نگاهی به مجسمه‌سازی در دوران پیش از اسلام

انسان اولیه از یک‌سو همواره در وحشت و نگرانی از ناملایمات و ناشناخته‌های بی‌شمار پیرامون خود بود و آنها را به نیروهای فوق طبیعی و اهریمنی نسبت می‌داد و از سوی دیگر گرایش‌های متعالی اما تعریف نشده‌ای در وجودش غوغا می‌کرد. این هر دو عامل باعث می‌شد تا برای محافظت خویش به انواع طلسم‌ها متوسل شود. این چنین بود که دست به ساخت طلسم‌هایی با صور طبیعی و یا حتی اسطوره‌ای از ستارگان و خورشید، حيوانات واقعی، اهلی و غیر اهلی زد. علاوه بر این، این طلسم‌ها محملی برای بروز گرایشات فطری انسان نیز بود. طلسم‌های یاد شده از موادی چون استخوان و سنگ و بعدها گل و مس و نقره و طلا ساخته شده‌اند. قدرت و زیبایی این آثار برای هر بیننده‌ای چنان حیرت‌آور است که ساخت آن در زمان‌هایی چنین دور امری عجیب و بعید می‌نماید. از این گونه مجسمه‌ها می‌توان به مجسمه‌های مادر اشاره کرد که با شکلی ساده، تقریبا در تمام ادوار و اماکنی که بشر اولیه می‌زیسته به عنوان نماد باروری وجود داشته است.

در مورد هنر ایران می‌توان چندین دوره متفاوت و مشخص در پیش از اسلام در نظر گرفت که هر کدام با خصوصیات و آثار هنری خاص خود شناخته می‌شوند.

پالئولتیک تا نئولتیک: (کهن‌سنگی تا نوسنگی) و آثار بدوی که ویژه این دوره است. محل این آثار کوهستان‌های اطراف فلات ایران بوده است.

نئولتیک: این دوره هزاره پنجم پیش از میلاد را شامل می‌شود. تپه سیلک کاشان اولین آثار مربوط به این دوره ایران را در خود جای داده است که سفالینه‌های سیاہ‌فام را شامل می‌شد و برای اولین‌بار به صورت منقش درآمده بود و اشکال نامنظمی داشت که احتمالا از نقوش حصیربافی تقلید می‌شد. مهمتر از سفالینه‌های این دوره، حکاکی‌های روی استخوان است که بیشتر شامل پیکره انسان و اسب می‌باشد.

هزاره چهارم: هزاره انسجام کلی در آداب و آثار فرهنگی فلات ایران بوده و نشان‌دهنده ثبات نسبی حاکم بر این منطقه است. نتیجه این ثبات نسبی رشد کلیه آثار به جای مانده و روش‌های اجرایی و تنوع و تکثر بیشتر آنها می‌باشد. البته صنایع فلزی در این دوره با سرعت بیشتری توسعه می‌یابد. شاخ‌های گوزن، بال پرنده، پوزه شیر و یا پنجه پرندگان تمام یا بخشی از مجسمه‌های این دوره است. سفالینه‌های این دوره پخته و با رنگ و شکل دلپذیرتر و دارای دسته و پایه بوده و نقوش این ظروف با خطوط سیاه‌رنگ از پرندگان و پلنگ و نیز با حاشیه‌های هندسی است.

هزاره‌های سوم و دوم: هزاره‌های سوم و دوم هزاره‌های ورود اقوام بیگانه است و در ثبات فرهنگی، هنری و اجتماعی این دوره نوعی انقطاع دیده می‌شود. هزاره دوم زمان ورود اقوام آریایی به ایران است. در ابتدای هزاره سوم بر اثر ورود اقوام بیگانه تولید آثار منقش در شوش کاملا کنار گذاشته شد. در عوض هنگام حکومت عیلامیان که اولین حکومت نسبتا مقتدر ایرانی‌اند، آثار هنری به گونه جدیدی ساخته شد. ظروفی با نقوش برجسته و لعاب مینایی و جواهرات مزین و نیز تعداد زیادی پیکره و لوح از آثار این دوره است. پیکره‌های این دوره متأثر از فرهنگ‌های منطقه بین‌النهرین و بیانگر حالتی مذهبی هستند. این مجسمه‌ها، گویا در برابر چیزی یا شخصی احترام می‌گذارند. آثار این دوره علاوه بر خصوصیات ذکر شده، نشان‌دهنده پیوندی میان کاربرد و هنر بودند؛ یعنی جنبه هنری یا عبادی یا آیینی صرف نداشته، بلکه نوعی کار کرد برای آنها در نظر گرفته شده بود.

