رنگ و تنوع نقش بیشتری بود، موضوع نقاشی روی سفال‌ها را بیشتر داستان‌های کهن چون "بهرام و آزاده" بیژن و منیژه" و مانند آنها تشکیل می‌داد. همچنین استفاده از لعاب مینایی و تولید سفالینه‌های زرین‌فام، مورد توجه هنرمندان قرار گرفت.

در عهد سلجوقی و در پی روابط بازرگانی بین ایران و چین، برای نخستین بار تأثیر هنر چین را در هنر ایرانی مشاهده می کنیم. این تأثیر در شیوه‌ی سفالگری هم مؤثر افتاد و نوعی سفال به نام "بدل چینی" تولید شد که می‌دانیم از خاک سفید که خود ترکیبی از کائولین، کوارتز و سیلیس است، ساخته میشد. گفتنی است که عناصر هنر چینی بیشتر به صورت در نقش گلها ظاهر شد. همچنین در پیکرها و چهره‌هایی که بر روی ظروف و محصولات سفالین این دوره دیده می شود نیز تا حد قابل ملاحظه ای تأثیر نقاشی و نگارگری‌های "مانویان" را می‌توان مشاهده کرد.

کاشی‌کاری در دوره‌ی مذکور مورد توجه هنرمندان و هنر دوستان قرار گرفت. نوع خاصی از کاشی مورد استفاده در این دوره به  "خشت کاشی" مشهور است و برای ساختن آن از روش قالب زدن استفاده می‌شد. قالب‌های مورد استفاده در"خشت کاشی" به طور عمده هندسی بوده و با کنار هم قرار دادن آنها طرح هندسی مورد نظر که بیشتر صلیب و "ستاره‌ی هشت پر" است، به دست می آمده است. پخت سفال کاشی، لعاب و نقاشی روی آن و در مواردی نیز استفاده لعابی یک دست که نقاشی روى آن انجام میشد دیگر مراحل آماده سازی "خشت کاشی" را که غالبا در کتیبه ‌ها مورد استفاده قرار میگرفت و به طورعمده با خطوطی چون نسخ و نقوش تذهیبی همراه بود، تشکیل می‌داد.

ساخت کاشی - صنایع دستی ایران

در کاشان به عنوان یکی از مراکز مهم سفالگری، کاشی‌های زیبا و معروفی ساخته می‌شد. معروف‌ترین این کاشی ‌ها در محراب حرم حضرت امام رضا (ع) - هشتمین پیشوای شیعیان جهان - در قرن هفتم ه. ق. کار گذاشته شده است. این کاشی ‌ها اثر خاندان محمّد بن ابی ظاهر است. گفتنی است که نقوش کاشی‌های اماکن متبرکه بیشتر از گیاهان و گاهی حیوانات است. در برخی از این کاشی ‌ها نیز از رنگ‌های زرین استفاده شده که به کاشی "زرین‌فام " معروف است. رنگ زرین در این کاشی‌ها بیشتر بر زمینه‌های فیروزه‌ای و سبز به کار رفته است.