نگارگری ایران در دوره تیموری (بخش اول)

صد و پنجاه سال بعد از نخستین یورش مغولان به ایران، تیمور و لشکریانش از مرزهای شمال شرقی، کشور را مورد هجوم قرار داده و به همان میزان وحشت و خرابی ایجاد کردند. تا سال ۸۰۲ ‌ه‍. ق. تیمور تمام ایران، قسمت‌‌هایی از آسیای صغیر، عراق، هندوستان تا شهر دهلی و تا ۲۰۰ مایلی مسکو را به زیر سلطهٔ خود درآورده بود. اشتهای کشورگشایی تیمور حتی در کهنسالی نیز سیری ناپذیر بود و مرگ وی در اترار به سال ۸۰۶ ‌ه‍. ق. زمانی رخ داد که به قصد فتح چین، عازم آن دیار بود. در خاورمیانه فقط سرزمین‌های تحت سلطهٔ سلاطین مملوک، فرمانروایان مصر و سوریه، از تاخت و تاز وی در امان بودند. هر چند بسیاری از سازمان‌های نظامی و شیوه‌های کشورگشایی تیمور برگرفته از شیوهٔ تهاجمات نظامی مغولان بود ولی با هنر، برخورد دیگری داشت. بعد از آن که مغولان استیلای خود را در سرزمین‌های به زیر سلطه درآمده تحکیم می‌بخشیدند، همزمان به حمایت از معماران و هنرمندان هنرهای تجسمی می‌پرداختند. ولی «سیاست فرهنگی» تیمور با برنامه‌های سیاسی و نظامی اش پیوستگی داشت.

او به حاکمان ولایاتی که به زیر سلطهٔ خود در می‌آورد این امکان را می‌داد که یا بیعت کنند و از تخریب و کشتار جلوگیری نمایند یا کلیهٔ سکنه قتل عام شوند. چنانچه با پیشنهادش مخالفت می‌شد، تیمور به سپاهیانش فرمان می‌داد که مردم را قتل عام کنند، اموال منقول را غارت و غیرمنقول را تخریب و تنها کودکان، شهروندان مسن، هنرمندان و استادکاران را مستثنی کنند. این هنرمندان و استادکاران سپس به پایتخت تیمور یعنی سمرقند گسیل می‌شدند و در آنجا در برنامه‌های وسیع فرهنگی و ساختن ابنیه شرکت می‌جستند. درعین حال پسران و نوادگان تیمور که به حکومت ولایات تسخیر شده منصوب می‌شدند، بر هنرمندان و استادکاران مراکز فرهنگی مظفریان (شیراز و اصفهان)، جلایریان (تبریز و بغداد) و کارتها (هرات) تسلط داشتند. تاریخ نگارگری ایران از نیمهٔ اول قرن نهم هجری به این سو پیوند تنگاتنگی با شاهزادگان درباری و نگارگران دارد. از سال ۷۷۱ ‌ه‍. ق. که تیمور سمرقند را به پایتختی برگزید تا سال مرگ او در ۸۰۴ ‌ه‍. کمتر در موطن اصلی اش - ترکستان - حضور داشت. حتی زمانی که در شهر سبز، نزدیک‌ترین محل به موطن اصلی اش - سمرقند - اقامت می‌کرد بیشتر اوقات را در چادرهای مجللی که شباهت به کاخ داشت می‌گذراند.

باقیمانده بناهایی که به سفارش تیمور بنا شدند - مسجد «بی بی خانم» و آرامگاه «گور امیر» در سمرقند و آق سرای «قصر سفید» در شهر سبز - بازگوکنندهٔ امیال جاه طلبانه فرمانروایی است که تمایل دارد خود را در انظار شهروندان ایرانی و ترک و مغولش، موجه قلمداد کند. قدر مسلم آن است که ابعاد بسیار بزرگ و تزئینات اغراق آمیز این بناها بیانگر قدرت و ثروت تیمور است، ولی جای بسی تعجب است که حتی یک کتاب یا نقاشی دیواری را نمی‌توان مشخصاً منتسب به زمان زمامداری وی دانست. شاید از آنجا که تیمور پیوسته در حال کشورگشایی بوده و از این طریق به دیوان‌های بسیاری دسترسی داشته، نیازی به این کار احساسی نداشته است.

