عوامل مؤثر در بافت فرش

پس از آشنایی با فرش و انواع فرش دستباف، لازم است تا عوامل مؤثر در بافت فرش را مورد بحث قرار دهیم.

عواملی که در قالیبافی تأثیر دارند به دو دسته تقسیم می شوند:

عوامل اصلی و عوامل جانبی

1- عوامل اصلی

عوامل اولیه و مهمّی هستند که بدون وجود آنها بافتن فرش امکان پذیر نیست و شامل پشم و پنبه و ابریشم می باشند.

پشم

پشم که یکی از مهمترین عوامل مؤثر در بافت فرش محسوب می شود، یک نوع لیف پروتئینی است که روی بدن گوسفند می روید و به صورت ریشه یا پرز در قالیبافی به کار میرود. لازم به ذکر است که ایلات و عشایر برای چلّه‌های خود از پشم استفاده میکنند و این به دو دلیل می‌باشد:

  • سهل الوصول بودن آن
  • ارزان بودن قیمت پشم

لازم به ذکر است که برای فرش‌هایی که به عنوان زیرانداز مورد استفاده قرار میگیرند بهتر است از تارهای پنبه ای استفاده شود.

تقسیم بندی انواع پشم از نظر قطر

از نظر ضخامت پشم را به سه دسته تقسیم می کنند:

  1. پشم درجه یک : شامل پشم‌هایی است که کمتر از 30 میکرون قطر داشته باشند.
  2. پشم درجه دو: شامل پشم‌هایی است که 35-30 میکرون قطر داشته باشند.
  3. پشم درجه سه : شامل پشم‌هایی است که 40 میکرون قطر داشته باشند.

ظرافت پشم بستگی به تعداد فلس‌های آن دارد. هرچه تعداد فلس‌ها بیشتر و اندازه‌ی آنها کوچکتر باشد پشم ظریفتر خواهد بود.

کرک

الیاف ظریفی که در لابه لای موی شتر یا بز یافت می شود که برای قالیبافی مناسب نمی باشد، اصطلاحاً کرک می‌گویند. ولی در اصطلاح بازار به پشم‌های ظریف، "کرک" می‌گویند که اصطلاح مناسبی نیست.

البته کیفیت پشم به عواملی مثل قطر، طول، جعد، استحکام و برگشت پذیری، بو، رنگ و شفافیت بستگی دارد. بعنوان مثال هرچه طول پشم بلندتر و قطر آن کمتر باشد پشم از مرغوبيت بالاتری برخوردار است.

به اعتقاد کارشناسان فن بهترین پشم برای قالیبافی پشم گوسفندان ایرانی است و بهترین نوع پشم ایرانی از مناطقی چون کرمانشاهان، خراسان، خوزستان و نژاد بلوچ به دست می آید. البته پشم‌هایی که در منطقه اهواز و کرمانشاه بدست می آید به علت اینکه الیاف قطور و بلندی دارند، برای فرش‌های درشت بافت مناسب هستند و الیاف تربت حیدریه و نژاد بلوچ برای فرش‌های متوسط بافت و معمولی مناسب هستند و بطورکلی پشم در مناطق کرمانشاهان، خوزستان، کردستان، لرستان، خراسان، آذربایجان و مرکزی تولید می شود. علاوه بر آن پشم‌های کشورهای استرالیا، زلاندنو، آرژانتین و اروگوئه که خصوصیات مشابهی با پشم ایرانی دارند نیز به مصرف قالیبافی می‌رسند.

در اینجا لازم می‌دانم که این نکته را بیان کنم که با توجه به خواص پشم و مو، همانطوری که گفته شد پشم یکی از عوامل اصلی در بافت فرش می‌باشد ولی مو برای بافت در فرش مناسب نیست چون که قطر الیاف مو ضخیم تر و صاف تر از الیاف پشم می‌باشد.

خصوصیات فیزیکی و شیمیائی پشم

از نظر ساختمان شیمیایی از کراتین تشکیل شده است (همانند مو و شاخ). از نظر شکل میکروسکوپی از تعدادی فلس تشکیل شده است که تعداد و اندازه فلسها متفاوت هستند و با توجه به نوع پشم متغیر است، در مقابل اسید سولفوریک حساب است و اسید سولفوریک غلیظ و داغ آن را تجزیه می‌کند و اسید نیتریک نیز به آن صدمه می‌زند ولی در مقابل سایر اسیدها مقاوم است، در مقابل مواد قلیایی حساس است به طور مثال در سود سوزآور غلیظ حل می‌شود. پشم نسبت به حرارت از پنبه و ابریشم مقاوم تر است.

از نظر فیزیکی از خاصیت الاستیسیته بالایی برخوردار است و الاستیسیتهٔ آن از ابریشم و پنبه بیشتر است. دادن حرارت 100 درجه سانتیگراد به مدت زیاد، استحکام آن را کاهش می‌دهد ولی حرارت 130 درجه سانتی گراد آن را تجزیه کرده و باعث زرد شدن آن می‌شود ولی حرارت 300 درجه آن را می‌سوزاند، نور آفتاب روی آن اثرگذاشته و موجب تغییر رنگ و خشن شدن آن می‌شود.

