فرش‌های پرزدار و اصطلاحات آنها (بخش دوم)

امروزه طرح‌هایی که برای بافت فرش در کارگاه‌های شهری در ایران استفاده می‌شود، معمولاً به طور مستقیم از روی نقشهٔ کشیده شده روی کاغذ شطرنجی انجام می‌گیرد. نقشه‌های ‌کاغذی همچنین نقش حیاتی در فرش‌بافی امروزین روستایی دارد، چون به صاحبکار اجازه می‌دهد، از یک نقشهٔ خاص روی کاغذ شطرنجی، به هر تعدادی که می‌خواهد سفارش بافت بدهد. از طرفی چون صاحب دستگاه‌های ‌دار ممکن است همزمان با چند کارفرما طرف قرارداد باشد، از این روست که نسخه‌برداری از نقشهٔ فرشی، عملاً غیرممکن نیست، موارد بسیاری از استفادهٔ غیر مجاز از نقشه در مکاتبات کارفرمایان خارجی با کنسول‌های مربوطه در ایران گزارش شده است.

نقشه‌کش (طراح نقشه) اهمیت طراح در سلسله مراتب پیشه‌وران درگیر کار تولید فرش، گنجاندن و انعکاس گهگاهی نام این طراحان در فرش‌های ‌بافته شدهٔ سنتی است؛ معمولاً در فرش نوشته‌ها، تنها نام مباشران و یا صاحبان (استادکاران) دستگاه دار ذکر می‌شود و کمتر از پیشه‌وران واقعی بافت فرش نام برده می‌شود.

آموزش طراحی متعارفاً برحسب نظام استاد، شاگردی انجام می‌شود، بعید هم نیست که این مهارت‌ها ‌از پدر به پسر منتقل شود. یک طراح ممکن است برای مؤسسهٔ خاصی کار کند و یا با دریافت کارمزد، نقشه‌هایی ‌برای بیش از یک مؤسسه تهیه نماید. طی دوران اواخر قرن سیزده و اوایل قرن چهارده ه. ق (۱۹-۲۰م)، که دورهٔ شکوفایی فرش ایران تلقی می‌شد، و به همین جهت رقابت برای در اختیار داشتن طراح را تشدید می‌نمود؛ برای نمونه در کرمان شخصی به نام آقامحمد طراح که با «شرکت تجاری و فرش شرقی» (Easter Rug And Trading Company) قرارداد نقشه‌کشی داشت با دستمزد بالاتر، توسط مؤسسهٔ پتاک قر زده می‌شود.

طراح و منطقهٔ جغرافیایی - هیچ نمونهٔ فرش پرزدار مربوط به قبل از قرن دهم ه. ق (۱۶م) که بتوان قاطعانه بافت آن را به ایران نسبت داد، در دسترس نمی‌باشد، جغرافی‌دانان و تاریخ‌نویسان و جهانگردان قدیم، تنها به شرح اجمالی از طرح و بافت فرش بسنده نموده‌اند (چون تأليف توأم با تفسیر بر منابع تاریخی در مورد تجارت و بافت منسوجات از جمله فرش به قرن هشتم ه. ق (۱۴م) می‌رسد). شاید مشهورترین فرش قبل از دوران صفویه، فرش افسانه‌ای بهارستان (بهار خسرو پرویز) و فرش پازیریک باشد. (به فرش طاقدیس هم اشاره شده است) در مورد اولی اگر حقیقتاً فرش بافته شده باشد، به احتمال تخت‌باف بوده است تا فرشی که در ساختار آن پرز به کار رفته باشد، از طرف دیگر شواهد باستان‌شناسی اخیر نشان می‌دهد که فرش پازیریک ممکن است منشأ ایرانی نداشته باشد بلکه بافت آسیای مرکزی یا سیبری باشد.

هرچند، گاه‌شمار وقایع تاریخی در مورد فرش آناتولی از قرن نهم تا دوازدهم ه. ق (۱۵-۱۸م) و مقایسهٔ آنها، بیشتر بر مبنای انعکاس آنان در نقاشی‌های ‌اروپایی است، ولی همین روش‌ها ‌در تعیین تاریخ فرش‌هایی که بافت آنها به ایران نسبت داده می‌شود، نمی‌تواند کاربرد داشته باشد.