همچنین برخی از محققین معتقدند که تعدادی از این نگاره‌ها - به ویژه آن‌‌هایی که در بردارندهٔ شاهزادگان ایرانی با دیوها و حافظان آسیای میانه‌اند - و اکنون در استانبول محفوظند، ممکن است از سمرقند آورده شده و به سفارش شاهزادگان تیموری بوده باشند. متأسفانه مدرک مستندی که این نظریه را به اثبات رساند در دست نیست و از آنجا که تیمور بی سواد بود، این امکان وجود دارد که وی التفات چندانی به کتاب حتی کتاب‌های مصور نداشته است. تیمور در طول حیاتش تلاش داشت تا قدرت و استقلال پسران و نوادگانش را با انتصاب به حکومت نواحی تحت اشغال محدود کند و ناظرانی را برای نظارت بر طرز عملکردشان بگمارد. بنابراین زمانی که تیمور از دنیا رفت، اگر چه نوه اش پیر محمد بن جهانگیر را به عنوان جانشین خود انتخاب کرده بود، ولی تکلیف سلطنت چندان روشن نبود. نوادهٔ دیگرش خلیل سلطان، بلافاصله با پیر محمد بن جهانگیر به مبارزه برخاست و در سمرقند خود را سلطان خواند. در همین ایام، شاهرخ، تنها پسر در قید حیات تیمور، نیروهایش را در ناحیهٔ تحت فرمانروایی خود یعنی خراسان تقویت کرد و بخشی از گرگان و مازندران را به زیر سلطهٔ خود درآورد. توانایی رزمی و سیاسی وی تا سال ۸۱۱ ‌ه‍. به میزانی بود که توانست ترکستان را تسخیر کرده و به سادگی خلیل سلطان را شکست دهد و بر سمرقند مسلط شود. شاهرخ به جای اینکه در پایتخت تیمور مستقر شود به شهر محل استقرارش، هرات، مراجعت و پسرش الغ بیگ را به حکومت سمرقند منصوب کرد. شاهرخ که فاقد نبوغ کشورگشایی تیمور بود، در نخستین دههٔ سلطنت خود تنها قادر بود تا بخش‌های مرکزی قلمرو تیموری را زیر سلطهٔ خود داشته باشد. در دورهٔ وی، تبریز و آناتولی توسط ترکمانان از سلطه تیموریان خارج شد و تا سال 833 ‌ه‍. شاهرخ و پسرانش تنها در خراسان، ترکستان و فارس به قدر کافی قدرت یافتند تا تجدید حیات فرهنگی وسیعی را سامان بخشند. دیوان‌‌هایی که برای دربار شاهرخ نگاشته شده‌اند در بردارندهٔ جاه طلبی درباری وی به همراه جهان بینی اسلامی ایرانی، در تقابل با سنت ترکی - مغولی تیمور و آسیای میانه است. ولی با توجه به حرکت تاریخ نگارگری، داستان نقاشی دورهٔ تیموری نه با شاهرخ در هرات، بلکه توسط نوادهٔ وی اسکندر سلطان، در ناحیه فارس آغاز می‌شود.

اسکندر سلطان مانند بسیاری از شاهزادگان تیموری، به عنوان حاکم چندین شهر فعالیت داشت. در سال ۷۹۲ ‌ه‍. به عنوان حاکم موقت شیراز منصوب شد، سپس حکومت فرغانه، کاشغر و همدان را یافت و سرانجام در سال ۸۱۱ ‌ه‍. به شیراز بازگشت. اسکندر سلطان که حتی در زمان حیات تیمور نیز دست به نافرمانی می‌زد، در زمان شاهرخ او را از حکومت شیراز عزل کرد و دستور داد او را کور کنند و این گونه به زندگی سیاسی و فرهنگی اش خاتمه داد و در سال ۸۱۷ ‌ه‍. دستور قتل وی را صادر کرد.

