نگارگری ایران در دوره تیموری (بخش دوم)

در سال‌های افول قدرت اسکندر سلطان، شاهرخ و پسرانش بایسنغر میرزا و الغ بیگ، پیشتاز‌ترین هنرمندان سرزمین‌های تیموری را که اغلب آنها را شاهرخ از شیراز و پیش از آن تیمور از تبریز و بغداد به گرد خود جمع آورده بود، به هرات فراخواندند. افزون بر آن در سال ۸۲۰ بایسنغر میرزا، هنرمندانی را که از زمان سلطان احمد جلایر در تبریز به جا مانده بودند، هنگامی که در سال ۸۲۲ به هرات آمد، با خود به هرات آورد. با چنین جمع هنرمندانی شاهرخ و بایسنغر میرزا در هرات و الغ بیگ در سمرقند دیوان‌های مصوری را سفارش دادند که با سلیقه و روحیاتشان سنخیت داشت.

شاهرخ (دوره سلطنت ۸۵۰ - ۸۱۱) نه تنها برای نسبش به تیمور اهمیت قایل بود، بلکه تلاش داشت تا با توجه به قوانین شرع اسلام نظم و امنیت را در امپراتوری خود ایجاد کند. شاهرخ رهبر گشاده دست و با اعتماد به نفسی بود که برای نسخ تاریخی مورد نظرش تصاویر پاک و روشنی طلب می‌کرد. مشهورترین آنها مجمع التواریخ حافظ ابرو است که ادامه تاریخ مغولی جامع التواريخ خواجه رشیدالدین است. نسخه‌های بسیاری از این کتاب در زمان حیات حافظ ابرو مصور شد. یکی از آنها متعلق به سال  ۸۲۵ هجری است و در استانبول محفوظ است، دیگری هم که تصاویرش برگ برگ است و پراکنده، احتمالاً همزمان با آن مصور شده است. این آثار مانند نگارهٔ «اهدای کتب تاریخ چین به اولجایتو» که بنا به گفتهٔ ریچارد اتینگهاوزن معرف «سبک تاریخی شاهرخ» هستند از نظر اجرا در تقابل کامل با آثار مکتب شیراز همزمانش است. نگاره‌ها هم از نظر اندازهٔ کار و هم از نظر اندام‌های موجود در آن، بزرگ‌اند. از ویژگی‌های ترکیب‌بندی این نگاره‌ها سادگی آن است که در آن اندام‌ها در امتداد هم قرار گرفته‌اند. آسمان آبی نگاره با لکه‌های گلی و طلایی فضای لایتناهی را تعریف می‌کنند و رنگ آبی کمرنگ خاکریز، ارتباط لازم را میان بخش نخست و انتهای نگاره برقرار می‌سازد. فضا، برخلاف نگاره‌های متعلق به سال ۸۱۷ شیراز، عقلایی و دارای صراحت بوده و اجزای دیگر آن مانند کلاه و تجهیزات از نظر تصویری، توجیه پذیرند. نگاره‌های تاریخی دورهٔ شاهرخ، مانند نقاشی‌های جامع التواریخ یک قرن قبل از آن، شرایط لازم را برای ایجاد یک نهضت صرفاً ایرانی فراهم نیاورد. شاید فضای تاریخی - توصیفی آنها که به عوامل عینی بسیار متکی‌اند، پاسخگوی سلایق حامیان و هنرمندان دوره‌های متاخر نبوده است.

برخلاف دواوینی که برای شاهرخ فراهم آمده است، نسخی که برای پسرش بایسنغر میرزا (۸۳۷ - ۸۰۲) تهیه شده‌اند، به اعتقاد بسیاری از هنرشناسان و شیفتگان هنر ایران، اوج نگارگری ایران به شمار می‌آید. با وجود اعتیاد بایسنغر میرزا به شراب و مرگ نا به هنگامش در ۳۴ سالگی، وی از الهام بخش و شایسته‌ترین هنرمندان زمان خود بود که به آفرینش کتاب‌های مصور بی نظیری، چون شاهنامه، کلیله و دمنه و گلستان سعدی انجامید. افزون بر این، هنرمندان دربار بایسنغر میرزا برای نقوش روی پارچه، چرم، کاشی، فلز و جواهرات نیز طراحی و کار می‌کردند. خلاصه اینکه فضای تصویری حکومت تیموری، تعالی و وحدت خود را مدیون منشأی اصلی است و آن کتابخانه و کارگاه‌های سلطنتی در هرات است. بایسنغر میرزا که خود کتاب شناس و خوشنویسی طراز اولی بود از جوانی به سفارش کتاب‌های نفیس پرداخت. تا اواسط سالهای ۸۲۲ مکتب نقاشی بایسنغری شکل شامخ و بایستهٔ خود را یافته بود. اغلب نگاره‌‌هایی که برای بایسنغر میرزا ساخته شدند مانند دواوین دورهٔ شاهرخی، از نظر اندازه بزرگ‌اند. ولی به جای تکرار ترکیب‌های آرام و متعارف، هنرمندان کتابخانه بایسنغر میرزا دست به خلق تجربیات تازه‌ای از نظر بیان، حرکت، شکل گل و گیاه و صخره‌ها زدند.