هزاره دوم شاهد ورود عناصر بیگانه‌ای بود که پیکره‌سازی و مجسمه‌سازی را در ایران (به غیر از عیلام) به هم پیوند داد و آن ظروف سیاه‌رنگی که به اشکال حیوان و انسان بودند، به تدریج از شمال ایران و توسط اقوام مهاجم شمالی وارد شد، تمام ایران را دربر گرفت و به صورت سنتی هنری درآمد. این نوع ظروف ریتون نام داشتند و نمونه اعلای آن در آثار دوره هخامنشی با موادی گرانبها ساخته می‌شد. در اورنگ‌تپه مجسمه‌هایی کوچک از گل پخته به دست آمده است. در سر این پیکره‌ها فرورفتگی مدوری برای نصب گیسو و حلقه‌های مدوری مزین با ماده‌ای سفیدرنگ وجود داشته است.

این آثار جز در جزایر دریای اژه در هیچ جای دیگر یافت نشده‌اند. در این مورد حدس زده می‌شود که این مجسمه‌ها مربوط به قومی مهاجرند که از شرق وارد فلات ایران شده‌اند، از شمال ایران رهسپار غرب گشته‌اند و در همان‌جا نیز برای همیشه سکونت گزیده‌اند. تپه سیلک، املش و حسنلو هر یک گنجینه‌های بی‌شمار و ارزشمندی از این دو هزاره در خود جای داده‌اند. اگرچه جواهرات سیمین به دست آمده از این دوران، از وجود طبقه غنی و فقیر در این منطقه حکایت می‌کند، اما استفاده از مفرع و مس در این دوره به خصوص در سیلک جایگاهی ویژه دارد.

این جواهرات شامل گوشواره‌ها، طوق‌ها و النگوها با تزیینات گلابتون می‌باشد. ظروف مجسمه‌شکل (ريتون) با تأکید بیشتر بر نقوش پرندگان و اسب که احتمالا معنایی رمزی دربر داشته، با کاربردی آیینی و تدفینی فراوان در گورستان‌های مربوط به این دوره از سیلک یافت شده است. پژوهشگران اولین اثر مربوط به بعد از ورود آریایی‌ها به ایران را مجسمه‌ای استخوانی می‌دانند که محل پیدایش آن در شوش می‌باشد. ظاهر این اسب شبیه اسب‌های آسیای شمالی است. از این رو احتمال دارد اینها همان قومی باشند که از شمال فلات وارد خاک ایران شدند. قوم آریا خود متشکل از اقوام دیگری بود که مهم‌ترین آنها مادها و پارس‌ها بودند. پارس‌ها که بعدها حكومت هخامنشی را تشکیل دادند، در شمال شوش ساکن شدند و تمدن‌های اطراف خویش (عیلام، بین‌النهرین و حتی مصر و یونان) را نیز تحت تأثیر خود قرار دادند.

هزاره اول: دستاوردهای این هزاره که البته خود به دوره‌های مختلف تقسیم می‌گردد، بازتاب تکامل فرهنگی، هنری و حتی سیاسی در زمان خود است؛ آثاری که هنوز هم چشم جهانیان را خیره می‌کند و خاص و عام مردم دنیا را به ستایش وا می‌دارد. بنابر اهمیت این دوره با تفصیل بیشتری به آن پرداخته می‌گردد:

