نگاهی به پیشینۀ شیشه‌گری و سیر تحول آن در ایران (بخش اول)

برای بررسی پیشینه ی شیشه گری در ایران، نخست لازم است به نکاتی در مورد پیدایش تاریخی شیشه در جهان بپردازیم و به زمان های بسیار دور بازگردیم که انسان به دنبال شناخت راه های استفاده از شیشه (منظور شیشه های طبیعی) و تولید انواع آن بود. گذرانسان از عصر حجر به دوران باستان، از اواسط هزاره ی چهارم قبل از میلاد (حدود 3500 ق م) آغاز می شود که تقریباً تمامی تمدن های مهم اولیه تا حدود اواسط هزاره ی دوم قبل از میلاد وارد این دوران می شوند.

پایان دوران باستان را سال ۴۲۶م میدانند. با بررسی تحولات اجتماعی عصر باستان مشخص می شود که این تحولات، پیش شرط های اجتماعی لازم برای توسعه ی صنعت و تجارت را ایجاد کرد. یکی از مسایل مهم مربوط به شیشه در این دوره، گسترش وسیع تجارت سنگ طبیعی شیشه در بین قبایل و مردم تمدن های باستانی ساکن در کناره ی شرق مدیترانه، مصر، سوریه و بین النهرین بود که به طور عمده برای ساخت مهره و منجوق های تزیینی، و نیز قطعات نوك تیز (به ویژه نیزه های چوبی) برای دفاع و شکار بوده است.

مطابق شواهد تاریخی، خاستگاه شیشه سازی را بین النهرین و احتمالا در منطقه یی که ماسه و قلیا در کنار هم قرار داشتند، باید جستجو کرد. ساکنان بین النهرین و تمدنهای اطراف آن اولین تجربه های ذوب را در شیشه انجام داده اند. تجربیاتی که محصولات آن شباهت زیادی به شیشه های امروزی نداشتند و ظاهر آنها بسیارکدر و پر از دانه های ذوب نشده بود. ولی به سرعت کیفیت ذوب بهبود یافت و تولید شیشه ی مصنوعی و ساخت مهره و منجوق از آن در تمدن های اولیه ی عصر باستان رواج پیدا کرد. در واقع گسترش جغرافیایی ساخت شیشه از روندهای اساسی این هنر صنعت در عصر باستان بوده است. به ویژه تمدن های مصر، سوریه و بین النهرین در مرکز رقابت قرار داشتند .اسکندریه در مصر، دمشق در سوریه و نینوا در بین النهرین در آغاز این روند تاریخی به قطب های شیشه سازی عصر باستان تبدیل می شوند.

با پیدایش دو تمدن نوپای یونان و ایران شیشه سازی از مصر به یونان و از نینوا به ایران انتقال یافت (در حدود نیمه ی اول هزاره ی پایانی قبل از میلاد) و در غرب، عصر شیشه های اژه ایی و در شرق عصر شیشه های ایرانی در روند تحولات تاریخی صنعت شیشه با مشخصه های جدید و متمایز از روندهای قبلی ظاهر گشت .

شیشه گری در ایران باستان و سیر تحول آن تا به امروز

گفته شد در قرن اول میلادی روش دم بزرگترین تحول تاریخی در شکل دهی به مذاب شیشه را ایجاد کرد. مهمترین تحولی که این روش به وجود آورد، این بود که نه فقط امکان ساخت اشیاء بسیار ظریف و لوکس و نیز اشکال بسیار پیچیده فراهم گشت، بلکه در مقایسه با گذشته تولید انبوه ظروف نیز امکان پذیر شد. تولید محصولات شیشه ای گسترش زیادی پیدا کرد و شیشه سازان از منزلت بالایی برخوردار شدند. در مسیر این تحولات، کانون های تولید شیشه، هویت های مستقلی ایجاد کردند و شیشه ی ایرانی نیز پویش جدیدی را در شیشه سازی شرقی آغاز کرد.

با تولد امپراتوری ایران در شرق (۵۳۸ ق.م) و سقوط شهر نینوا که بزرگترین مرکز شیشه سازی بین النهرین بود، صنعت شیشه سازی از طریق شیشه گران شهر نینوا به ایران منتقل شد و به سرعت در بخش آریایی نشین این امپراتوری گسترش یافت. البته اقوام آریایی منطقه خوزستان و ایلام که همسایه ی بین النهرین بودند، از مدتها پیش یعنی در هزاره ی دوم قبل از میلاد و به ویژه در زمان امپراتوری ایلام - مرکز آن شوش بود - با شیشه آشنا و از آن استفاده می کردند.

