فلزکاری در دوره قاجار

ناپایداری‌های پس از سقوط صفوی، تحولات صنعتی در دنیای غرب و موج ورود کالاها و مصنوعات صنایع کشورهای اروپایی به ایران در سده نوزدهم میلادی صنایع مختلف ایران به ویژه فلزکاری را دستخوش تهدیدی جدی قرار داد.

با این وجود فلزکاری اصفهان در دوره قاجار در رقابتی نابرابر با صنایع ماشینی اروپا بر پایه میراث غنی و تجربه و مهارت صنعتگران اصفهانی تداوم یافت و آهنگران، مسگران و برنجکاران اصفهانی به ادامه کار و تولید مصنوعات خود می‌پرداختند. به هر روی، نباید از نظر دور داشت جنگ و ناامنی‌های پس از صفویه و قحطی‌های پی در پی که به مرگ و میر و مهاجرت هنرمندان و صنعتگران انجامید، تولید انبوه و ارزان‌تر ماشینی در اروپا، واردات بی رویه کالاها و مصنوعات غربی در ایران، تولید مصنوعات گران و تزیینی که در برابر مصنوعات ارزان خارجی قابل رقابت نبود و با سلیقه مشتریان اروپایی هماهنگی نداشت، افول صنعت فلزکاری در اصفهان را در پی داشت. تکاپوی برخی فلزکاران برای کاهش هزینه تولید نیز با پایین آمدن کیفیت و تقلب همراه بود. 

با وجود افول صنعت فلزی ایران، مصنوعات فلزی ساخت اصفهان در مقایسه با تولیدات فلزی سایر نقاط ایران از کیفیت بهتری برخوردار بود. بنجامین سفیر ایالات متحده آمریکا که در سال ۱۸۸۳ م از اصفهان دیدار کرده بود، به مرغوبیت مصنوعات اصفهان از جمله صنعت فلزکاری اصفهان اشاره می‌کند.

به هر روی، فلزکاری اصفهان در دوره قاجار ادامه فلزکاری اسلامی و صفوی بود. مصنوعات فلزی این دوره از فلزاتی چون، طلا، نقره، مس، آهن، سرب، قلع و روی ساخته می‌شد. این فلزات پس از قالب‌گیری و شکل‌دهی به مرحله تولید می‌رسیدند. 

گلدان، ظروف آشپزخانه، جواهرات، ادوات نظامی و زره مهمترین مصنوعات فلزی فلزکاری اسلامی و صنعت فلز اصفهان بودند. برای ساخت این مصنوعات با دمیدن ابزاری ساده کوره را مشتعل و سنگ فلز یا خود فلز را می‌گداختند. سپس استادکار با ضربه پتک، فلز گداخته را به شکل مورد نظر در می‌آورد. همچنین ذوب فلزاتی مانند مس، سرب، نقره، طلا و آهن در این کوره‌ها انجام و فلزکار با قالب‌ریزی کالا و مصنوع مورد نظر را می‌ساخت. این شیوه سنتی و تاریخی فلزکاری تا عصر پهلوی تداوم یافت. 

فلزکاری ایران در شاخه‌های مختلف، مسگری، نقره‌کاری، زرگری، آهنگری و غیره از جمله حرفی بود که در مصنوعات آنها می‌توان تلاقی هنر و صنعت را به روشنی مشاهده کرد.

از این روی، فلزکار، صنعتگری هنرمند بود. شهر اصفهان در دوران معاصر، یکی از کانون‌های اصلی این طبقه از صنعتگران هنرمند ایران بود که با وجود تهدید از سوی مصنوعات فلزی روسی، در پرتو نوآوری فعالیت حرفه‌ای خود را ادامه دادند. با توجه به موقعیت ویژه سیاسی و فرهنگی اقتصادی اصفهان و رفت و آمد مأموران سیاسی، فرهنگی و بازرگانان اروپایی فلزکاران اصفهانی با تحولات فکری و هنری جهان آن روز آشنا و زمینه روزآمدی هر چند محدود صنایع فلزی در اصفهان را فراهم آوردند. 

فلزکاری سنتی اصفهان در ساخت ظروف برنجی و قلمزنی، زره، قلمدان، سینی، چراغ، قاب آینه و زیورآلات از پیشینه‌ای در خور توجه برخوردار بود. 

