منبت‌کاری ایران در دوران تاریخی و پیش از آن

از گذشته تا کنون هنر منبت بسیار مورد توجه بوده است.

ما در این مطلب هنر منبت را در دوران پیش از تاریخ و پس از آن تحلیل می کنیم:

منبت ایران پیش از تاریخ

در موزه زمین‌شناسی تهران آثاری چوبی از گذشته‌های‌ دور وجود دارد؛ در میان این آثار سنگواره قسمتی از تنه یک درخت متعلق به دوره ژوراسیک (۱۴۰ تا ۱۷۰ میلیون سال پیش) که در زنجان یافت شده و یک کفش چوبی معدنچی به دست آمده از یک معدن باستانی در ایران خودنمایی می‌کند. عیسی بهنام در کتاب صنایع دستی ایران آغاز منبت‌کاری در کشورمان را از ابتدای شروع تاریخ مدوّن ایران می‌داند.

بهرام نفری قدیم‌ترین آثار و نشانه‌های‌ خانه‌سازی اولیه در ایران را به حدود هزاره هفتم و هشتم قبل از میلاد نسبت می‌داد. در آن زمان که انسان به سوی دشت‌ها روی آورد و یک جانشینی اختیار کرد، بنای خانه خویش را از چوب ساخت و از چوب نهایت بهره را گرفت و برای خود اسلحه، نردبان، پل، ارابه جنگی و کشتی تهیه نمود. بر اساس کاوش‌های‌ باستان‌شناسی که در منطقه چغامیش انجام گرفته، اسناد و مدارکی به دست آمده است که حکایت از دریانوردی ایرانیان در هزاره ششم قبل از میلاد دارد؛ همچنین در هزاره پنجم قبل از میلاد در منطقه سیلک کاشان مردمانی زندگی می‌کرده‌اند که فرهنگ و تمدنی بسیار کهن را در جهان داشتند.

در این منطقه آثار بسیاری به دست آمده است که در میان آنها مجسمه‌های‌ فراوانی وجود دارد و یکی از آنها مجسمه انسانی از استخوان مربوط به هزاره پنجم قبل از میلاد است که در موزه ایران باستان نگهداری می‌شود. با توجه به مدارک و شواهد موجود در حدود ۴۲۰۰ سال قبل از میلاد، در شوش کلبه‌های‌ استوانه‌ای مستحکمی می‌ساخته‌اند و استواری آنها به حدی بوده که نرده‌بام چوبی را برای بالا رفتن بر آن تکیه می‌دادند.

کاوش‌های‌ باستان‌شناسی انجام گرفته در طبقات سوم تپه سیلک کاشان حکایت از وجود پوشش‌های‌ سقف چوبی از معماری هزاره سوم دارد؛ همچنین در کاوشهای دیگر که در شهر سوخته، در کناره رود هیرمند انجام شده بقایایی از مناطق مسکونی به دست آمده است که از چوب برای سقف، نعل درگاه، درها، پنجره‌ها، تیرهای حمال و باربر و همچنین در زیر پله‌ها ‌استفاده شده است؛ اما آنچه در میان آثار به دست آمده بیشتر خودنمایی می‌کند، آثار ارزشمندی ساخته شده از چوب است که برخی از آنها در موزه ایران باستان نگهداری می‌شود؛ در میان این آثار شانه‌های‌ چوبی، دسته خنجر که احتمالاً حفره‌های‌ روی آن جایی برای قرارگیری نگین بوده است، قسمتی از اثر چوبی که بیشتر شبیه ظرف یا سینی است و تکه چوبی با شکلی شبیه پای انسان در اندازه طبیعی که به قالب کفش معروف است، وجود دارند که همگی مربوط به هزاره سوم قبل از میلادند.

چرخ ارابه ساخته شده از چوب و مفرغ که در حفاری‌های‌ منطقه چغازنبیل در شوش به دست آمده و متعلق به اواخر هزاره دوم قبل از میلاد است، نشان دهنده کاربرد چوب در ساخت ابزار و ادوات جنگی است. همچنین مجسمه گاو و گاو آهنی که از جنس مفرغ بوده و در حفاری‌های‌ انجام شده در چراغعلی تپه (تپه مارلیک) به دست آمده و مربوط به اواخر هزاره دوم و اوایل هزاره اول قبل از میلاد است، حکایت از آن دارد که در آن روزگار چوب نقش عمده و اساسی در ساخت وسایل کشاورزی ایفا می‌کرده است.

