فلزکاری اصفهان از صفویه تا قاجار

در دوره صفوی، شیوه‌های جدیدی در زمینه فلزکاری بوجود آمد. در بیشتر موارد سعی می‌شد شکل و ترکیب زمخت و خشن آثار فلزی سابق ترک و به جای آن آثار ظریف و زیبا تولید شود که در داخل و خارج از کشور طرفداران زیادی داشت.

فلزکاران این دوره با مضامین شیعی و ایرانی و با خط نستعلیق و اشعار فارسی و نگاره‌ها و نقوش جدید به تزیین آثار فلزی خود مانند نقره‌کوبی و حکاکی ظروف و پایه‌های شمعدان می‌پرداختند. در این دوره قلم زنی مصنوعات طلا، نقره، برنج و مس رواج زیادی داشت و ترصیع‌کاری اشیای برنجی که در دوره مغول و تیموری رو به انحطاط رفته بود، مجدداً رونق گرفت.

با تکامل قلم زنی، زرکوبی ظروف فلزی گسترش یافت و ظروف قلم زنی و مشبک‌کاری که در دوره سلجوقی رایج شده بود، پیشرفت کردند. فلزکاران این دوره به ساخت انواع و اقسام ظروف و ابزارهای فلزی می‌پرداختند که مهمترین آنها به شرح ذیل هستند:

- ظروف مسی و آلیاژی

ایرانی‌ها در تولید ظروف مسی مانند سینی، بشقاب، دیگ و سایر ظروف آشپزخانه مهارت زیادی داشتند. کمپفر در تحسین این مهارت چنین می‌نویسد: «باید به مهارت و چیره دستی مسگران ایرانی آفرین گفت، اینها در ساختن و پرداختن ظروف و لوازمی هم که ما به هیچ وجه با آنها آشنایی نداریم مهارت بسیار دارند». به نوشته شاردن تمام ظروف آشپزخانه ایرانی‌ها از جنس مس بودند. بازار مسگرهای اصفهان در میدان نقش جهان قرار داشت. در آنجا انواع ظروف مسی ساخته می‌شد. علاوه بر آن، محله‌ای در اصفهان به نام محله مسگران وجود داشت که یکی دیگر از مراکز تولید ظروف مسی بود.

در کاشان ظروف مسی تولید می‌شد که کیفیت و فروش خوبی داشتند. مس آنجا نرم‌تر از نقاط دیگر ایران بود و از این لحاظ شهرت زیادی داشت. بسیاری از این ظروف با کنده‌کاری‌های زیبا، تزیین می‌شدند. یک سر پوش غذای مسی از دوره صفوی به جای مانده است که نام صاحب آن، قاسم جویباری، بر روی آن حک شده است و تاریخ ساخت آن ۱۰۳۸ه. ق است. بر روی بدنه این سرپوش که ظاهراً در اصفهان ساخته شد، نقوش اسلیمی بسیار زیبا کنده‌کاری شده است. ظروف مسی با استفاده از قلع چنان سفید می‌شدند که تصور می‌شد از جنس نقره هستند. مسگر باشی یا صاحب جمع مسگرخانه یکی از مقامات دربار بود که به تولید ظروف مسی برای دربار می‌پرداخت.

علاوه بر مس در این دوره با آلیاژ قلع و سرب هم ظروفی ساخته می‌شد که از ابداعات دوره صفویه بود. از این ظروف که معمولاً طلاکوبی و با جواهرات تزیین می‌شدند، فقط تعداد معدودی به جای مانده است.

- ابزار روشنایی

در میان اشیاء موجود در بخش هنرهای اسلامی موزه ملی ایران، سه نوع ابزار برای مصارف روشنایی دیده می‌شود که عمدتاً از سفال، فلز، شیشه و سنگ ساخته شده‌اند. این وسایل شامل انواع مختلف پیه سوز، قندیل آویزی و شمعدان هستند که با شیوه‌های خاصی تزیین شده‌اند. قندیل‌های فلزی این موزه بیشتر از اصفهان و خراسان جمع‌آوری شده‌اند و بیشتر آنها متعلق به دوره صفویه است. یکی از قندیل‌های اصفهان که در سال ۱۰۲۳ ه. ق ساخته شده است، دارای درپوش و فاقد دسته است.

