نگارگری ایران در دوره جلایریان

زمانی که فرمانروای ایلخانی ابوسعید در سال ۷۳۵ ‌ه‍. (۱۳۳۵ م.) از دنیا رفت، ولیعهدی از خود به جا نگذاشت، در نتیجه وزرا و حکام نواحی فراخوانده شدند تا جانشینی به جای وی انتخاب کنند. بدون شک هر یک از حکام برای تسلط بر سرزمین‌های ایلخانی با یکدیگر به مبارزه برخاستند، ولی هیچ یک از آنان قدرت لازم را برای استیلا بر سرزمین‌های ایلخانی نداشتند. در نتیجه همچون پیشینیان خود، آل اینجو و مظفریان، جلایریان که از سوی ایلخانان بر آناتولی (روم) فرمانروایی داشتند، قدرت را به دست گرفتند. در سال ۷۳۹ ‌ه‍. (۱۳۳۹ م.)، رهبر جلایریان، شیخ حسن بزرگ، موفق شد تا بر بغداد مسلط شود و تلاش کرد تا تبریز را نیز زیر سلطهٔ خود درآورد. پس از مرگ شیخ حسن بزرگ در سال ۷۵۶ ‌ه‍. (۱۳۵۶ م.) پسرش اویس به جانشینی وی رسید و در سال ۷۶۱ ‌ه‍. (۱۳۶۰ م.) فرمانروای تبریز شد.

اینکه میان دو دههٔ پر فراز و نشیب، از زمان مرگ ابوسعید تا استیلای اویس، بر هنرمندان تبریز چگونه گذشته است، برای محققین روشن نیست. پیشینه نویس قرن دهم هجری، دوست محمد به تداوم تربیت هنرمندان از زمان احمد موسی در دربار ابوسعید تا زمان شمس الدین و سلطان اویس اشاره دارد. ولی از هنرمندان دربار شیخ حسن بزرگ یا هنرمندان بنام دربار ایلخانی در این زمان، نامی به میان نیامده است. شمس الدین، در این ایام یا در بغداد مشغول به فعالیت بوده است، یا بعد از ۷۶۱ ‌ه‍. (۱۳۶۰ م.)، پس از استیلای جلایریان بر تبریز، در خدمت سلطان اویس. هرچند به زحمت بتوان، قاطعانه، اثری را منسوب به نگارگران میان سالهای ۷۳۶ ‌ه‍. (۱۳۳۶ م.) و 756 ‌ه‍. (1356 م.) دانست، ولی تعداد اندکی نگاره در دواوینی که اینک در استانبول و برلن نگهداری می‌شوند در دست است که متعلق به سالهای ۷۶۱ ‌ه‍. (۱۳۶۰ م.) و ۷۷۱ ‌ه‍. (۱۳۷۰ م.) هستند.

اسلوب این نگاره‌ها تا اندازه زیادی، مانند نگاره‌های ایلخانی در شاهنامه «دموت» است. ولی تنظیم فضاهای درونی از استحکام بیشتری برخوردار بوده و تناسب میان اندام و فضا به طرز شایسته‌ای تنظیم یافته است. همچنین رنگ‌ها قوام بیشتری یافته و پیوند مستحکم‌تری با سطوح و تزئینات مجاورشان دارند. اگر چه این نگاره‌ها فاقد بیان عاطفی نگاره‌های شاهنامه «دموت» هستند، در عوض طبیعت نقش فعال‌تری دارد و مکمّل حالت‌های مورد نظر است. در یکی از دیوان‌های متعلق به ربع قرن هشتم هجری – کلیله و دمنه محفوظ در کتابخانه دانشگاه استانبول - نگارگر موضوع تصویر را به - حاشیه کشانده و از این طریق حاشیه را بخشی از فضای اصلی تصویر کرده است. تا سال ۷۷۱ ‌ه‍. (۱۳۷۰ م.) که اویس از دنیا رفت، ساختار نگارگری ایران، به مدت دو قرن، تحکیم یافت. دقت در اجرا و ابتکار عمل در به کار بردن نقوش همچنان استمرار داشت، ولی هنرمندان و حامیانشان رابطهٔ ظریف میان انتزاع و طبیعت، شکل و رنگ، انسان و محیط را که مشغله ذهنی‌‌شان بود، دریافته بودند.

