مضامین نقاشی اشیاء پاپیه ماشه (بخش اول)

گل و مرغی و گل آرایی (گلی، مرغی، گل کومه ای و گل فرنگی) تصاویر متداولی که بر بیش از ۷۰ درصد قلمدان ها ترسیم می شود، نقش گل و مرغ و بوته سازی و جست و خیز پرندگان است که به شیوه های گوناگونی در عرصهٔ هنرهای لاکی ایرانی جلوه گر شده و هواخواهان زیادی داشته است. این شیوه ها، آنقدر متنوع است که بعضی از صاحب نظران، این موضوعات مختلف را از هم جدا می کنند؛ مانند قلمدان زرکی گل و مرغی.

این گل ها و پرندگان، از دیرباز به عنوان عناصر تزیینی در هنر ایرانی وجود داشته است؛ اما از قرن نهم قمری به بعد، به صورت مستقل در نقاشی ایرانی ظهور یافت و از قرن یازدهم به فراوانی نقاشی شده و به صورت تک نقاشی بر صفحات مرقعات نقش بسته است.

شفیع عباسی از مروجین حقیقی و آغازگران جدی گل ها و پرنده های تک است که تعداد چشمگیری از آثار برجای مانده اش، برگرفته از نقاشی گل ها و پرنده های هنرمندان هندی معاصر اوست. از قرن دوازدهم قمری، گل های تکی در آثار محمد زمان دیده می شود و نقاشان بعدی همچون محمد هادی و علی اشرف و آقا لطفعلی شیرازی از همین الگوها تقلید کرده اند و تغییراتی که در این شیوه و سنت داده اند، در حدی است که شاخه ها را به شکل بوته های پرگل در زمین کاشته اند و پرنده یا پرندگانی را بر شاخ ها نشانده اند و با چند پروانه یا زنبور، صفحه را متعادل کرده اند.

اندازهٔ گل ها و برگ ها، نسبت به بزرگی و کوچکی قلمدان ها، درشت و ریزتر می شد و گاهی تنها یک گل بر جلدها نقش می بست. بر روی قاب ابینه ها و داخل جلدها، ترسیم گلی زیبا و تا حد ممکن طبیعی، خواهان زیادی داشت و اغلب، گل سرخ، محمدی یا زنبق درشت و پر برگ یا چند شاخه میخک بود که به تناسب درشتی و کوچکی اثر تغییر می یافت. گل ها و برگ ها مانند دسته گل های زیبایی در داخل ترنج ها نقش می بست و گاهی در کنار ترنج ها یا فضاهای خالی که نقش رنگین متناسبی نداشت، با گل و مرغ های رنگارنگ پر می شد.

تنظیم و قرار گرفتن گل و بوته ها و حتی دوام شاخه ها که بتواند وزن پرندگان را تحمل کند، با سلیقه و مهارت نقاشان ترسیم می شد. اگر بنا بود تمام رویهٔ قلمدان گل و بوته سازی باشد، در وسط رویه، گل سرخ بزرگ یا زنبق درشتی ترسیم می شد و طرفین آن، به صورت قرینه یا پراکنده، گل های متنوع و رنگارنگی به توازن چیده می شد و برای اینکه زمینهٔ گل آرایی از گیاهان خودرو یا گل های کوچکتری پر شود، از پامچال و علف های هرز بهره می گرفتند.

نقاشان علاوه بر گل آرایی، اغلب در کنار شکوفه ها و نهال درختان از شاخ و برگ های گره دار و برگ های مسطح و پنجه دار نیز استفاده می کردند. برای مثال، پیچش شاخهٔ درخت مو و خوشه های انگور یا شکوفه های سرسبز و پرگل بادام و هلو و سیب و نقش چند فندق به هم پیچیده با برگ های زیبا و پهن، ترکیب زیبایی ایجاد می کند. در کارهای روغنی بزرگتر، اگر بین جدول ها و کناره ها فضای خالی دیده شود، با ترسیم ریسهٔ گل های رنگین، نواری طولانی از گل و برگ ایجاد می کند.

