منبت‌کاری در عصر صفوی (بخش اول)

در عصر صفویه کاربردهای چوب گستردگی خود را ادامه می‌دهد و تا آنجا پیش می‌رود که از چوب در ساخت وسایل بسیاری نظیر در و پنجره، سقف‌های ‌لمبه‌کوبی شده، ستون‌های ‌مقرنس‌کاری، منبت‌های بسیار ظریف بر صندوقچه‌ها ‌و درها و ظروف چوبی و همچنین در منبر، رحل و ... در وسعت فراوان استفاده می‌کردند. شاه اسماعیل در سن سیزده سالگی با سپاهی کوچک به جنگ شروانشاه رفت و با کشتن خانواده شروانشاه به سوی آذربایجان رهسپار شد؛ پس از تصرف آن ناحیه باکو را نیز بر قلمرو حکومت خود افزود و در سال ۸۸۱ خورشیدی برابر با ۱۵۰۲ میلادی در تبریز تاج‌گذاری کرد.

وی در سال ۹۰۳ خورشیدی پس از جنگ‌های ‌پی‌درپی دار فانی را وداع گفت. پس از شاه اسماعیل فرزندش شاه طهماسب بر تخت سلطنت نشست و حدود ۵۰ سال بر ایران حکومت کرد. در دوران طولانی حکومت خود بیشتر متوجه خلق اشیاء زیبا و نفیس بود تا ایجاد بناهای نسبتاً عظیم و مهم. آنتونی ولش در این باره می‌نویسد:

هنر با اصالت این زمان، دنیای بی‌آلایشی ساخته بود که در آن پادشاه ظریف طبع جوان، چنانچه می‌توانست از ایفای نقش نامناسب سلطنت، بگریزد، یقیناً زیبایی‌هایی به وجود می‌آمد که بهای فوق‌العاده زیادی برای پیدایش آنها صرف می‌شد. ولش در جای دیگر آورده است: بیشتر ثروت ایران فقط در خدمت حس زیبایی‌شناسی قرار گرفت. در دوران او [طهماسب] صنایع دستی مورد مصرف و هنرهای سنتی اعتقادی رو به سستی گذاشت، ولی هنرهای زیبا مربوط به زیبایی‌شناسی فردی، شکوفا شد.

درِ داخلی بقعه درب امام اصفهان که تاریخ ساخت آن با توجه به کتیبه موجود به سال ۹۰۸ هجری قمری برمی‌گردد به روش قاب و تنکه ساخته شده است. منبت‌کاری‌های ‌انجام شده بر این در عمق چندانی نداشته و هنرمند طراح بر تنکه‌های بالا و پایین از طرحی که بر مبنای شمسه هشت کشیده و اجرا شده، بهره گرفته است. بر تنکه میانی از ترکیبی مشابه دیگر قسمت‌ها ‌استفاده شده است و شاهد وجود ساقه‌های ‌حلزونی، سربندها و چنگ‌های اسلیمی ساده هستیم. همچنین بر دماغه در، کنده‌کاری بر اساس نقش گره شش کند اجرا شده است که به عنوان نقوش دوره انتقال محسوب می‌شود. نوعی معرق به شیوه جایگزین (سنتی) در قسمت میانی این در کار شده است که طرح آن هندسی و بیشتر شبیه نقوش آجر‌کاری و بنایی است و نام مبارک امام علی (ع) چهار بار بر آن تکرار شده است.

دیگر اثر قابل بررسی در بقعه میرزا رستم جلاوی است. این در با توجه به کتیبه موجود بر پاسارهای بالا، مربوط به سال ۹۱۲ هجری قمری است؛ بر بائوها و پاسارها جز کتیبه و سال ساخت نقش خاصی کنده‌کاری و منبت نشده است، اما بر تنکه‌های ‌بالا و پایین می‌توان به نقش ترکیبی اسلیمی و ختایی اشاره کرد که به صورت ساده کنده‌کاری شده و هیچ‌گونه روسازی بر آنها انجام نگرفته است.