برای آویزان کردن آن سه عدد زنجیر به لبه آن لحیم شده است. روی این قندیل کتیبه‌ای به خط نسخ دیده می‌شود. شمعدان‌ها یکی دیگر از اشیای موجود در این موزه هستند. شمعدان‌های دوره صفوی نوع جدیدی از وسایل روشنایی هستند که در این دوره در ایران رایج بودند.

این شمعدان‌ها از یک پایه استوانه‌ای تو خالی، با یک مقطع پهن و یک مخزن روغن که در بالاترین قسمت آن قرار دارد و به وسیله یک برآمدگی از دیگر قسمت‌های پایه جدا می‌شود، تشکیل می‌شوند. از مخزن به عنوان یک مشعل هم استفاده می‌شد. شمعدان‌های این موزه که بیشتر آنها از فلز هستند، عمدتاً از اصفهان و خراسان به دست آمده‌اند و اشکال مختلفی دارند. بعضی از آنها استوانه‌ای شکل هستند. تعدادی نیز دارای یک قسمت پایه به شکل وارونه و یک گردنه و محلی برای قرارگیری شمع هستند.

در زیر برخی از آنها یک سینی وجود دارد. در موزه مرکزی آستان قدس رضوی هم تعدادی شمعدان استوانه‌ای از دوره صفوی نگهداری می‌شود. یکی از این شمعدان‌ها، ساخت لاهور و بقیه به احتمال زیاد در قرن دهم و یازدهم هجری در اصفهان ساخته شده‌اند. ارتفاع این شمعدان‌ها از سی و پنج تا نود سانتیمتر است. بدنه آنها به وسیله نواری‌هایی برجسته به سه تا هفت بخش مجزا تقسیم می‌شود و همانند دیگر آثار فلزی این دوره، مزین به طرح‌های آرابسک، گل‌های ختایی و شاه عباسی، نوارهای مارپیچی شکل و اشعار فارسی هستند. یک مشعل از جنس برنج از دوره شاه عباس اول به جای مانده است. این مشعل که در اصفهان ریخته شد، دارای یک نقش استثنایی است. در قسمت بالای این مشعل، کتیبه‌ای به خط نستعلیق از اشعار سعدی نقش بسته است:

       

شبی یاد دارم که چشمم نخفت شنیدم که پروانه با شمع گفت
که من عاشقم گر بسوزم رواست   ترا گریه و سوز و زاری چراست

     

مشعل یک میله بود که در بالای آن یک محفظه مشبک تعبیه شده بود. در داخل میله پارچه‌های آغشته به روغن قرار می‌دادند. در دوره صفوی شمعدان‌های برنجی را که طرح تزیینی آنها برجسته یا حکاکی شده است، به شکل ستون می‌ساختند. بر اساس وقف نامه مسجد جامع عباسی، شش عدد پیه سوز مسی، نه عدد شمعدان، یک صد عدد قندیل آویز و چهار عدد مشعل وقف آن مسجد شد.

- سلاح‌های سرد (شمشیر و زره)

شاخه اصلی فلزکاری دوره صفویه ساخت سلاح‌هایی مانند شمشیر و انواع زره بود. در زمینه شمشیرسازی، اسدالله اصفهانی شهرت زیادی داشت. او شمشیرهای متعددی برای شاه عباس اول ساخت. یکی از شمشیرهای به جای مانده از او مهارتش در این کار را نشان می‌دهد. قبضه این شمشیر از صفحات عاج و تیغه آن از فولاد موج دار اعلاء ساخته شده است. در نزدیک قبضه، دو شمسه طلا کاری قرار دارد که روی شمسه کوچک نام اسدالله و روی شمسه بزرگ نام عباس دیده می‌شود.