در تپه های قلعه ی کوتی شمال ایران و خرابه های تاریخی چغازنبیل و نیز در معابد مذهبی این ناحیه زیگورات که در فاصله ی سالهای ۱۲۶۵ تا ۱۲۴۵ قبل از میلاد ساخته شده، مقدار زیادی مهره های استوانه ای شیشه ای به دست آمده که آبی تیرہ بوده وامضای شیشه گران کاسیتی و ایلامی بر روی آنها موجود است. اما همان طور که قبلا گفته شد، مهره های به دست آمده از قلعه ی کوتی در منطقه ی دیلمان ثابت می کنند که حداقل در هزاره ی اول قبل از میلاد، مهره و منجوق شیشه ای در ایران ساخته می شده است.

بعدها ساخت انواع مهره های تزیینی پیشرفت زیادی کرد به طوری که در اوایل قرن اول میلادی، مهره هایی با اشکال پیچیده و با روکش های مختلف ساخته می شد. ساخت مهره های سفید مرواریدی در قرن اول تا سوم صورت گرفته است. از انواع دیگر مهره های ساخته شده در عصر ساسانی می توان مهره های رنگین موزاییکی ، مهره های تراش دار، مهرههای حلزونی و مهره های دوقلو -که از اتصال دومهره به دست می آید- را نام برد. علاوه بر مهره (sael)و مهره (bead)انواع دیگر زیورآلات از جمله حلقه ی انواع آویزهای گردن، گوش، لباس، پیچه های تزیینی(whorlsspinning) قطعات بازی و اشکال مختلف انسان و حیوان ساخته می شده است.

کنکاش های باستان شناسی، استفاده از ظروف شیشه ای را در حوالی سال های ۱۲۰۰ تا ۱۱۰۰ ق. م در ایران ثابت میکند. امّا ظروف قدیمی تر به دست آمده به طور عمده امضای شیشه گران سوری را دارد و ظاهراً در ایران ساخته نشده اند، به این دلیل نمی توان با قطعیت زمان آغاز ساخت ظروف شیشه یی در ایران را تخمین زد. از منطقه ی مارلیک دوظرف شیشه یی که به روش موزاییک ساخته شده اند، به دست آمده که قدمت آنها به حدود 1200 الی 1000 سال قبل از میلاد میرسد. قطعات شیشه ای به دست آمده از منطقه ی حسنلو در جنوب دریاچه ی ارومیه نیز ساخت ظروف شیشه ای به روش موزاییک را در نیمه ی دوم قرن نهم میلادی در ایران ثابت میکند. ظروف شیشه ای به دست آمده در خرابه های تخت جمشید شامل بشقاب، آبخوری، کاسه، پیاله ی شراب، و یک سری ظروف شکسته است که بازسازی آنها نشان می دهد اکثرا طرح و نقش خود را از ظروف فلزی برجسته گرفته اند.

بهترین آنها بشقاب گود گردی است که پیرامون آن طرحی برجسته از ترنج مدور است که گلبرگ های آن از پایه ی بشقاب به طور شعاعی به بیرون پخش شده، و بسیار شبیه بشقاب نقره ای قدیمی است که نام اردشیر اول بر روی آن حک شده است. این ظرف به سال های ۴۶۲ تا ۴۲۴ قبل از میلاد تعلق دارد. دو نمونه از طرح ترنج و تصویر یکی از این بشقاب های شیشه ای با طرح ترنج در شکل های همین صفحه نشان داده شده است.

بعضی از اقوام آریایی همچون قوم مارلیک که در کناره های سپیدرود و در دامنه های شمالی کوه البرز و یا سواحل جنوبی دریای خزر مستقر شدند، احتمالا بنا به دلایل جغرافیایی و دسترسی به منابع طبیعی فراوان از جمله معادن مس، طلا و نقره و آرامش حاصل از محیط زندگی شمال، از رشد فرهنگی سریع تر برخوردار شدند و با بهره گیری از ثروت فراوان، در سطح بسیار بالایی از نظر هنری و صنعتی قرار داشتند.

بررسی ظروف سفالی، مفرغی، طلایی و نقره ای این قوم از نظر شکل طرح های تزیینی و تکنیک ساخت می تواند ما را در درک سبک و سلیقه ی هنری به کار رفته در شیشه های ایرانی عصر باستان کمک نماید. خواه خود مبدع آن باشند، خواه این سبک ها، پیش تر از آنها ایجاد شده باشد در واقع شیشه گری ایرانی دارای نوعی هویت مستقل بوده و تأثیر تاریخی عمیقی در سایر کارهای هنری صنعتی ایران داشته است.