درِ ورودی بقعهٔ امامزاده موسی بن عون بن موسى الكاظم (ع) در اوز نور کنده‌کاری‌های ‌پر نقش و نگاری دارد. این در که در سال ۹۲۳ هجری قمری (۸۹۶ خورشیدی) ساخته شده دارای تزیینات هندسی و کتیبه‌هایی به خط عربی و فارسی بر بائوها، پاسارها و تنکه‌هاست. از کتیبه‌های ‌این در چنان بر می‌آید که کار دو نفر به نام‌های یعقوب کم و خشنام لپاسانی با لواسانی بوده است. بر روی منبت‌کاری‌های ‌این در روسازی انجام نگرفته و درون نقش‌های ‌هندسی با نقوش اسلیمی تزیین یافته است.

در زمان سلطنت شاه اسماعیل نوه شیخ صفی‌الدین اردبیلی در دو لنگه‌ای به ابعاد ۶۰×۱۸۰ سانتی‌متر در ناحیه ورودی حرم بقعه شیخ صفی ساخته و نصب گردید که بعدها به موزه چهلستون اصفهان انتقال یافت. این در بر اساس کتیبه‌های کنده‌کاری شده توسط علی ابن صوفی لباسانی در سال ۹۲۵ هجری قمری ساخته شده است. اثر کتیبه‌هایی خطی در بالا و پایین و تزییناتی با نقوش اسلیمی بر کتیبه‌های ‌میانی دارد. کتیبه‌ها ‌بدون پس زمینه و به صورت ساده اجرا شده‌اند و هنرمند طراح، تنکه‌های ‌میانی که شامل ترنج‌های ‌چهار اسلیمی است را با گردش و بندهای اسلیمی پر نموده است و با زیبایی بسیار دلنشینی منبت‌کاری ‌کرده است.

آثار چوبی و منبت‌کاری ‌این دوره ظرافت بسیار زیادی دارند، به طوری که می‌توان گفت اوج هنر منبت‌های ‌تاریخی در ایران مربوط به عصر صفوی می‌شود. هنرمندان آثار هنری منبت‌کاری ‌خود را با چنان ظرافتی روسازی کرده‌اند که شکل‌ها ‌به نحو قابل قبولی زنده و گویا هستند. قباد کیانمهر، مجتبی انصاری، محمود طاووسی و حبیب الله آیت اللهی به طور مشترک نقطه عطف هنر منبت‌کاری ‌در ایران را دوران سلطنت شاه طهماسب می‌دانند و آن را به سه مقطع تقسیم می‌کنند:

• مقطع اول: سال‌های ۹۳۰ تا ۹۵۰ هجری است که مصادف است با جنگ‌های ‌داخلی و مرزی کشور که در طی آن بسیاری از طبقات اجتماعی و مناطق کشور تحت تأثیر قرار می‌گیرند. در این مقطع زمانی منبت‌کاران ناحیه ابیانه، آران و نور مازندران فعالیت نسبی دارند، ولی در کار آنها تحول چندانی بروز نمی‌کند.

• مقطع دوم: سال‌های ۹۵۰ تا ۹۶۰ هجری است؛ در این مقطع تحولات جدیدی در ویژگی‌های ‌هنری منبت‌کاری ‌پدید می‌آید. آثار موجود مؤید آن است که هیچ یک از اشیاء هنری منبت شده در تبریز ساخته نشده بلکه در آباده، کاشان و نور مازندران پدید آمده‌اند.

• مقطع سوم: سال‌های ‌۹۶۰ هجری تا سال‌های آخر زندگی شاه طهماسب است؛ آثار منبت‌کاری ‌این مقطع نشان دهنده رسیدن به تکامل نهایی است. آباده، خراسان و گلپایگان از مهم‌ترین مراکز اجرای هنر منبت‌کاری ‌در این مقطع‌اند. به دنبال تأسیس مکتب هنری مشهد و سبزوار منبت‌کاری ‌سبک صفوی نیز از حدود سال ۹۶۵ هجری به بعد به حداکثر ظرافت خود می‌رسد، که ظاهراً از طرف مرکز کنترل خاصی بر همه آنها صورت می‌گرفته یا طرحی برای آنها ارسال می‌شده است، به همین دلیل می‌توان آن را گامی در تکامل منبت ملی دانست.

