طرح‌ها و رنگ‌های مورد استفاده در بافت گبه

طرح گبه بسیار ساده و هندسی بوده در ابتدا گبه‌ها بدون نقش و ساده بافته می‌شده‌اند و گاه نیز از محیط اطراف الهام می‌گرفتند.

هر چه بافنده در ذهن خود داشته بر روی گبه پیاده می‌کرده، گبه‌هایی که توسط عشایر بافته می‌شد دارای طرح‌های ذهنی بود و چون گبه مصرف شخصی داشت برای بافنده تنها آن چیزی را که خود در ذهن داشت و هیچ قید و بندی در انتخاب طرح وجود نداشت، خود بر روی گبه پیاده می‌کرد و طرح‌ها از محیط اطراف خود بافند گرفته می‌شد و شاید آرزوها و خواسته‌هایشان را بر روی گبه پیاده می‌کردند.

مثلا نقش چادر، شاید آرزوی داشتن چادری بزرگتر و یا مأمن ثابت بود و نقش انسان نشانه داشتن خانواده و گل و بوته نشانه سرسبزی و نقش گوسفندان و گله و حتی سگ در پیش عشایر نشانه و نماد خاصی داشته است. گبه هنر اصیل ایرانی است که شاید بتوان گفت: طرح و نقش آن، آن را از دیگر دست بافت‌ها متمایز می‌سازد و اگرچه گاه همچون فرش از زحمت و مشقت کمتر برخوردار است، اما باز هم گبه در جای خود هنر قابل تحسینی است.

رنگ‌های مورد مصرف در گبه

رنگ‌های گبه در اوایل «خود رنگ» یعنی رنگ طبیعی پشم بود، و چون گبه دست‌بافت عشایری بود و فقط خودشان از آن استفاده می‌کردند بنابراین می‌توان گفت: گبه دست بافتی منحصر به فرد بود که عشایر اولین کسانی بودند که آن را می‌بافتند و مورد مصرف قرار می‌دادند، رنگ‌ها در ابتدا به صورت خود رنگ بوده و پشم‌ها به رنگ‌های طبیعی چون مشکی، سفید، شیری، قهوه‌ای، یعنی همان رنگی که پشم‌های حیوانات به طور طبیعی به آن رنگ بودند مانند پشم شتر، بز، گوسفند و...، اما با گذشت زمان و کوچ عشایر از جایی به جای دیگر و دسترسی به رنگ‌های گیاهی و شناخت رنگدانه‌های گیاهان و راهیابی گبه به خانه‌های شهرنشینان گبه از مصرف شخصی عشایر به مصرف شهرنشینان هم درآمد و از آن زمان گبه‌ها با رنگ‌های متنوع گیاهی و طبیعی رنگ شده و بافته می‌شد و هر کدام از رنگ‌های مورد مصرف نماد و نشانه چیزی بود، مثلا رنگ آبی نشانه پاکی و زلالی و آسمان است و رنگ سبز نشانه سرسبزی و خرمی و به نوعی به معنی برکت بوده چرا که عشایر برای به دست آوردن و رسیدن به مراتع و آب مدام در حال کوچ هستند رنگ زرد نشانه طلا و خاک وطن است و حسن وطن دوستی نیز در نزد قشقایی‌ها شدید بوده است. به همین خاطر در گبه‌های خود به نشانه خاک وطن از رنگ زرد زیاد استفاده می‌کردند رنگ مشکی نشانه مرگ ومیر است و زمانی در گبه رنگ مشکی استفاده می‌شود که کسی از اطرافیان و اقوام عمر خود را از دست داده باشد. رنگ سفید نشانه تولد و نوشدن در پیش قشقایی‌ها است و...

