نظریۀ تغییر خط فارسی در ایران (بخش دوم)

بر فرض آنکه خط تغییر کند تازه مساله ی سواد عمومی علاوه بر آنکه تسهیل نمی شود، به دلایل متعددی مشکل هم خواهد داشت چون محال است کسی بتواند باسواد واقعی شود که دست کم به مبادی عربی و اشتقاقات لغات عربی آشنائی نداشته باشد و ثانیاً با تغییر خط علاوه بر مشکلات متعددی که از راه دور افتادن از خط اصلی پیش خواهد آمد پی بردن به ریشه اصلی لغات بی نهایت مشکل و از راه دخول کلمات بیگانه فرهنگ ما ضعیف خواهد شد.

از طرفی دیگر این خط جزء شعائر ملی ماست و با فرهنگ و ادب و آداب و سنن و تمدن درخشان کهن ما از هر حیث ارتباط دارد و تغییر آن علاوه بر اینکه لطمه و خسران جبران ناپذیری به فرهنگ و ادبیات و تمدن باستانی ما وارد می کند از نظر سیاسی هم مباین با مصالح مملکت و وحدت ملی ایران و نیز مخالف با قانون اساسی کشور عزیز ما است و مبادرت به تغییر آن برای کلیه شئون تمدن ما زیان بخش است و تازه آیا تصور می کنید که با این گام های بسیار بلندی که ما این روزها به سوی علم و دانش برمی داریم و نتایج مطلوبی برای العین عایدمان شده است با تغییر خط وضع فرهنگ ما بهتر از امروز باشد لاواللة!

اگر چنین کنیم یک گرفتاری بزرگی برای جوانان خود ایجاد خواهیم کرد و آن این است که با گذشت پنجاه سال دیگر فرزندان ما نخواهند توانست از آثار گذشتگان خود که نشانه ی مجد و عظمت نیاکان باستانی ایشان است بهره یابند ناگزیر دست توسل به دامن اجانب دراز نموده و لابد کارشناس خط برای قراات این آثار به ایران دعوت کرده و ما که مسبب این بدبختی و تیره روزی خواهیم بود در انظار نسل آینده سرشکسته و شرمسار خواهیم بود و نباید انتظار داشته باشیم که نسل های آینده بدیده احترام به ما بنگرند چه بسا که در این صورت گفته ها و نوشته های مورخین و مترجمین خطوط احجار پیشین هیچکدام در نفس الامر صحت نداشته و مطابق با واقعیت نباشد ، در امثال عرب آمده است که : ان الدواهی فی آلافاق تهترس.

در جائیکه کشورهای جهان برای حفظ آثار ملی خود زحماتی متحمل می شوند و خرج ها می کنند بدبختی بعضی از ما با دست خود در انهدام آنها می کوشیم و تمام وظائف بومی و ملی خود را فراموش می نمائیم. به مورد است به کسانی که درباره عیوب خط فارسی بحث می کنند بگویم که اولاً این نقائص کم و بیش در الفبای تمام زبان ها وجود دارد و دلیل نمی شود که به خاطر یکی دو عیب جزئی و قابل اصلاح به علت تعصب بی جا در فرنگی مآبی از فرهنگ باستان و از تجلیات یکی از هنرهای مستظرفه و زیبای ملی خود دست برداریم و نام خود را ننگین سازیم وآنگاهی خط فارسی کنونی به جز پاره ای نواقص خوشبختانه مطابق با تلفظ صحیح زبان فارسی بوده و به نظر متخصصین ایرانی و خارجی از خطوط فونتیک Phonetic به شمار می رود و در صورتی که گذاشتن اعراب را بر روی کلمات مراعات کنیم خط پارسی یکی از خطوط تمام فونتیک و کامل دنیا محسوب خواهد شد .

در حال حاضر عیب بزرگ خط فارسی عدم همین اعراب است که در موقع نوشتن به علت میل به تندنویسی و در چاپ به علل فنی و اقتصادی موجب تردید و تلفظ کلماتی می گردد و علت اساسی آن ترک علائمی است که برای این خط وضع شده است که چاپخانه ها به علت صرفه جوئی در وقت، گذاشتن آن را ترک می کنند. به غیر از اعراب نقص دیگر تا حدی وجود نقطه های زیاد در این خط است و چنانکه کمی از آنها کاسته شود این نگرانی ها مرتفع خواهد شد . از علل عمده اغلاط چاپی کتاب در ایران و سرگردانی خواننده در تلفظ کلمات این است که حروف چین های ما بعضاً دقت و سواد کافی ندارند . باید دولت فکری کند، آقایان دلسوز فرهنگ و وزارت فرهنگ فکری کنند که حروف چین های ما حروف چین فنی شوند تا از معضلات این امر و از وبال و بلای آن خلاصی پیدا کنیم .