در ترکیب بندی‌های نگارگران این دوره هیچ عنصر نسنجیده و ناموزونی به چشم نمی‌خورد، خواه موضوع نگاره شاهزاده‌ای در حال می‌گساری باشد یا اسفندیار در حال نبرد با گرگ‌ها، ساختار هندسی و نظم موجود در نگاره‌های دورهٔ بایسنغر میرزا اغلب ولی نه همیشه، بر اساس ارتباط هماهنگ میان سطوح افقی و اریب و ضرب آهنگ ظریف رنگ در سرتاسر اثر است. برخلاف هنرمندان مکتب شیراز که در حیطهٔ طرح‌های محدودشان به تصویرگری می‌پرداختند، نگارگران دورهٔ بایسنغر میرزا، از طریق تناسبات و دقت در اجرا به مراتب رفیعی دست یافتند. فضای آرام و متین این آثار مبین دنیای درباری است و نشان از فضای ذهنی روشنفکرانه بایسنغر میرزا دارد، هرچند که ممکن است با بافت واقعی زندگی اش چندان هماهنگ نبوده باشد. پس از مرگ بایسنغر در سال ۸۳۶ هجری فعالیت در کتابخانه وی متوقف نشد ولی برخی از هنرمندان به فارس، آذربایجان یا حتی هندوستان مهاجرت کردند. حمایت دربار از نگارگران و خوشنویسان در هرات ادامه داشت و در سال ۸۴۳ به حمایت یکی از شاهزادگان تیموری، محمد جوکی شاهنامه‌ای به همین نام (شاهنامهٔ محمد جوکی) کتابت شد. هر چند اندام و نگاره‌های شاهنامه محمد جوکی، از نظر اندازه، کوچکتر از دیوان‌های بایسنغر میرزا هستند ولی دقت در اجرا، تاکید بر ترکیب بندی‌های اریب و هماهنگی رنگی نگاره‌ها در شاهنامه محمد جوکی جملگی متأثر از نگاره‌های دورهٔ بایسنغر میرزاست.

با این وجود، برخی از نگاره‌ها دارای ترکیب‌های استثنایی و دارای کیفیت بسیار متعالی اند؛ موضوعی که مورد تأیید تمامی امپراتوران مغولی از بابر (۹۳۶ - ۸۹۹) تا اورنگ زیب (۱۱۱۸-۱۰۶۹) بود. بسیاری از ترکیب بندی‌های دیوان‌های بایسنغر میرزا الهام بخش دیگر دواوینی شدند که در دوره‌های بعد، کتابت شد. در حقیقت نگارگری در کنار ادبیات، اعتماد به نفس را پیدا کرد. الهام از نقوش و ترکیب بندی‌های این دوره تا اواخر دورهٔ تیموری و قرن یازدهم هجری ادامه یافت. در کنار رشد فراگیر نگارگری در کتابخانه‌های سلطنتی، کتاب‌های مصور بیشماری به سفارش حامیان محلی کتابت شدند. برگ مجزای کوچکی از دیوان اشعار خواجوی کرمانی، همای و همایون، متعلق به ۸۴۰ تلفیقی است از یک مجلس شکار و سنگ‌های خاره دار که با نقاشی‌های مکتب شیراز یا هرات همان دوره کاملاً متفاوت است. با وجودی که نگاره، منسوب به مکتب شیراز است، ولی نام کاتب آن «علی بن یوسف المشهدی» این احتمال را قوت می‌بخشد که در مشهد یا مرکز دیگری کتابت شده باشد.

