نگارگری ایران در دوره ایلخانان (بخش اول)

تهاجم مغولان در قرن هفتم هجری شالودهٔ زندگی در ایران را به شکل ژرف و پایداری متحول ساخت. نخستین دور این تهاجمات که از سوی چنگیزخان در سال ۶۰۸ ‌ه‍. (۱۲۲۰ م.) صورت پذیرفت، خسارات جانی و مالی بسیاری را در شمال شرق ایران به همراه داشت. دور دوم آن که در سال ۶۴۷ ‌ه‍. (۱۲۵۰ م.) توسط هلاکوخان انجام گرفت، ایران را به تسلط کامل مغولان درآورد و اینان تا فلسطین پیش تاختند تا اینکه از سوی نیروهای سلاطین مملوک مصر، در سال ۶۵۸ ‌ه‍. (۱۲۶۰ م.)، در ناحیهٔ عین جالوت، شکست خورده و متوقف شدند. با تخریب بغداد و از میان برداشتن خلیفهٔ عباسی، هلاکوخان استقرار خود را بر ایران، عراق و بخشی از آناتولی (ترکیه فعلی) تحکیم بخشید. هلاکو با انتخاب مراغه به عنوان مقر فرماندهی، حکومت ایلخانان را، که زیر نفوذ قوبلای - خان بزرگ فرمانروای چین و مغولستان - قرار داشت، پایه‌گذاری کرد. با وجود خرابی‌های جسمی بسیار و با وجود تسلط فرمانروایان غیرمسلمان مغول، جای بسی شگفتی است که نظام اداری ایران تقریباً دست نخورده به جا ماند. وزرا و منشیان همچنان از میان ایرانیان انتخاب می‌شدند ولی امنیت شغلی (و جانی) آنان بستگی تام به تمایل آنها به اجرای سیاست‌های فرمانروایانی داشت که طالب وضع قوانین مالیاتی تحمیلی بسیاری بودند. زمانی که غازان خان، در سال ۶۹۲ ‌ه‍. (۱۲۹۵ م.) به فرمانروایی رسید، اقتصاد ایران با ورشکستگی کامل دست به گریبان بود.

غازان خان که قبل از رسیدن به سلطنت، اسلام آورده بود، بر آن شد که اصلاحاتی در نظام دیوان سالاری ایجاد کند و ساختار اقتصادی ایران را تجدید بنا کند. نظام مالیاتی تغییر شکل داده شد و میزان مالیات برای آن دسته از شهروندانی که به کار کشاورزی می‌پرداختند یا زمین‌های بایر را زیر کشت می‌بردند، کاهش یافت. سربازان از عایدات زمین‌های کشاورزی که به آنان واگذار شده بود، حقوق می‌گرفتند و دولت مصمم شد تا نظام پستی، پولی، اوزان، اندازه گیری و امنیت راه‌ها را بهبود بخشد. به هنگام فوت غازان خان در سال ۷۰۳ ‌ه‍. (۱۳۰۴ م.) بسیاری از مشکلات تسلط هفتاد ساله مغولان مرتفع شده بود. پس از مرگ غازان خان، وزیر با تدبیرش، یعنی خواجه رشیدالدین که بانی بسیاری از این اصلاحات بود، در امارت ابقا شد تا راهی را که آغاز کرده بود به اتمام رساند. شاید یکی از علل رشد و شکوفایی هنر و ادب در زمان وی، امنیتی بود که در دورهٔ غازان خان فراهم آمده بود. همان گونه که در پی خواهد آمد، خواجه رشیدالدین مجتمعی را به نام ربع رشیدی در تبریز بنا کرد که کارگاه‌ها و کتابخانه‌های آن در نخستین سالهای قرن هفتم هجری، تولیت نگارش و مصورسازی بسیاری از کتب تاریخی، ادبی و علمی را به عهده داشتند.