و الا با عیب جوئی و مغلطه کاری به مقصود کامیاب نخواهیم شد و احیاناً همان خط لاتین مورد نظر آقایان ترقی پرست شهرت جو بیش از هر خطی عیب و نقص و گرفتاری دارد زیرا چنانکه همه می دانیم مشکل ترین خطوط لاتین خط انگلیسی است که بی شک از خط فارسی هم خیلی مشکل تر است با این وجود آنها این همه اهل حرف نیستند و یا کمتر انتقاد بی جا می کنند به همین دلیل است که در تمام انگلستان مبالغه نیست اگر گفته شود حتی یک نفر بی سواد پیدا نمی شود برای اینکه با برنامه صحیح تحصیلی فرهنگ آن کشور تحصیل دانش تا ده یازده سال برای عموم مردم امری اجباری است و پس از آن در صورتی که کسی خواست در رشته ای تخصص یابد در رشته مورد نظر خود ادامه تحصیل خواهد داد از طرفی بد نیست دانسته شود که تازه اروپا با آن همه پیشرفت های مادی و معنوی هنوز زبانش در بند مذکر و مؤنث و (نوتروآرتیکل) و املاء و آکسان و نقص خط گرفتار است بطوریکه اروپائی ها از قرن یازدهم به این طرف مرتباً تلاش می کنند خط خودشان را تغییر دهند و یا اقلاً آن را اصلاح کنند ولی به جهات عدیده توفیق نمی یابند .

اگر خط لاتین خوب است پس چرا آنها اینقدر برای تغییرش می کوشند . پس همان طوریکه سالهای دراز است که ملل متمدنه عالم خط لاتین (پیشنهادی آقایان ترقی پرست) را تجربه کرده اند به این نتیجه رسیده اند که این الفبا خطی است معیوب و نارسا . و اما آنهائی که از تغییر خط در ترکیه صحبت می دارند و آن را یکی از کارهای مهم و سودمند می شمارند خوب است بدانند: در کشور همجوار ما ترکیه تغییر خط در سال پیش با انقلاب (آتاتورک) به وجود آمد که البته این امکان تا حدی برای آنها وجود داشت چون که اولاً ترکیه دارای فرهنگ کهن و ادبیات وسیعی نبوده که تغییر خط خسارت زیادی به آن وارد سازد. بعبارة آخری ترکیه در حدود سال سابقه تاریخی دارد و ثانیاً آنها از این کار طرفی نبسته اند و حتی آماری هم نداده اند که معلوم شود. پس از تغییر خط باسوادان کشورشان زیادتر شده باشد و ثالثاً این امر عملاً موجب آشفتگی و هرج و مرج فراوانی در آن کشور گردیده است و ما باید از آنها عبرت بگیریم نه آن که اشتباه چهل سال پیش آنان را امروز در ایران تکرار کنیم زیرا در سال (۱۳۳۷ش) خبرنگار تایمز لندن گزارش می دهد که این اوخر در مطبوعات ترکیه اختلاف شدیدی بر سر نوشتن قرآن کریم به حروف لاتین پیدا شده . و رئیس مذهبی دولت ترکیه اعلام کرده است که قرآن را نمی توان با حروف لاتین نوشت و استدلال نموده که الفبای لاتین به دقت و معنی آیات قرآن لطمه می زند مثلاً ببینید وقتی که کلمات فارسی با خط لاتین نوشته شود چگونه تلفظ می شود:

حسن (هاسان) Hassan

مشهد (ماشهاد)Mashhad

چمن (چامان) Tenaman

حالا با تمام این استدلالاتی که شده است آیا آقایان طرفدار خط لاتین باز هم با تغییر خط فارسی و اخذ لاتین موافق هستند؟ ولی تصور نمی کنم چنین باشد. امیدوارم آقایان معتقد به تغییر خط (که به قول یکی از نویسندگان اختیار خط لاتینی را برای آن می خواهند که فرنگی دو آتشه بشوند) دست از این لجاج و عناد بی جا برداشته و به مصداق: لیسی للانسان الا ما سعی . با یک برنامه صحیح که کار و کوشش در آن باشد در وصول به هدف از کوشش و تلاش باز نیایستند تا شاهد مقصود را در آغوش کشند و الا خط لاتین نه آن معجون سحرآمیزی است که ترقی را چون شهد روان در حلقوم ها بریزد و نه چیزی است که ملت های عقب مانده را یک شبه صدساله راه ببرد. اگر باز هم تمام این دلایلی که در این مقاله آورده ام از نظر طرفداران خط لاتین کافی و مقنع نباشد از خداوند مسألت خواهم کرد که حافظه و هوش این دسته از آقایان ترقی پرست را نیرومندتر سازد و کمی هم ایشان را از معارج غرور فرود آورد و به مدارج کمال صعود بدهد.

