معادن فیروزه و استخراج آنها

«وَ إِن مِن شَيءٍ إلآ عندنَا خَزَائنُهُ وَ مَا ننزّلُهُ إلاّ بقَدَر مَّعلُوم»

«و هیچ چیز نیست مگر آن که گنجینه‌های آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه‌ای معین فرو نمی‌فرستیم»

در کتاب‌های دوره اسلامی، بیشتر از معادن فیروزهٔ نیشابور نام برده‌اند، ولی غیر از نیشابور از معدن‌های دیگری نیز نام برده شده است. عرایس الجواهر و نفایس الاطایب از معادن کرمان (در کوهی میان یزد و کرمان) نام می‌برد. حمدا... مستوفی در کتاب نزهت القلوب، معادن طوس و کرمان را نام می‌برد.

در جواهرنامهٔ منسوب به خواجه نصیر، به معادن قصبه‌ای سیاوک نام حوالی کرمان و معدنی نزدیک زنجان، اشاره شده است. در متون و سفرنامه‌های دوره صفوی تا قاجار از معادن دیگری نیز نام برده‌اند. در تحفه حکیم مومن، معادن شیراز و کرمان نام برده شده است. در جواهرنامه، به معدن در حوالی نیشابور، در حوالی کرمان و کوهی نزدیک زنجان اشاره شده است. مخزن الادویه، معادن کرمان، آذربایجان، کوه‌های فارس و نواحی شیراز را نام برده است.

لرد کرزن در سفرنامه خود با عنوان ایران و قضیه ایران دربارهٔ معادن فیروزه ایران نوشته است: «معادن معروف فیروزهٔ نیشابور در ناحیهٔ معدن واقع شده است و با آن که فیروزه در سایر نقاط ایران هم به دست آمده و حتی در کشورهای دیگر هم پیدا می‌شود باز این تنها معادن فیروزهٔ دنیاست که استخراج تجارتی می‌شود.

معادن دیگر که شنیده‌ام و خوانده‌ام عبارت است از:

۱. نزدیک ترشیز (کاشمر کنونی)

۲. نزدیک طبس

۳. نزدیک کرمان

۴. تفت نزدیک یزد

۵. قلعه زرسی نزدیک بصیران

معادن حوزهٔ کرمان هم متنوع هستند... اما سنگ‌های این معادن بی رنگ و کم ارزش‌اند».

مارکوپولو که سفری به ایران داشته، در سفرنامه‌اش به فیروزهٔ کرمان اشاره می‌کند: «کرمان نیز در ایران است...در این سرزمین سنگ گرانبهایی به نام فیروزه پیدا می‌شود که حاصل کاوش صخره‌های کوه‌های نزدیک است».

در سفرنامهٔ شاردن درباره معادن فیروزه می‌خوانیم: «غنی‌ترین کان‌های ایران، فیروزه است. در دو ناحیه کان فیروزه وجود دارد که در نیشابور و در خراسان و در یک کوهی که مابین هیرکانی و پارت، در فاصلهٔ چهار روزه دریای کاسپین است و فیروزکوه یا کوه فیروز نام دارد».

تاورنیه نیز در سفرنامه‌اش به معدن فیروزکوه اشاره می‌کند: «فیروزه را از سه چهار منزلی مشهد از کوهی که موسوم به فیروزکوه است می‌آورند».

در سفرنامهٔ خانیکوف درباره معادن فیروزه می‌خوانیم: «تا این تاریخ تنها در چهار نقطه آسیا وجود معدن فیروزه به طور قطع و یقین شناخته شده است که دو معدن را یکی در نزدیک یزد در کوهستان‌های تفت و دیگری قلعه زری در کوهستان‌هایی که حد و مرز شمالی کویر لوت را مشخص می‌کنند. معادن سوم و چهارم عبارتند از: معادن نیشابور و معدن نور عطا و بوخاری». «به طور کلی از معادن فیروزه که در ایران فعلی واقعند (غیر از نیشابور) از معادن کرمان، طوس و نیز از معادن زنجان و فیروزکوه نام برده‌اند». در حال حاضر سه کانسار فیروزه در ایران مطرح هستند که به شرح زیر می‌باشند:

۱. کانسار فیروزهٔ نیشابور که سابقه ای 7000 ساله دارد. فیروزهٔ ایران که از این کانسار استخراج می‌شود در همه جا تحت عنوان فیروزهٔ ایران شناخته شده است و به علت رنگ زیبایش شهرت جهانی دارد. در این کانسار، فیروزه از شش دره استخراج می‌شده است و هر دره با توجه به گستردگی کانی‌سازی دارای چندین غار می‌باشد.

