فلزکاری در ایران باستان

 شواهد و مدارک باستان‌شناسی این نکته را تأیید می‌کند که شمال و مرکز ایران جزو قدیمی‌ترین مراکز صنایع فلزکاری جهان بوده است. آشکار است که بشر تنها در سرزمینی می‌توانست به سودمندی فلز پی ببرد که در آن فلزات و کانی‌های آنها وجود داشته باشد.

ایران از لحاظ طبیعی دارای ذخایر بزرگی از کانی‌ها است. مردم تمدن‌های نخستین درهٔ رودخانه‌های بزرگ در مصر، بابل، هند و جیحون با تمام پیشرفت‌هایی که داشته‌اند نتوانستند اولین فلزکاران جهان باشند. حفاری‌های اخیر نشان داده است که فعالیت‌های فلزکاری در تمدن‌های کشورهای پیش گفته نسبتاً دیر شروع شده است.

رشته کوه‌هایی که از توروس (Taurus سلسله کوهی در ترکیهٔ جنوبی، کنار مدیترانه) در ترکیه تا کرانه‌های جنوبی دریای مازندران کشیده می‌شود سرشار از انواع کانی‌ها و سوخت بود و دانش فلزکاری از آنجا به مراکز دیگر در آسیا، افریقا و اروپا گسترش یافت. حفاری‌هایی که توسط براون در شمال غربی ایران، گیرشمن در تپه گیان در باختر و در سیلک در مرکز ایران صورت گرفت.

همچنین اکتشافاتی که اشمیت در تپه حصار در شمال خاوری ایران و هرتسفلد در تل باکون در جنوب ایران به‌ عمل آوردند همه به این نتیجه منجر شده است که دره‌ها در پایان عصر نوسنگی «پس از یک دورهٔ پر آب خرمی رو به خشکی گذاردند و مردم در دشت‌ها جای گرفتند».

گیرشمن این دوره را هزارهٔ پنجم پیش از مسیح می‌داند. کهن‌ترین نقطهٔ مسکونی که در این دشت تشخیص داده شده است در سیلک نزدیک کاشان، واقع در جنوب تهران است. آثار اولین استقرار آدمی در این تپه درست در بالای خاک بکر و دست نخورده پایین یک گریوهٔ مصنوعی پیدا شده است. اشیای مربوط به این تمدن مادی عبارت بودند از کوزه‌های سیاه دودزده که بدون کمک چرخ و با دست ساخته شده‌اند.

گل پخته و دوک‌های سنگی بافندگی نمایانگر آغاز صنعت پارچه‌بافی در این ناحیه است. ابزارها همه از سنگند از جمله کار تیغه‌های داس و تبر و مغارهایی از سنگ چخماق، اما ابزار فلزی کم‌کم در اواخر هزارهٔ پنجم پدید می‌آیند. «این ابزارها همیشه از مس چکش خورده درست می‌شد. آدمی تازه به خواص فلزات راه یافته بود. می‌دانست که مس نرم و چکش‌خوار است ولی هنوز از هنر ریخته‌گری آگاه نبود. تمدن این دوره متعلق به واپسین سال‌های عصر نوسنگی است.

هرتسفلد، اشمیت، کنتنو، گیرشمن و براون تمدن مادی مشابه آن را در نیم‌دایرهٔ وسیعی که پیرامون کویر مرکزی ایران کشیده شده است یافتند. کهن‌ترین لایهٔ این فرهنگ متعلق به دورهٔ گذر از عصر سنگ به فلز است. نبودن آثار کوره‌های گداز فلز دوره پیش از تاریخ، نمایانگر این معنی است که بشر برای اولین ابزار فلزی خود مس طبیعی را (با چکش زدن) به شکل‌های مورد نظر درمی‌آورده است. در واقع مس طبیعی در نزدیکی انارک که فقط ۲۲۵ کیلومتر با سیلک فاصله دارد تا امروز هم موجود است.