با وجود نبردها، پیروزی‌ها و تغییر دولت‌ها، این مبانی پایدار مانند یک ملودی، که بداهه‌سازی و تنوعات بیشمار در آن راه دارند، همواره مسیر خود را پیموده است. تا مدت‌ها پس از مرگ اویس، بین سالهای ۷۷۳ ‌ه‍. (۱۳۷۲ م.) و ۷۸۵ ‌ه‍. (۱۳۸۴ م.) پسر، برادر و سران قوم قراقویونلو برای تسلط بر جلایریان با هم در مبارزه بودند. سرانجام برادر اویس -احمد - غالب آمد و بر آذربایجان و عراق (تبریز و بغداد) استیلا یافت. در سال ۷۸۷ ‌ه‍. (۱۳۸۶ م.) سرزمین‌های احمد مورد تجاوز تیمور قرار گرفت، تبریز را به تصرف درآورد و پسرش را حاکم آنجا خواند. اگرچه تیمور تعدادی از هنرمندان ساکن تبریز را با خود به سمرقند برد، ولی برخی از آنان همراه احمد جلایر به بغداد رفتند. در آن دیار، عبدالحی - از شاگردان شمس الدین - در خدمت احمد جلایر بود، تا اینکه احتمالا در سال ۷۹۵ ‌ه‍. (۱۳۹۳ م.) زمان اشغال بغداد، توسط نیروهای تیمور، ربوده شد. احمد مجدداً مجبور به فرار شد و نخست به نزد سلاطین مملوک در دمشق و سپس به قاهره شتافت. پس از اقامت کوتاهش نزد سلاطین مملوک، احمد در سال ۷۹۶ ‌ه‍. (۱۳۹۴ م.) حکومتش را در بغداد مستقر ساخت، ولی در سال ۸۰۳ ‌ه‍. (۱۴۰۱ م.) تیمور بغداد را به تصرف در آورد، شهر را ویران و ساکنانش را قتل عام کرد.

احمد مجدداً به مصر پناه آورد. با مرگ تیمور در سال 807 ‌ه‍. (1405 م.) احمد برای سومین بار بغداد را به تصرف درآورد و در سال ۸۱۲ ‌ه‍. (۱۴۱۰ م.) هنگام حمله ترکمنان قراقریونلو به تبریز، کشته شد. احمد جلایر، بسیاری از هنرمندان بنام را تحت حمایت خود درآورد و در این میان، عبدالحی به وی طراحی می‌آموخت. نخستین دیوان‌های متعلق به دورهٔ احمد جلایر، تاریخ‌های ۷۸۷ ‌ه‍. (۱۳۸۶ م.) و ۷۹۰ ‌ه‍. (۱۳۸۸ م.) را در خود دارند. یکی از آنان نه فقط قدیمی‌ترین نسخه مصور موجود از خمسهٔ نظامی است، بلکه با وجود کیفیت تصویر نه چندان مرغوبش، دربردارندهٔ ویژگی‌های نگارگری مکتب جلایری است. بخشی از حاشیه سمت چپ تصویر را ضمیمهٔ تصویر اصلی ساخته و قصر  شیرین را در آن تصویر کرده است. در اینجا نیز، هنرمند مکتب جلایری، خاکریزی بلند در فراسوی نگاره قرار داده است، اما اندام‌ها، باریک و کشیده تصویر شده‌اند. منظره‌های چینی جای خود را به انبوه سبزه‌ها و گلهای ایرانی سپرده و ساق و تنهٔ درهم تنیدهٔ درختان حالتی ایستا دارند. احمد جلایر، که خود شاعری درخور ستایش است، برای فضاهای تغزلی (کلامی یا تصویری) ارزش بسیاری قائل بود و در زمان زمامداریش شعر و ادبیات عرفانی رشد بسزایی یافت. همزمان با نگارش دیوان خواجوی کرمانی، نقاشی ایران رشد کم نظیری یافت. نیمه نخست آن با توجه به فاتحه الکتاب دیوان در فروردین ماه 798 ‌ه‍. (۱۳۹۶ م.) توسط میرعلی ابن الیاس، در تبریز، کتابت شده است.

همچنین نگاره « تاجگذاری همایون در مراسم عروسی» مزیّن به امضای جنید است، که دوست محمد از وی، به عنوان یکی از شاگردان شمس الدین - سرآمد نقاشان دربار اویس یاد می‌کند. نه تنها این نگاره یکی از نخستین آثار امضادار ایرانی است، بلکه این تصویر و هشت تصویر دیگر دیوان، اوج نگارگری دوره جلایریان به حساب می‌آید. همانگونه که در نگارهٔ «همای و همایون» آشکار است، ترکیب‌بندی و تزئینات بسیار آن در توازن کامل با هوا و محتوای داستان است. از فراز ایوان شش بری که با کاشی‌های منقوش و ارسی‌های مشبک پوشیده شده است، شاهزاده همایون در آستانهٔ در، نظاره گر شاهزاده همای است. حصار بلند و کشیده باغ به هیچ وجه مانعی بر سر راه نگاه عاشقانه همای نیست. حرکت مرغان در حال پرواز معرف نجوای عاشقانه دو دلداده است و رنگ قرمز درخشان جامه همایون نگاه بیننده را به سوی خود جلب می‌کند. فضای تغزلی نگاره از طریق انبوه درختان و گل و گیاه باغ، در تقابل با فضای خلوت بیرون تصویر شده است. هرچند عوامل نمادین در نگارگری سنتی ایران قابل قیاس با نمادهای قرن چهاردهم (میلادی) ایتالیایی و هلندی نیست، اما به طور قطع، در کنار هم قرار گرفتن محیط مصنوع و طبیعی، به لحاظ تأکید بر موضوع و قوت بخشیدن به محتوای اثر اهمیت دارد.