برای استفاده از پشم گوسفند آن را به 4 طریق از بدن گوسفند جدا می‌کنند که عبارتند از:

1- چیدن پشم از حیوان زنده بوسیله قیچی یا ماشین تراش‌های برقی که سالی دوبار در بهار و پائیز انجام می‌شود که به پشم‌های بهاره و پائیزه مشهور‌اند و از هرگوسفند در سال ۱ کیلوگرم پشم به دست است می آید. با توجه به فصلی چیدن پشم ها، آنها را به ۲ دسته بهاره و پائیزه تقسیم میکنند.

  • پشم بهاره: این نوع پشم که در فصل بهار از بدن حیوان جدا می‌گردد دارای الیاف بلند، براق، محکم و لطیف می‌باشد.
  • پشم پائیزه: این نوع پشم که در فصل پائیز از بدن حیوان جدا می‌گردد دارای الیاف کوتاه، ضخیم و کم چربی می‌باشد.

لازم به ذکر است که در بعضی از مناطق هر ۲ سال، ۳ بار پشم را از بدن گوسفند جدا می‌کنند. به پشمی که با قیچی و ماشین تراش‌های برقی از حیوان زنده جدا می‌کنند پشم زنده نو می‌گویند.

۲- چیدن پشم از پوست حیوان ذبح شده به وسیله قیچی یا ماشین تراش‌های برقی

۳- جدا کردن پشم از تخته پوست‌های گوسفند بوسیله مواد شیمیائی : در این روش پوست را در آب آهک قرارداده و با کشت آنزیم ریشه پشم را پوسانده تا پشم از پوست جدا شود به این نوع پشم، پشم دباغی شده یا مرده می‌گویند که چون روی پشم فعل و انفعالات شیمیائی انجام شده و از دوام آن کاسته شده است برای قالی بافی مناسب نیست.
باتوجه به مواد فوق می توان نتیجه گرفت که بهترین زمان چیدن پشم، قبل از ذبح است.

۴- جدا کردن پشم از پوست توسط دو عامل تعریق و قلیائی
در این روش پوستها را در محل سربسته ای آویزان کرده و با قلم مو، مواد قلیائی را پشت پوستها میمالند و حرارت محیط را بالا می‌برند تا در اثر حرارت چربی موجود در اطراف پیاز مو نرم شود و مواد قلیائی باعث از بین رفتن چربی می‌شود و در نهایت حفره خود آزاد شده و به راحتی الیاف از پوست جدا می شوند.
(لازم به ذکر است که معمولا از کربنات سدیم استفاده می شود)
روش شناسانی پشم از الیاف دیگر
شناسائی پشم از الیاف دیگر به ۲ طریق صورت می‌گیرد:

  • روش فیزیکی
  • روشی شیمیائی

1- روش فیزیکی: در این روش پشم را می‌سوزانیم. وقتی آن را روی شعله می‌گیریم ابتدا جمع شده و به راحتی می‌سوزد و با دور نمودن از شعله خاموش می‌شود و بوی پر یا موی سوخته را می‌دهد و به صورت گلوله‌ای سیاه‌رنگ در می‌آید که با کمی فشار، پودر شده و مقطع سوخته شده آن زردرنگ است.

2- روش شیمیائی: در این روش که انجام آن از روش فیزیکی مشکل‌تر می‌باشد حدود ۵ - ۲ گرم از خامه (پشم تابیده)های مصرفی را برمی داریم و الیاف فوق را در یک شیشه که حاوی 100 میلی لیتر سود سوزآور ۵٪ است می‌اندازیم. در صورتی که الیاف فوق طبیعی باشند ابتدا به صورت ژلاتین در آمده و سپس حل می‌شود. سپس یک کاغذ صافی را برمی‌داریم و روی دهانه یک قیفی که درون بشر قرارگرفته است، قرار می‌دهیم و محلول را داخل آن می‌ریزیم و پس از انجام عمل فوق محلول باقی مانده روی کاغذ را خشک می‌کنیم و وزن آن را تعیین می‌کنیم. سپس وزن کاغذ صافی را از وزن کل بدست آمده کم می‌کنیم.
وزن باقیمانده وزن الیاف پشم میباشد.
بطور مثال:اگر ۱۰ گرم پشم را در سود حل کنیم و این محلول ۵ گرم باقیمانده داشته باشد. درصد خلوص پشم عبارت است از:

(درصد خلوص) X = 100 * 5 / 10 = 50%

(مقدار درصد ناخالصی) Y = 100% - X = 50%

با توجه به فرمول فوق در می‌یابیم که هرچه درصد خلوص بالاتر باشد خامه‌های مصرفی در فرش از کیفیت بالا برخوردار هستند.