آقای م. ماتسک که در سال‌های میان ۱۹۳۶ و ۱۹۴۰ روش قدیمی استخراج و گداز فلزات را در انارک تجدید سازمان داده و به شکل نوین درآورده است گزارش می‌دهد که قسمت اعظم تولید انارک فعلاً از مس طبیعی است. مؤسسهٔ مطالعات ماقبل تاریخی دانشگاه وین در حال حاضر سرگرم پژوهشی درباره ارتباط میان کانسارهای فلزات در آن ناحیه و ابزار مس حفاری شده می‌باشد؛ این پژوهش با تجزیهٔ طیف‌نگاری انجام می‌شود. در اوایل هزارهٔ چهارم پیش از مسیح، مس مصرف عمومی یافت و برای ساختن پیکان، درفش، سنجاق جامه و جواهرات آنرا چکش‌کاری می‌کردند ولی در نیمهٔ دوم هزارهٔ مزبور تغییر قابل ملاحظه‌ای در تکنولوژی فلزات پدید آمد که همراه با تغییراتی بود که در سایر فرهنگ‌های مادی روی داد.

در این دوره مس را با گداختن آن از کانی جدا کرده و به اشکال مختلف می‌ریختند. ذخایر کانی مس اغلب در عهد باستان مشاهده شده است. استرابو متذکر می‌شود که کرمان از لحاظ سنگ مس بسیار غنی است. سرآورل استاین آثاری از یک تمدن مس‌گداز سومری و سندی را در بلوچستان کشف کرد. پیگت به وضوح نشان می‌دهد که در خلال سال‌های هزارهٔ دوم، مس کولی (Kulli) و امری نال (Amri Nal) که در بلوچستان (پاکستان) پیدا شد از یک طرف ارتباط نزدیکی با ایران و از سوی دیگر با هراپا (Harappa) در درهٔ گابریل آثار و بقایای کوره‌های گداز و توده‌های سرباره در شاه بلند و رباط بلوچستان پیدا کرد.

سنگ مس هنوز هم در راس کوه و خواجه عمران بلوچستان پیدا می‌شود. هیون تسنگ (Hiuen Tsang) مورخ چينی قرون وسطی متذکر می‌شود که کانسارهای غنی مس در آن قسمت از امپراطوری ایران که ما امروز به نام افغانستان می‌شناسیم (یعنی شاه مقصود، سفیدکوه، تزین، شادکانی و سلواتو) وجود داشته است. در شمال ایران یک رشته معادن مس از قفقاز تا پامیر کشیده شده است. ابن حوقل، جغرافیدان عرب از معادن مس کال‌صبی‌زاوه، سبزوار و فخرداود نزدیک مشهد و بخارا در ماوراءالنهر صحبت می‌کند.

معادن مس کاشان، انارک، اصفهان و بخارا برای خلفای اسلامی مقارن قرن نهم مسیحی بسیار با اهمیت بود زیرا از این معادن هر سال بیش از ۱۰،۰۰۰ دینار خراج حاصل می‌گردید. همین صد سال پیش بود که یکی از جغرافیدانان نوشت که تقریباً هر بخش ایران معادن مس مخصوص به خود را دارد. در شمال ایران سنگ مس کربناتی که به آسانی احیا می‌شود در کوه‌های سهند و قره‌داغ وجود دارد. سایر انواع سنگ مس ایران اکثراً با گوگرد ترکیب شده‌اند. گداز این نوع سنگ‌ها مستلزم آن است که سنگ مس پیش از احیاء تشویه شود. اسناد آشوری دلالت دارد به اینکه ایرانیان سنگ مس گوگردی خود را در کوره‌هایی به ارتفاع ۲ متر تشویه می‌کردند در صورتی که احیای آن در کوره‌های هوایی کوچک که قطر دهنهٔ آن در حدود ۲۲ و ارتفاع آن ۴۵ سانتیمتر بوده انجام می‌شد.

در ۱۹۳۵ شونمن چند کورة گداز مس ماقبل تاریخ را در نزدیکی انارک کشف کرد که بعضی از آنها هنوز دارای بقایای مس و سرباره بودند. یکی از کوره‌های گداز مس را که نویسندهٔ این سطور در هراپا در ۱۹۶۳ اندازه گرفت به ارتفاع دو متر و قطر دهنه آن ۸۵ سانتیمتر بود و سوراخ‌های ورود هوا و خروج گازهای سوخته آن بخوبی دیده می‌شد. دیواره‌های این کوره دارای آستر کلفتی از سرباره‌های مس بود. و این از لحاظ وجود رابطه میان ایران و هند قبل از تاریخ، که قبلاً به آن اشاره کردیم، بسیار جالب است.