از نمونه‌های ‌بسیار عالی هنر منبت‌کاری ‌می‌توان به در ورودی بقعه امامزاده قاسم و امامزاده حمزه در دهکده کومس دیلمان اشاره کرد. این در، در سال ۹۳۰ هجری قمری (۹۰۳ خورشیدی) ساخته شده و قبلاً درِ جامخانه کاخ دیلمان بوده که امروزه بر این بقعه خودنمایی می‌کند. بر تنکه‌های ‌بالا دو کتیبه دیده می‌شود که سال ساخت و سازنده آن به همراه دو بیت شعر بر آن کنده‌کاری شده‌اند و بر تنکه‌های ‌پایین پاسارها و بائوها نقوش بسیار زیبای ختایی و اسلیمی با مهارت و زیبایی چشمگیری کنده‌کاری شده‌اند. گل‌های ‌شاه عباسی و اسلیمی‌های دهن اژدری در این اثر با چنان قوائدی طراحی و ساخته و پرداخته شده‌اند که قلم از توصیف آنها عاجز است؛ روسازی‌های ‌انجام شده بر نقوش اسلیمی و ختایی با مهارت بسیار زیادی اجرا شده‌اند. گویا سازنده این در طبق آنچه بر کتیبه پیداست، استاد احمد بن محمود درودگر بونی است.

از دیگر نمونه درهایی که به وسیله نقوش هندسی ساخته و پرداخته شده است در مقبره امامزاده جعفر بن علی النقی در انگرود شهر نور است. این در را خشنام بن علاءالدين لواسانی در تاریخ شعبان ۹۳۳ هجری قمری (۹۰۶ خورشیدی) ساخته است.

کنده‌کاری‌ها ‌عمق چندانی نداشته و روسازی نیز نشده‌اند، اما نقش‌های ‌هندسی به بهترین وجه زیبا و دلنشین‌اند. ظاهراً تاریخ هنری این دوره، بسیار غنی و پر تحرک است.

در دوره سلطنت شاه طهماسب این شاه جوان و فوق‌العاده حساس در مقابل مسائل سیاسی و خسته کننده برای استراحت به هنر روی می‌آورد که همین ذوق سلیم، موجبات لطف و حمایت وی را از هنر و هنرمندان فراهم می‌کند. آنچه مسلم است اینکه در عصر صفویه نقوش اصالت بیشتری پیدا می‌کنند و در آثار منبت‌کاری ‌به جز نقوش بسیار زیبای هندسی، اسلیمی، ختایی و کتیبه‌هایی از آیات قرآن و صلوات، اسامی چهارده معصوم نیز که در دوره‌های ‌قبل به ندرت دیده می‌شد، در این دوره جایگاهی مناسب برای خود می‌یابند.

در سال ۹۵۰ هجری قمری (۹۲۲ خورشیدی) در دهکده کلای میانرود نور صندوقی منبت‌کاری ‌برای مقبره امامزاده محمد بن ابی بکر بن ابی طالب (ع) ساخته شده است که از نظر هنری می‌تواند در رده بهترین آثار منبت‌کاری ‌ایران قرار گیرد.

این صندوق به وسیله گره تند ده با گره‌سازی ترکیبی آلت و لقط با زیبایی و ظرافت بسیار ساخته شده است. بر لقط‌ها نقوش اسلیمی و ختایی با روسازی‌های ‌بسیار عالی کار شده‌اند. هنرمند این اثر از نقش‌های ‌متداول زمان خود که بهترین طراحان سنتی آنها را می‌کشیدند، استفاده کرده است. خطوط کنده‌کاری شده بر این صندوق ظرافت و تمیزی بسیار بالایی دارد، اما روسازی چندانی بر روی خطوط انجام نگرفته است. حاشیه‌ها ‌به وسیله دو بند جداگانه اسلیمی و ختایی کنده‌کاری شده‌اند که روسازی‌های ‌فوق‌العاده‌ای دارند. روی صندوق به خط نستعلیق «عمل علاءالدین بن محمد نجار لباسانی عفا عن سيأتهما» کنده‌کاری شده است.

بقعه پیر سلیمان در سلیمان داراب موازی (گیلان) نیز دارای آثار منبت‌کاری ‌است. در این بقعه ظاهراً درِ منبت‌کاری ‌شده‌ای وجود داشته که در زمان پهلوی دوم به سرقت رفته است. اما صندوق کنده‌کاری شده‌ای در این بقعه موجود است که تاریخ ساخت آن ذی‌الحجهٔ ۹۵۳ هجری قمری (۹۲۵ خورشیدی) است که در زمان حکومت سپه سالاری سرافراز سلطان بر شهر رشت به دستور وی ساخته در محل نصب شده است. کتیبه‌های ‌حاشیه صندوق روسازی نشده، اما روسازی‌هایی بر نقوش اسلیمی و ختایی آن انجام شده‌اند که آن را قابل مقایسه با آثار ارزشمند هم دوره‌اش در دیگر نقاط ایران می‌کند.