فرش‌های ‌ایرانی مربوط به «هرات» یا گروه ایرانی - هندی قرن یازدهم ه. ق (۱۷م)، معمولاً در نقاشی‌های ‌همان دوران ون دایک روبنس، ورمیر و سایر نقاشان اروپایی دیده می‌شود. اما برای دورهٔ پیش از آن، اهل فن جهت تعیین تاریخ به طور متعارف، خود را به مقایسهٔ سبکی با نقش‌های ‌تزئینی ساختمان‌ها، جلد کتاب و تذهیب دست‌نوشته‌ها ‌و نقاشی‌های ‌کف پوش‌ها ‌و منسوجات در نقاشی‌های ‌مینیاتور متکی کرده‌اند. در میان شواهد بصری اولیه در مورد فرش ایران، کف‌پوش‌های ‌منعکس در نقاشی‌های ‌مینیاتور دوران تیموری است که در آنها غالب طرح‌های ‌متن، نقش‌های ‌کوچک تکراری مربع، شش ضلعی، هشت ضلعی، دایره و خط‌های متقاطع است و حاشیه‌ها ‌اغلب شامل نقش‌های ‌تکراری و یکنواخت «شبه کوفی» است.

متأسفانه این نقاشی‌ها ‌شیوهٔ بافت فرش را نشان نمی‌دهد، و معلوم نیست که آیا این فرش‌ها پرز دارند یا بافت تخت می‌باشند و حتی در مواردی امکان دارد این بافته‌ها، نمد باشند. بعلاوه وجود فرش‌های آناتولی، اسپانیایی و مملوک، همین‌طور فرش‌هایی که در نقاشی‌های ‌هم‌عصر اروپایی ترسیم شده، گواه بر آن است که در آن زمان سبک نقاشی هشت ضلعی در تمام دنیا مرسوم و متداول بوده است. کف‌پوش‌های ‌اغلب مکان‌ها در نقاشی‌ها ‌که در طرح شباهت زیادی به نقاشی‌های ‌دورهٔ تیموری دارد، معمولاً زیلو می‌باشد که بافته‌ای است کلفت نخی با ساختار دولاکاری پارچه مانند. تاریخ منعکس شده روی قطعه زیلویی با عنوان «وقف» که در مسجد جمعه (جامع) میبد نزدیک یزد به دست آمده، ۸۰۸ ه. ق (۱۴۰۵م) را نشان می‌دهد، که اگر تاریخ آن درست باشد، این قطعه بافت دورهٔ تیموری یا ترکمن می‌باشد و این قدیمی‌ترین فرشی است که می‌توان با قاطعیت بافت آن را به دستگاه‌های ایرانی نسبت داد.

در حال حاضر تنها پنج مورد فرش پرزدار چاپ شده وجود دارد که بر مبنای نوشته و تاریخ روی این فرش‌ها، می‌توان به مناطق تحت نفوذ صفوی نسبت داد. دو فرش اردبیل به تاریخ ۹۴۲ ه. ق (۳۶- ۱۵۳۵م)، فرش شکارگاه میلان به تاریخ ۹۲۹ ه. ق (۲۳- ۱۵۲۲م) یا ۹۴۹ ه. ق (۴۳- ۱۵۴۲م)، یک قطعه که طرح متن آن دارای ترنج‌های ‌متعدد بوده و در سارایوو (Sarayevo) موجود است که تاریخ بافت آن ۱۰۶۶ ه. ق (۱۶۵۵-۵۶م) می‌باشد و فرش ابریشمی به صورت طرح جهت‌دار با سروهای متعدد و گیاهان در حال شکوفهٔ قم به تاریخ ۱۰۸۲ ه. ق (۱۶۶۲م) که در هر دو مورد اخیر، طرح متن آنها و نقش مایه‌های ‌چیره بر متن، گردان است و همین امر، این دو تخته فرش را به طور قابل ملاحظه‌ای از طرح‌های تکراری با نقش‌های ‌کوچک هندسی که اهل فن به طور معمول به فرش‌های ‌تیموری نسبت می‌دهند، ممتاز می‌دارد، هر چند، اکنون معلوم شده که نقش‌های ‌ویژهٔ دوران صفوی، در کفپوش‌های ‌نقاشی‌های ‌دوران تیموری هم دیده می‌شود، جالب توجه اینکه بیشتر کفپوش‌های ‌منقوش در نقاشی‌های ‌مینیاتور مربوط به دوران صفوی، دارای طرح‌های ‌مرکزی و نقش مایه‌های ‌گردان می‌باشند اما هیچ یک از آن نقوش، دقیقاً مطابق نقوش فرش‌های ‌موجود که بافت آنها را به دوران صفوی منسوب می‌دارند، نمی‌باشد.