۲. کانسار فیروزهٔ باغو در جنوب دامغان قرار دارد و سال‌های زیادی از آن فیروزه استخراج می‌شده است. رنگ فیروزهٔ این کانسار کمی با فیروزهٔ نیشابور متفاوت است و کمی متمایل به سبز می‌باشد.

۳. کانسار فیروزهٔ عبداله گیو-فردوس، در جنوب شهرستان قوچان شمال خاوری نیشابور واقع شده است. اصولاً کانی‌سازی در این ناحیه سنگ نیست و اکثراً به شکل کریزوکولا و به طور پراکنده همراه با مالاکیت، فیروزه و آزوریت می‌باشد، به همین خاطر به آن فیروزهٔ سبز قوچانی گفته می‌شود که رنگ آن سبز تیره می‌باشد و به دلیل عدم استقبال (به علت رنگ آن در مقایسه با فیروزهٔ مشهد)، معادن آن به صورت متروکه در آمده‌اند».

استخراج فیروزه در جواهرنامه نظامی دربارهٔ استخراج فیروزه می‌خوانیم:«در معادن فیروزه، جوهر فیروزه آمیخته با سنگ است، کوهکاران آن معادن را با آلت‌هایی که مناسب سنگ شکستن باشد می‌کنند و آنجا که رگ فیروزه پدید آید به تدریج حوالی آن را می‌کنند و فیروزه را از میان آن سنگ بیرون آورده و جمع می‌کنند و چون بیشتر جمع شود در معدن نیشابور رسم است که به شهر نیشابور می‌آورند و کوهکاران آن را تر می‌کنند، به سبب آنکه جوهر فیروزه با سنگ آمیخته است و تا تر نکنند جوهر از سنگ پدید نمی‌آید و نمی‌توان فهمید که قیمت آن چند است.

بعضی دیگر که سست و سفید است چون آب به آن برسد به سبب رخاوت (ستی) آب را به خود می‌کشد و رنگ آن پر رنگ‌تر می‌شود، پسی کوهکاران و حکاکان مجمعی که به اصطلاح بلاس می‌گویند ایجاد می‌نمایند و آن قسمت از جوهر فیروزه را در خنورهای (کوزه) سفالین قرار می‌دهند و آن را مقومی قیمت می‌کند و حکاکان و غیر ایشان می‌خرند و از آنچه پاک‌تر است (یعنی آنچه که سنگ با جوهر کمتر آمیخته است) به سبب حجم آن، نگین‌های ریز و درشت می‌سازند و آنچه با سنگ آمیخته باشد هم بر آن شکل که باشد می‌سازند و راست می‌کنند به طوریکه از جوهر فیروزه خیلی کم نشود و روی آن را هموار کرده و جلا می‌دهند».

کرزن در سفرنامه‌اش نوشته است: «در عمل استخراج هیچ نوع سیستم علمی و فنی به کار نمی‌رود و در نتیجهٔ عمل خودسرانهٔ انفرادی، بدنه و سقف‌ها فرو ریخته و به این ترتیب، کار یکی از نافع‌ترین منابع فلج گردیده است. علم هم اسباب زیان و زحمت شده، چون باروت که در اینجا به کار می‌برند و سنگ‌ها که سابقاً با ملایمت فرو می‌ریخت حالا بر اثر انفجار، متلاشی و خرد و ریز می‌شود».