تقسیم‌بندی رنگ‌ها

لازم به ذکر است که رنگ‌های اصلی، شامل رنگ‌های قرمز، زرد و آبی است که به صورت مثلث فرضی نمایش داده می‌شود و از ترکیب این سه رنگ به صورت دو به دو رنگ‌هایی به وجود می‌آید که به آن رنگ‌های فرعی می‌گویند. با توجه به طیف نور خورشید ۷ رنگ حاصل می‌شود. که در واقع ۳ تای آنها جزو رنگ‌های اصلی است که در بالا نام برده شده‌اند و حد فاصل هر رنگ اصلی تا رنگ اصلی دیگر رنگ‌هایی که حاصل می‌شود رنگ‌های میانگین با رنگ‌های ثانویه یا فرعی نامیده می‌شوند.

رنگ‌های فرعی، میانگین یا ثانویه رنگ‌هایی هستند که از ترکیب رنگ‌های اصلی حاصل می‌شوند برای مثال:

۱. از ترکیب رنگ قرمز و آبی رنگ بنفش حاصل می‌شود.

۲. از ترکیب رنگ قرمز با سبز، رنگ نارنجی به دست می‌آید.

٣. از ترکیب رنگ آبی با رنگ زرد، رنگ سبز حاصل می‌شود.

در مواد رنگ‌زا با استفاده از دو رنگ خنثی سفید و سیاه، تمامی رنگ‌های دیگر پدید می‌آید. رنگ‌ها به سه دسته تقسیم می‌شوند که عبارتند از رنگ‌های گرم، سرد و خنثی.

١. رنگ گرم: در واقع از خانواده رنگ قرمز است از نظر علمی گردش خون را سریع و تپش قلب را بالا می‌برد و حالت هیجان و شوق در انسان ایجاد می‌کند. بیشتر این رنگ‌ها در خورشید، مناطق کویری، آتش و... دیده می‌شود.

۲. رنگ‌های سرد: رنگ‌هایی که متعلق به خانواده رنگ‌های آبی است که به رنگ‌های سرد معروفند و از لحاظ علمی جریان خون را کند و حالت آرامش و سردی را در انسان به وجود می‌آورد. مانند دریا، آسمان و مناظر زمستانی و... دیده می‌شود.

۳. رنگ‌های خنثی: به رنگ‌هایی اتلاق می‌شود که از ترکیب رنگ‌های سرد و گرم و یا انواع خاکستری‌ها، سیاه و سفید تشکیل یافته‌اند.

تقسیم‌بندی کلی رنگ‌ها

رنگ‌ها به طور کلی به دو گروه تقسیم می‌شوند: رنگ‌های آکروماتیک و رنگ‌های کروماتیک.  

۱. رنگ‌های آکروماتیک: رنگ آکروماتیک شامل رنگ‌های سیاه و سفید و خاکستری است و انواع رنگ خاکستری از ترکیب رنگ سیاه و سفید به وجود می‌آید که به آنها رنگ‌های خنثی هم می‌گویند.

۲. رنگ‌های کروماتیک: رنگ‌های کروماتیک شامل هر نوع رنگی که از ترکیب رنگ‌های اصلی و فرعی به وجود می‌آید و حتی خود رنگ‌های اصلی شامل رنگ‌های کروماتیک می‌باشند که به مجموعه آنها رنگ‌های سرد و گرم می‌گویند.

روانشناسی رنگ‌ها در گبه

رنگ زرد: رنگ زرد رنگ جوانی، روشنی و نور و نشان دانش و معرفت و شادی آفرین است و بیشتر پرتوهای دریافتی را بازتاب می‌دهد، ژرفا وعمق ندارد و جزو رنگ‌های گرم محسوب می‌شود. این رنگ برای عشایر بسیار با اهمیت است، به طوری که نشانه خاک سرزمین و وطن است.

رنگ آبی: رنگی است آرام و درونگرا، بیننده را به درون خود می‌کشاند، به معنای ایمان است و سمبل جاویدانی است. رنگ آبی همیشه سایه‌دار است و همواره فعل دارد و در تاریکی خودنمایی می‌کند. آبی با روان انسان پیوند خورده است تا اعمال روح نفوذ می‌کند و نشانه آرامش است رنگ آبی رنگ سرد است.