فرش‌های ‌نسبت داده شده به این دوران مشخصاً از انواع و اقسام نقش مایه‌های ‌گلدار و گل‌بوته و شاخ و برگ شیوانده انباشته شده است و بسیاری از آنها را می‌شود به عنوان نقش‌های ‌تقلیدی از چین طبقه‌بندی کرد؛ از جملهٔ این نقشه مایه‌ها، نیلوفر آبی، برگ نیلوفر، برگهای اسلیمی به صورت دو برگ از هم باز شده، تاک‌های پیچان، گل‌ها ‌و شکوفه‌ها ‌و همین‌طور حيوانات واقعی و خیالی، قطعه‌های ‌ابر و گره‌های ابر، پیکره‌های ‌انسان و حیوانات و گاهی هم نوشته‌هایی از ادبیات فارسی می‌باشد. علی‌رغم دامنهٔ وسیع نقش‌های ‌تزئینی به کار گرفته شده، این فرش‌ها ‌به طور معمول در جهت محور عمودی با تقریب زیاد متقارن‌اند و گاهی هم در جهت محور افقی این گونه‌اند.

اصطلاحاتی که برای شناسایی گروه فرش‌های ‌صفوی به کار گرفته شده، مانند پلونیز، سانکوسزکو، هرات و غیره، در دوران‌های ‌اولیهٔ بررسی این فرش‌ها ابداع شده و امروزه، یعنی حدود یک قرن بعد از آن تاریخ به صورت عنوان‌های ‌مناسب بر روی آنها باقیمانده است، زیرا تاکنون طبقه‌بندی رضایت بخشی بر مبنای محل بافت آنها، ارائه نشده است.

معمولاً تصور بر آن است که نقوش فرش‌های ‌دوران صفوی به وسیله پیشه‌وران هنرمند دربار آن زمان به وجود آمده باشند که در عین حال مسئول طراحی‌های ‌هنری روی جلد کتاب‌ها ‌و نقاشی‌های ‌تزئینی ساختمانی بوده‌اند. معذلک بایستی با چنین فرضیاتی با احتیاط برخورد شود، بخصوص اینکه نحوهٔ تکامل خود نقاشی مینیاتور، هنوز کاملاً روشن نیست؛ قبلاً تصور می‌شد که نقاشی‌های ‌مینیاتور، زیر نظر دربار و در کارگاه‌های ‌شاهی انجام می‌گرفته، ولی به تشکیلات دیگری نسبت داده می‌شده است، وانگهی در حال حاضر هیچ فرشی موجود نیست که شهرت داشته باشد، بافت آن را بخصوص برای دربار صفوی سفارش داده باشند، هر چند از همان عصر شواهدی به صورت مکتوب وجود دارد که انواع مختلف فرش‌های ‌ایلی، روستایی و شهری، شامل فرش‌هایی ‌که جهت داد و ستد و هم برحسب سفارش، در مناطق مختلف، آنچنان که امروزه انجام می‌گیرد، بافته می‌شده است و سرانجام این گفته که «بدون تردید، دوران طلایی مکتب کلاسیک فرش‌بافی، نیمهٔ اول قرن شانزدهم میلادی بوده است»، تاکنون به اثبات نرسیده است.

در حال حاضر، تنها سه تخته فرش تاریخ‌دار (در فوق بدان‌ها اشاره شد) این گفته را تقویت می‌نماید. بنابراین ترتیب زمانی و طبقه‌بندی فرش‌های ‌صفوی نیاز به بررسی مجدد و دقیق دارد. بررسی‌های ‌اخیر تأکید بیشتری بر جنبهٔ ساختاری و همین‌طور صور گوناگون طرح و نقشه‌هایی ‌که به مناطق مختلف نسبت داده شده، دارد. توجه بیشتر به منابع اولیه، شاید بتواند شناخت روشن‌تری از زمینهٔ تاریخی بافت فرش در اختیار بگذارد.

