نگارگری ایران در دوره آل اینجو

در تاریخ ایران چه بسیار مشاهده شده است که حکام منسوب از سوی دولت وقت، در ناحیهٔ تحت سلطهٔ خود، سلسله‌ها و حکومت‌های نیمه مستقلی بر پا ساخته‌اند. یکی از این سلسله‌ها، میان سال‌های ۷۵۷-۷۰۳ ‌ه‍. (۱۳۷۵-۱۳۰۳ م.) در فارس حکومت می‌کرد. این سلسله که با نام مغولی اینجو شهرت داشت، مقر فرماندهی خود را شیراز قرار داد و در حمایت از مکتب نگارگری موجود تلاش کرد. دو برگ از اوراق پراکنده کتاب کلیله و دمنه که اکنون موجود است و متعلق به ۷۳۳ ‌ه‍. (۱۳۳۳ م.)، معرف مکتب نگارگری در ربع دوم قرن هشتم هجری است. اندازه آن نسبتاً بزرگ است: ۱۸۵×۲۹۱ م‌م، ولى نه به اندازهٔ شاهنامه «دموت»: ۲۹۶×۴۰۹ م‌م. زیبایی تصاویر کتاب در استفاده از رنگ‌های درخشان زرد و قرمز و آبی برای زمینه، حرکت آزاد قلم و قلم‌مو برای بیان اندام و استفادهٔ اغراق آمیز از ساقه و گل گیاهان در هر کجای ممکن تصویر است. هر چند این کتاب (کلیه و دمنه) تقریباً به طور همزمان با شاهنامه «دموت» نوشته شده است، ولی سبک مغولی نفوذ چندانی در آن ندارد. در آن اثری از نفوذ نقاشی چینی به چشم نمی‌خورد، ترکیب بندی‌ها ساده هستند و طبیعت موجود در تصویر به هیچ عنوان مکمل فضای روایت شده نیست. افزون بر اجرای بسیار راحت و آزاد گیاهان، انسانها، حیوانات و بناها، رنگ قرمز به کار رفته در آن چندان پخته نیست. احتمالاً به جای استفاده از رنگ قرمز ثابت و گران ورمیون، از رنگ قرمز گیاهی استفاده شده است.

تفاوت میان شاهنامه سال 741 ‌ه‍. (1341 م.) که به سفارش قوام الدوله والدین، وزیر آل اینجو، انجام یافته است و کتاب کلیله و دمنه، بیشتر از جانب موضوع است تا شیوهٔ اجرا. همان گونه که از نگارهٔ «رستم و اشکبوس» آشکار است، حرکت آزاد قلم حاکم بر فضای تصویر است. ولی منظره و خاکریز اندکی که اسب به پشت روی آن خوابیده است، تمایل نگارگر را به منظره‌سازی آشکار می‌سازد. چهره‌ها و اندام‌ها هم همان گونه که در نسخه کلیه و دمنه شاهد آن هستیم، معرف حرکت و احساس‌اند. استفاده آزاد رنگ طلایی همان تأثیری را در بیننده به جا می‌گذارد که در شاهنامه «دموت» بیننده با آن مواجه است، با این تفاوت که به نظر می‌آید نقاش آن به اندازه طلا اندازان درباری با این فن آشنا نبوده است.

کلیله و دمنه و شاهنامه سال ۷۴۱ ‌ه‍. ق. (۱۳۴۱ م.) با وجود محلی بودن، نشان از استقلال و ابتکار عمل هنرمندان شیرازی دارد و زمینه‌های تکوین مکتبی را در نگارگری ایران فراهم می‌آورد که تا قرن یازدهم هجری دوام داشت. درست همانند چینی‌ها که نوعی از ظروف چینی را با کیفیت بالا برای استفاده در دربار تولید می‌کردند و نوع معمولی‌تری را برای صادرات. در ایران نیز، هنرمندان دواوینی با کیفیت بسیار عالی برای دربار تهیه می‌دیدند، در حالی که هنرمندان شیرازی، دیوان‌های نه چندان برجسته‌ای را برای صادرات به هند و ترکیه آماده می‌ساختند. نفوذ هنر شیراز در این کشورها، در اغلب موارد فراتر از یک تأثیرگذاری صوری است و نشان از قدرت بی حد و حصر نگارگری ایران در تمام جوانب دارد.