تعیین هویت زمانی و مکانی برگ‌های مجزایی مانند لت سمت چپ نگارهٔ «درباریان در کنار جویبار» و نگاره‌ای که لت سمت راستی آن در بوستون است، چندان ساده نیست. این نگاره، با خاکریز بلند، آسمان طلایی و درخت تزئینی تیرهٔ آن، ممکن است متعلق به نگارگران شیراز یا نگارگران سلاطین هند در سالهای ۸۴۳ باشد. نگارگر در این اثر چهره‌های ریش دار گوشت داری را در کنار اندام ظریف خدمه‌ای که با دقت ترسیم شده‌اند، قرار داده است که نقاشی‌های مکتب شیراز همان دوره را در ذهن ببیننده تداعی می‌کند و از آنجا که مکتب نگارگری شیراز به مرحله‌ای از رشد رسیده بود که بتواند در سطوح مختلفی فعالیت داشته باشد، این احتمال نیز وجود دارد که نگاره، تحت نفوذ شدید مکتب شیراز و برای یکی از شاهزادگان هندی تصویر شده باشد. یکی از عوامل مهم نگارگری و تزئین در سدهٔ نهم هجری نفوذ شدید تزئینات چینی در نقاشی این دوره است. در بخش پیشین اشاره شد که در دورهٔ ایلخانان، از قالب، نحوهٔ قلم گیری و رنگ آمیزی چینی به طور گسترده‌ای در نسخ جوامع التواریخ استفاده شده است. همچنین هنرمندان مکتب تیموری که در کتابخانه‌های سلطنتی فعالیت داشتند برای تزئین جلد کتاب، پارچه و سرامیک را به کار می‌بردند.

در زمان سلطنت شاهرخ روابط فرهنگی میان ایران و چین قوت یافت و در سال ۸۲۲ روابط تجاری نزدیکی میان نواده‌های تیمور و امپراتور سلسله مینگ استوار شد. حتی زمانی که چینی‌ها به تمام محصولات ساخت خارج به صورت اشیای منحصر به فرد نگاه می‌کردند، روابط بازرگانی استمرار داشت. به تدریج مغولان به کسوت بازرگانانی در آمدند که از راه خشکی به داد و ستد می‌پرداختند، در حالی که چینی‌ها به صورت سوداگران دریانورد عمل کردند که با کرجی هایشان ظروف گُل و مرغی کار چین را از سواحل جنوب شرقی آسیا تا شبه جزیرهٔ عربستان حمل می‌کردند. آثار بسیاری روی کاغذ و ابریشم در مجموعه‌های استانبول و برلن و همچنین مجموعه‌های خصوصی پراکنده وجود دارد که نفوذ نقاشی و تزئینات چینی را روی آثار نقاشی ربع دوم قرن نهم هجری آشکار می‌سازد. طرحی از دو قرقاول مربوط به همین دوره وجود دارد که تمام ویژگی‌های نقاشی چینی را دربر دارد، مانند: ساقه‌های گره دار به هم تابیده، قارچ‌های بزرگ روی آن و سنگ خارهٔ مشبکی که دو قرقاول روی آن در حال نزاعند.

دورگیری آزاد طرح، نشان از نفوذ نقاشی چین دارد ولی فضای کلی اثر و حرکت حلزونی گل و بوته و سمت راست و همچنین حاشیة تزئینی آن، متأثر از اسلیمی‌ها و نقوش اسلامی است. اگرچه برخی از طرح‌های متأثر از آثار چینی متعلق به سدهٔ نهم هجری، مانند طرح قرقاولها، به عنوان طرح‌های نهایی، پیوسته مورد تردید بوده‌اند ولی در آنها، پیش طرح‌‌هایی هستند که برای انتقال روی مصالح و یا ترکیب بندی‌های بزرگ گرته برداری شده‌اند. طرحی اغراق آمیز از دو شیر در دسترس است که می‌توانسته برای چرم، تشعیر یا حتی نقش پارچه مورد استفاده قرار گیرد. نفوذ همه جانبهٔ نقوش و حیوانات افسانه‌ای چینی به گونه‌ای است که هنرمندان و نگارگران قرن نهم هجری، در هر زمان و در هر کجای ممکن از آن سود برده‌اند.

تا اواسط قرن نهم هجری روش هنرمندان دربار اسکندر و بایسنغر میرزا ضابطه مند شد. در نتیجه غزلیات در قالب‌های کوچک، باریک و کشیده کتابت می‌شد تا به راحتی قابل حمل باشد و حاشیهٔ آنها با گل و برگ تشعیر می‌شدند. در اینجا فرشتگان که با قلم ظریفی دورگیری شده‌اند، در لابه لای ساق و برگ پیچک‌ها قابل رؤیت‌اند، رقعه‌ای از یک غزل که به احتمال زیاد نیم دیگری از آن در موزهٔ هنرهای زیبای بوستون موجود است.