علاوه بر نقش گل ها، حالت غنچه ها و مسیر دورانی شاخ و برگ ها و نحوهٔ قرارگیری و قرینه سازی آنها نیز اصول خاصی دارد که نقاشان می خواستند تا حد امکان به طبیعت نزدیک تر شوند. به جز تنوع گل آرایی، نشستن مرغ ها و حالت و حرکت آنها نیز بسته به سلیقهٔ نقاشان فرق می کرد. هرکدام از آنها پیرو مکتب ابتکاری خود بودند و سعی می کردند علاوه بر اصول گل آرایی، پرندگان را نیز طبیعی تر نشان دهند و در لابه لای گل ها و غنچه ها، هم از پرنده و هم از پروانه و زنبور و مگس و پشه استفاده کنند تا منظره شان طبیعی تر جلوه گر شود. در شاهکار استادانی چون محمد زمان و علی اشرف و لطفعلی، علاوه بر حالت طبیعی و حرکت مرغ ها، هیجان و ترس و شادی آنها نیز دقیقاً احساس می شود و اگر بگوییم نمونه های مختلف گل و مرغ سازی بر روی قاب آیینه ها و قلمدان ها و جلدها و جعبه ها یا سایر انواع لاکی ها، بیشتر از همهٔ آثار تزیینی دیگر انجام شده و سالم و دست نخورده باقی مانده است، سخنی گزاف نگفته ایم.

علت اصلی حفظ آثار روغنی که بعضی از آنها حدود چهارصدسال عریان تر از سایر هنرهای تزیینی دیگر در اختیار علاقه مندان بوده و دست به دست گشته و آسیب چندانی ندیده است، همانا معجزهٔ روغن کمان و اصالت فنی آن مایع روغنی است که اصل تصویر را از آفات و آسیب های احتمالی محفوظ داشته است. یکی از شیوه های متداول ترسیم گل ها، تحریر طلایی گل و مرغ است که کل کناره های آن با خط طلایی محدود می شود و زیبایی مضاعفی به گل ها می دهد.

در گذشته، گاهی جمع گل و مرغ ها را با طلای مایعی که تذهیب کاران آن را حل کاری می نامند، ترسیم می کردند و گلزاری طلایی می آفریدند. اغلب حل کاری ها، علاوه بر رویه و کناره های قلمدان، در کشو و زیر و نشیمن آن نیز نقش می بست. در داخل جدول های لاکی نیز این شیوه ها متداول بود. نقاشان ابتدا شاخه و برگ ها، سپس گل ها را ترسیم می کردند و بعد از آن، پرندگان و پروانه ها و سایر گیاهان و گل های فرعی دیگری را به نقش درمی آورند تا منظره را کامل تر کنند.

رنگ آمیزی و تنوع آن ها، به مهارت و سلیقهٔ نقاش بستگی داشت که چگونه بتواند گل ها را شاداب و طبیعی جلوه گر سازد. گل آرایی و شیوهٔ پرداخت آن، چه با حل کاری و سیاه قلم و چه با تحریر طلایی و سایرگونه های ترسیمی، با سایه پردازی ها و سایه های لایه ای و مطلق و سیر و روشن انجام می شد تا هرچه بیشتر به طبیعت نزدیک شود. از طرف دیگر، قلم نقاشان در شیوهٔ گل آرایی و ایجاد سایه و توازن گل و برگ ها و حرکت پرندگان با هم تفاوت داشت. در دوران صفوی، علاوه بر رویهٔ قلمدان ها که گل آرایی می شد، در کناره ها نیز یازده و دوازده دسته گل متنوع ترسیم می کردند و کناره های کشو، گل های حل کاری و طلایی نقش می بست.

شاید یکی از نشانه های قلمدان های صفوی، علاوه بر کهنگی و اسکلت مقوایی و سایر نشانه های خاص آن، همانا نقش همین دسته گل های منظم برکناره های بدنهٔ قلمدان است. نقش گل های درشت تر و به ویژه در اندازهٔ طبیعی تر که در رویهٔ جلدها ترسیم می شد، در دوران محمد زمان اول معمول نبود و نمونهٔ آن نیز دیده نشده است؛ ولی دو نمونهٔ گل سرخی که در اندازهٔ طبیعی بود، یکی از آثار محمد زمان دوم به سال ۱۱۳۵ قمری و دیگری از استاد محمدباقر به سال ۱۱۷۸ قمری بود که تنها یک شاخه گل درشت و طبیعی بر روی جلد جلب نظر می کرد. بیشتر گل های درشت تر و طبیعی از قبیل گل سرخ و محمدی و زنبق و میخک، از دوران زند به بعد معمول شد که نمونه های مختلف آن در جلدها و قاب آیینه ها دیده می شود.

