منبت‌کاری در عصر صفوی (بخش دوم)

از دیگر آثار منبت‌کاری ‌متعلق به قرن دهم هجری درِ منبت‌کاری ‌شده دو لنگه‌ای با پاشنه گردان، متعلق به امامزاده هفت تن در دهکده‌ای به همین نام از توابع بهرستاق بخش لاریجان آمل است. این در به سال ۹۸۱ هجری (۹۵۳ خورشیدی) ساخته شده و سازنده آن استاد شرف‌الدين ابن افضل صوفی نقار لباسانی است. هر لنگه این در، طول و عرضی به اندازه ۱۶۱ در ۴۲ سانتی‌متر و دو کتیبه در بالا و پایین دارد که بین آنها با نقوش هندسی (گره) که دارای طرح گُل پنج‌پر است، کار شده است؛ همچنین دارای حاشیه‌ای با نقش اسلیمی و ختایی به صورت بازوبندی است؛ لنگه‌ها ‌یکپارچه بوده و نقوش ایجاد شده بر آنها هیچ‌گونه روسازی‌ای ندارند، اما زمینه کار به گونه‌ای دیدنی پرداخت شده است.

در آخرین سال حکومت شاه طهماسب (۹۸۴ هجری قمری) و دو ماه پس از مرگ وی و در زمان شروع حکومت شاه اسماعیل دوم درِ مقبره امامزاده عمران گوگد گلپایگان که ظاهراً برادر حضرت علی (ع) است با استفاده از چوب گردو و به صورت یکپارچه ساخته می‌شود. این در دارای ترکیبی با ترنج مرکزی با سرلوحه‌های مستطیل و سروی شکل است که در فضاهای منفی آنها منبت‌هایی به خط بنایی انجام گرفته و شامل دعا و صلوات بر ائمه علیهم‌السلام است که در کادرهای مربع مورب کنده‌کاری شده است. بر کادر بیرونی این در، حاشیه‌ای با متن «محمد مصطفی صلی علی» با استفاده از نقوش اسلیمی و ختایی کنده‌کاری شده است.

در این حاشیه یک ساقه اسلیمی و یک ساقه ختایی ترکیب بازوبندی را پدید آورده‌اند؛ عناصر به کار رفته در این حاشیه شامل اسلیمی ساده است که به توالی هم بر یک بند استوارند و گل پنج‌پر و برگ کوچک ختایی که آنها نیز بر بند جداگانه سوار شده‌اند.

در دو کادر بالا و پایین کتیبه‌هایی به خط نستعلیق نوشته شده و در قسمت میانی در کادر ترنجی به صورت کنگره‌دار اجرا شده که در آن هنرمند طراح تلاش نموده است با استفاده از ترکیب‌بندی ترنجی چهار اسلیمی (ضربدری) و با استفاده از عناصر اسلیمی پیچک (چنگ اسلیمی دهن اژدری) به همراه سربند با عناصر ختایی گل شاه عباس و اناری با گردش حلزونی بند ختایی کادر ترنج را پر کند. در بالا و پایین، دو سر ترنج بزرگ به شکل موج وجود دارد، این ترکیب هندسی به واسطه نقوش اسلیمی و ختایی پر شده و علاوه بر عناصر موجود در ترنج از دو عنصر اسلیمی ساده و گل اختر نیم‌رخ نیز استفاده شده است.

علاقه شدید شاه عباس اول به هنرهای سنتی، همچنین داشتن حس زیبایی شناسانه وی موجب ادامه روند هنرهایی شد که از دوره طهماسب به وی رسیده بود. شاه عباس در توسعه بازارهای هنری نیز تلاش فراوان داشت تا آنجا که کارگاه‌های ‌بزرگی در شهرهای مختلف ایران راه‌اندازی گردید. از نمونه آثار این دوره می‌توان به صندوق بقعه بابا ولی در دهکده‌ای به همین نام در دیلمان اشاره نمود، که احتمالاً تاریخ ساخت آن سال ۹۹۹ هجری قمری (۹۷۰ خورشیدی) است که در آن آثاری از نقاشی و کنده‌کاری دیده می‌شود. آثار نقاشی بر بدنه غربی با سوره یس با مرکب سیاه به خط نسخ نگاشته شده است و بر بدنه شمالی و شرقی صندوق نقش پولک بر لقاط گره و نقوش اسلیمی و ختایی بر حاشیه است؛ همچنین بر بدنه شمالی این اشعار دیده می‌شود:

گذشتگان که در این خاکدان ویرانند خموش مانده و بر حال خویش حیرانند
ز اهل قبر در دم این ندا در گوش جان آمد که محنت خا[نهٔ] داریم اینجا می‌توان آمد