ابزار مسی هزارهٔ چهارم پیش از مسیح دارای مقادیر مختلفی زر، سیم، سرب، آرسنیک، آنتیموان، آهن، نیکل و قلع می‌باشد. می‌توانیم چنین تصور کنیم که صنعتگران قدیم برای به دست آوردن مس انواع سنگ‌های فلزی را آزمایش کرده‌اند و بدین ترتیب تصادفاً آلیاژهای مس را تولید کرده‌اند. سنگ قلع در شمال ایران در کوه سهند نزدیک تبریز و در رشته کوه‌های قره‌داغ یافت می‌شود که هر دو نزدیک به معادن مس هستند و همچنین در دامنه البرز نزدیک گرگان و شاهرود نیز یافت می‌شود. رگه‌هایی از قلع و طلا در نزدیک کوه زر (ناحیه دامغان)، در کوه بنان، میان معادن مس انارک و اصفهان و ۳۵ کیلومتری باختر مشهد در رباط الوک‌بند که باز هم نزدیک معدن مس است پیدا شده است. بنابراین فهم این مطلب دشوار نیست که چگونه فلزکاران به آلیاژ مس و قلع به صورت مفرغ، تصادفاً دست یافته‌اند و استحکام عالی و سختی و شایستگی ریخته‌گری آن را متوجه شده‌اند.

تجزیهٔ اشیایی که توسط براون از خاک بیرون آورده شد، نشان می‌دهد که این ابزار مسی که به قدیمی‌ترین لایهٔ تپه گوی (در حدود ۳۰۰۰ سال پیش از مسیح) تعلق دارند از مس بسیار خالص هستند. اما نمونه‌های پیدا شدهٔ متعلق به ۲۵۰۰ سال پیش از مسیح به بعد نشان می‌دهد که مقدار قلع در مفرغ ۵ درصد است و این مقدار در مدت ۱۰۰۰ سال به ۱۰ درصد می‌رسد. می‌توان حدس زد که فلزکاران در آن موقع از گداختن سنگ‌های مس و قلع با هم دست کشیده و هر کدام از آنها را جداگانه ذوب می‌کردند بدین ترتیب آلیاژ دقیقی به دست می‌آوردند و جز به این طریق نمی‌توان علت وجود مقدار یکسان قلع را در آنها توجیه کرد. در عصر مس، هنوز پاره‌ای از ابزارهای سنگی مورد بهره‌برداری بود ولی به تدریج جای خود را به تبر و کلنگ و کج بیل‌های فلزی دادند.

آغاز هزارهٔ سوم، رشد فرهنگ جدیدی را در دامنة تپه‌های فلات ایران - اولین کشور عیلام، و مرکز آن شوش، نشان می‌دهد. در این قسمت علائم و نشانه‌های مربوط به از بین رفتن فرهنگ و تمدن مادی مردم کوه‌نشین به خوبی دیده می‌شود. و چنین به نظر می‌رسد که گسیختگی این تمدن و تغییرات پدید آمده در اثر هجوم قومی از آسیای مرکزی صورت گرفته است. ایران نفوذ این قوم را پذیرفته است. حفاری‌ها نشان می‌دهد که اصلاحاتی در فرهنگ پدید آمده، ولی شیوه و سبک قدیمی حفظ شده است.

از آغاز هزارهٔ سوم، اسناد مدون پادشاهی‌های سومر، بابل، و عیلام در بین‌النهرین اغلب به مردم و حوادث کوهستان‌های ایران اشاره می‌کند، و از همان زمانی است که پیشرفت تاریخی را می‌توان بخوبی پیگیری کرد، با توسعهٔ پادشاهی‌های بین‌النهرین، نیاز به مواد خام افزایش یافت. «نظر به نزدیک بودن ایران و کانسارهای غنی و سرشار آن توجه تمام کسانی که برای ضمیمه کردن قسمتهای باختری آن خود را قوی حس می‌کردند به آن جلب شد. ایران گذرگاهی برای سرب ارمنستان و لاجورد بدخشان بود. کانی‌های خود آن عبارت بود از زر که از قسمت ماد استخراج می‌شد و مس و قلع.

در نیمة دوم هزارة سوم پیش از مسیح استعمال فلز رو به افزایش گذاشت. از گورستان شوش، تپه حصار، تپه گیان و تپه گئوی ابزار مفرغی و زینت‌آلات مفرغی و نقره‌ای زیاد به دست می‌آید. گذار از عصر سنگ به مس بسیار تدریجی بود ولی در ایران عصر مفرغ در ۲۰۰۰ سال پیش از مسیح بخوبی پیشرفت کرده بود. چنین به نظر می‌رسد که بسیاری از اشیای مفرغی آن دوره در قالبهایی از سنگهای نرم ریخته می‌شد، بدین ترتیب که نیمی از آن شیئی در یک سنگ و نیم دیگرش در سنگ دیگر کنده‌کاری شده بود. این قالب‌ها دارای مجرای فرار هوا و لولهٔ تغذیه بودند اولين اشیای آهنی در این دوره پیدا شد که فقط زینتی بود.

