نظریۀ تغییر خط فارسی در ایران (بخش سوم)

هر چند صباحی به مقتضیاتی غوغای تغییر خط فارسی به لاتینی در می گیرد و پس از چندی به مقتضای دیگری موضوع در بوته سکوت و یا فراموشی می رود:

بی محرک نیست ممکن حرفی از من سر زند
گر چه دارم چون قلم چندین سخن در آستین

اصرار برخی از دوستان قبل از انتشار کتاب تاریخ خط و اظهار عقیده ای که در بخش سوم همان کتاب در این باب کردم مرا ناگزیر کرد که با نوشتن این مقاله عقیده سابق خود را تکمیل و به وعده خود نیز عمل نمایم که: مصباح البحث یظهر کل خفی. اینک پس از تمهید مقدمه ای به اصل مطلب می پردازم: آنچه یک ملت را مغرور و با شکوه می کند. بدون شک وجود دانشمندانی است که در میان آن ملت به ظهور می رسد. دانشمندان هر ملت در میان آنها پایگاهی رفیع و عظیم دارند. وجود این مردان بزرگ موهبتی عظیم است که کوس افتخار ملت خود را در چهارگوشه آفاق می کوبند.

آنچه نام این دانشمندان را همواره پایدار و زنده نگاه می دارد خط است.

خط یکی از آن وسایلی است که اصالت و ملیت هر قوم را حفظ می کند و گذشته را به آینده وصل می نماید. پایه تمدن و عظمت هر قوم کهن تا اندازه ای مربوط است به خط و زبان آن قوم و ملت که دانشمندان گفته اند: بین تمدن و خط رابطه ای برقرار است. امروز حتی سخن از این رفته است که نخستین ملتی که خط وضع کرد همین قوم ایرانی بوده و در حقیقت افتخار ایجاد خط مربوط به ایرانیان است. با وجود خط است که آثار علمی دانشمندان جاودان و پاینده می ماند. و اتفاقاً با اینکه زمزمه ی تغییر خط مدتها است در این کشور در گرفته می توان ادعا کرد که بهترین خط و آسان ترین الفباء همین خط و الفبای فعلی ایران ماست. و چه خوش گفته است اهلی شیرازی رحمة الله علیه:

نقطه ای گر غلط آمد مزن آتش به کتاب
دفتری را نتوان سوخت بسهو القلمی

مساله ی تغییر خط در ایران امری است خطرناک و زیان بخش، زیرا میراث های کهن ما از: تاریخی، ادبی، علمی، هنری، مذهبی، فلسفی، فنی، صنعتی، طبی و غیره ها... که در هزار ساله اخیر به وجود آمده و به خط کنونی فارسی (یا شیوه های مختلفه و قابل قرائت آن) نگاشته آمده و هر یک سند معتبری در اثبات قدمت تمدن و قدم علمی معارف ایران و مایه سر بلندی و افتخار ملی ما ایرانیان است همه از بین خواهد رفت، چرا که ایران نظر به ذخائر و آثار هنگفتی که در رشته های مختلفه علوم و حکم دارد نمی تواند به این کار عبث دست یازد و عملاً نیز محال است هزاران کتاب چاپ شده با این خط داریم و هزاران مجلد کتب نفیس نسخه ی دستنویسی شده گرانبها که در کتابخانه های ملی و دولتی ضبط است و مجموعه ای است از گنجینهٔ معنوی ما که هنوز به چاپ نرسیده و فی المثل اگر روزی بیائیم خط امروزی را به لاتین و یا خط دیگری تبدیل کنیم، آن وقت سرنوشت این کتابها چه خواهد شد و برای نقل این گونه کتابهای چاپ شده و چاپ نشده به خط لاتین تردید نخواهد بود که چنانچه تمامی ایران را به چاپخانه مبدل کنیم و مردم را هم به خدمت حروف چینی بسیج نمائیم و بودجه دولت سرمایه داری چون آمریکا و ژاپن را برای انجام این منظور و انجاح این مقصود بگذاریم نه تنها تکافوی این مخارج را نمی نماید سهل است که سالها نیز این امر به اتمام نمی رسد.