مقبره سید خوركيا (سید محمد) در بقعه چهار پادشاه لاهیجان است. وی در سال ۶۴۷ هجری قمری (۶۲۸ خورشیدی) وفات کرده است و قبر ایشان در اتاقی مربع شکل با دری منبت‌کاری ‌شده، قرار دارد؛ این در به موزه ایران باستان منتقل شده است و یکی از شاهکارهای هنر منبت‌کاری ‌به شمار می‌رود. تاریخ ساخت آن به سال ۱۰۱۵ هجری قمری (۹۸۵ خورشیدی) باز می‌گردد؛ در تزیین این در از خطوط ثلث و نستعلیق به همراه نقوش بسیار زیبای اسلیمی و ختایی با هنرمندی تمام استفاده شده است، بر دو تنکه بالای لنگه‌ها ‌دو کتیبه به خط ثلث وجود دارد که با ظرافت و زیبایی بسیار کنده‌کاری و پرداخت شده‌اند که احتمالاً خوشنویس اثر محمد ابن داود کیا حسینی بوده است.

بر قسمت بالای در ابیاتی با خط نستعلیق کنده‌کاری شده است، همچنین بر این اثر خطوط نسبت به گذشته ظرافت بیشتری داشته اما همچون گذشته روسازی بر آنها انجام نگرفته است؛ بر دیگر نقوش این در روسازی‌هایی بسیار استادانه انجام شده که گویی نقش‌ها ‌زنده و طبیعی‌اند. بر چهار چوب و حاشیه اثر نیز نقوش بسیار زیبای ختایی کنده‌کاری شده است که آنها نیز روسازی‌های ‌قابل توجهی دارند.

یکی دیگر از آثار ارزشمند عصر صفویه درِ غربی بقعه عون بن محمد حنفیه بن علی (ع) در ماسوله است که به در «چله خانه» معروف است و گویند از کاخ قلندرشاه به آنجا آورده شده است. تاریخ ساخت آن دقیقاً مشخص نیست اما شواهد حاکی از آن است که سال ساخت آن احتمالاً ۱۰۱۵ هجری قمری (۹۸۵ خورشیدی) باشد. نقوش به کار رفته در این در اسلیمی و ختایی است که با اصول و زیبایی خاصی طراحی شده است. جدا از استادی و مهارت منبت‌کار همواره نقش و طرحی که در دسترس هنرمندان قرار می‌گرفته تأثیر مستقیم بر آثار منبت‌کاری ‌داشته است؛ نقوش این اثر بی‌شک یکی از ارزشمندترین آثار طراحی سنتی بوده که به دست استادی چیره دست و توانمند طراحی و توسازی شده است.

کنده‌کاری‌های ‌انجام شده بر این اثر عمق چندانی ندارد و پرداخت‌کاری‌های ‌آن نشان از توان بالای هنرمند دارد، همچنین روسازی چندانی در اجرای آن به کار نرفته با این حال نقوش به طور چشمگیری هنر کنده‌کاری را تحت شعاع قرار داده است. صندوق منبت‌کاری ‌شده‌ای در این بقعه وجود دارد که تاریخ ساخت آن به اوایل قرن یازدهم هجری باز می‌گردد و ادامه روند کار منبت‌کاری ‌عصر خود را به خوبی نشان می‌دهد.

از دیگر آثار ارزشمند متعلق به همین قرن درِ بقعه امامزاده خیوه، ساخته شده از چوب صندل است؛ منبت‌کاری‌های ‌انجام شده بر این در نشان از چیره دستی و توان بالای استادان منبت‌کار آن سامان دارد، این نقوش با تزیینات گچ‌بری و کاشی‌کاری اطراف در، تناسب چشم‌نوازی را ایجاد کرده‌اند که به وضوح در تصویر قابل درک‌اند.

انگلبرت کمپفر آلمانی از سیاحانی است که در زمان سلطنت شاه سلیمان (صفی دوم) به ایران آمده و مشاهدات خود را به رشته تحریر درآورده است. در مشاهدات خود از آثار چوبی موجود یاد می‌کند و می‌نویسد: «کاخ عالی قاپو اصفهان دارای بهارخوابی با سقف مسطح قاب‌دار بر هجده ستون چوبی کشیده و مرتفع استوار است. این ستون‌ها در سه ردیف تعبیه شده و با رنگ آبی و طلایی مزین‌اند. هر چند که طرز ساخت این‌ها ‌را نمی‌توان سبک کلاسیک شمرد، مع‌هذا من آنها را فوق‌العاده جالب توجه و گیرا می‌دانم.» وی در جای دیگر درهای چوبی کاخ هشت بهشت را توصیف می‌کند و می‌نویسد: «درها را از چوب‌هایی که دارای طرح خاص است تهیه و الیاف چوب را روکش طلا کرده‌اند.