باری شک ندارم این آقایان لابد می دانند که ما به قدر موهای سرمان کارهای لازمی داریم و به جا خواهد بود بگذارند مردم به این دردهایشان برسند و من از طرف جامعه ی ایرانی از ایشان خواهش می کنم موضوع خط را بگذارند برای قرن بیست و یکم انشاء اله ! به هرحال آنچه مورد نظر ماست این مناقشات خالی از فایده آقایان نیست و باید درمان درد را جست. اکنون با مختصر توجه و امعان نظر روشن و آشکار و ثابت می شود استفاده از همین خط فعلی علاوه بر مزایا و محاسنی که دارد معایب تغییر آن به حدی زیاد است که شرحش در این مختصر نمی گنجد. با این حال چند نکته را جهت اثبات مطلب خودمان در اینجا ذکر می کنم :

۱. فشرده بودن و سریع نوشته شدن خط فارسی به واسطه اتصال حروف خود که در واقع نوعی خط تندنویسی است (استنوگرافی)

۲. پی بردن به معنی و اشتقاقات کلمه های عربی مستعمل در زبان فارسی از راه خط واحد و نیز طرز نوشته شدن کلمات .

۳. با وجود آنکه آثار مدنیت ایران باستان بعد از هجوم اعراب در اثر تغییر خط و یا چپاول و سوزاندن کتاب های ما از بین رفت که امروز یک از هزار آن نیز به دست ما نرسیده است با این حال از آن روزگار بعد هزاران هزار کتاب با ارزش به وجود آمده و به ما به ارث رسیده است.

۴. بر اثر تغییر خط ماثر و فضایل ما نیست و نابود خواهد شد و این کتاب های خطی که از علمای بزرگ ما مثل محمد ذکریای رازی - ابوریحان بیرونی - خیام - و ابن سینا از قرن های گذشته برای ما به یادگار مانده و در ایجاد تمدن امروزی بشر سهم مهمی دارند همه ضايـع خواهد گردید و خدای نکرده یک عمر مطالعة و فکر و وقت و زحمت بزرگان ما یک باره تباه شده و به هدر خواهد رفت.

۵. خط لاتین نارسا و قابل انطباق با تلفظ زبان فارسی وزبان های محلی ما نیست و

تازه با انتخاب و سرهم کردن چند حرف لاتین به جای یک حرف به منظور ادای تلفظ یک صدا باعث اشکال خط و زحمت زیاد آموزنده آن است مثلاً در خطوط لاتینی گاهی دو یا سه یا خود چهار حرف نماینده یک صوت هستند مانند:

(در آلمانی. چ – tsch)

(انگلیسی . چ – ch)

(فرانسه - چ - tch) و یا بالعکس یک حرف نماینده دو صوت می باشد (علامت X) در اغلب السنه غربی معرف اصوات (ک و س) است در آلمانی و بعض السن مجاور(z) نماینده اصوات (ت . س و یا د. و. ز) «ایتالیائی » است.

بازگردیم به مطلب سابق: حروف لاتین 24 و فارسی 32 عدد است و در اینجا ۶ حرف که معرف ۶ صوت هستند (در حروف لاتین) کسر دارد که اگر بخواهیم برای کمبود این ۶ صوت چاره ایی بیاندیشیم و با ترکیب کردن چند حرف کمبود آن را مرتفع سازیم به خوبی درمی یابیم که رسم الخط لاتین علاوه بر پیچیدگی صورت حروف خود از نظر آموختن و به حافظه سپردن - الفبای آن خیلی مشکلتر از خط فارسی است. قطع نظر از این اشکالات که ذکر شد خط فارسی با وجود سادگی تصویر حروف خود یک نوع شکل بیشتر ندارد و حال آنکه در مقابل هر یک حرف فارسی الفبای لاتین چهارگونه حروف عجيب و غریب دارد به این ترتیب :

اکنون روشن می شود که من حيث المجموع خط لاتين تا چه اندازه فاسد نارسا و بسیار از خط فارسی مشکل تر بوده و حتی با آن قا بل مقایسه نیست . در اینجا باید به دوستداران خط لاتین بگویم:

سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد- آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد.