و همانطور که در مقاله قبلی متذکر آن شدم پس از گذشتن نسلی که شصت هفتاد سال بیشتر طول نخواهد کشید، اصولاً خط فعلی فراموش شده و بایستی متخصصینی از سوئد و نروژ و سایر کشورها برای خواندن خط فارسی و آموختن کلید حروف خط کنونی به ایران دعوت کنیم. اگر این الفبای ۳۲ حروفی برای ما آنقدر مشکل و طاقت فرسا است و به قول عده ای مانع تعمیم سواد یا بطوء پیشرفت فرهنگ است پس چطور آن عده از اشخاصی که خود را خیلی بصیر و وارد دانسته و درباره تغییر خط عقایدی ابراز می دارند، قدری فکر نمی کنند و لمحه ای امعان نظر به مملکت ژاپن نمی نمایند که چرا ژاپنی ها و چینی ها به تغییر الفبای خودشان دست نمی زنند و تعداد الفبای این ملت شاید حضرات را به وحشت اندازد و شاید هم شوخی پندارند، لیکن حقیقت این است که، خط این قوم بطوریکه می گویند شصت هزار علامت دارد و از جنبه ی الفبائی خارج است یعنی برای کلیه اشیاء و موجودات علامتی مخصوص دارد.

با این حال علاوه بر اینکه در کشور ژاپن یک در صد مردم بی سواد نیست، نیز ژاپنی ها امروزه از نظر علم و معرفت و دانش و صنعت به هیچ روی از کشورهای آمریکا - فرانسه و آلمان عقب تر نيست. به علاوه چرا ژاپنی ها اینکار را نمی کنند؟ همانطور که در سطور گذشته یادآور شدیم و استدلال کردیم آنها نیز قومی کهن سال هستند و با سوابق تمدنی دیرینه و داشتن میلیونها کتاب نمی توانند خطشان را برگردانند و میراث هنگفتشان را در خطر بیاندازند و بعد باسخاوت تمام از آن بگذرند، لذا می بینیم فقط با پذیرش مظاهر خوب تمدن غرب همچنان بر سر خط و احترام به دین و سنن شان پا بر جا مستحکم ایستاده اند.

کمال سر محبت ببین نه نقص گناه که هر که بی هنر افتد نظر به عیب کند

آنهائی که به مستند چند عیب کوچک تغییر خط را روا می دارند و رای می دهند، از آنها سئوال می کنیم که مگر در روی پنج قاره زمین خطی ایده آل بی هیچ گونه عیب و نقص یافت می شود؟ اگر چنین خطی را می شناسند، نام ببرند ولی یقین دارم که هرگز نخواهند توانست جواب مثبت به این سئوال بدهند، زیرا در مجله روزگار نو که در زمان جنگ دوم منتشر میشده و مجله ای مفید بود مختصری راجع به: ذکر نقائص الفباهای دنیا درج گردیده که بطوریکه مطالعه شد انتقادات مربوطه که شاید از دائرة المعارفی استخراج گردیده باشد همگی بسیار صحیح و غیر قابل انکار می باشد. حتی نقائص بیش از اینهاست که ذکر شده و به منزله مشتی نمونه خروار است و نگارنده امیدوار است زمانی بتواند مجموع آن را همراه با مقالاتی که دانشمندان مورد احترام ما درباره معایب و مضرات بی شمار تغییر خط و چنین عمل ناشایستی مرقوم داشته و برای اطلاع و آگاهی بر چگونگی موضوع انتشار داده اند به چاپ برسانم مردم وطن پرست بخوانند و خود قضاوت کنند.

گیرم که مارچوبه کند تن به شکل مار کو زهر بهر دشمن و کو مهره بهر دوست

به نظر می رسد که این پیشنهاد دهندگان تاریخ وطن خود را دقیقاً مطالعه کرده بدانند وقتی که به تجربه این امر زیان بخش به نسلهای گذشته و اجداد ما که به قیمت تغییر خط در زمانهای قدیم و از دست دادن آن همه آثار در زبانهای قدیم پی بردند. دیگر هرگز به فکر تغییر خط نیافتادند. همانگونه که عقلای قوم گفته اند: آزموده شده را دوباره آزمودن خطاست.