شاه صفی در سال ۱۰۵۱ ه. ق هیجده قبضه از شمشیرهای ساخت اسدالله را به عنوان هدیه برای سلطان ابراهیم عثمانی (۱۰۵۹-۱۰۴۹ ه. ق) فرستاد. شهرت اسدالله در شمشیرسازی تا پایان دوره صفوی باقی ماند. مؤلف سفینه سلیمانی فرستاده شاه سلیمان به تایلند با اشاره به شمشیرهای ژاپنی می‌نویسد: « از جمله صنایع ایشان که تیغ زبان در اظهار آن تندی و سرکشی می‌کند ساختن شمشیر است اگرچه در پیش عمل اسد و کاری که در ایران بهم می‌رسد جوهری ندارد». در دوره صفوی به جای شمشیرهای راست مغولی، شمشیرهای خمیده رایج شد و تیغه‌های زیبا و ظریف این دوره که بیشتر آنها ساخت صنعتگران اصفهان بودند، باعث شهرت شمشیرسازان اصفهان در خارج از مرزهای ایران شد.

برای زیبایی شمشیرها از هنر قلم زنی استفاده می‌شد و شمشیرها با طلا و برجسته کاری و کتیبه تزیین می‌شدند. گاهگاهی از تصاویر و نقوش بدیعی هم برای زینت قبضه شمشیر و حلقه‌ای که به کمر شمشیر می‌بستند، استفاده می‌شد. در این دوره نوعی از خنجر کوتاه مرسوم شد که تیغه آن کمی به سمت داخل متمایل بود. تیغه شمشیر را از فولاد می‌ساختند و چون از فولاد سرد استفاده می‌شد، پیه، روغن و کره بر روی تیغه می‌مالیدند تا از شکستن آن جلوگیری شود و همینطور آن را با سرکه، زاج و جوهر گوگرد آب می‌دادند.

چون این مواد خورنده هستند رگه‌های شمشیر آشکار می‌شد. در مجموع، ایرانی‌ها در صیقل دادن تیغه‌های شمشیر با جوهر گوگرد مهارت زیادی داشتند. یکی از مراکز اصلی تولید سلاح‌های سرد در اصفهان، کارگاه‌های سلطنتی بودند. به کارگاه اسلحه سازی، جبه خانه یا جباخانه می‌گفتند. زره ساز باشی در این کارگاه‌ها به ساخت زره برای دربار می‌پرداخت. علاوه بر آن، در میدان نقش جهان در کنار کاخ عالی قاپو نیز شمشیر ساخته می‌شد. بازاری هم به نام شمشیر سازان در کنار کاروانسرای جده وجود داشت. از میان شمشیر سازان این دوره، شاعری به نام مولانا هجری کاشانی بود که در زمان شاه طهماسب در کاشان شمشیر ساز بود.

- سلاح‌های گرم (توپ و تفنگ)

شکست چالدران و برتری ارتش عثمانی با سلاح‌های آتشین بر ارتش صفوی، شاهان صفویه را به تکاپو برای دستیابی بر این جنگ افزار برانگیخت. در سال ۹۹۴ ه.ق شاه محمد خدابنده، میرزا محمد وزیر اصفهان را موظف کرد چند توپ بسازد تا از آنها برای سرکوب شورشی‌هایی استفاده کند که در قلعه طبرک پناه گرفته بودند. در دوره شاه عباس اول کارخانه ساخت توپ و تفنگ توسط برادران شرلی در اصفهان احداث شد. از زمان شاه عباس اول تفنگ سازی به یک حرفه رایج در استان اصفهان تبدیل شد.

در شهر اصفهان تعدادی دکان‌های تفنگ سازی وجود داشت. در وقف نامه مدرسه جده بزرگ، یک دکان تفنگ سازی در کنار چند دکان دیگر، توسط حوری خانم، جده شاه عباس دوم، در سال ۱۰۵۷ ه.ق وقف آن مدرسه شد که در حوالی میدان نقش جهان واقع شده بود. ایرانی‌ها در تولید لوله‌های تفنگ مهارت زیادی داشتند. آنها لوله‌های تفنگ را رگه‌ دار و آب دار می‌ساختند، اما این لوله‌ها سنگین بودند. آنها در شکافتن لوله هم مهارت داشتند، اما در ساخت فنر و باتری مهارتی نداشتند.