مقدار نیکل زیاد آن (حدود ۵ درصد) گواه این احتمال است که این آهن باید از نوع آسمانی باشد، اما با این که در بین‌النهرین از سال ۲۷۰۰ پیش از مسیح از سنگ آهن کان زمینی استفاده می‌کردند، این طرز استفاده از آهن تا سال ۱۰۰۰ پیش از مسیح در ایران معمول نبود. با ورود قوم هند و اروپایی که در هزارهٔ اول پیش از میلاد به ایران انجام گرفت می‌بینیم که استعمال آهن افزایش بسیار پیدا می‌کند. گرچه نمی‌توان میان این دو امر رابطه‌ای برقرار کرد. مهاجرین تازه وارد از دشتهای شمالی، در تپه سیلک، جایی که دو هزار سال پیش از آن شهری وجود داشت، شهر جدیدی بنا کردند با باروها و برج‌های مرتفع. این قوم به پرورش اسب و گاو همت گماشتند و میل به کشاورزی در آنها روز به روز بیشتر می‌شد. در سال‌های بین ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۷ دو گورستان که نزدیک این شهر جدید بود مورد بررسی و توجه خاص قرار گرفت.

در گورستان اول که محققاً می‌توان آن را متعلق به ۱۲۰۰ تا ۱۰۰۰ پیش از مسیح دانست اشیای مفرغی فراوان مثل سلاح ابزار، زیور، دهنهٔ اسب و مقداری زیورآلات نقره‌ای به دست آمد. از اشیای بخصوص قابل توجهی که در اینجا یافت شد شمشیری بود که دست و قبضه و پشت آن از مفرغ ساخته شده و تیغهٔ فولادی نازک آن روی مفرع پرچ شده بود. از گورستان دوم (سیلک ب) که متعلق به ۱۰۰۰ پیش از مسیح است. به غیر از مفرغ اشیاء آهنی فراوانی نیز بدست آمد. این اشیاء به ویژه در مقابر توانگران و ثروتمندان گذاشته می‌شد. به غیر از آلات و جنگ افزارهای معمولی، باستان‌شناسان در این گورستان چنگک‌های فولادینی یافتند که با استادی تمام چکش‌کاری شده بودند؛ این چنگک‌ها ظاهراً برای کباب کردن به کار برده می‌شدند. طول هر کدام میان ۲۰ تا ۷۵ سانتیمتر است دسته این چنگک‌ها مجوف و در آن چوب بلندی قرار دارد. در یکی از گورهای این قبرستان ساغر خمیده‌ای بیرون آمد که بی‌نظیر بوده و شبیه نوع ساغری است که گزنفون می‌نویسد ایرانیان اغلب آن را به کار می‌برند و در استوانه‌های آشوری نیز نشان داده شده است .

به طوری که از روایات آشوریان بر می‌آید ایران در هزارهٔ اول پیش از مسیح محل تهیه فلزات مختلف بود. «استعمال روز افزون آهن در هزارهٔ اول در بنیاد اقتصادی جامعه اثر بسیاری داشت. گرچه هیت‌ها (Hittite) و فرمانروایان میتانی (Mittanni) در ۱۵۰۰ سال پیش از مسیح و مصری‌ها در سدهٔ چهاردهم پیش از مسیح آهن را می‌شناختند ولی این فلز تا قرن نهم و هفتم استعمال عمومی پیدا نکرد. کاربرد افزارهای جدید، مقدار تولید را بالا برد و این امر ناگزیر قیمت کالاها را بسیار کاهش داد. روش‌های نوین و مترقی کشاورزی زمین‌های بایر را زیر کشت آورد. منابع ثروتمند سنگ آهن، کشورهایی را که تا آن تاریخ نقش کوچکی در بازرگانی جهانی داشتند توانگر ساخت و این امر به ویژه در شمال ایران و کشورهای همسایه آن اثر گذاشت. تغییرات مهمی که استعمال روز افزون آهن از چین تا اسپانیا پدید آورد منجر به ظهور فعالیت شدید بازرگانی گردید و شکی نیست که ایران در این فعالیت‌ها سهمی بسزا داشته است.»