علی اکبر سرفراز و بهمن فیروزمندی در مورد کاربرد چوب در معماری هزاره اول قبل از میلاد چنین آورده‌اند: «در حفاری‌های‌ انجام شده در معبد باباجان - منطقه نور آباد - آثاری از معماری در چند طبقه ظاهر گردیده است. طبقه اول (ɪ) همانند طبقه دوم (ɪɪ) دارای یک هال چهارگوش مستطیل شکل است، با این اختلاف که هال یا سرسرای این ساختمان مسقف بوده و سقف آن به وسیله تیرهای چوبی بر روی دو ردیف ستون چوبی نگهداری می‌شده است.

در جای دیگر نیز به این نکته اشاره دارند که بین ساختمان باباجان ɪ و ɪɪ و معماری هخامنشی مشابهت‌هایی وجود دارد، به این ترتیب که بین اتاق مرکزی یا هال باباجان ɪ و حیاط مرکزی باباجان ɪɪ و همچنین تالار ستون‌دار حسنلو IV، گودین ɪɪ و نوشیجان ɪɪɪ با تالارهای ستون‌دار هخامنشی مشابهتی وجود دارد. در این میان تالارهای حسنلو با ستون‌های چوبی در زمره بهترین و پیشرفته‌ترین بناهای ستون‌دار ایرانی به شمار می‌روند و در حقیقت طبقهɪ باباجان، نشان دهنده مرحله انتقال این سبک معماری به سوی جنوب است.»

در تاریخ افسانه‌ای ایران برای نخستین بار کیومرث از خاندان پیشدادیان به تهیه خانه‌های‌ مسکونی با استفاده از شاخه‌های‌ درختان همت گماشته و جمشید از چوب کشتی‌ها ‌ساخته است؛ با آغاز آیین زرتشت استفاده از چوبی که در اوستا «هوانته پتا» ذکر شده، برای روشنایی آتشکده‌ها ‌استفاده شده است که همان «برسم» است.

منبت‌کاری ایران دوران تاریخی

در دوران تاریخی ایران شاهد پیشرفت های چشمگیری در زمینه هنر منبت بوده است که در ادامه به آنها می پردازیم:

پارسیان

عصر هخامنشی مصادف است با به حکومت رسیدن کوروش کبیر. طبق نوشته‌های‌ هرودوت، هخامنشیان از طایفه پاسارگادیان بودند که در پارس اقامت گزیدند و سرسلسله آنها هخامنش بوده است.

پس از شکست مادها کوروش در پاسارگاد شاهنشاهی پارسیان را پایه‌گذاری کرد. در دوره درخشان تاریخ ایران، خاندان هخامنشیان به ساختن شهرهای شاهی همت می‌گماردند و برای اتمام طرح‌ها و برنامه‌های‌ بزرگ معماری و ساختمانی که در واقع نمودار قدرت، تسلط و عظمت آنها محسوب می‌شد، در تمام قلمرو و امپراتوری پهناور خود، هنرمندان و صنعتگران آزموده و مورد نیاز را جستجو می‌کردند؛ در این دوره استفاده از محصولات چوبی کشورهای امپراتوری به نحو احسن انجام می‌گرفت، چنانکه ستون‌های چوبی سدر لبنان از مغرب، زینت دیوارها از اتیوپی و مصالح دیگر از نقاط مختلف کشورهای امپراتوری جمع‌آوری می‌شده است؛ در ساختن تخت جمشید بیش از صدها تیر چوبی در بنا به کار برده شده است و از نقوش به جا مانده از آن پیداست که در آن زمان از چوب‌های‌ خراطی شده برای ساخت تخت شاهی استفاده می‌کرده‌اند و این حکایت از آن دارد که در چنین دوره‌ای درخشان بی‌شک هنر منبت‌کاری بر چوب از ارزشی بالا برخوردار بوده است.