از دورهٔ خلافت اولجایتو ۷۱۵-۷۰۳ ‌ه‍. ق. - (۱۳۱۶-۱۳۰۴ م.) برادر و جانشین غازان خان، اسناد بسیاری در دست نیست. او وضع موجود را به ظاهر حفظ کرد ولی موفق نشد تا ساختار دیوانی را استحکام بخشد. بنابراین بعد از مرگ او، در سال ۷۱۵ ‌ه‍. ق. (۱۳۱۶ م.) پسر یازده ساله اش ابوسعید، موفق نشد تا جنگ قدرت میان وزرایش را که به از میان رفتن کتابخانه، موقوفات و قتل خواجه رشیدالدین انجامید، فرو نشاند. تا سال ۷۲۷ ‌ه‍. ق. (۱۳۲۷ م.) که ابوسعید استیلای کامل خود را بر سرزمین‌های ایلخانی مسجل کرد، اقوام چوپانیان و جلایریان برای در دست گرفتن قدرت با یکدیگر در مبارزه بودند. هشت سال آخر فرمانروایی ابوسعید، ۷۳۵-۷۲۷ ‌ه‍. ق. (۱۳۳۵-۱۳۲۷ م.) در زمان وزارت غیاث الدین، یکی از پسران بی شمار خواجه رشیدالدین، ثبات و امنیت در ایران را تثبیت کرد و او نیز مانند پدر از هنرمندان حمایت می‌کرد. متأسفانه ابوسعید فرزندی از خود به جا نگذاشت. مفسده جویی سیاسی که از مشخصات دوران فترت تاریخ ایلخانان است، در این زمان اوج گرفت، ولی فرد یا گروهی نبود که بتواند همبستگی میان ایلخانان به وجود آورد. بنابراین تا سال ۷۳۰ ‌ه‍. ق. (۱۳۳۰ م.) که کشور زیر سلطه تیمور لنگ درآمد، جلایریان، آل اینجو و سپس مظفریان به غرب و قسمت‌‌هایی از جنوب مسلط شدند (عراق، آذربایجان و فارس) و سربداران و کارتها (Karts) در شمال و شرق کشور (خراسان) به حکومت رسیدند.

هرچند مغولان تنها قدرت سیاسی طی قرون هفتم و هشتم هجری در ایران بودند، ولی از اواخر قرن هشتم ه‍. بود که مکتب مشخص مغولان در نقاشی آشکار شد. احتمالاً شیوهٔ زندگی صحرا گردی مغولان و نیز موقعیت آنها به عنوان حاکمان غیرمسلمانی که بر ملتی فرمانروایی می‌کردند یا شیوهٔ بگیر و ببندشان مانع از ایجاد یک سبک مغولی مشخص تا این زمان گردید. دیوان‌های مصوری که از اواخر قرن هفتم و اوايل قرن هشتم هجری به جا مانده است مبین نفوذ شیوه‌های متعدد اعم از ایرانی، عربی و چینی، در قالب یک مکتب است. بنابراین، فرجام مجموعهٔ این شیوه‌های مختلف بیان هنری، همان سبک ویژهٔ مغولان، در انتهای فرمانرواییشان بود. در عین حال، به طور همزمان مکتب‌های نقاشی، در محل دیگری وجود داشتند که کم و بیش متأثر از سبک درباری مغولان بودند. یکی از نخستین دیوان‌های مرتبط با فعالیت هنرمندان در دربار مغولان کتاب منافع الحیوان ابن بختیشوع است، که میان سالهای ۶۹۶ ‌ه‍. ق. و ۶۹۸ ‌ه‍. ق. در مراغه نوشته شد. این کتاب ترجمه‌ای است که به دستور غازان خان صورت گرفته است. کتاب معرف شیوه‌های مختلف طراحی و نگارگری و حتی دخل و تصرفات قرن نوزدهم است. منافع الحيوان دارای ۹۴ نگاره است که در آن شیوه‌های نگارگری مکتب عباسی، طراحان ایرانی و نقاشی چینی یک جا جمع شده‌اند. در نگارهٔ «استر و مادیان» نگارگر، تنهٔ درخت را با آب مرکب و لکه رنگ طراحی کرده است که یادآور نقاشی‌های دوره سونگ (۱۲۷۹-۱۱۲۷ م.) چین است. مادیان ابلق در تصویر، یادآور نگاره‌های قرن هفتم هجری عربی است که لگن و شکم آنها را، در تضاد با رنگ‌های تیره قسمت‌های دیگر با طلا رنگ آمیزی می‌کردند. طراحان ایرانی قرن‌های ششم و هفتم هجری نیز از نقطه‌های تزئینی روی بدن حیوانات بسیار استفاده می‌بردند. در شرایطی بود که شیوه‌های مختلف موجود در منافع الحیوان شرایط لازم را برای به وجود آمدن یک سبک مغولی فراهم می‌آورد. اندازهٔ کتاب، تعداد نگاره‌ها، کیفیت رنگ و نیز نحوه‌ای که حیوانات به نمایش درآمده‌اند، انتظارات دیوانی را که احتمالاً از سوی دربار سفارش شده را برآورده نمی کرده است.