در اوایل قرن سیزدهم، گل و مرغ به دو شیوهٔ مشخص ترسیم می شد که در یکی شاخه ها و گل ها و برگ ها و شکوفه ها و پرندگان فراوان، تقریباً تمام صفحه را می پوشاند و عموماً در زمینه های تیرهٔ سیاه، ارغوانی، قهوه ای تیره، بنفش تیره و گاهی طلایی، جلوه و نمایش خاصی پیدا می کرد. شیوهٔ دیگر، نقاشی بوته ها و پرندگان با آب رنگ بود که معمولاً خلوت تر بود و بر زمینه های کمرنگ کار می شد.«در آغاز سدهٔ سیزدهم، شاهد ظهور شیوهٔ گل و بوته ای تازه هستیم.

این شیوه در کار نقاشان به چند صورت جلوه گر شد: انگاره ای مکرر از بوته های درشت گل دار، بیشتر گل سرخ و آمیخته با گل های دیگر چون میخک، صدپر، سنبل، گل استکانی، شکوفه های میوه و همچنین انواع پرندگان و پروانه ها؛ یا تنها یک بوتهٔ گل کرده یا دسته گلی مختلط در فضا که تمام زمینه را فرا می گرفت. معمولاً حاشیه ای از طوماری های مکرر یا آذین قاب قابی ضمیمه می شد. باز ممکن بود نقش لچک های آمیخته با اسلیمی ها به کار گرفته شود». گل آرایی در کناره های کشوی قلمدان و زیر نشیمن قلمدان ها نیز نقش می شد و تنوع خاصی داشت. در بعضی قلمدان های بزرگ و جعبه ای، زیر درِ قلمدان ها به همان شیوهٔ رویه و کناره های قلمدان، گل و برگ و نهال های گوناگونی ترسیم می کردند. از قدیمی ترین گل آرایی های داخل کشویی قلمدان، قلمدان استاد محمدزمان اول است که به سال ۱۰۷۴ قمری انجام شده و در کناره های داخل قلمدان، دسته گل های زیبایی در یک ردیف نقش بسته است.

گل های مورد علاقهٔ نقاشان ایرانی که در بیشتر آثار لاکی از آن استفاده کرده اند، از مرقع محمدشفیع اصفهانی برداشت شده که عبارت انداز:

میخک، زرنشان، گل سرخ، ختمی قرمز، شقایق، نیلوفر فرنگی، ختمی سفید، گل انار، شکوفه به، لالهٔ شهری، عنبربو، مریم، لالهٔ کوهی، نرگس، پاپی چال (پامچال)، یاس بنفش، گل خوار، بنفشه، بنفشهٔ کوهی، سنبل، گل آفتاب، مخملی، گل گندم، شکوفهٔ سیب، رعنا، شکوفهٔ آلوچه، زنبق آبی و سفید، ایلچی، سوسن، درخت برگ، آهار، سوسن کوهی، سنبل کوهی، یاسمن، مینا، شکوفهٔ بادام، شکوفهٔ هلو، گلهای ناشناختهٔ دیگر و علفهای خودرو.

منظره پردازی

منظره سازی در پاپیه ماشه، از موضوعات عمومی است که نقاش به سلیقه و ابتکار خویش، مناظر و آثار قدیمی و دیدنی های شهر خود را چنان که شایسته می دانست، بر روی قلمدان ها نقاشی می کرد. نقاش در ارائهٔ مناظر گوناگون سعی می کرد انبوه باغ ها، چشمه سارها، کوه ها، پل ها، رودها و ساختمان های قدیمی را مصور سازد. برای مثال، نقاش اصفهانی سعی می کرد مساجد معروف و پل های مشهوری چون پل خواجو و خیابان چهارباغ و کاخ عالی قاپو و کاخ چهلستون و سایر بناهای تاریخی دیار خود را بر روی پاپیه ماشه تصویر کند و ذوق و ابتکار خود را به علاقه مندان نشان دهد. منظره ساز ساکن شیراز نیز علاقه مند بود تخت جمشید و باغ ارم و سایر دیدنی های شیراز را تصویر کند. یکی از استادان منظره پرداز این شهر، فرصت شیرازی بود که بناهای تاریخی شیراز را ترسیم کرده که اغلب آن ها، در کتاب های همان دوره چاپ شده و ارزش تاریخی دارد.

از نقاشان تهرانی، استاد محمودخان ملک الشعرا بود که یادگارهایی از مناظر گوناگون شهرها بر روی قلمدان ها نقش می کرد و عمدتاً کاخ های قاجاری شهر تهران را به صورتی استادانه با آبرنگ مصور می ساخت. به طورکلی، منظره سازی در زیر قلمدان ها، جنبهٔ عمومی داشته و نقاشان توانسته اند انواع و اقسام مناظر خیالی و طبیعی را بر روی آثار خود ترسیم کنند و چه بسیار از مناظر و شهرهای خارجی که در ذیل باسمه ها و کتاب های اروپایی دیده اند، برداشت کرده و مناظر خیالی خود را کامل کرده اند.

