صنایع چوبسازی در ایران

الوار ایرانی که بوسیلهٔ صنعتکاران به کار برده می‌شود: اگر ادعای زمین‌شناسان را بپذیریم که وقتی شمال اروپا دوران عصر یخ را می‌گذراند فلات ایران دورهٔ باران را سپری می‌کرد و پس از آن به تدریج دریاچه‌‌های داخلی خشک شدند، آنوقت می‌توانیم بفهمیم که در زمان هخامنشیان در قلب ایران جنگلهای وسیعی وجود داشت، جایی که امروز به ندرت درخت دیده می‌شود.

داریوش در فرمان بنیاد شهر شوش می‌گوید «تخته و چوب یکا از گاندرا و کرمانیا آورده شد.....» گرشویچ متذکر می‌شود که واژهٔ یکا در زبان باستانی همان درخت جگ یا جغ است که دارای چوبی به رنگ قهوه‌ای سیر و سخت و با دوام است و درخت آن در نواحی زیر هیمالایا یعنی در هندوستان و پاکستان و افغانستان رشد می‌کند و جزو درختان بومی بلوچستان و مکران یعنی ناحیهٔ جنوب شرقی ایران است. این چوب را به زبان لاتین  Dalbergiasissoo Roxb می‌نامند. حتی یکی از جغرافیدانان قرون وسطی در کتاب خود راجع به جنگلهای وسیع در بعضی نقاط فلات ایران سخن می‌گوید.

اما از آن تاریخ به بعد قطع بدون ملاحظه درختان برای تولید الوار و ذغال سبب برهنگی کامل قسمت اعظم کشور و افزایش فرسایش خاک شده است. در نتیجه برداشت محصولات کشاورزی کاهش یافته است. فقط جنگلهای انبوه کرانه‌های دریای مازندران در شمال کوهستانهای البرز که در آن باران به حد وفور می‌بارد هنوز مقدار زیادی چوب تولید می‌کند. قسمت اعظم نیازمندیهای درودگران امروز از همین ناحیه برآورده می‌شود. غیر از این ناحیه، جنگلهای بلوط در دره‌های کوهستانهای زاگرس وجود دارد؛ و درخت گردو، کاج، سرو و سفیدار در باغهای معروف ایران که آب فراون داشته باشد کاشته می‌شود. بیدهایی که زود رشد می‌کنند و چنارهایی که در دو طرف نهر آب کاشته می‌شوند یک منبع مهم الوار ساختمانی ارزان هستند.

در گفتگویی که با درودگران و دهقانان داشتم موفق شدم فهرستی از چوبهای مفید را جمع‌آوری کنم که در زیر به نظر خوانندگان می‌رسد، و هر کجا لازم بود نامهای لاتین آنها نیز که اکثراً به وسیلهٔ درخت‌شناسان مورد گواهی است آورده شده است. اسم محل یا شهرستانی که آن درخت در آنجا کاشته می‌شود اغلب در پرانتز گذاشته شده. البته این امکان وجود دارد که بعضی از این اسامی که در اینجا آورده می‌شود در جاهای دیگر نیز به کار برده شود، اعم از اینکه آن درخت به خصوص باشند یا نوع دیگر آن:

چوب‌بُر

بدست آوردن چوب یعنی بریدن درختان و آماده کردن آنها حرفه شایسته‌ایست که تنها در استانهای کنارهٔ دریای مازندران انجام می‌شود و اکثراً توسط روستائیانی که کار دیگری در مزرعه ندارند صورت می‌گیرد. علفهای انبوه داخل جنگل را با داس دسته بلندی می‌برند. و قسمتی از درخت با تبر و از سوی دیگر آن با یک ارّه کله‌بُر بریده می‌شود.

امروزه تیغه‌‌های این ارّه‌ها از خارج وارد می‌شود ولی دستهٔ آن را آهنگران محلی می‌سازند، و بر حسب نیازمندیهای چوب‌بُر، دندانه‌‌های آن را تیز می‌کنند. از آنجایی که حمل و نقل تمام تنهٔ درخت در آن نواحی بسیار دشوار است هیزم‌شکنان آن را به اندازه‌‌های مناسب بریده و با تیشه اطراف آن را زده و به صورت چهارگوش درمی‌آورند. تیشه که ابزار بسیار ارزنده‌ایست دستهٔ لوله‌ای مناسبی دارد و دم تیشه با سنگ چاقو تیز می‌شود.

تنهٔ درخت آماده را روی چاله چوب‌بُری برای علامت‌گذاری و ارّه کردن می‌غلطانند. شاخه‌‌های قطور و قسمتهای کوچک بدنهٔ آن را چوب‌بُر به خانه خود می‌برد. این شاخه‌ها و تنه‌‌های کوچک را برای جعبه‌های بسته‌بندی میوه نگاه می‌دارند و در ماههای طولانی زمستان در خانه سرگرم این کار هستند. چوبهای دیگری که زیاد به درد نمی‌خورد تبدیل به ذغال چوب می‌شود؛ با اینکه کاربرد نفت برای ایجاد گرما روزافزون است هنوز از ذغال چوب هم استفاده کنند.