بدین ترتیب می‌بینیم که هنرمندی استاد ایرانی به وضع طبیعی چوب صدمه‌ای نرسانده بلکه‌ کاری کرده است که خصوصیات آن بهتر و نمایان‌تر شود. خلاصه بگوییم آدم باید صد چشم داشته باشد تا بتواند تنوع غیرقابل وصف جلال و جبروت کاخ را دریابد.»

آدام اولئاریوس در نوشته‌های ‌خود به کاربرد آثار چوبی در ایران اشاراتی هر چند کوتاه داشته است و در این باره می‌نویسد: «بقعه شیخ صفی یک مکان مقدس و موقوفه بود، لذا استفاده از ظروف طلا و نقره مجاز نبود. غذای تبرکی و خوراکی‌ها و نوشیدنی‌هایی را که هنگام عزاداری امام حسین (ع) برای ما آوردند، در ظروف چینی همراه با قاشق‌های ‌چوبی بلند بود. می‌گفتند که شیخ صفی به سبب تقدس و طاعت فقط در ظروف چوبین غذا می‌خورده.»

کمپفر در کتاب خود درباره کارگاه‌های ‌سلطنتی مطالبی را ذکر می‌کند که از آن جمله می‌توان به کارگاه نجاری اشاره کرد که نجارباشی آن را اداره می‌کرد. وی درباره هدایای فرستاده شده برای شاه می‌نویسد: در بین هدایایی که آخر همه ارائه شد هشت ظرف به شكل تغار وجود داشت که هر کدام آنها چیزهایی را در خود داشت و سه تای آنها از قاشق‌های ‌چوبی و ملاقه پُر بود.

یک لنگه در مربوط به آستانه امامزاده سید علی غزنوی در دهکده تجن‌گو که در نزدیکی آستانه وجود دارد که از نظر ظرافت در کنده‌کاری با آثار منبت‌کاری ‌مناطق معروف دوره صفویه قابل مقایسه است. این در که با نقوش اسلیمی و ختایی تزیین یافته با زیبایی و مهارتی ستودنی روسازی شده است. دکتر ستوده درباره این در می‌نویسد: دری دو لنگه بر ورودی راهروی گلدسته بوده است. یک لنگه آن پنجاه سال پیش [حدود سال‌های ‌۱۳۰۵ خورشیدی] به سرقت رفته و لنگه دیگر نزد آقای اکبر محمدزاده است. این لنگه به بلندی ۱۶۹ و پهنای ۴۷ سانتی‌متر است، بر تنکه بالای آن این بیت با خطی خوش حک شده است:

بر درت جا کنند اهل نجات رفع الله قدرهم درجات

دالمانی نویسنده کتاب از خراسان تا بختیاری که در عصر قاجار به ایران سفر کرده است، در مورد آثار منبت‌کاری ‌شده موجود می‌نویسد: چون در ایران چوب کمیاب است، منبت‌کاری ‌روی چوب جز در کاخ‌ها و بناهای خیلی اشرافی یا در مناطقی که چوب در آنها فراوان است، به چشم نمی‌خورد. در ادامه یادآور می‌شود، در خیوه که تا یک قرن پیش جزو قلمرو ایران بود، در و پنجرهٔ منبت بسیار است و ما به چشم خود در بسیاری از خانه‌های ‌خیوه درها و پنجره‌هایی مزین به نقوش برجسته دیده‌ایم که با هنرمندی بسیار ساخته شده‌اند. در این گونه در و پنجره‌ها ‌هنرمند منبت‌کار گل و برگ زیادی را در هم پیچیده و فاصله به فاصله گل سرخ‌های شکفته و بزرگی را جای داده است.

از دیگر نمونه آثارمنبت‌کاری ‌مربوط به این منطقه می‌توان به در مقبره یکی از شخصیت‌های ‌مذهبی خیوه متعلق به قرن دوازدهم هجری اشاره نمود. این در که از چوب صندل ساخته شده است با نقوش اسلیمی و ختایی و کتیبه‌هایی از آیات قرآن تزیین یافته و بر آن نقوش با چنان فشردگی طراحی و اجرا شده است که زمینه کار به سختی قابل رؤیت است. استاد سازنده، روسازی‌های ‌انجام شده بر این در را با چنان مهارتی ساخته و پرداخته کرده است که می‌توان آنها را با آثار منبت‌کاری ‌مربوط به عصر شاه طهماسب و گاهی عصر شاه عباس کبیر مقایسه کرد.