نقش و جهان‌شناسی

چنان که دیدیم، هر عضوی از اعضای سه گانهٔ مربع، مثلث و شش ضلعی، کیفیات و توابع خاص خود را دارد، اما در عین حال، باید به خاطر داشت که همهٔ آنها، در شکل منظمشان، وابسته و فرع بر کیفیات دایرهٔ محیطی است. اکنون به نقشی بازگردیم که از شکفتن یا گسترش شش‌تایی دایره پدید آمده بود و در آن دوایر صادره نسبت ویژه ای با دایرهٔ میانی پیدا کرده بود؛ آن‌گاه که نقاط تقاطع دوایر به یکدیگر وصل شده بود و نقشی از نقوش مثلث ها، مربع ها، و یک شش ضلعی میانی به وجود آمد.

این نقش یادآور اهمیت مثالی درآمیختن سه شکل مذکور در یکدیگر به منزلهٔ بیانی از وحدت است، سنت اعداد را همچون بیانی از صورت های مثالی قلمداد می‌کند و نیز ملاحظهٔ ماهیت جامع رمزهای درهم فشرده ای است که در این نمودار منطوی است. یک مرکز واحد با شش بازه احاطه شده است.عدد کاملی که هم به آفرینش مرتبط است و هم با کیفیت سنتاً محترم جمع اعداد 1+2+3 (مقسوم علیه های عدد 6) است.

مجموع بازه های پیرامونی بعدی ۱۲ است که با نخستین قرارگیری محورهای متعامد بر روی دایره (توسط جفت کمان های جانبی) متوالیاً ایجاد می‌شود. این دو کیفیت عددی مثالی (یعنی 4 و ۱۲) با گردش خورشیدی مرتبط اند، یعنی با چهار نقطهٔ عطف سال (اعتدالين بهاری و پاییزی و انقلابين تابستانی و زمستانی) و منازل دوازده گانهٔ منطقهٔ البروجی صورت های فلکی ثابت که خورشید طی گردش سالانهٔ خود از آنها عبور می‌کند.

در درون ۱۲ مجموعه ای از ۷ نقطه، که عبارت از شش ضلعی و مرکز آن است، اینها در ارتباط با افلاک هفت‌گانه و یکی از صور رمزی آن است، زبان قوانین مثالی که بین باطن و ظاهر جهان، وحدت ایجاد می‌کند، زبان نقش و به ویژه نقش عددی است. نظرگاه فلسفی اسلام، حرکت نقوش و ادوار گردش افلاک را از سوی همان صورت های مثالی ای می‌داند که ذهن انسان آنها را درک می‌کند. در نتیجه، همچنان که خورشید و ماه، معیار چرخه های زیستی جسم ما را در دست دارند و بر روان‌شناسی جان‌باورانهٔ ما تأثیر می‌نهند، صورت های مثالی نیز مدیر ضرب‌آهنگ های (ریتم های) افلاک اند. گفتیم که دایره به عنوان رمز وحدت عالم، بر همهٔ نقوش هندسی دیگر برتری دارد؛ زیرا هستهٔ درونی یا مرکز پنهانش با «آنِ» بی زمانِ گردشِ زمان و نقطهٔ بی بُعدِ مکانِ محیط مناسبت دارد. نمایش ادوار زمانی و جهات مکانی در هیئت نقش به صورت فواصلی بر محیط این دایرهٔ بنیادین ظاهر می‌شود.

اگر به مفهوم «سال» برگردیم، مهم ترین عامل بَعدی، رابطهٔ مثلثی بین خورشید، زمین، و ماه است. سه‌گانهٔ نخستین به منزلهٔ یک صورت مثالی، نشان دهندهٔ شرایط حداقلی وجود است: یکی، دیگری و رابط، یا به صورتی دیگر، شاهد، مشاهده و مشهود؛ یا عین، ذهن و نسبتِ میان آنها. گفته اند که مثلث معنوی بنیادین اسلام عبارت است از الله، رحمن، و رحیم، چنان که در آغاز هر سوره ای از قرآن آمده است. عدد سه شش را پدید می‌آورد و شش نقش بسیار مهمی در جهان‌شناسی اسلامی دارد، همچنان که در دو دین ابراهیمی دیگر، یعنی مسیحیت و یهودیت، حائز چنین اهمیتی است، و آن نقش مربوط می‌شود به تعداد روزهایی که در طی آن، خداوند جهان را آفرید.

حکمت ابراهیمی بر اعتنای ما بر معنای باطنی و ظاهری این کیهان‌زایی، یعنی توجه به ساحت های رمزی و منطوقی آن تأکید می‌ورزد. در هر سهٔ این ادیان ستارهٔ شش پَر رمزی از کمال به شمار می‌رود. عدد شش به طور طبیعی در عدد دوازده دو برابر می‌شود و عدد اخیر، صورت مثالی سه را با صورت مثالی چهار متحد می‌سازد. نکتهٔ ژرف عدد دوازده، در دوازده امام شیعه انعکاس یافته است و نیز در معنای مثالی و جاودانه ای که در دوازده حواری عیسی مسیح (ع) می‌توان دید. دکتر سید حسین نصر این نظرگاه سنتی را به نقل از پژوهش های بوركهارت دربارهٔ ابن‌عربی به این صورت توصیف می‌کند:

عدد اصلی دایرة البروج، یعنی ۱۲، حاصل ضرب ۳ در ۴ است. بنابر تعابیر سنتی، این اعداد رمزی هستند از اقتطاب چهارگانهٔ طبیعت کلی و طبایع فعال حرارت و برودت و طبایع منفعل رطوبت و یبوست که در ترکیب با یکدیگر، عناصر موجود را می‌سازند و نیز از سه گرایش اصلی کلی «الروح» که عبارت است از

۱. حرکت نزولی از مبدأ المبادی

۲. بسط افقی و

۳. بازگشت صعودی به مبدأ المبادی. بنابراین، ۱۲ علامت دایرة البروج در رمزگرایی عددی‌شان کل اصول حاکم بر جهان هستی را در خود دارند.