چوب در فلات ایران به جز در مورد درودگران دهات کوچک به صورت تیر الوار یا تخته در می‌آید و این کار کارشناس، یعنی چوب‌بُر و ارّه‌کش است. ارّه‌کشها با درودگر برای بریدن چوب قرارداد می‌بندند و این کار را به صورت دسته‌‌های دو نفری جلوی دکان یا محل کار او انجام می‌دهند. آنها ابزار خود را با خود می‌برند.

ابزار آنها عبارتست از خرک چوب‌بُری یک ارّه دو سر، یک تیشه و برخی وسایل نشانه‌گذاری. تیر حمالهای سنگین سقف (اردی) تنها به وسیلهٔ تیشه صاف می‌شود. برای تیر حمالهای سبکتر (بورم) اغلب تنه درخت را از طول به دو نيمه ارّه مى کنند (لپه، آله) و تنه‌‌های الوار گرانتر معمولاً پیش از آن که به صورت تخته بریده شود خوب صاف می‌شود. خرک چوب‌بُر با دو چوب خرک که به شکل ۷ درست شده و به وسیلهٔ تیر متقاطعی به نام پیش خرک که آن نیز به نوبه خود به وسیله دو قلاب آهنی به نام میخ خرک به تیر اصلی متصل شده است در جا محکم شده است. تمام خرک چوب‌بُری از دنبالهٔ آن بلند می‌شود.

پس از آنکه بدنهٔ درخت پاک شد ارّه‌کش ریسمان نشانه‌گذاری را که با گل اخرا (گل ماشی) یعنی اکسید آهن جزیره قشم در خلیج فارس و یا با گل ارمنی که لیمونیت ارمنستان است رنگ می‌کند. طناب را در محلی که باید اولین برش آنجا انجام شود سفت از دو سو می‌کشند و با اشاره کوچکی گچی که روی آن است بر روی چوب منتقل می‌شود. با کمک دو چوب اندازه یا پیمانه که به ضخامت تخته‌ای که باید بریده شود می‌باشد خطوط متوازی در روی تمام تنه درخت کشیده می‌شود.

سپس تنهٔ درخت را روی خرک چوب‌بُری برده و چوب‌بُر (ارّه دهنده) در روی قسمت برآمدگی خرک چوب‌بُری نشسته و ارّه را روی خط علامت‌گذاری شده می‌کشد در همان حال طرف روبروی او (ارّه‌کش) از زیر تنه درخت ارّه را با ضربات سنگین پایین می‌کشد. برای الوارهای بزرگ یک خرک بلند دروازه مانندی بنا می‌شود که الوار را در حالت افقی نگه می‌دارد، چوب‌بُر در بالای الوار می‌ایستد و شاگردش در زیر آن. تمام برشهایی که انجام می‌شود تا  درازای الوار است و سپس چوب را برگردانده و از سوی دیگر آن برش را کامل می‌کنند. به منظور جلوگیری از گیر کردن ارّه، گوهٔ چوبی در شکافها فرو می‌برند. برای بریدن تخته‌‌های نازکتر یک کمان بزرگتر یا ارّه قواره (ارّه ماشو) به کار برده می‌شود که می‌تواند تیغه‌های نازکتر ارّه را در چهارچوب کمان محکم نگه دارد.

در این مرحله چوب‌بُر نیازمندیهای درودگر و مبلساز را در نظر می‌گیرد. هر جا که ممکن باشد کناره (جوار یا حاشیه) آن اول بریده می‌شود. این تخته‌های نازک که پشته نامیده می‌شود برای کارهایی که زیاد مهم نیست مانند روکش‌سازی به کاربرده می‌شود. سپس مغز (پیر) چوب بریده می‌شود. اغلب به ارّه‌کش دستور می‌دهند که چوب را به طریقی ببرد که موج‌دار باشد که مخصوصاً برای روکش یا تخته‌‌های چندلایی مناسب باشد. هنگامی که تمام تنهٔ درخت بریده شد همهٔ تخته‌ها را روی هم می‌چینند و بین آنها تکه‌های تخته‌ای می‌گذارد که از یکدیگر جدا باشد تا هم با وزش هوا خنک شود و هم اینکه از تاب و پیچ برداشتن جلوگیری شود.

خاک ارّه‌ها را جمع‌آوری کرده و به گرمابه‌های همگانی می‌فروشند تا به کار سوخت رود. از آنجایی که همه این کارها با دست می‌شود می‌توان فهمید چرا پیشه ارّه‌کش به سرعت نابود می‌گردد چون چندین سال است که کارخانه‌‌های چوب‌بُری در جنگلهای مازندران توانسته‌اند با چوبهای ماشینی ارزان که با سه لایی وارداتی و ساخت داخل تکمیل می‌گردد نیازمندیهای شهرهای بزرگ را برآورند.