هم زمان با سفارش و تولید کتاب از سوی مراکز فرهنگی ایلخانان، کتاب‌های دیگری در حیطهٔ فرمانروایی مغولان، توسط حامیان غیر درباری، در شهرهای بزرگ فراهم آمد، سه کتاب کوچک مصور شاهنامه مشکل انتساب نقاشی دوره ایلخانان به شهر یا زمان خاصی را آشکار می‌سازد. این دیوان‌ها را به شیراز، اصفهان، غرب هندوستان و عراق منتسب دانسته و تاریخ اجرای‌‌شان را بین سال‌های ۶۹۹ تا ۷۴۰ ‌ه‍. ق. تخمین زده‌اند. در نگارهٔ «اسفندیار، گرگسار را از اسب به زیر می‌افکند»، نفوذ شیوهٔ چینی بسیار کمتر از منافع حیوان ابن بختیشوع است و اندازهٔ کوچک آن (cm ۱۳/۲ ×5/19) مبین این نکته است که از دیوان‌های درباریان نیست. ولی تأکید بر حرکت به همراه سوارکاری در فضای محدود کارزار، مشخصاً مغولی است. حضور عوامل سنتی نظیر آسمان طلایی، پراکندگی ساق و برگ درختان و درهم شکستن قاب تصویر با سُم اسبان و بیرق سواران، مشخصهٔ شیوهٔ نگارگران مغولی سالهای ۷۳۰ ‌ه‍. ق. است.

هرچند زینهای مُدور و البسه زرنگار تا اواسط قرن هشتم هجری در نگاره‌های مغولی دیده می‌شوند، ولی حفاظ مدور گوش‌های کلاه، خود معرف نگاره‌های اواخر سده‌های هفتم و هشتم هجری است. هرچند شاهنامه‌های کوچک چندان تأثیری بر نگاره‌های دربار مغولی در دوره‌های ۷۳۰-۶۹۹ ‌ه‍. ق. نداشته‌اند، ولی از چند لحاظ حائز اهمیت‌اند: نخست به لحاظ اینکه اولین شاهنامه‌‌هایی هستند که پس از دویست سال از تاریخ سرودن آن توسط فردوسی مصور شده‌اند. با توجه به حجم بسیار زیاد اشعار شاهنامه و استفاده از مضمون‌های حماسی آن روی سفال‌های لعاب دار قرن ششم هجری ایران، می‌توان اظهار کرد که مضمون‌های حماسی تا سال ۶۹۹ ‌ه‍. ق. در قالب‌های متنوع و با انواع ابزار طراحی، کار شده‌اند.

ضمیمه کردن تصویر شاید به این جهت بوده است که یا سفارش دهندهٔ اثر قادر به خواندن اشعار نبوده یا این امکان برایش فراهم نبوده است که در مجالس شاهنامه خوانی شرکت کند. شاید همچنان مانند ایلخانان، استقرار در محلی ثابت را به خود نگرفته و از مکانی به مکان دیگر در حال کوچ بودند. اندازهٔ کوچک و قابلیت حمل آن شاهدی بر این ادعاست. دوم اینکه؛ با وجود اندازه بسیار کوچک این نگاره‌ها، چهره و سایر قسمت‌های اندام با دقت بسیار طراحی شده‌اند. دقت در طرح و اجزای اندام، البسه و حیوانات پیش درآمد مکتب نگارگری جلایریان در بغداد، در اواخر قرن هشتم و اوایل قرن نهم هجری است، هرچند شیوهٔ آن پیوند چندانی با نقاشی اواخر قرن هشتم و اوایل قرن نهم مکتب بغداد ندارد. در دوره‌ای که دیوان‌های محدودی، بدون تاریخ و محل دقیق کتابت، به جا مانده است، شاهنامه‌های کوچک همچنان دارای اعتبارند و تصاویر جذابشان از صحنه‌های نبرد و صحنه‌های زندگی بازگو کنندهٔ نوع زندگی در اواخر فرمانروایی ایلخانان است.