اسکندر سلطان در دوران حیات و حتی در سنین جوانی از حامیان هنر بود و گلچین اشعار متعلق به ۷۹۹ ‌ه‍. که به احتمال زیاد برای اسکندر سلطان در شیراز کتابت و مصور شده است، ترکیبی است از ویژگی‌های نگارگری مظفریان در شیراز و سبک نگارگری جلایریان در بغداد. بنابراین خاکریز بلند و سبلت‌های باریک آن یادآور نگاره‌های سبک مظفریان شیراز و ساختار تزئینات هندسی ظریف آن مبین ویژگی‌های مکتب جلایریان است. به کار بردن تزئینات طلایی روی زمینهٔ طلایی که توسط نگارگران دربار اسکندر سلطان در سال‌های ۸۱۲ ‌ه‍. فراوان به کار گرفته می‌شد نشان از حمایت اسکندر جوان یا برادرش، پیر محمد دارد. تا سال ۸۱۲ ‌ه‍. هنرمندان دربار اسکندر سلطان به کار تولید نسخه‌های منحصر به فردی اشتغال داشتند که منجر به شیوه نگاره‌های سال ۷۹۹ ‌ه‍. ق. شد و به ترکیبی از سبک‌های مظفریان و جلایریان انجامید. دو گلچین اشعار، یکی متعلق به سال ۸۱۲ ‌ه‍. و دیگری متعلق به سال ۸۱۳ ‌ه‍. یک کتاب راجع به طالع بینی متعلق به سال ۸۱۳-۸۱۲ ‌ه‍. و یک کتاب هیئت، متعلق به همان سال که به سفارش اسکندر سلطان تهیه شده، مربوط به این دوره‌اند. جُنگ ادبی متعلق به سال ۸۱۳-۸۱۲ معرف سلیقهٔ صفحه آرایی اسکندر میرزا در این دوره است. در بسیاری از دواوین، که از نظر اندازه نیز کوچکند، کاتب بخشی از متن در کانون و بخشی دیگر را در حاشیه صفحه کتابت کرده است.

برخی از صفحات دارای تذهیب، لچکی و برخی دیگر مانند ديوان سلطان احمد جلایر دارای تشعیر است. افزون بر نگاره‌های آغازین، جُنگ دارای صفحات مصور فراوانی است. نگاره‌ها از نظر ترکیب‌بندی دارای اصالت بوده و از نظر رنگ آمیزی دارای دقت و هماهنگی بسیارند. اندام کشیده و بازتاب تغزلی طبیعت در نگاره‌ها، یادآور شیوه جلایریان است، ولی آسمان‌های لاجوردی به همراه ستارگان طلایی و تپه‌های اسفنجی «بافت » پیش درآمد نگاره‌های درخشان دوره تیموری سال‌های ۸۳۳ و ۸۴۳ ‌ه‍. ق. است. از سال ۸۱۳ ‌ه‍. دواوین محدودتری تحت حمایت اسکندر سلطان پرداخته شدند و دلیل این امر شاید این باشد که از سال ۸۱۴ ‌ه‍. به این سو، توجه وی معطوف به ساخت ابنیه در شیراز شد. پس از عزل اسکندر سلطان از حکومت شیراز، در سال ۸۱۶ ‌ه‍. شاهرخ تمامی هنرمندان و خوشنویسان تحت امرش را به هرات فراخواند. با این وجود، ابراهیم سلطان، پسر شاهرخ و جانشین اسکندر سلطان، احتمالا تعدادی از هنرمندان را در شیراز تحت امر خود محفوظ داشته بود زیرا تولید نسخه‌های خطی مصور در شیراز و دیگر مراکز فارس، تحت حمایت وی استمرار یافت. جُنگی متعلق به ۸۲۳ ‌ه‍. در موزه هنرهای اسلامی برلن نگهداری می‌شود که نام وی و برادرش بایسنغر میرزا را، که بعدا به حکومت تبریز منصوب شد، داراست. به احتمال زیاد این جُنگ هدیه‌ای بوده است از سوی ابراهیم سلطان به برادرش بایسنغر میرزا. با وجودی که کیفیت و میزان خلاقیت هنری هر کدام از نگاره‌ها با دیگری متفاوت است ولی تأثیر نقاشی مکتب شیراز، در اواخر قرن هشتم هجری، به ویژه در پرداخت مناظر طبیعی کاملاً آشکار است.