مثلاً می دانیم که در زمان ساسانیان در این کشور ذخیره هنگفت علمی و ادبی فراهم آمد، کتابهایی به زبان پهلوی نوشته شد و کتبی را نیز به پهلوی ترجمه کردند. این ذخیره عظیم کجا رفت و چطور شد که اصلاً از آن زمان چیزی در دست نداریم و همینطور از اشکانیان که آنها نیز به (پهلوی اشکانی» می نوشتند. منطق در سمت و عقل سلیم حکم می کند که وقتی شیوه و روشی نتیجه معکوس بخشید آن را به کناری بگذاریم و برای رسیدن به هدف هايی که مورد قبول و نیاز است قدم بگذاریم اما متأسفانه کسانی هستند که حتی نمی خواهند از تجربیات گرانقدر تاريخ هم درس عبرتی بگیرند آقای دکتر عیسی صدیق عضو پيوسته فرهنگستان زبان و استاد ممتاز دانشکده ادبیات تهران در یک مصاحبه مطبوعاتی که در شماره 8693-1351 کیهان نقل شده است چنین اظهار نموده است: با آمدن اسلام به ایران، حروفی را برای ادبیات خود قبول کرده ایم و الان از هزارها کتاب پهلوی جز صد جلد چیزی نداریم و تمام ادبیاتمان با همین املای موجود است. اگر قرار باشد تغییری پیش آوریم، باید از لاتینی شدن خط ترکیه تجربه بیاموزیم - مردم ترکیه در وضعی قرار گرفته اند که از تاریخ گذشته و ادبیات گذشته خود خبری ندارند.

ما باید بنشینیم از روی علم: فکر، تاریخ و مخصوصاً عقل تصمیم بگیریم، و بعد چنین ادامه می دهد باید تصمیم ها از طرفی مراجعی باشد که صلاحیت دارد. در ثانی این مسأله ای نیست که نیروهامان را متوجه آن کنیم مگر ژاپن با خط و املاء و زبان مشکل خود از کدام - کشور عقب مانده است که ما این املاء و خط عقب بمانیم در مورد تغییر خط به جز ترکیه که ادبیات مهمی ندارد، دارای سابقه ی کهن تاریخی نیز نیستند، کدام مملکت دیگر به چنین اقدامی مبادرت نموده است. ثمره این کار جز خسران فراوان و پشیمانی در این کشور دوست و همسایه ما چیز دیگری نبوده است.

آقای دکتر خانلری استاد دانشگاه تهران در صفحه ۲۹۷ کتاب زبانشناسی و زبان فارسی می نویسد: «اینکه گناه بی سوادی ملت ایران را به گردن خط بگذاریم البته درست نیست، طرفداران اصلاح خط بارها کشور ترکیه را مثال آورده اند که خط خود را به لاتینی تبدیل کرد و از آن نتایج و فواید فراوان بدست آورد. من نمی دانم که آن فواید تا چه درجه بزرگ بوده است اما می دانم که در این اواخر آماری از شماره بی سوادان آسیا منتشر شد، آنجا شماره نسبی مردم بی سواد در ترکیه که بیش از سی سال  است خط خود را به لاتینی تغییر داده است گویا هشتاد درصد بود. اما شماره نسبی بی سوادان کشور ژاپن، که خط قدیم خود را با همه دشواری آن حفظ کرده است از یک درصد نمی گذشت.

پس آسانی و دشواری خط نیست که موجب رواج سوادیابی رواجی آن در کشوری می شود و لااقل باید یقین کرد که یگانه علت بیسوادی این نیست.» پس بطوریکه تجربه و تاریخ نشان داده است هرگاه به استقبال یک امر خطرناک محتوم برویم، نتایجی جز زبان و پشیمانی به دست نخواهیم آورد و آنهائی که برای تغییر خط و اخذ لاتین فوائد معجزه آسا قائلند باید بدانند، خوشبختانه اکنون که این غوغا و سر و صدا در کشور ما آغاز شده تقارن با ایامی پیدا کرده است که ملت کشور ترکیه دوباره موضوع تغییر خط لاتینی به خط عربی را پیش می کشند. اخیراً یکی از جراید تهران مقاله شیقه ای از قلم دانشمندی درج کرده که فعلاً نامش را بیاد ندارم که تحریر کنم. او نوشته بود، شخصی که از مسافرت ترکیه به ایران مراجعت کرده بود تعریف می کرد: وقتی برای مشاهده اماکن تاریخی استانبول در خیابان به راه افتادم. موقعی که روبروی مسجدی قرار گرفتم و مشغول خواندن اشعار فارسی و عربی منقوش بر دیوار و کتیبه های مسجد بودم که نگاه های متحیر عابرین مرا به خود آورد و ظرف چند دقیقه خود را در حلقه ی عده ای از جوانان ترک یافتم که از من می پرسیدند: (آیا شما باستان شناسی هستید که برای خواندن نوشته ها و خطوط مغولی این مسجد آمده اید؟)