بخشی از این تولیدات سنتی که در گذشته فرهنگی و نظامی ایرانیان جنبه کاربردی داشت با

گذشت زمان حالت نمایشی و تزیینی به خود گرفت، اما به دلیل استقبال از آن و کاربرد نمادینی که برای برخی از طبقات داشت، به تولید آنها ادامه داده شد. تبرزین و چماق (چماق فلزی که به سبک طرح‌های تخت جمشید، سر گاو بر آن حک شده بود) از جمله این ابزارها بود که در قدیم مورد استفاده بود، اما با ورود به عصر صنعت، جنبه تزیینی یافت. تبرزین و چماقی که در اصفهان ساخته می‌شد به وسیله نقره زینت داده می‌شد، این نوع سلاح‌های تزیینی ساخت اصفهان که در زمره صنایع فلزی این شهر بود، در عصر قاجار به اروپا نیز صادر می‌شد. گویا برخی از اروپاییان علاقه مند به تزیینات شرقی، از آن برای طراحی محیط کار و زندگی خویش بهره می‌بردند. 

با ورود گسترده کالاهای با کیفیت، ارزان و مدرن اروپایی به بازارهای ایران بسیاری از صنایع بومی و تولیدات سنتی به دلیل ناتوانایی در رقابت دستخوش رکود و نابودی قرار گرفتند. اما آن گونه که اشاره شد صنعت فلزکاری با وجود اشباع بازار ایران از مصنوعات فلزی روسی، در پرتو ابتکار و نوآوری نسبی و توانایی در به روز کردن تولیدات، تداوم یافت. اصلاحات اقتصادی امیر کبیر سهم قابل ملاحظه‌ای در ادامه حیات صنایع فلزی اصفهان و به روزرسانی این تولیدات داشت. اقدام در تولید کالاهای تازه وارد مانند سماور و قهوه جوش خاص اصفهان و کاشان بود. از این روی، سنت دیرینه فلزکاری در اصفهان، در کنار این نوآوری اعتبار و جایگاه اصفهان به عنوان کانون صنایع فلزی ایران را در دوره قاجار تداوم بخشید.

به هر روی، کوشش در تولید کالاهای خارجی توسط صنعتگران داخلی در رونق و تداوم حیات صنعت فلزکاری در ایران بسیار مؤثر بود. این نوآوری در دو حوزه تولید لوازم خانگی چون قاشق، چنگال، قهوه جوش و سماور و نظامی یا اسلحه‌ سازی پیگیری شد. آن گونه که اشاره شد این سیاست از جمله رویکرد برنامه‌های اقتصادی امیرکبیر صدر اعظم بزرگ عصر ناصری بود. نکته قابل توجه این که اصفهان کانون اصلی فلزکاری در این دو حوزه بود.

از جمله واردات فلزی ایران از روسیه در عصر قاجار اشیای آهنی؛ ورقه‌های آهن سیاه و سفید، فولاد، مسکوکات طلا و شمس نقره بود، ورقه‌های مس نیز از لندن و روی و قلع از هند به عنوان ماده خام مورد نیاز برای این تولیدات صنایع فلزی اصفهان به ایران وارد می‌شد.علیرغم فراوانی فلزات معدنی چون مس در ایران، ناتوانی علمی و تکنولوژیکی ایرانیان در استخراج این ماده معدنی، مس را در زمره واردات و کالای تجاری اصفهان با فرنگ قرار می‌داد.

علاوه بر مس و آهن، قلع و نوشادر به عنوان ماده مورد نیاز مسگری نیز از هند وارد می‌شد که بخش قابل ملاحظه‌ای ارز از کشور خارج می‌نمود.

اگرچه بر پایه آنچه که در دوره باستان و اسلامی گفته شد یکی از عوامل رونق و پیشرفت تاریخی صنایع فلزی اصفهان معادن غنی فلزی پیرامون بود، اما شاید دلیل واردات مواد خام فلزی در این دوره روش‌های سنتی استخراج از معادن در ایران بود که دیگر پاسخگوی نیاز صنایع داخلی به مواد خام با کیفیت نبود. از این روی، دولت ایران ناگزیر به وارد نمودن مس، آهن، نقره و غیره بود.