لرستان: لرستان که سرزمینی کوهستانی در غرب ایران و دامنه کوههای زاگرس است، از نظر فرهنگی همسایه تمدن بین‌النهرین می‌باشد و آثار هنری آن مبین تأثیرات فرهنگ بومی با محتوای شاد و روستایی و حتی متأثر از حیات وحش این منطقه، و نیز تمدن‌های بین‌النهرینی با خاصیت آیینی و پایبندی به سنت‌ها و در کل بازتابی اصیل از خصوصیات فرهنگ آریایی و به خصوص مادی در طلیعه آن است. این سرزمین از آغاز دوران کهن سنگی دارای ساکنانی بوده است که آثار ارزشمندی را در هر دوران از خود به جای گذاشته‌اند. اما شهرت لرستان بیشتر ناشی از آثار حجمی مفرغی آن است که در خلال سال‌های جنگ جهانی اول پیدا شد و در سال ۱۳۲۸ ه. ش. در بازارهای اروپا و ایران فروخته شد. منطقه لرستان از نظر منابع فلزی به خصوص مس و قلع بسیار غنی است. بنابراین، رواج مفرغ و آثار مفرغی که ترکیبی از عناصر بومی است، در اینجا امری بدیهی می‌نماید. این آثار شامل چندین مقوله مشخص از جمله زیورآلات شخصی، ابزار و ظروف، موضوعات مذهبی و آیینی و سلاح‌ها می‌باشد که اغلب به صورت قطعات کوچک قابل حمل و مناسب با زندگی چادر نشینی هستند. زیورآلات شامل دستبند، سنجاق، حلقه و گردنبند با تکنیک ریخته‌گری و بازوبندها، کمربندها و پلاک‌ها از ورق‌های برنزی چکش زده و مزین به ریزه کاری‌های قرار گرفته از زیر یا رو ساخته شده‌اند. ظروف عبارت‌اند از کاسه‌ها، پیاله‌ها، دیگ‌ها، لیوان‌ها و کوزه‌هایی با دهانه بلند. موضوعات مذهبی شامل درفش‌ها و بت‌های ساخته شده بر اساس اساطیر آریایی، حیوانات و میخ‌هایی با سر گِردند و سلاح‌ها نیز شامل تیرها، کمان‌ها، تیشه‌ها، خنجرها، شمشیرها، سر تیرها، تیردان‌ها و سپرها هستند).

هنر لرستان علاوه بر اینها از چندین جهت دیگر نیز قابل بررسی است: یکی وجود تقارن که بعدها تأثیر بارز آن را در آثار هخامنشی می‌بینیم و دیگری توجه به بازسازی دقیق حيوانات مثلا بز و برعکس کیفیت پایین‌تر آفرینش اشکال انسانی. در لرستان مانند آنچه در هنرهای بین‌النهرین مشاهده می‌شود، اجزای بدن انسان مثلا چشم‌ها بر اساس اهمیت معنوی آن بیشتر مورد توجه قرار گرفته و درشت‌تر ساخته می‌شدند. در کل می‌شود گفت که در این آثار هنر در خدمت مذهب بود؛ هنری رمزگرا و متأثر از اسطوره‌های بومی مردمان لُر.

ماد: «ماديها مردمانی بودند آریایی‌نژاد که در ابتدای قرن هفتم قبل از میلاد سلطنت ماد را تأسیس کردند». اگرچه این دوره یکی از باشکوه‌ترین دوره‌های باستان در ایران است، آثار هنری چندانی از آن باقی نمانده و فقط چند بنای منتسب به این دوره در «دکان داوود» و «صحنه کرمانشاه» و چند عدد نقش برجسته بر جای مانده که برای مقاصد تدفینی و با حالت‌های خشوع عابدانه شکل گرفته‌اند. همانطور که بارها شنیده‌ایم و خوانده‌ایم، پایتخت شاهان مادی در «هگمتانه» (همدان) بوده و بنابراین طبیعی است که آثاری نیز از مادها در این مکان یافت شده است. با توجه به قرابت فرهنگی قوم ماد با «کیمریان»، که آثار لرستان به آنها منسوب است، جای تعجب نیست که بعضی از اشیاء یاد شده نظیر دو گلدان و پیکره‌های کوچک حيوانات مفرغی بسیار شبیه مفرغ‌های لرستان هستند. همچنین در کلاردشت نیز اشیاء طلایی و سفالینی به دست آمده که به احتمال زیاد از آثار مادهاست.

علاوه بر مادها، سده هفتم ق.م نقاط درخشان دیگری نیز دارد؛ از جمله تمدن «زیویه» که در مرز کردستان و آذربایجان قرار داشت. زیویه با اشیاء گرانقدر سیمین و زرینش و همچنین اشیاء ساخته شده از عاج و مفرغ جایگاهی ویژه در بررسی هنر ایران پیش از اسلام دارد؛ هنری تدفینی و در خدمت پادشاهان ثروتمند منطقه که بازتابی از طبقه‌بندی اجتماعی آن دوره از قربانیان فقیر پادشاه تا شاه غنی و جنگجو به همراه دیگر گروههای اجتماعی است. در کل باید گفت، فرهنگی هنری این منطقه بازتابی از فرهنگ‌های مادی، آشوری، سکا و «ارارتوریایی» است و آثار به جا مانده بیشتر شامل اشیاء کوچک با صورت‌های گربه‌سانان که نماد قوم دوره گرد شمال است، و همچنین اشیائی با صورت‌های هیبت‌دار از شیردال‌ها و عقاب‌هایی است که بعدها باز هم نمونه آن را در زمان هخامنشیان می‌بینیم.