آن عده از جوانان خیال می کردند که نوشته های مزبور مربوط به دوران پیش از اسلام است و این باعث تأسف و تأثر است. ترکیه که سالهاست خط فارسی را به لاتین تغییر داده است دچار اشکالات فراوان شده و دانشمندان آن کشور کاملاً به این اشکالات واقفند.

به طور مثال آقای دکتر عارف اتیک استاد زبان فارسی دانشگاه قونیه به وسیله آقای دکتر محمد مقدس در ضمن اینکه صمیمانه از مردم ایران خواسته است خط زیبای فارسی را تغییر ندهند تلویحاً از تغییر خط فارسی به لاتین در کشور خود اظهار ندامت و پشیمانی کرده است. اینک گفته های استاد مزبور با نقل از روزنامه کیهان شماره ۸6۹۵– ۱۳۵۱ و سال گذشته هنگامی که برای زیارت آرامگاه حضرت مولانا جلال الدین به قونیه تشرف حاصل نمودم، در ملاقاتی که با جناب آقای عارف اتیک استاد زبان فارسی دانشگاه قونیه دست داد، ایشان تقاضا فرمودند که این پیام و وصیت خود را به ایران برسانند: (بگوئید، از دانشمندان و فضلا و بزرگان ایران تقاضا دارم که خط فارسی را تغییر ندهند زیرا بسیار بسیار حیف است به خصوص که پنجاه سال بعد مشکلات و گرفتاری های تغییر خط آشکار خواهد شد و نسل های آینده از ثروت معنوی و فرهنگی و تاریخی خود محروم خواهند شد) و مطالب دیگر.

بدین ترتیب بنا برآنچه در قسمت های گذشته باز گفتیم، تغییر خط کاری است سخیف و زیان بخش که ما و هر ملتی را به سرنوشتی چون ترکیه دچار خواهد ساخت و از این جهت عقلا و متفکرین قوم مطرح کردن چنین مسئله ای را مصلحت نمی داند. هر تازه ای ندارد فخر اساس دیرین محفوظ داشت باید شالوده کهن را اینک به کسانی که طرفدار نهضت تغییر خط به اصطلاح نوآوری بوده در هر

مقوله ای خود را وارد می کنند و فوراً رای داده بخشنامه صادر می نمایند و با عنوان کردن یک مشت مطالب بی سروته افکار جوانان را بر می انگیزندو از این رهگذر بحثی اصولی را به ابتذال روزنامه ای می آلایند باید بگویم قلم فرسایان جبهه مخالف خط فارسی با احصا دقیق مطبوعات بی هیچ چون و چرا شکست خورده و مطبوعات نیز با کمال صراحت ورشکستگی قاطع آنها را با ذکر آمار اعلام نموده اند اما آنها به واسطه عطش شهرت طلبی و خودپسندی هیچ وقت از طرح مطالب پوچ خود دست بر نداشته و شرمی از خود ابراز نکرده اند.

گرچه خوانندگان جبهه مخالف خط فارسی و (طرفداران تغییر خط) ارائه دلایل منطقی مرا تکذیب کنند من ابائی ندارم و تکذیب آنها را از هم اکنون تکذیب می کنم. چرا؟ مگر ممکن است مردمی تحصیل کرده و با وجدان این عقیده را داشته باشند و اینطور خصمانه بر علاقمندان بشؤون ملی و نوامیس اجتماعی بتازند. نام این چیزها را نمی توان نوآوری یا تحول گذاشت اینها تهوع است.