وارداتی بودن مواد خام صنایع فلزی، هزینه ساخت و تولید مصنوعات مصرفی و تزیینی را افزایش می‌داد و موجب عرضه گران تولیدات فلزی داخلی می‌شد.

هر یک از این فلزات در یکی از صنایع فلزی مورد استفاده بود. معمولاً از مس برای ساخت ظروف آشپزخانه، از برنج برای ساخت سماور و قلم زنی بر روی برنج، از آهن و فولاد برای تولید سرقلیان، قبضه شمشیر، نعلبکی برای فنجان قهوه، چاقو، کلاهخود و غیره استفاده می‌شد.

گروهی از فلزکاران بازار اصفهان کارشان مرتبط با پارچه بافی بود و سیم‌های طلا و نقره را در بافت پارچه (پارچه زر بفت) جای می‌دادند. باید در نظر داشت، این تولیدات اغلب تجملی و جنبه مصرف داخلی داشت و فاقد اضافه تولید بود. در آغاز عصر پهلوی اندیشه صادرات این صنایع اصفهان مطرح شد. با وجود همه فراز و نشیب‌ها، فلزکاری تا اواخر قرن نوزدهم فعالیتی پررونق در بازار اصفهان بود. به دلیل رونق صنایع فلزی، این شهر از واردات این نوع کالاها بی نیاز بود، تنها در سال ۱۳۰۳ خورشیدی محصولات متنوع برنجینه و فولادینه از جمله، سماور، قلمدان، قندشکن، ترازو، قیچی، انبر، سوزن و چاقو (چاقوی نجف آباد) تولید می‌شد.

برخی از فلزکاران اصفهان در عصر قاجار از چنان مهارت و شهرتی در بین هم صنفان خود برخوردار بودند که علاوه بر حجره یا دکانی که در بازار داشتند، اقدام به راه اندازی یک کارگاه صنایع دستی برای تولیدات سفارشی گران قیمت و همچنین آموزش دوستداران این حرفه در خارج از بازار می‌نمودند تا به این شکل به تولید انبوه، جلب مشتریان خاص و کسب درآمدی بیشتر بپردازند. ویلز انگلیسی که از شهر اصفهان دیدن کرده به ملاقاتش با یکی از این هنرمندان به نام حسین خیری اشاره می‌نماید که ظاهراً مسگری توانا بود و سعی داشت قوری مسی را که با هنر فراوان با نقش‌های برجسته آراسته بود با قیمت گزاف یکصد پوند به وی بفروشد.

ظاهراً گران فروشی در بین فلزکاران اصفهانی عصر قاجار، امری متداول بود، چرا که در بسیاری از سفرنامه‌های اروپائیانی که در این دوره به اصفهان سفر کرده بودند، مورد اشاره قرار گرفته است. 

هر چند ظروف مسی از مصنوعات و صنایع دستی شهر اصفهان بود و راسته مسگرها در بازار اصفهان از شهرت قابل توجهی برخوردار بود، در کنار اصفهان، شهر کاشان نیز در فن مسگری شهره بود. در کارگاه‌های مسگری کاشان در سال ۱۲۷۵ ه. ق حدود ششصد کارگر مشغول به کار بودند، مصنوعات مسی که در کاشان،تولید می‌شد به استحکام در لحیم کاری و زیبایی شکل شهرت داشت. بازار وسیع شهر کاشان در عصر قاجار که شهری پر رونق در کنار اصفهان به شمار می‌آمد، تنها به فعالیت صنف مسگرها اختصاص یافته بود. این موضوع اهمیت و مهارت مسگری در این شهر را نشان می‌دهد. کاشان به واسطه تولید ادوات مسی چون بشقاب، طشتک، وسایل مطبخ و اثاثیه سفر در شمار شهرهای صنعتی ایران در دوره قاجار قرار داشت.

در کاشان علاوه بر بازار مسگرها، دکان‌های بسیاری به شمشیرگران، خنجرسازان و زرگران اختصاص داشت. اهمیت این بخش از صنایع فلزی در عصر قاجار، دو شهر اصفهان و کاشان را در فاصله‌ای نه چندان طولانی در کنار هم به دو رقیب در این عرصه از تولیدات تبدیل نموده بود. 