در این دوره تفنگ‌هایی ساخته می‌شد که مجهز به چنگال بودند. آنها با طلا، یاقوت و زمرد تزیین می‌شدند و بسیار زیبا بودند. شاه سلیمان در سال ۱۰۸۲ ه. ق به نجف قلی خان توپچی باشی دستور داد توپ بسازد. نصرآبادی در مورد این واقعه چنین می‌سراید:

        

            

غلام یک دل و یک رنگ توپچی باشی نجف قلی که کند جان نثار در میدان
برای ریختن توپ تازه شد تعیین به شاهراه عقیدت ز صدق شد پویان
 به امر شاه سپهر آستانه بست کمر به سعی وی شده این توپ بی بدل سامان

         

با وجود مهارت ایرانی‌ها در اسلحه سازی تفنگ‌های اروپایی در ایران هواداران بسیاری داشت. در زمان نادرشاه هم اصفهان یکی از مراکز توپ ریزی بود. نادر در سال ۱۱۴۶ ه.ق دستور داد تعدادی توپ در این شهر ریخته شود.

- ریخته گری و تولید فولاد

اصفهان یکی از مراکز تولید فولاد در ایران بود. در یکی از روستاهای اطراف اصفهان به نام ارزنان، فولاد دمشقی تولید می‌شد که از نظر کیفیت با فولاد هند که از گلکنده وارد می‌شد، رقابت می‌کرد. ریخته‌گری یکی دیگر از صنایع استان اصفهان بود ریخته گران به تولید جام‌های فلزی، زنگ قاطر و شتر و وسایلی از این قبیل می‌پرداختند.

- سایر اشیای فلزی

حاج عباس فلزکار یکی از فلزکاران اصفهانی دوران شاه عباس اول بود. یکی از ساخته‌های او کشکولی از جنس فولاد است که طلاکاری و نقره کاری شده است. در بازار آهنگران و چلنگران اصفهان در میدان نقش جهان، اسباب و آلات کشاورزی، زنجیر، ساج، تنورهای فلزی، سوهان، تیغه و اره ساخته می‌شد. تیغ دلاکی که به آن استره می‌گفتند و همینطور قیچی‌های ساخت ایران کیفیت بسیار خوبی داشتند. در مجموعه کارگاه‌های سلطنتی، کارگاه‌های حلبی سازی، قلع ریزی هم وجود داشت.

زرگری و جواهرسازی

اگرچه شاردن و تاورنیه کارهای زرگران ایرانی را در قیاس با نمونه اروپایی آن که با بهره‌مندی از ابزارهای جدید کیفیت بهتری داشتند، چندان قابل قبول نمی‌دانند، اما ایرانی‌ها دستاوردهای قابل قبولی در صنعت زرگری داشتند و بر خلاف گفته‌های شاردن در هنر میناکاری هم ورزیده بودند. البته کاملاً مشخص بود که اروپایی‌ها در شاخه‌های مختلف صنعت زرگری رو به پیشرفت بودند. از این رو، شاهان صفوی از زرگران و جواهر سازان اروپایی استقبال می‌کردند.

پادشاهان صفوی در دوره‌های مختلف به استخدام زرگران اروپایی در کارگاه‌های سلطنتی تمایل نشان دادند. یکی از مقامات دوره صفوی و پس از آن زرگر باشی یا صاحب جمع زرگرنامه بود که به تولید ظروف طلا و نقره برای دربار می‌پرداخت. آقا حسین اصفهانی در زمان نادر صاحب جمع زرگر خانه بود. در زمان شاه سلیمان از درب عمارت شاه تا کاخ عالی قاپو، دکان‌های زرگری، حکاکی و الماس تراشی قرار داشت. بین زرگری و نقاشی ارتباط نزدیکی وجود داشت.

زرگران مانند نساجان از کارهای نقاشان برای تزیین کارهای خود کمک می‌گرفتند. از همین روی در این دوره افرادی در هر دو زمینه ماهر بودند. محمد قلی بیک از تبریزی‌های ساکن محله عباس آباد اصفهان، در هر دو فن مهارت و شهرت زیادی داشت. کلب علی شاعر که او هم تبریزی و ساکن عباس آباد بود، به هر دو کار اشتغال داشت. از طلا و جواهرات برای ساختن و تزیین بسیاری از اسباب و وسایل استفاده می‌شد. در اواخر دوره صفوی که تجملات در اصفهان و مخصوصاً در دربار گسترش یافته بود، استفاده از جواهرات رواج زیادی یافت و از طلا و جواهرات در همه وسایل استفاده می‌شد.