۶. از طرفی معلوم نیست کلماتی که یک جور تلفظ ولی مختلف نوشته می شوند مانند : غزا . قضا. غذا . را چطور می توانیم با خط لاتین بنویسیم که به معنای لغوی

آنها لطمه ای نخورد - پس در پاسخ کسانی که می گویند کلمه های عربی را باید از قاموس خط فارسی خارج نمود گوئیم گذشته از اینکه بدین ترتیب خط فارسی اصلاح نخواهد شد معنی و مفاهیم لغات هم از بین خواهد رفت زیرا خیلی از لغات فارسی مشتق از کلمات عربی است و هرگونه تبدیل آن معانی را به کلی منقلب می نماید مثلاً اگر قرار باشد این لغات را که در زیر نوشته می شوند به یک املاء بنویسیم تکلیف مفاد آنها چه خواهد شد؟.

گمان دارم پاسخ این سؤال هم منفی باشد. پس باید بگویم که ما نباید کاری کنیم که به مصداق مثل معروف : (مانند کلاغ راه رفتن خود را هم فراموش کنیم.) نتیجه ای که از این بحث گرفته می شود یکی این است که باید به علت عدم مصلحت تغییر خط را به عنوان یک امر غیر عملی مردود دانست . لهذا آقایانی که برای تغییر خط اصرار می ورزند می توانند این حق را به خود بدهند که هر وقت می خواستند نامه ای به دوست خود بنویسند و یا مجله ی خود را منتشر سازند آن را به خط لاتین بنویسند و کیف کنند.

چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست

سخن شناس نه ای جان من خطا اینجاست

پس بیائید همه ی ما مردم غیرتمند و وطن پرست متفقاً از پیشگاه دولت معظم ملی که مدبرانه بر همه ی امور نظارت دارند بخواهیم نظرات مربوط به مساله ی خط را مورد توجه قرار داده برای تعیین تکلیف خط پارسی کنونی و رفع نگرانی طبقات مختلف ایرانی با صدور فرمانی مقرر دارند تا یک هیئت با صلاحیت علمی و فرهنگی به دور هم جمع آیند و با توجه به جمیع جهات درباره این امر مهم ملی که با ادب و آداب و سنن و فرهنگ و تمدن دیرین ما ازهر لحاظ پیوستگی دارد تصميم لازم برای رفع نقائصی و اصلاح آن که از واجبات فوری است اتخاذ نمایند.

در خاتمه با اینکه من به اصل ایجاز و اختصار پای بندم ولی این بار از حدود (یجوز ولا یجوز) بیرون رفته ام و با این حال سخن ناگفته در این باره بسیار دارم. اما تنگی مقال از ادامه سخنم باز می دارد. اینک ناگزیر به همین مقدار بسنده می کنم تاکی فرصتی فرا چنگ آید. ضمناً این مطالبی که نوشتم فقط بیان مجملی درباره خط کنونی است و گرنه می توانم کتاب شایسته و مفصلی با دلائل محکم و قوی و بی سابقه تحریر کنم و شواهد دور و دراز فراوانی از این مقوله به میان آورم . خوانندگان محترمی که می توانند در این زمینه انصاف بدهند داوری در موضوع را به ایشان واگذار می کنم و نیز کسانی که طالب تفصیل هستند می توانند لطفاً به چند کتاب ممتع و مقنع و مشبع که در همین باره نوشته شده است. مراجعه نمایند و من اینک نام قسمتی از این کتاب ها و رساله هارا که بیاد دارم در زیر از لحاظ علاقه مندان می گذرانم - ختمت مقالة الاولى بعون اله تبارك وتعالى .

۱. ماجرای تغییر خط فارسی نوشته دکتر علی اکبرشهابی استاد دانشگاه

2. روش نوین برای اصلاح خط فارسی . نگارش . م. س

۳. تسهیل و تکمیل الفباء یاراه تعمیم تعلیم و متحد الروح شدن . آقا نور حقیق صدرالمعالی خونساری

4. یگانه راه جهت تسهیل املاء و کلمات زبان فارسی و نجات از شک و تردید غلط نویسی . کمال الدین بهشتی

۵. خط آسان برای تعلیم عمومی . به قلم سید محمد علی (داعی الاسلام)

۶. راهی از بن بست (درباره خط فارسی). نوشته دکتر مظاهر مصفا

۷. خط و فرهنگ. تالیف استاد ذبیح بهروز

۸. رساله خط داعی . تألیف پروفسور آقا سید محمدعلی (داعی الاسلام)

۹. مجلهٔ روزگار نو. انتقاد از خطوط عالم - و کتب و رسالات دیگر

تهران- جمعه اول اسفندماه یک هزار و سیصد و چهل و چهار شمسی