در عصر قاجار، صنعت فلزکاری اصفهان از دو منظر تولید لوازم کاربردی و تزیینی در بین همه طبقات روستایی و شهری جامعه ایران، شناخته شده بود. فلزکاران اصفهانی از ساخت سینی، تنگ و گلدان، کاسه، بشقاب گرفته تا شمعدان، دستبند، گوشواره، قندیل، چراغ‌های مشبک، انواع ظروف طلایی، نقره‌ای، آهنی، فولادی، برنجی و میناکاری بر روی ظروف مهارت داشتند. این دایره گسترده و متنوع از تولیدات، همه اقشار از کشاورز روستایی تا اشراف را در بر می‌گرفت. داشتن بازار فروش پر رونق و مشتریان دائمی، خود از دلایل در خور تداوم این صنعت در اصفهان به شمار می‌آمد.

- حرف و مشاغل 

آن گونه که گفته شد با توجه به فراوانی معادن فلز و به تبع آن تولیدات فلزی در اصفهان، بخش وسیعی از بازار اصفهان به صنوف یا رسته‌های فلزکاران تعلق داشت، یعنی مشاغل و حرفی که در نتیجه فعالیت بر روی فلزات به کسب درآمد می‌پرداختند. صنعتگران عصر ناصری در شهر اصفهان، هر یک بازاری خاص داشتند. مانند؛ بازار مسگرها، آهنگران، زرگران و نقره کاران. صنعتگران در این بازارهای تخصصی، تولیدات یا به بیانی صنایع دستی تولیدی خود را در اختیار مشتریان قرار می‌دادند. 

بازار مسگرها و بازار زرگرها از مطرح‌ترین بازارهای تولیدکننده صنایع فلزی در اصفهان عصر قاجاریه بود. بازار مسگرها با حدود نیم فرسنگ طول در بازار خطی اصفهان بازاری طولانی بود که دائماً بر اثر صدای چکش می‌لرزید، صنعتگران در این بازار آفتابه‌ها و تنگ‌هایی را که به اشکال زیبا ساخته بودند و ظروف باروت، قمقمه، جام‌های کوچکی فلزی (برای حمل آب) و زنگوله‌های مخصوص حیوانات را در جلوی دکان می‌آویختند. بازار زرگرها در اصفهان دوره ناصری در زمره بازارهای قدیمی شهر بود که علاوه بر زینت‌آلات زرین و سیمین، آلاتی چون صندوقچه، جام، آئینه، کوزه، قلیان در آن داد و ستد می‌شد.

مشاغل مرتبط با فلزکاری را می‌توان در دو وجه عمده تولیدات ظریف که اغلب جنبه تزیینی داشت و تولیدات خشن تقسیم نمود. مشاغلی چون؛ قلم زنی، حکاکی، مس‌گری، مرصع‌کاری، کنده‌کاری بر روی برنج در زمره دسته اول به شمار می‌آمدند که بیشتر به تولید ظروف کاربردی و تزیینی مورد استفاده اقشار مختلف مشغول بودند. این شغل بر اثر خلاقیت ذهنی صنعتگر، حاصل برخورد مسی و چکش بود.به راسته مسگرها در بازار مسگرخانه گفته می‌شد که استادکار و شاگردان با هم در یک مکان کار می‌کردند. از جمله این مشاغل ظریف باید از نقره‌کاری یاد نمود، نقره‌کاران با استفاده از ابزار خود به خلق تصاویر گل و بوته بر روی نقره می‌پرداختند که حاصل کار آنان؛ چراغ، شمعدان و ظروف نقره‌ای بود که در اصفهان ساخته می‌شد.حاصل کار آنان به شدت مورد توجه اروپائیانی بود که در عصر قاجار از بازار اصفهان دیدن می‌کردند. اعیان و اشراف و زنان خرافاتی که اعتقاد به طلسم و جادو داشتند، دسته‌ای دیگر از مشتریان و خریداران نقره‌کاران بودند، آنان با مراجعه به نقره‌کاران و حکاکان و با پرداخت مبلغ کلانی طلسم یا بازوبند را تهیه کرده و به گردن یا بازوی خویش یا فرزندشان می‌بستند یا طبق دستور دعانویس در گوشه قبرستان دفن می‌کردند. این طلسم‌ها یا ادعیه کنده‌کاری شده از طلا، نقره و یا ورشوی طلاکاری بود. این نوع از تولیدات فلزی که در بازار اصفهان مشتریان فراوانی علی الخصوص در بین زنان داشت توسط نقره‌کاران و زرگران تولید می‌شد و ارتباطی مستقیم با آداب و رسوم، فرهنگ و باورهای رایج در دوره قاجار و پهلوی داشت که تا امروز نیز تداوم یافته است.