درِ بقعه شیخ صفی‌الدین اردبیلی به سال ۹۶۵ هجری قمری ساخته و تزیین شده است. تزیینات اسلیمی و ختایی و کتیبه‌هایی بر تنکه‌های ‌بالای آن دیده می‌شوند. در این اثر نقش اسلیمی‌ها با استفاده از جزئیات به کار رفته در طراحی چهار اسلیمی اجرا نشده، بلکه هنرمند طراح از اصول کلی آن بهره جسته است؛ گل‌های ‌پنج‌پر با پراکندگی بسیار مناسب و در اندازه‌های ‌متفاوت بر سطح اثر پراکنده‌اند. طرح به صورت ترکیبی از اسلیمی ختایی است؛ اسلیمی‌ها ‌از نوع توپر بوده و ترنج‌های ‌تکرار شده در متن به وسیلهٔ ساقه‌های ‌این اسلیمی‌ها ساخته شده‌اند. منبت‌کاری ‌این اثر به سبک و سیاق همان عصر به صورت مقعر اجرا شده که بر زیبایی اثر افزوده است. در حاشیه بزرگ و بیرونی اثر نقش چهار بند با ترنج‌های ‌زنجیره‌ای دیده می‌شود که شباهت بسیار به نقش مورد استفاده در صندوق پیر سلیمان دارد.

در زمان حکومت شاه طهماسب یک جفت در برای نصب در مکان بقعه شاهزاده حسین قزوین ساخته شده که بر اساس کتیبه موجود در سال ۹۶۷ هجری قمری استاد علاءالدین محمد نجار رازی آن را ساخته است. عظمت این در ستودنی است و هر لنگه آن اندازه‌ای به طول و عرض ۱۲۰×۳۵۰ سانتی‌متر دارد و به شیوه قاب و تنکه با ترکیب گره ساخته شده است. در قسمت میانی در نقش هندسی تند ده با شیوه گره‌سازی ترکیبی آلت و لقط دیده می‌شود که در تزیین این بخش از در به شیوه مشابه صندوق محمد بن ابی بکر استفاده شده است. نقوش اسلیمی و ختایی به کار رفته در لقاط این در بسیار زیبا و گیرا هستند.

در مجموعه موزه ایران باستان دری چوبی متعلق به بقعه ابن‌الدین در گلپایگان که به سال ۹۸۱ هجری قمری به شیوه قاب و تنکه ساخته شده است، وجود دارد. این در از نظر طراحی بسیار گیرا و قابل بررسی بود به گونه‌ای که بر بائوها و تنکه‌های ‌بالا، کتیبه‌هایی به خط ثلث حاوی صلوات بر چهارده معصوم، آیات قرآن، نام وقف‌کننده و سال ساخت آورده شده است.

بر پاسارهای پهن میانی نیز نقوش بسیار زیبای اسلیمی و ختایی با ترکیبی حلزونی و ترنجی با عناصری مانند اسلیمی دهن اژدری، سربند تاجی و گل پنج‌پر گرد اجرا شده است. این نقش دقیقاً همان نقشی است که بر صندوق بقعه امامزاده محمد بن ابی بکر اجرا شده است. در این اثر شاهد توسازی گل‌های ‌ختایی نیز هستیم.

ترکیب‌بندی اجرا شده بر دماغه این در شباهت زیادی به نقش اجرا شده بر حاشیه درِ بقعه شیخ صفی (۹۶۷ ه. ق.) و حاشیه‌های ‌عمودی صندوق پیر سلیمان دارد، با این تفاوت که به جای گل‌های ‌چندپر از گل شاه عباسی با توسازی متناسب استفاده شده است. در تزیینات اجرا شده بر پاسارهای میانی این در، دقیقاً از نقوش اسلیمی و ختایی به کار رفته در صندوق بقعه محمد بن ابی بکر استفاده شده است. از نظر منبت می‌توان آن را در زمره آثار برجسته عصر صفوی به شمار آورد.