رنگ قرمز: رنگ قرمز رنگی گرم و دارای نیروی برونگراست رنگ توان و فعالیت و رنگ تقویت کننده قلب است. قرمز رنگ حق، پیکار و شهادت است و سمبل حیات و مبین هیجان و شورش است.

رنگ سبز: رنگ اعتدال و سرد است، در آن آرامش وجود دارد در ترکیب آن رنگ گرم و رنگ سرد زرد و آبی به نسبت برابر در هم ترکیب شده است. رنگ سبز رنگ تفکر، صلح و طبیعت است.

رنگ نارنجی: رنگ جوانی، نشاط، جشن و سرور است و جزو رنگ‌های گرم محسوب می‌شود.

رنگ بنفش: رنگ بنفش رنگی است که نمایشگر بی‌خبری، بی‌اختیاری، ظلم و دشواری است. این رنگ مرموز و برانگیزاننده احساسات است در سطح وسیع حالت ترس را نشان می‌دهد. اگر در رنگ بنفش میزان رنگ قرمز بیشتر باشد و به سمت ارغوانی متمایل گردد که در طبیعت و مناظر اغلب به چشم می‌خورد. در رنگ بنفش اگر میزان آبی آن بیشتر باشد (آبی بنفش) القاء کننده تنهایی است. ناگفته نماند رنگ قرمز بنفش یا ارغوانی رنگی است که عشق یزدانی و روحانی را در خود دارد.

توصیه برای پاک کردن لکه‌های گبه

اگر سطح روی گبه لکه‌ای داشت بهتر است برای پاک کردن آن از گِل سرشوی و ساپوتین‌ها استفاده شود. زیرا این نوع پاک کننده‌ها اثر نامطلوبی بر روی گبه باقی نمی‌گذارند و در عین حال بهترین پاک کنندگان سنتی هم به شمار می‌آیند.

توصیه برای مبارزه با بید و جلوگیری از بیدزدگی

همانطور که می‌دانید بید یکی از آفت‌های گبه به شمار می‌آید، بهترین کار برای جلوگیری از بید خوردگی قرار دادن گبه در معرض هوای آزاد می‌باشد. برای مبارزه با آفت بید و نابودی بهتر است از نفتالین و کافور استفاده شود. و برای اینکه گبه ضد بید شود از اسپری‌های حشره‌کش و یا محلول کافور استفاده کنید و از موی بز در شیراز گبه استفاده شود. عوامل نابوده کننده گبه رطوبت، بیدزدگی و آتش است.

توصیه برای جلوگیری از کج شدن و یا جمع شدن کناره‌ی گبه

بهتر است از دار صاف استفاده شود و در زمان پود زدن مواظب بود تا پودها بیش از اندازه کشیده نشوند. روش بافت تا آخر بافت یکی باشد، اگر به روش فارسی گبه بافته می‌شود نباید در وسط کار از روش ترکی استفاده کرد باید تا آخر بافت به روش فارسی بافت انجام شود تا گبه کج نشود و یا کناره‌ها جمع نشوند.

توصیه در پودگذاری گبه

بهتر است پودگذاری درست انجام شود. زیرا اگر پودگذاری درست انجام نشود از پشت گبه پودها به صورت چین خورده دیده می‌شود. تارها نامنظم می‌شوند و شرایط برای بافت رج بعدی امکان‌پذیر نخواهد بود.

تفاوت اصلی گبه با قالی

تفاوت اصلی گبه با قالی در نحوه‌ی پودگذاری و تفاوت در نقشه و طرح می‌باشد، به طوری که در قالی تنها در هر رج ‌‌باف از دو پود زیر (ضخیم) و پود رو (نازک) استفاده می‌شود اما در گبه در هر رج بافت بین ۳ تا ۸ پود استفاده می‌شود. طرح گبه ذهنی و تجریدی است اما قالی دارای نقشه می‌باشد و...