هخامنشیان: حکومت هخامنشیان را باید اولین حکومت مقتدر ایرانی و نامدار‌ترین آنها در پیش از اسلام دانست و نقش عمده آن را در شکل‌گیری فرهنگ و سیاست و اقتصاد نه فقط ایران بلکه بسیاری از نقاط مهم دنیای باستان هرگز نباید نادیده گرفت.

اغلب متون و تحقیقات تاریخی، زمان حیات امپراتوری هخامنشیان را دو سده میانی ۵ و ۶ پیش از میلاد ( ۵۵۰ - ۳۳۰ ق. م) می‌دانند؛ اگرچه قوم پارس و اجداد آنها احتمالا چندین قرن قبل‌تر از شمال ایران وارد شده و به تدریج در دامنه‌های زاگرس سکونت گزیده‌اند. در هر حال، بعدها هنگامی که این قوم قدرت گرفتند، پادشاه ماد و حکومت ماد را مغلوب خویش نمودند و پایتخت آنان (هگمتانه) را غارت کرده سلسله هخامنشی را پایه‌گذاری کردند. این وقایع در سال ۵۵۰ قبل از میلاد و به وسیله کوروش صورت گرفت. این امپراتوری قدرتمند در سال ۳۳۰ به وسيله اسکندر مقدونی دشمن دیرینه پارس‌ها که در جنگ با آتن صدمه بسیار دیده بود، از بین رفت.

و در هر حال، آثار بی‌شماری در صور و اشکال مختلف از این دوره باقی مانده که به خوبی فرهنگ و تمدن آن زمان را به ما می‌شناساند. هنر هخامنشی هنری غیرروایی و ترکیبی است و عناصر مختلفی را از مناطق تحت سیطره‌اش همچون مصر، یونان، بابل، عیلام و غیره در خود جای داده، منتها این اجزا با نگاهی ایرانی و مختص خود هخامنشیان صورتی واحد یافته‌اند. پیکره‌سازی نیز از این قاعده مستثنا نیست. پیکره‌های انسانی اگرچه تعدادشان کم است، قرابت بسیاری با نقوش برجسته این دوره در تخت جمشید دارد؛ موهای مجعد که تا شانه‌ها بلند شده‌اند، چشمان فراخ و دهان‌های کوچک با سبیل‌های آویخته که البته نباید اینها را با طبیعت‌گرایی و رئالیسم به معنای رایج آن تفسیر کرد، بلکه برعکس این صورت‌ها با حالتی یکسان نوعی زیبایی آرمانی پذیرفته شده برای بزرگان را می‌نمایاند و الگویی مثالی برای مردانگی، زیبایی و جوانی ابدی است.

از این دوره سه پیکره معروف انسانی به دست آمده که یکی قطعاتی از تندیس داریوش در کاخ شوش است و دو تای دیگر که احتمالا در کارگاههای مصر ساخته شده‌اند، اکنون در موزه لوور و بروکسل قرار دارند. طبیعت‌گرایی، اما، در بازسازی حیوانات قوی‌تر است. نقش برجسته‌های کاخ آپادانا و گونه‌های مختلف حیوانات در آن مؤید این ایده هستند، اگرچه بعضی از این حیوانات مانند شیر و گاو بالدار با صورت‌هایی تقریبا - نه به شدت هنر آشوری – رعب‌انگیز و نیز حیوانات ترکیبی بازتاب صور اسطوره‌ای هستند. سرستون‌های تخت جمشید، اشیاء کوچک کاربردی فلزی و طلایی، و جام‌هایی با صورت‌های حیوانی (زیتون) نشان دهنده توجه خاص به حیوانات است که متأثر از سنت اجداد مهاجر آریایی به ایران حالتی نسبتا طبیعت‌گرا دارند. البته باید در نظر داشت که چه در پیکره‌های انسانی چه حیوانی به تزیینات ریز و خرد توجه زیادی شده که ظاهرا سلیقه زیبایی‌شناسانه‌ی خاص پارس‌های هخامنشی را ارضا می‌کرده است، مانند موج‌های ریش مردان در نقش‌برجسته‌ها یا تزیینات روی بدن‌ها و بال‌های حیوانات. در نقش‌برجسته‌های این دوره از سنت نیم‌رخ‌نمایی مصری در همه جا - به استثنای یک مورد - به عنوان الگویی واحد استفاده شده و آن استثنا صورت شیر مظهر خورشید در حال جنگ با گاو مظهر باران در کاخ آپاداناست.

