صنعت سفال‌سازی و سیر تکاملی آن در سیلک

تولید سفال و سفال سازی از نخستین هنرها و صناعات انسانی است که می توان با بررسی سیر تحول و تکامل شیوه های ساخت و مصنوعات این صناعت برخی وجوه تطور و تکامل حیات اقتصادی، صنعتی و حتی سیاسی و اجتماعی جوامع بشری را شناخت. اگرچه آغاز سفالگری به عنوان صناعی بشری روشن نیست، اما سفالگری را از نخستین مهارتها و صناعات انسان می شناسند که شاید بشر بر حسب تصادفی و مشاهده در طبیعت و پیرامون، آن را آموخت و به ضرورت تکامل بخشید و با پخت سفال در کوره و اختراع چرخ به این صنعت رونق داد.

اگرچه پیشینه سفال و آثار به دست آمده در ایران بسیار ژرف و طولانی است و حتی سفال هایی مربوط به ۸۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰ سال قبل به دست آمده است که وجود قدیمیترین تمدنهای بشری در ایران زمین را نشان میدهد، اما استان اصفهان و تپه های سیلک از نخستین کانونهای این صناعت بشری است که می توان بر اساسی یافته های شش دوره تمدن سیلک سیر تکاملی این صناعت را دریافت.

سفالی و سیر تکاملی آن در سیلکت

نخستین پیشرفت در صنایع کوزهگ ری در استان اصفهان، درست از زمان پیدایش نشانه های سکونت در سیلک کاشان آغاز شد. بی گمان پیشرفت هنرمندان آن عهد در ارائه هنرهای خود با وضعیت اجتماعی و ارتباطی مردم آن دوران بستگی نزدیک داشت.

سکونت دائم انسان منطقه سیلک، ازدیاد جمعیت، ارتباط بازرگانی با سایر مکانهای دور و نزدیک، نیاز مداوم به تهیه مواد غذایی و ذخیره کردن آن در ظروف مطمئن، زمینه و ضرورت پیدایش و تکامل صنعت سفال را فراهم آورد و فراغت و آسودگی، ذوق هنری را وارد این صناعت بشری ساخت. پیشینه ساخت ظروف سفالین در سیلک به دوره نوسنگی و حدود شش هزار سال پیش باز میگردد. در این دوره ظروف سفالی مانند؛ ظروف سیاه و دود زده غارها، همچنان با دست و بدون کمک چرخ ساخته و در کوره های ابتدایی پخته میشد.

سفالگر قادر به کنترل حرارت سفال در کوره نبود. برخی سفالینه ها در کوره باز پخته میشدند. از این روی، مغز آنها به صورت سیاه در می آمد. افزون براین نوعی ظروف قرمز از این دوره سیلک به دست آمده که از رنگ سیاه برای کشیدن نقوش تزیینی هندسی ساده بر روی آنها استفاده می کردند.

در دوره دوم افزون بر نقش های هندسی، سطح سفال را با نقوش نمادین و مسبک گیاهی و حیوانی نیز تزیین می کردند و ظروف در کوره های بهتری پخته می شد.

دوره سوم تمدن سیلک مقارن با هزاره چهارم پیش از میلاد همزمان با تحولات مهمی در حوزه تمدنهای خاورمیانه و بین النهرین است. گسترش شبکه های آبیاری و پیشرفت کشاورزی، افزایش جمعیت و شهرنشینی، تکامل فنی در هنر و صنایع سفال و فلز و برخی فناوری های دیگر بی تأثیر بر پایگاه های مدنی ایران نبود. نیاز تمدنهای بین النهرین به برخی محصولات و منابع ایران و موقعیت ایران بر سر راههای ارتباطی کانون های جمعیتی و مدنی جدید، اقتصاد ایران و حتی پاره ای فنون و صنایع را تحت تأثیر قرار داد. این دوره در تمدن سیلک همراه با تکامل در شکل و مصالح مسکن و نمود حیات شهری است.