برجسته شدن شیشه های ایرانی در عصر باستان و گسترش شیشه سازی ایران به عنوان یک پویش جدید، ملهم ازهمان روحی است که به شگل گیری ظروف مارلیک انجامیده است به طور مشخص طرح ترنج که در کف اکثر ظروف فلزی مارلیک وجود دارد و در شیشه های ایرانی هم به کار رفته بازتاب عقاید مذهبی اقوام آریایی است . قرص خورشید به عنوان محور و اصل جهان در مرکز ترنج قرار دارد و حلقه یی از بر گیاهان که مظهرزندگی هستند، گرداگرد قرص حیات بخش خورشید جمع شده اند. به هر حال شیشه سازی در دوران هخامنشی چندان وضع روشنی ندارد و نمی توان محل ساخت این ظروف را با اطمینان اعلام کرد. شاید هم شیشه گران بین النهرین آنها را در ایران ساخته باشند.

متأسفانه یکی از مهم ترین مشکلاتی که در بررسی تاریخی صنعت و خصوصا صنعت شیشه در ایران وجود دارد، آن است که اشیای شیشه ای قدیمی ایران یا اکثرا به سرقت رفته و یا به دلیل دخالت باستان شناسان کشورهای مختلف و عدم هماهنگی کار آنها و حفاری های افراد غیرمسئول و احیانا سارقان اشیای عتیقه، نمی توان تسلسل تاریخی این صنعت را دقیقا مشخص کرد، به ویژه اگر این واقعیت را در نظر بگیریم که ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی و تجاری خاص خود، پل ارتباطی در دنیای باستان بوده است و براین اساس ورود شیشه های بین النهرین، سوری و حتی مصری به ایران و تأثیرات متقابل دو فرهنگ امری بدیهی خواهد بود، چراکه این تداخل، جدا کردن شیشه های ساخت ایران و تعیین ابداعات ناب و خاص ایرانی را بسیار مشکل می کند و اگر بدانیم که بیش از ۹۵ درصد شیشه های ایرانی یافت شده، در موزه های خارجی قرار دارند، مشکل بررسی دوچندان می شود. امپراتوری باستانی ایران با حمله ی اسکندر فرو ریخت، ولی پس از پایان دوره ی هلنی و سقوط سلوکیه به دست اشکانیان ( 250 ق م تا 224م)، با گسترش جغرافیایی صنعت شیشه روبرو هستیم، به ویژه آنکه با ایجاد جاده ی ابریشم، ایران محل تلاقی شرق و غرب و بر سرراه تجاری امپراتوری روم و چین قرار گرفت. این موقعیت خاص اقتصادی و جغرافیایی، اثرات عمیقی در گسترش صنعت و فرهنگ بومی ایران گذاشت. سرانجام توسط اردشیر اول، امپراتوری اشکانی سرنگون و حاکمیت ساسانیان برقرار شد.

با اعلام آیین زرتشت به عنوان دین رسمی کشور توسط اردشیر، حاکمیت جدید، سودای برگشت به عظمت طلبی دوران هخامنشی را در سرداشت؛ به طوری که شکوه دربار پادشاهان معروف آن چون شاپور ذوالاکتاف، بهرام گور، انوشیروان و خسرو پرویز، در تاریخ صورت افسانه یی به خود گرفت. کنکاش های باستان شناسی نشان می دهد که تولید اشیاء و ظروف شیشه یی در شمال، شمال شرقی، غرب، و به ویژه نواحی قدیمی دجله و فرات از نظر کمی و کیفی به حد بالا می رسد و شیشه ی ایرانی بازار نسبتا خوبی را در چین، ژاپن واکثر کشورهای خاور دور به دست می آورد. البته از نظر شکل و شیوه ی کار، شیشه ی ایرانی هماهنگی و همسانی زیادی با شیشه های رومی دارند و این نشانه ی آن است که آمیزش فرهنگی از یکسو و رقابت تجاری از دیگر سو، بین این دو امپراتوری کاملا وجود داشته است.

در این دوره شیشه های نازک راعمدتاً از طریق دم آزاد (دمیدن مذاب در هوا) و شیشه های ضخیم را توسط دم قالبی (دمیدن مذاب دریک قالب) شکل میدادند. در مناطق کوهستانی ایران روش تراش پرداخت و تفصیل به کار می رفته است که احتمالا این روش در زمان هخامنشیان از بین النهرین کسب شده بود.