ظروف غذای شاه و همین طور قاشق، چنگال و تنگ‌های شراب او از طلای ناب میناکاری و آراسته به جواهرات بودند. قهوه‌دان، آفتابه و پیاله‌هایی‌ هم از طلا یا نقره ساخته می‌شدند. پیاله و صراحی شاه صفی از جنس طلا و مزین به فیروزه و عقیق بود. شاه عباس در سال ۱۰۱۷ ه. ق دستور داد برای منوچهر خان وسایلی مانند پیه سور، طشت، آفتابه و منقله‌دان فرستاده شود. بیشتر این ظروف از جنس نقره بودند. از جواهرات برای تزیین شمشیر، خنجر، زین و یراق اسب‌ها و همینطور تاج قزلباشی استفاده می‌شد.

زنان بزرگان و اعیان، نوارهایی از طلای میناکاری شده و مزین به یاقوت، برلیان و مروارید به پیشانی خود می‌بستند. کمربندهای آنها از طلای قلم زنی شده و مزین به جواهرات بود. یک باغ وحش بزرگ در دربار وجود داشت که تمام یا بخشی از زنجیرها، میخ‌ها، ظروف غذا، رکاب، دهنه، زین و سینه بند حیوانات آن از طلای میناکاری یا برلیان و یاقوت بودند، کارهای میناکاری در دربار توسط میناساز باشی انجام می‌شد.

شاه عباس در سال ۱۰۲۳ ه.ق، خان زرگر باشی واقع در کنار بازار قیصریه را وقف مسجد جامع عباسی کرد. او یازده پلاک طلا وقف بارگاه امام رضا (ع) کرد. این پلاک‌ها با اشعاری به خط نستعلیق توسط علیرضا عباسی تزیین شده‌اند. اسامی تعداد زیادی از زرگران اصفهان دوره صفوی در منابع آمده است. مانند ملا عصری تبریزی، محمد شفیع سالما، مبدع تبریزی و رشیدای زرگر از ساکنان عباس آباد که در فن میناکاری بی‌نظیر بود. ساعت سازی پیش از صفویه، ساعت‌های کوچکی از برنج ریختگی ساخته می‌شد که از آنها برای تعیین ساعات روز، جهت‌یابی و قبله‌یابی استفاده می‌شد. اصفهان یکی از مراکز اصلی تولید این ساعت‌ها بود.

ساعت‌های جدید اروپایی در دوره صفوی به سرعت رایج شدند، ولی تا پایان این دوره فنون این صنعت برای ایرانی‌ها ناشناخته باقی ماند و فقط چند ساعت ساز اروپایی در اصفهان به این کار مشغول بودند. رودلف اشتیدلر یکی از ساعت سازان آلمانی بود که در دوره شاه صفی در اصفهان به این کار مشغول بود. او در نهایت به خاطر کشتن یک ایرانی، اعدام شد. یک ساعت ساز انگلیسی به نام فسی یک ساعت بزرگ برای شاه عباس اول ساخت که در بالای بازار قیصریه نصب شده بود.

این ساعت پس از کشته شدن اشتیدلر از کار افتاد و کسی وجود نداشت که آن را دوباره راه اندازی کند. به نوشته تاورنیه یک ساعت ساز فرانسوی موسوم به وارون دولیون و یک ساعت ساز از اهالی ژنو به نام دیدیه لاژی در خدمت پادشاه ایران بودند. ساعت سازان اروپایی در کارگاه‌های سلطنتی مشغول به کار بودند. آنها کارگاه خاصی نداشتند و در قالب رسته اسلحه سازان (جبه خانه) به کار مشغول بودند. چون تعداد آنها در زمان شاه سلیمان افزایش یافت، گروهی از آنها در محلی موسوم به چهار حوض در پشت کاخ شاهی مستقر شدند.