در مطلع الشمسی آمده است: «در غارهای فیروزه، کلند و بیلم و باروت، به کار می‌رود. تا ۳۰ سال قبل، باروت در کار نبود و تمام کار با کلند می‌شد، از آن وقت باروت معمول شده، ولی باید دانست که کار کردن با کلند بهتر است چرا که باروت از اختیار بیرون و غالباً فیروزه را شکسته و ریزه ریزه می‌نماید. در کتاب مطلع الشمس به نقل از الکساندر شُرکُ می‌خوانیم: «به معدنچی‌های اینجا پولی دادم که چند کلند به طالع من در غار عبدالرزاقی بزنند و بدین وسیله توانستم در اینجا حاضر شوم و به تماشا بپردازم. طریقهٔ شکستن سنگ فیروزه مثل شکستن نمک است ولی به جای گلوله خاکی که برای ملایم کردن ضربت در شکستن نمک به کار می‌برند، گلوله را از علف خشک ترتیب داده‌اند و همین که شکاف باز شد کمال احتیاط را می‌نمایند که مبادا چکش به فیروزه‌هایی که در اینجا هست بخورد.

فیروزه جداگانه بدست نمی‌آید بلکه وصل به یک قطعه سنگی است که با آن متحجر شده است. یک طبقهٔ آهکی خیلی نازک روی هر یک از این فیروزه‌ها را پوشانیده و طرف داخلی این طبقه که متصل به فیروزه می‌باشد، سفید است و طرف بیرون آن گندمی رنگ است. جای تفکر است که چگونه مادهٔ صابغ تا همان خارج سنگ آمده و متوقف شده و چگونه به صافی فیروزه صدمه‌ای وارد نیامده است».

خانیکوف نیز نوشته است: «سنگ فیروزه معمولاً به شکل لایه و یا به عبارت دیگر ورقه‌های کم و بیش ضخیمی در سنگ‌های آهکی آهن‌دار که گاه به رنگ سفید و گاه به رنگ قرمز آجری است تشکیل می‌شود. در عمق کم به رگه‌های فیروزهٔ خوشرنگ کمتر بر می‌خوریم، با این همه، وجود رگه‌های کم رنگ که هیچ ارزشی ندارد اغلب نشانه‌ای است بر نزدیکی لایه‌ای پر رنگ، که بهره‌برداری از آن سودآور است.

در دهلیزهای قدیمی به ندرت به کندن تخته سنگ‌های محکم و مضرس می‌پردازند بلکه تنها به کندوکاو در توده‌های عظیم خاک که طی قرون در مدخل چاه روی هم انباشته شده اکتفا می‌کنند، سپس سنگ هایی که در آن نشانه‌هایی از فیروزه پررنگ دیده می‌شود را انتخاب و با چکش، قسمت‌های معمولی را جدا می‌کنند و قطعه‌های انتخاب شده را به دهکده می‌برند و در آنجا آنها را می‌شویند. این شستشو برای نمایاندن پاکی و خلوص رنگ‌ها ضروری است».

«شستن سنگ‌ها برای جدا کردن فیروزه از آنها با روشی کاملاً ابتدایی صورت می‌گیرد. قطعات سنگ مخلوط با فیروزه را در حوضچه‌ای که آب جاری از آن عبور می‌کند می‌ریزند و مدتی به همان حال می‌گذارند تا کاملاً خیس و نرم شوند. آنگاه گروهی کارگر جوان آنها را آنقدر با پا به همدیگر می‌مالند که شن و خاک جدا و شسته شود و فیروزهٔ قیمتی با درخشندگی تمام جلوه‌گر می‌گردد».

آلمانی در سفرنامه‌اش توضیح می‌دهد: «استخراج فیروزه به دو روش انجام می‌شود: در طریق اول تونل‌هایی در کوه حفر می‌کنند و با گذاشتن مواد منفجره، سنگ‌ها را می‌ترکانند و فیروزه را از سنگ جدا می‌کنند. در روش دوم خاک و خرده سنگ طبیعی را که آب با خود تا دشت پیش آورده، مورد استفاده قرار می‌دهند و فیروزه را از خاک و سنگ جدا می‌کنند و در ادامه می‌گوید که در حال حاضر از استخراج نوع دوم بهرهٔ بیشتری عاید می‌گردد».