از آنجایی که تاکنون چند تخته فرش تاریخ‌دار به طور قطع و یقین مربوط به قرنهای ۱۲ تا ۱۸ شناخته شده است که تنها کلی‌ترین فرضیه‌ها ‌دربارهٔ طرح و نقشهٔ آنها امکان‌پذیر است. بررسی‌های ‌مقدماتی نشان می‌دهد که بافت طرح‌ها ‌و نقشه‌های ‌صفوی در دوران‌های ‌بعدی هم انجام می‌گرفته، هر چند که جریان آن کندتر گردیده است. نقش مایه‌های ‌جدیدی مانند «بوته» در قرن‌های ‌بعد عرضه شده است.

حجم اشياء و منابع مستند مربوط به تولید فرش و تجارت آن در قرن ۱۹م، ملاحظات کلی چندی را دربارهٔ طرح و نقشه‌های ‌دوران قاجار، در اختیار می‌گذارد. نخست اینکه استفاده از طرح‌ها ‌و نقشه‌ها ‌و نقش مایه‌هایی ‌که از دوران صفوی و دوره‌های ‌بعد از آن شناخته شده بودند تا به امروز ادامه می‌یابد؛ علاوه بر آن، نقش‌های ‌کوچک تکراری چون هراتی، میناخانی و بوته در گنجینهٔ طرح‌ها ‌و نقش‌ها ‌با تفاوت‌های ‌محلی مشخص، جا می‌افتد.

از جهتی هم برای آن که به شیوهٔ روز عمل شود و به طور کلی با در نظر گرفتن نسبی برداشت‌های ‌ذهنی اروپاییان دربارهٔ هنر ایران، موضوعات تصویری غربی نیز در فرش ایران به کار گرفته می‌شود. چون اهمیت اقتصادی بازار صادراتی در اواخر قرن ۱۳ ه. ق (۱۹م) و اوایل قرن ۱۴ ه. ق (۲۰م) افزایش می‌یابد و همین باعث تغییرات گسترده‌ای در قطع و اندازه و رنگ و طرح و نقشه‌های ‌سنتی می‌شود و طرح‌ها ‌و نقش‌هایی چون هراتی، میناخانی و بوته عرضه می‌شود تا خواسته‌های ‌مصرف‌کنندگان غربی را برآورده نماید و نهایتاً از همین دوره است که تعداد قابل ملاحظه‌ای فرش‌های ‌مشهور به عشایری و ایلاتی بافته می‌شود که معمولاً طرح و نقشهٔ هندسی دارند و از ظرافت کمتری برخوردار می‌باشند.

با وجود تضاد آشکار طرح‌ها و نقشه‌هایی ‌که در این نوشته توصیف شده، تشابهات بين بعضی از نقش‌های ‌تزئینی بخصوص نقش گل در فرش‌های ‌ترکمن و نقش مایه‌ها ‌در کفپوش‌های ‌نقاشی‌های ‌مینیاتور دوران تیموری، نشانگر آن است که دست کم بعضی از طرح‌ها ‌و نقشه‌های ‌فرش‌های ‌ایلاتی از گنجينه و مجموعهٔ طرح و نقشه‌های ‌قبل از دوران صفوی باقیمانده است.

از زمان قاجار تغییرات و تعديلات طرحها و نقشه‌های ‌فرش‌های ‌ایرانی ادامه یافته تا با نیاز و درخواست بازارهای بین‌المللی تطبیق داده شود، نمونه آن بافت فرش‌های ‌معروف «کرمان باب بازار امریکا» است. چون طرح و نقش مایه‌های ‌سنتی ایرانی به طور فزاینده‌ای در مراکز خارج از ایران کپی برداری می‌شود، در حال حاضر می‌توان طرح و نقشه را بیشتر هدف بازارهای معینی در نظر گرفت، تا نشان دهندهٔ خاستگاه و محل اصلی ایجاد آنها.