چگونه ممکن است در کشوری به این عظمت توانسته باشند بر سنگ آثار چنان باارزشی بیافرینند یا به هنر خراطی به نحو عالی پی برده باشند، اما قادر به کنده‌کاری بر چوب نباشند. «در کاوش‌های‌ سال ۱۳۴۴ خورشیدی که بر آثار و بقایای تخت جمشید انجام گرفته است قسمتی از مجسمه یک پرنده ظاهراً شکاری شامل زانو و پنجه به دست آمده که گویا از چوب سفید و انواع دیگر چوب‌های‌ عالی ساخته و کنده‌کاری شده است.»

وجود این اثر حکایت از پیشرفت هنر کنده‌کاری در آن عصر دارد. همچنین پاشنه‌های‌ سنگی موجود بر درگاه‌ها حکایت از وجود درهای عظیم چوبی می‌کند که متأسفانه آثاری از آنها بر جای نمانده است. از آنجا که هنر منبت‌کاری با کنده‌کاری روی عاج، استخوان و صدف و همچنین هنر گچ‌بری نزدیکی قابل توجهی دارد، شایسته است در این مبحث به طور خلاصه به توصیف آثاری از این قبیل پرداخته شود و کنده‌کاری‌های‌ انجام شده بر برخی از این آثار مورد بررسی قرار گیرد.

از نمونه آثار کنده‌کاری شده متعلق به هزاره اول قبل از میلاد، عصر هخامنشیان، نمونه‌های‌ بسیار عالی از عاج و استخوان در مناطق شوش، تخت جمشید و حسنلو به دست آمده است که امروزه تعدادی از آنها در موزه ایران باستان نگهداری می‌شوند، در میان این آثار قسمتی از یک نقش برجسته که بر استخوان انجام گرفته است نیز دیده می‌شود. این اثر یکی از ظریف‌ترین آثار کنده‌کاری شده‌ای است که با مهارت بسیار زیاد تزیین یافته است به طوری که لباس و کفش آن هنرمندانه و در نهایت دقت و حوصله انجام گرفته و انگشتان پا با تناسب بسیار قدرتمندانه و دقیقی ساخته و پرداخته شده‌اند.

این اثر به همراه نقش برجسته اسفنکس و شیر بال‌دار از شوش به دست آمده است که همگی ظرافت فوق‌العاده‌ای دارند. از دیگر آثار موجود متعلق به همین عصر در موزه ایران باستان می‌توان به نقش برجسته‌ای از جنس استخوان اشاره کرد که متأسفانه قسمت عمده آن از میان رفته است، از تکه باقیمانده می‌توان به ظرافت و دقتی که در انجام آن به کار رفته است پی برد، دستی که بر لبه ظرف قرار دارد و تزیینات خود ظرف با خطوط موازی چنان تناسبی ایجاد کرده‌اند که پس از گذشت بیش از دو هزار سال از ساخت آن هر بیننده را در حیرت وا می‌گذارد؛ این‌گونه آثار اوج و عظمت کنده‌کاری در آن روزگار را به خوبی نشان می‌دهند. آنچه مسلم است اینکه سرمنشأ همه کنده‌کاری‌های‌ انجام شده بر سنگ، عاج، استخوان، صدف و غیره همان چوب بوده است. از دیگر آثار نفیس و ارزشمند این دوران می‌توان به سردیس عاجی مربوط به منطقه حسنلو اشاره نمود که در موزه ایران باستان نگهداری می‌شود، این اثر به حق از شاهکارهای هنر کنده‌کاری بر عاج در عصر خود حکایت دارد.

پارتیان

رمان گیرشمن ایران‌شناس نامی معتقد است: پیروزی اسکندر در تحول هنر ایرانی که در حدود هفت قرن دوام داشت دوران فترت و سکونی را پیش می‌آورد. قلمرو حکومت پارتیان به هنگام اوج متصرفات، سرزمینی بسیار وسیع‌تر از ایران کنونی را در بر می‌گرفت و شبه قاره هند، بین‌النهرین، ارمنستان و برخی از نواحی تحت نفوذ هند و ایرانی را شامل می‌شد. نخستین پایتخت آنها در حاشیه غربی بیابان قره قوم در نزدیکی استپ‌هایی که این قبایل در آنجا چادرنشینی می‌کردند، قرار داشت.