قلمزنی بر روی برنج از دیگر مشاغل ظریف فلزی رایج در بازار اصفهان بود. برنج، فلزی طلایی رنگ است که به دلیل کراهت استفاده از ظروف طلایی در اسلام، استفاده از آن در بین مسلمانان رواج یافت. قلم زنی نیز برجسته کاری بر روی فلز است، در قلم زنی سنتی، فلز را از پشت با لایه ضخیمی از موم یا قیر می‌پوشانند سپس طرح را از داخل با قلم فلزی ایجاد می‌نمایند. این سبک از قلم زنی در اصفهان اغلب بر روی مس انجام می‌شد. قلمزنان در اصفهان، بازار اختصاصی داشتند که عمده‌ترین تولید این بازار سماور بود که به لحاظ کیفی با تولیدات خارجی قابل رقابت بود. سماور از جمله اقلام وارداتی از روسیه تزاری بود که پس از سیاست‌های اقتصادی امیرکبیر در جهت بومی نمودن برخی تولیدات خارجی در اصفهان و کاشان تولید می‌شد، از این تاریخ در بازار اصفهان، دکان‌های بسیاری برای این صنعت تازه وارد به وجود آمد.

با وجود تنوع مصرف تولیدات فلزی ظریف در وجوه مختلف زندگی ایرانیان، به ویژه مردم اصفهان، باید اعیان و اشراف و طبقه فرا دست را مشتری عمده و خواهان این صنایع دستی فلزی دانست. توصیفی که دکتر فووریه پزشک ناصرالدین شاه از تزیینات دربار ظل السلطان حاکم اصفهان ارائه می‌دهد، انعکاسی از جنبه تزیینی و تجملی این تولیدات در منازل ثروتمندان اصفهان در عصر قاجار بود. او اشاره می‌نماید که اشیای صنعتی اصفهان چون قلمدان، مجمر میناکاری و قلیان مرصع برای تزیین دربار ظل السلطان در اصفهان استفاده شده است. 

دسته دوم مشاغل سنگین چون؛ آهنگری، حلبی‌سازی، بخاری‌سازی، صندوق‌سازی، قیچی‌سازی، نعل‌بندی و اسلحه‌سازی را شامل می‌شود. برخی از این مشاغل چون آهنگری در فرهنگ اسطوره ای ایران و شهر اصفهان از جایگاه برجسته‌ای برخوردار بود. کاوه آهنگر در اساطیر ایرانی منسوب به این شهر است. این روایت قدمت این نوع مشاغل در اصفهان را نشان می‌دهد. اما مشاغل جدید چون بخاری‌سازی، حلبی‌سازی، سفیدگری، صیقل‌کاری، اسلحه‌سازی با تکامل صنایع فلزی در دوران معاصر مرتبط است. رشد این صنایع جدید در اصفهان بی تردید بر پایه زمینه‌ها و تجربه‌های گذشته استوار بود. آهنگران و فولادکاران اصفهان نیز با تغییر شکل در آهن و فولاد به تولید چاقو و اسلحه‌های سنتی و بعدها نوین مشغول بودند. 

مالکوم به تولید شمشیر و سلاح در اصفهان عصر قاجار اشاره کرده است. در مجموع مشاغل فلزی تا اواخر عصر قاجار به حیات خود ادامه دادند. 