تا سال ۸۳۸ ‌ه‍. که خمسه نظامی کتابت شد، سبک ویژه دربار ابراهیم سلطان، تکامل یافته بود. در نگارهٔ «ملاقات شیرین با فرهاد در کوه بیستون» طراحی ظریف نگارگران مکتب جلایری دربار ابراهیم سلطان به چشم می‌خورد. با این تفاوت که نگارگر از کشیدن اجزای ترکیب‌بندی به حاشیه لوح اجتناب کرده است، ولی در عوض، سادگی نگاره‌های نخستین مکتب شیراز که در آن دو یا سه اندام ترکیب شده‌اند، محفوظ مانده است. حتی پیش از مرگ ابراهیم سلطان در سال ۸۳۵ ‌ه‍. نگارگران شیرازی به تولید دواوینی برای مصارف غیر درباری می‌پرداختند که با نسخه‌‌هایی که برای اسکندر سلطان و بایسنغر میرزا تهیه شده‌اند، همسنگ نیستند. در نگارهٔ «تسخیر دژ خجند»، نگارگر تلاش چندانی برای پیوند میان قلعه و اندام‌‌هایی که در پشت دیوار پنهان شده‌اند، نکرده است.

لایه‌های قفایی و آبی که بیش از این بارها برای نمایش سنگی در نگاره‌های سلطنتی این دوره به کار برده می‌شد، در اینجا به شکل غیرمرسومی برای نمایش دیوارهای بیرونی و اندرونی قلعه به کار رفته است. اگرچه کناره‌های جدول کشیده نشده، نگاره حاکی از آن است که تصویر ناتمام است و نگارگر در نظر داشته تا آسمان تصویر را رنگ آمیزی کند، ولی افق دید از فراسوی آن نشان از شیوهٔ نقاشی تیموری در شیراز دارد. هر چند این نقاشی از ظرافت چندانی برخوردار نیست ولی به اختصار و به شکلی نمادین حادثه تسخیر دژ را تصویر کرده است. در برگ دیگری از همین کتاب تنظیم غیرعقلایی فضا به میزان آشکاری به چشم می‌خورد. به ویژه حرکت ابر و ساقهٔ گل در لابه لای درخت سرو و نیز طرز قرار گرفتن فرش روی تنهٔ آن؛ ولی هنرمندی که این چنین ناشیانه سطوح را روی هم جاسازی کرده است، بسیار استادانه رنگ‌های مکمل را در کنار هم چیده است. پوشش گیاهی خاکریز نگاره از سایر نقاشی‌های مکتب شیراز متمایز است و مانند پوشش‌های گیاهی نگاره‌های نیمه دوم قرن نهم هجری ترکمانان است. نگاره‌های پراکندهٔ شاهنامه شیراز که حدوداً دو سال بعد کتابت شده است، کمتر از مکتب جلایریان تأثیر پذیرفته و اغلب پیرو نگاره‌های اواخر قرن هشتم هجری مکتب نگارگری مظفریان است. اگر چه نگارگر هنوز بخشی از مجلس را مانند نگارهٔ «جنگ تن به تن رستم و پیل سام» در حاشیه تصویر می‌کند ولی سایر اجزای نگاره مانند چهره‌ها بیضی شکل و سبلت‌های نوک تیز آن برخاسته از شیوهٔ مظفریان است. همچنین، توجه نگارگران مکتب شیراز به حرکت حلزونی و شکل‌های تزئینی، در اندام اژدها و ادوات رزم، در نگارهٔ «کشته شدن اژدها به دست اسفندیار» آشکار است. اندام رزم آوران در این آثار خشن‌تر از اندام دیوان‌های شعری هستند که به سفارش ابراهیم سلطان کتابت شده‌اند و این شاید به دلیلی فضای رزمی داستان است.