با استفاده از تمامی صفحهٔ کاغذ و کوچک کردن و دور بردن اندام از لبهٔ کادر تصویر، جنید، فضای تصویری نوین می‌آفریند که در شاهکارهای بی نظیر نگاره‌های دورهٔ تیموری و صفوی تداوم می‌یابد. از نگاه سنتی هر متنی نوع خاصی از تصویر طلب می‌کند. بنابراین، داستانهای حماسی شاهنامه آکنده از صحنه‌های پر تحرک نبرد و تاجگذاری است و دیوان اشعار نظامی یا خواجوی کرمانی شامل نگاره‌های تغزلی و ایستاست. تصاویر متون علمی متکی به ترکیب‌ها و نمودارهای قرن ششم و هفتم کتب عربی است که بعد در دواوین ایرانی و عربی تکامل می‌یابد. به همین سبب تصاویر یک کتاب نجومی، که در سال ۸۰۲ ‌ه‍. (۱۴۰۰ م.) برای سلاطین جلایری در بغداد نگارش شده است، با تصاویر دیوان خواجوی کرمانی تفاوت فاحشی دارند. اگرچه این کتاب که به زبان عربی است برای دربار سلطان احمد جلایر تألیف نشده است، ولی اندازهٔ بزرگ گل‌ها، سبزه زار و تزئینات معماری آن با شیوهٔ مرسوم جلایریان، که با نمودارهای کتب علمی عربی آن دوره تفاوت دارد و فاقد این ویژگی هاست، مطابقت دارد. در این تصویر دورهٔ جلایری نقاش، گردش‌های پیوسته قمر را به تصویر درآورده و در سمت راست قمر پیرمردی را به نشانهٔ کیوان (زحل) رقم زده است. با این وجود، تصویر، ضمن اینکه جنبه های آموزشی دارد، مضحک به نظر می‌آید و تلفیقی از دو شیوه عربی و ایرانی است .

احمد جلایر میان سالهای ۸۰۸ ‌ه‍. (۱۴۰۶ م.) تا ۸۱۲ ‌ه‍. (۱۴۱۰ م.) دوران کم درد سری را در تبریز سپری کرد. دو دیوان به کتابخانه سلطنتی جلایریان در این دوره منتسب است. یکی خمسه نظامی است که شباهت بسیاری به دیوان خواجوی کرمانی دارد . هرچند صحنه‌های آن قدری خودی‌تر از دواوین پیشتر است - و دیگری دیوان سلطان احمد جلایر است که جلوه‌ای متمایز دارد. هشت صفحه از سیصد صفحه دیوان اشعار سلطان احمد جلایر، دارای تشعیر است که شامل مناظری روستایی و فرشتگان در حال پروازند. با توجه به گرایش‌های عرفانی اشعار سلطان احمد، گفته شده است که این طراحی‌های تک رنگ پیوندی با هفت مرحلهٔ رشد عرفانی شیخ فریدالدین عطار نیشابوری در منطق الطیر دارد. شیوهٔ اجرای این آثار حد فاصلی است میان شیوه طراحی تک رنگ چینی و قلم گیری آزاد نقاشی عصر جلایری. استفاده از چنین قلم آزادی با موضوعات دشتستانی برای تشعیر در این دوره، اگر نه منحصر به فرد ولی استثنایی است.

برخی از محققین این آثار را به عبدالحی نسبت داده‌اند ولی احتمال اینکه توسط هنرمند دیگری طراحی شده باشد نیز وجود دارد. دوست محمد به هنگام توصیف احوال هنرمندان دربار سلطان احمد، از طراحی با نام عبدالحی نام برده که به سلطان، طراحی می‌آموخته است. سلطان نیز به نوبهٔ خود برای کتاب ابوسعیدنامه آثاری به شیوهٔ سیاه قلم طراحی کرد. با توجه به این گفته، آیا می‌توان احتمال داد که تشعیرهای دیوان سلطان احمد جلایر، طراحی‌های خود اوست؟ به هر تقدیر طراح هر که باشد در بالا بردن شناخت ما از سبک نقاشی دورهٔ جلایریان سهم عمده‌ای دارد. با حمایت سلطان احمد، هنرمندان مکتب جلایری به شیوه‌های گوناگون خالق آثار و ترکیبات بکری بوده‌اند که پنج نسل از هنرمندان ایرانی از آن منتفع شدند و به چنان سطح والایی از تکامل و هماهنگی رنگی رسیدند که نگاره‌های ایرانی را از هر سبک و شیوه دیگری متمایز ساختند.