در اواخر این دوره، بازهم پیشرفت بیشتری در صنعت کوزه گری پدید آمد و آن اختراع چرخ کوزه گری جدیدی بود که بی تردید می توانست با سرعت بیشتری کارهای کوزه گری را سامان دهد و مشتریان آن را راضی کند. این چرخ یک تخته ساده باریک بود که روی زمین قرار می گرفت و شخصی آن را میچرخانید. از طرف دیگر، کوره آجرپزی جدیدی که نقایص گذشته را نداشت، جایگزین کوره های قبلی شد. کوزه گر به کمک ابزار پیشرفته تر خود، اینک می توانست کوزه هایی با اشکال بسیار متنوع و سرشار از طرح های تازه مانند؛ جامهای بزرگ، کاسهه ای عالی، خمره های توشه و جامهای مشروبات با پایه های بلند عرضه کند.

گیرایی و زیبایی ظروف جدید در تمدن ماقبل تاریخی در هزاره چهارم ق.م مربوط به تزیین آن است که با رنگ مشکی بر زمینه قرمز که به سیاهی میزند و بر آن حیواناتی از قبیل پرندگان، گرازها و آهوان که در حال جست وخیز بودند. نقش شده است، در واقع کوزه گر ابتدایی بدون آنکه خود متوجه باشد سبکی را که بعدها ناتورالیسم خوانده شد، ابداع نمود. کوزه گر همچنین می توانست با کم و زیاد کردن درجه حرارت کوره، رنگ کوزهها را به صورت رنگ های خاکستری، گل سرخ، قرمز یا سبز درآورده و در همان حال تزیینات و طراحی ظروف پیشرفت می کرد و ارزنده تر و متنوع تر می گردید.

پیشروان نخست کوزه گری سیلک بی گمان زنان بودند؛ زیرا سبکی هندسی هنر سفالینه ها که رئالیسم هنری را ارائه می نماید دارای خصلتهای زنانه است.

در آغاز، نقوش سفالینه ها تمایل بیشتری به روش رئالیسم داشت و تصاویر مار، پلنگ، قوچ کوهی، غزال و لک لک و شترمرغ با مهارت و به صورت متواتر بر روی سفالینه ها نقش می شده با وجود آن که طرح های جدید بیشتر به ناتورالیسم شبیه بود، اما با این حال تأثیر رئالیسم بر آن نقوش مانند؛ توجه به حجم و تعادل نسبت ها، تجسمی واقعی تر به آن تصاویر می بخشید.

بنابراین هنرمند سیلک، پس از حدود هزار سال که از زندگی نخستین او در سیلک گذشت، با آنکه در هنرنمایی خود را محدود نمی نمود از سه مرحله هنر سمبولیسم، ناتورالیسم و رئالیسم عبور می نمود و به تدریج به تکامل تازه تری می رسید. دوره سوم تمدن سیلک با یک تهاجم پایان یافت. لایه خاکستری بر روی بازمانده های دوره سوم و استخوانهای پراکنده این واقعیت را نشان میدهد.

دوره چهارم حدود هزاره سوم تا ۱۵۰۰ قبل از میلاد را در بر میگیرد. در این دوره به سبب افزایش جمعیت و تولید زیاد، ظروف سفالی منقوش جای خود را به ظروف ساده و تقریباً خشن به رنگ خاکستری و سیاه داد. از ویژگیهای این دوره، افزون بر مهرهای استوانه ای، ساخت کاسه های کوچک خشنی است. که در ادبیات باستان شناسی به کاسه "لبه واریخته" معروف هستند. این دوره از تمدن سیلک متعلق به مهاجران تازه وارد است. شاخصه فرهنگی این اقوام تولید و استفاده از ظروف سفالی خاکستری رنگ است.

در این دوره در نقوش روی ظروف سفالی دگرگونی هایی مرتبط با فرهنگ مردمان تازه وارد به سیلک رخ میدهد. دوره ششم تمدن سیلک ۹۰۰ تا 800 پیش از میلاد دوران غلبه تازه واردان در سیلک است. سفال های به دست آمده از گورستانی در سیلک مشخصه های سفال گری این دوره را نشان میدهد. از شاخصه های دوره ششم ظروف سفالی این گورستان است. این ظروف، بسیار شکننده تر از آن هستند که در امور روزمره به کار روند، به نظر میرسد کاربرد تدفینی داشته اند یا به گفته گیرشمن در مراسم قربانی به هنگام تدفین به کار می رفته اند.

برخی از این ظروف لوله دار و یا به شکل حیوانات و پرندگان هستند که سطح آنها تماماً با نقوش هندسی، حیوانی و انسانی نقش شده است. نقوش سفالینه های سیلک نماد باورها و اعتقاداتی است که بررسی آن مجالی ویژه را میطلبد.