اغلب منابع عصر قاجار و اروپائیانی که به ایران سفر کرده‌اند، از اسلحه‌سازی به عنوان یکی از صنایع اصفهان یاد کرده‌اند. انواع طپانچه در این شهر تولید و به سایر بلاد ایران فروخته می‌شد، اما ظاهراً ارزان بودن تولیدات فرنگی، این تجارت را کمرنگ نموده و در نتیجه عده قلیلی در اواخر عصر قاجار به تولید آن مشغول بودند، بخش قابل ملاحظه‌ای از تفنگ‌ سازان اصفهانی به دلیل کسادی بازار فروش در اواخر قاجار به تهران مهاجرت کردند .راسته اسلحه فروشان اصفهان در بازار آهنگران قرار داشت. منابع ضمن بیان ماده اولیه تولید این کالا، اسلحه سازی را در جایگاه صنایع فلزی خشن و غیر ظریف قرار می‌دهند.

تأسیس و رشد صنعت اسلحه سازی در اصفهان که تولید انواع مختلف اسلحه در آن شهرت داشت. نیز بر پایه همین زمینه و تجربه و وجود نیروی کار متخصص در زمینه فلزکاری در اصفهان بود. بتدریج کارخانه‌ها و مراکزی مرتبط با حرفه اسلحه سازی در اصفهان تأسیس شد. با تأسیس کارخانه توپ ریزی در اصفهان توسط فابویه فرانسوی در عصر فتحعلی شاه یک مدرسه نظامی در این شهر ایجاد شد. صنایع اسلحه سازی، تأسیس کارخانجات جبه خانه، ساخت شمشیر، قداره، سرنیزه، شیپور و ادوات موزیک را در اصفهان در پی داشت.

صنف فلزکاران در اصفهان از مسگر و آهنگر گرفته تا نقره کار و زرگر پیرو فرهنگ صنفی و سازمانی متداول در سایر نقاط ایران بودند. آنان به تبعیت از سلسله مراتب شاگرد و استادی، اغلب از سنین پایین وارد بازار می‌شدند تا به مرور زمان رموز فن را فرا گیرند. 

شاگردان که از سنین حدود هفت و هشت سالگی به فراخور توانایی جسمی و ذهنی برای استادکار خود کار می‌کردند با پا گذاردن به میانسالی، خود به یک استادکار ماهر تبدیل می‌شدند، اما آن چه برای یک استادکار دارای اهمیت بود انتقال تمام و کمال حرفه‌اش به فرزند ارشد بود. برای نمونه، شهرت جواهرسازان اصفهان از اجدادشان بود و به واسطه نام آنان، نان می‌خوردند، این امر سبب تداوم نسلی مشاغل در بازار ایران بود که این شیوه تا دوران اخیر بین صنف فلزکاران اصفهان رایج است. 

چالش‌هایی که صنایع فلزی در اصفهان عصر قاجار با آن روبه رو بود، تا جایی پیش رفت که در اواخر عصر قاجار، افزون بر ناتوانی در عرصه صنعتی از اصالت هنری و هویت بومی مصنوعات فلزی کاسته شد. هرمان نوردن آمریکایی که پس از جنگ جهانی اول از اصفهان دیدار کرد، بر این باور است که صنایع ظریفه‌ای چون اشیای مسی و برنجی که در بازار اصفهان در آن سال‌ها ارائه می‌شد، خالی از هنر اصیل ایرانی شده بود، اما ظاهراً در دوره پهلوی با حمایت سازمان‌های مدرن از صنایع فلزی ظریف، این روند متحول شد؛ ظاهراً هنرمندان و صنعتگران ایرانی در دهه ۱۳۰۰ خورشیدی موفق به درک مجدد ارزش‌های هنری در صنایع دستی از قبیل مسگری، نقره کاری و برنج‌کاری شدند.

افول صنعت فلزکاری در دوره قاجار را می‌توان در آمار شاغلان به این رشته‌ها مشاهده کرد. اگر چه در این آمارها، مسگران با توجه به نیازهای زندگی روزمره مردم و کوشش در جهت روزآمدی شمار بیشتری را در بر می‌گرفتند. در مقابل صنوفی از فلزکاران مانند طلا کوبی، نقره کوبی و قلم زنی به سبب شرایط نابسامان اقتصادی اواخر دوره قاجار و تجملی بودن مصنوعات این صنوف کمترین شمار شاغلان را داشتند.