هنر پارتی: اگرچه اسکندر با حمله به ایران و از بین بردن پادشاهی بزرگ هخامنشی زمینه مناسبی را برای هلنیسم و یونانی مآبی در ایران فراهم کرد، اما هنوز دیر زمانی از مرگ او نگذشته بود که جانشینانش خواست‌ها و آرزوهای او را فراموش کردند و با نژاد ایرانی مختلط گشتند. سلوکی‌ها یعنی جانشینان اسکندر هشتاد سال بر ایران حکومت کردند. بعد از آنها پارت‌ها قدرت را در ۲۵۰ قبل از میلاد در دست گرفتند و ارشک اول بر تخت نشست. دورۂ حیات این سلسله طولانی حدودا ۴۷۰ سال بوده است. اشکانیان خود را دوستدار یونان و تسلط بر فرهنگ و زبان یونانی را از افتخارات خود می‌دانستند. هنر این دوره التقاطی است، نه کاملا یونانی و نه کاملا هخامنشی، بلکه ترکیبی است از این دو. مجسمه‌سازی اشکانی نیز بازتاب همین ذائقه ترکیبی است. تندیس‌های زیادی از این دوره با تأكيد بر بازنمایی حالات درونی و با امضای یونانیان به دست آمده است. تندیس‌ها پوششی به سبک لباس‌های تندیس‌های یونانی دارند. گچ برای اولین‌بار به طور خاص در ایران در نقوش برجسته به کار رفت و استفاده از رنگ نیز در نقش برجسته‌ها رواج یافت. نقش برجسته‌ها با تأكيد بیشتر بر خطوط کنارۂ نما ایجاد می‌شد. در این دوره علاوه بر پیکره‌های کوچک نذری تعداد قابل توجهی پیکره از زندگی طبقات عادی جامعه نیز به دست آمده است که یادآورهنر هلنیسم یونانی با گرایش طبیعت‌گرایانه و دوری از آرمان‌گرایی دوره‌های اولیه هنر یونان است.

سلسله ساسانی: سلسله ساسانی از سده سوم تا هفتم بعد از میلاد در ایران حکومت کرد و آخرین سلسله پیش از اسلام در ایران است که سال تشکیل آن ۲۲۶ م و پایه‌گذار آن اردشیر اول می‌باشد. شعار ساسانیان احیای امپراتوری هخامنشی و بازتابی از طغیان ایرانیان در برابر حکومت‌های بیگانه بود، اگرچه در ابتدای پیدایش خود پیوندهایش را با فرهنگ و هنر پارتی حفظ نمود. هنر ساسانی برخلاف هنر هخامنشی هنری روایتگر و البته با بیانی رمزی و تبلیغی است. چهره‌پردازی با قصد شباهت صورت نمی‌گرفت و نمونه‌ای از این مورد نیز در دست نیست.

نقش‌برجسته‌ها بیشتر برای جنبه الهی بخشیدن به حکومت پادشاهان و اهمیت دادن و بزرگ کردن اعمال و جایگاه ایشان است که با تفویض پیروزی و قدرت از طرف اهورامزدا بر این الوهیت تأکید می‌گردد. قدیمی‌ترین این آثار مربوط به فیروزآباد و منسوب به حکومت اردشیر اول است. این نقش‌برجسته‌ها علاوه بر بزرگی خود، اشکال حجیم و پرهیبتی را که با قصد آن سازگار است، باز می‌نمایاند. نوعی نقش برجسته بین نقاشی و حجم نیز از این دوران باقی مانده که با گچ و در درون ساختمان‌ها ایجاد می‌شده و در آخر کار نیز رنگ می‌شده است. پیکره‌سازی آن شامل گروهی از نقش برجسته‌های عظیم در فارس و طاق بستان و تعدادی مجسمه‌های غول‌پیکر است، همچنین مجسمه‌های دیگری که در اغلب موزه‌های جهان قرار دارند، از جمله سر قباد اول در موزه شیکاگو و پیکره یک اسب که در موزه برلین قرار دارد. علاوه بر اینها، نقوش برجسته روی ظروف نقره‌ای و طلایی این دوران با موضوع شکار و بزم و موضوعات مذهبی نیز وجود دارد.