برخی منابع این قوم را قوم اشکانی نامیده‌اند و نام این سلسله را نیز مشتق از نام پادشاه آنها - ارشک – می‌دانند که از اهالی بلخ (باکتریا) بوده است. در این دوران طاق هلالی که طاقی کاملاً ایرانی است، جای بام مسطح را می‌گیرد و دیگر ستون برای نگه داشتن سقف به کار نمی‌رود، بلکه طاق در میان جرز دیوار قرار می‌گیرد؛ برای استحکام و زیبایی دیوارها از ورقه‌های‌ چوب استفاده می‌کردند. به قول رمان گیرشمن از مصالح ساختمانی همان آجر باقی می‌ماند و دارای روکش‌های‌ چوبی یا پوشش خارجی می‌شود. در بخش شمالی نسای قدیم یک بنای ستون‌دار مشخص شده که متعلق به قرن دوم پیش از میلاد است.

در این کاخ شاهی که دارای استحکامات قوی بوده، ابنیه مذهبی ویژه نیایش خاندان شاهی وجود داشته است. پوشش این کاخ متعلق به قرون سوم و دوم قبل از میلاد است. اشیاء و آثار هنری به دست آمده در ایوان‌های این کاخ ریتون‌های‌ عاجی بسیار قابل توجهی دارند. هر چند ساختن ریتون در ایران باستان از آغاز هزاره اول پیش از میلاد متداول شده بود، اما یافتن گنجینه ریتون‌های‌ عاجی با تزیینات حکاکی شده و نقش برجسته بسیار چشمگیر است. هنر منبت‌کاری یا کنده‌کاری بر چوب در مناطقی که دارای منابع فراوان چوب بوده از گذشته‌های‌ دور رونق بیشتری داشته است و کشور ما ایران با داشتن منابع چوبی فراوان یکی از مراکز عمده ساخت و تولید محصولات چوبی بوده است.

اگرچه از گذشته‌های‌ دور آثار چوبی چندانی در دست نیست، اما همان‌طور که قبلاً اشاره کردیم، هنر منبت‌کاری روندی همانند حجاری، گچ‌بری و کنده‌کاری بر عاج و استخوان داشته است که شاید بتوان با بررسی این آثار تا حدود زیادی به روند تکاملی آن پی برد. «مطالعه تطبیقی ساغرهای عاجی نسا اطلاعات بسیار جالبی برای ما فراهم می‌آورد. شکل آنها شرقی است و تزیین آنها که به صورت قسمت قدامی کرکس است به دوره هخامنشی می‌رسد. از سوی دیگر صحنه‌های‌ اساطیری اطراف برخی از این ظروف یونانی است، حاشیه‌ای از «ماسک‌ها» که بر روی برخی از آنها دیده می‌شود یک موضوع تزیینی کهن ایرانی است».

«عناصر تزیینی به شکل ماسک هم که در کاخ الحضر به کار رفته است، ایرانی است. این ماسک‌ها از سنگ تراشیده شده‌اند و به شکل «چهره‌های‌ منتهی به چانه» ایران پیش از تاریخ‌اند (گور زیرزمینی ب در سیلک). ساختن سری که به چانه منتهی شود نزد برنزسازان لرستان نیز بسیار معمول بوده است. این موضوع تصویرسازی در هنر پارتی از نو رواج می‌یابد و ساغرهای نیسا که کهن‌ترین آثار پارتی شناخته شده‌اند، نمودار این روش هستند.»

در گوری در ناحیه «شمی» که احتمالاً متعلق به قرن اول یا دوم پیش از میلاد است، چند تکه صدف یافته شده که بر روی آنها تصاویری حک شده است و ممکن است برای تزیین صندوقچه به کار رفته باشند. ماريو بوسایلی و امبرتو شراتو در کتاب خود با عنوان هنر پارتی و ساسانی آورده‌اند: «تأثیر هنر پارتی را می‌توان دقیقاً در هنر همسایگان یونانی ایرانی شرقی‌اش مشاهده کرد، ولی تشخیص دقیق بین عناصر موجود در هنر قندهار و در مکتب ماتورا که از ذائقه مشترک ایرانی و سایر اقوام آسیای مرکزی مایه می‌گرفت و بین عناصر متمایز پارتی که در نتیجه فعالیت‌های‌ بازرگانی و وقایع تاریخی چهره نموده بود، دشوار و غیرممکن می‌نماید.»