نقوش جانوری و پرندگان (گرفت و گیر)

حیوانات و پرندگان را به صورت های مختلف و حالت های گوناگون بر روی پاپیه ماشه نقش بسته اند. نقش حیوانات بر رویه و کنارهٔ قلمدان ها، اغلب گرفت و گیر شیر و غزال یا پلنگ و اژدهایی بود که آن را در صحنهٔ میانی رویهٔ قلمدان تصویر می کردند و در کناره ها نیز به همین ترتیب حیوانات اهلی و وحشی تصویر می شد که فارغ از همهٔ درگیری ها، در مرغزاری مشغول چرا بودند.

در کنارهٔ قلمدان ها، انبوه گاو و گوسفندانی دیده می شود که با حفاظت چوپانان علف می خورند. در ترنج کوچکتر نیز دو مرغ زیبا و سر زنده جلب نظر می کنند که با رنگ های چشم آذین و حالات عاشقانه در جست و خیز هستند و واهمه ای از گرفت و گیر درندگان کنار دستی ندارند. در بعضی از قلمدان ها، مجموعه ای از گاوها و اسب ها و حیوانات اهلی ترسیم می کردند و صحنه های دیگر شامل خیل آهوان و غزالان بود که در حال چریدن و علف خوردن با یکدیگر جنگ و گریز داشتند و شیر کمین کرده ای را که منتظر شکار آنهاست، نادیده می گرفتند و فارغ البال به جست و گریز خود ادامه می دادند.

پرندگانی که اغلب بر روی قلمدان ها و جلدها نقش گرفته اند، عبارت اند از: مرغابی، شانه به سر، طوطی، عقاب، درنا، کبک، بوقلمون، مرغ، خروس، طاووس، جغد، کلاغ و لابه لای گل ها، سینه سرخ، بلبل، گنجشک، قمری و لک لک.

حیواناتی که به شیوهٔ حل کاری یا به شیوه های دیگری بر رویهٔ قلمدان ها و به خصوص رویهٔ جلدها و جعبه ها تصویر می کردند، عبارت اند از: سیمرغ، شاهین، اژدها، شیر، ببر، پلنگ، آهو، بز کوهی، گاهی گراز، خوک، گرگ، اسب، فیل، سگ، روباه، خرگوش، شغال، میمون ،وغیره.

بر روی آس های بازی، به جز تصویر افراد از نقش جانوران گوناگون، به ویژه گرفت و گیر شیر و آهو نیز استفاده می شد. حیواناتی که بیشتر در نقش قلمدان ها دیده می شدند، در مرحلهٔ اول، پرندگان مختلف و رنگارنگ و در مرحلهٔ دوم، اسب ها بودند که در مجالس رزم و شکارگاه ها به طور پراکنده جلب نظر می کردند.

شکارگاهی منظرهٔ شکار و اسب سواران شکارچی که درحقیقت، تمرین های بسیار دشواری از صحنه های رزمی بود، در آثار هنری ایران سابقه ای طولانی دارد و در اغلب نگارگری های قدیمی نیز، به شکل های گوناگونی تصویر می شد.

در دوران فتحعلی شاه و بنا به خواست پادشاه مغرور قاجار، مجلس شکارگاه های سلطنتی بر روی قلمدان ها و به ویژه جعبه های روغنی راه یافت و عمده مجالس شکار فتحعلی شاهی، بر رویهٔ جعبه ها ترسیم می شد. در این شکارها، شاه قاجار با لباس پادشاهی و سوار بر اسب، در حالت گشت و گریز، شمشیر خود را کشیده، کلهٔ شیر پر هیبتی را نشانه گرفته و حیوان را به سختی زخمی کرده است. در صحنه های دیگر، شاهزاده ای دیده می شود که بر روی اسبی نشسته، تیری را از کمان رها کرده و ساق پایی آهوی مستأصلی را به سر دوخته و مایهٔ اعجاب همراهان شده است.

در زمان ناصرالدین شاه نیز، این گونه شکارگاه ها با همین تفاصیل باب بود که بر روی قلمدان ها و جعبه ها نیز تصویر می شد و اغلب، قهرمان صحنه ناصرالدین شاه بود.