ساسانیان

سلسله اشکانی به دست اردشیر بابکان منقرض گردید. وی نوه ساسان، بزرگ پارس و موبد موبدان معبد آناهیتای استخر بود و سلسله خود را ساسانی نامید. آنها خود را وارث حکومت هخامنشیان می‌دانستند و از قرن سوم تا قرن هفتم میلادی بر ایران حکومت کردند و آخرین امپراتوری ایران قبل از اسلام بودند.

هنر ساسانی، هنری بود ذاتاً درباری که همواره در پی اثبات ارتباط و پیوندش با سنن هنری دوره هخامنشی بود. با این همه، این هنر دست کم در آغاز پیدایش خود نتوانست در استمرار فرهنگ پارتی بی‌تأثیر باشد، مخصوصاً به این دلیل که هنر و فرهنگ پارتی در ادوار پسين خویش هر چه بیشتر خصلت و ویژگی ایرانی پیدا کرده بود. در واقع هنر ساسانی مقطع نهایی یکی از تحولات عظیم هنری بود که حدود چهار هزار سال قبل از آن در منطقه بین‌النهرین و ایران شروع شده بود. هانری رنه دالمانی در کتاب از خراسان تا بختیاری آورده است:

در قرن چهارم میلادی ایرانیان با مردم بیزانس روابطی برقرار کردند، زیرا دربار امپراتوری بیزانس را برای رواج و انتشار هنرها و صنایع شکوهمند خویش مناسب یافتند. از این زمان است که صنعتگران امپراتوری بیزانس به هنرهای کشور همسایه خویش اظهار علاقه کردند و معماران بیزانسی صنعت بسیار دشوار ترکیب خطوط هندسی هماهنگی را در بناهای خویش از ایرانیان تقلید کردند و از تزیینات منشور گونه و مقرنس کاری‌هایی که معماران ایرانی در سقف‌ها ‌و گنبدها به کار می‌گرفتند که از مختصات معماری ساسانی است، در بناهای مجلل خویش استفاده کردند. گرایش به اختلاط و آمیزش که از ویژگی‌های‌ کلی فرهنگ ایرانی بود، در دوره ساسانی نیز در سطح وسیعی صورت گرفت؛ هنر ساسانی این مایه قدرت و قوه حیات و سرزندگی را داشت که توانست از قلمرو منطقه‌ای و محدوده زمانی خود به سرعت فراتر رود و از گسترش چشمگیری برخوردار گردد.

هنر ساسانی منطقه و قلمرو وسیعی که از شرق دور گرفته تا سواحل اقیانوس اطلس را در برداشت، شامل می‌شد. این هنر در تشکل و شکل‌گیری هنر اروپایی و آسیایی نقش قاطعی ایفا کرده است. مجموعه وسیعی از نقشمایه‌ها و انواع شمایل نگاشتی و طرح پلان‌های‌ معماری و مفاهیم زیبایی شناختی آن در سرزمین‌های‌ خارج از ایران پرتوافکن شده و با تماس مستقیم و از طریق راه‌های‌ تجاری و بازرگانی، خود را به صحه گذاشته است.

در آثار بسیاری از محققان و پژوهشگران آمده است که ساسانیان از چوب برای تزیین بناهای خود در ساخت قاب‌های‌ سقف و ساخت دروازه‌ها ‌بهره برده‌اند. از مدارک به دست آمده می‌توان به نقش چند بنا بر جام‌های‌ ساسانی اشاره کرد که شباهت فراوانی به معبد و دژ دارند؛ در این آثار دروازه‌هایی نظیر دروازه‌های‌ مادی دیده می‌شود که تنها تفاوت آن در مستطیلی شدن دروازه‌هاست.