صنایع نساجی اصفهان در دوران باستان و پیش از تاریخ

در این مطلب به موقعیت و وضعیت بافت پارچه و نساجی اصفهان در زمان پیش از تاریخ و همچنین دوران باستان می پردازیم:

نساجی در دوران پیش از تاریخ

پس از خوراک، پوشاک دومین نیاز اساسی زندگی بشر بود. انسان از آغاز بر آن شد تا با استفاده از مواهب طبیعی پیرامون، پوششی مناسب تهیه نماید تا افزون بر پوشش بدن، از گرما و سرما و دیگر بلایای طبیعی در امان بماند. اگر چه در آغاز بشر به استفاده از برگ درختان و سپس پوست حیوانات برای پوشش روی آورد، اما بتدریج با ریسیدن مو و پشم بز و گوسفند و تبدیل آن به پارچه و نمد آشنا شد و از آن برای پوشش استفاده نمود.

صنعت نساجی در ایران دیرینه‌ای ژرف دارد. اسطوره‌های ایرانی، اختراع ریسندگی و نساجی را به جمشید شهریار پیشدادی نسبت می‌دهند. کارلتون کُن، در حفریات ناحیه غار کمربندی واقع در نزدیکی بهشهر مازندران در سال ۱۳۲۸ وسایل نساجی متعلق به ۶۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح را کشف کرد. این کشف مهارت مردم این سرزمین را در تولید نوعی پارچه از موی بز و پشم گوسفند نشان می‌دهد.

گیرشمن باستان‌شناس فرانسوی در لایه‌های مختلف دوره اول و دوم تمدن سیلک در آغاز دوره یکجانشینی و روستانشینی دوک‌های ساخته شده از گل خام یا گل پخته و یا از جنس سنگ را کشف کرد. که وجود ریسندگی و بافندگی در عصر نوسنگی در تپه سیلک کاشان را نشان می‌دهد. همچنین او قدیم‌‌ترین مجسمه انسانی در فلات ایران را در سیلک پیدا کرد. این مجسمه، استخوانی کوچک است که لنگی دور کمر خود بسته است. این مجسمه و پوشش آن نشان می‌دهد که در حدود ۴۲۰۰ سال پیش از میلاد انسان ساکن در سیلک از پشم، پارچه‌هایی می‌بافت و آنها را لنگ وار، بدون تصرف و برش، بسیار ساده به دور کمر خود می‌پیچید. در دوره‌های پیش از تاریخ زن در نساجی و سفال نقش مهمی داشت و شاید بتوان زنان را پیشگام این صناعت شناخت.

نساجی در دوره باستان

بررسی و مطالعه پیرامون نساجی در دوره باستان با کمبود آگاهی‌ها در منابع و آثار بر جای مانده روبروست. به گونه‌ای که بسیاری گزارش‌‌‌ها و مطالعات مبتنی بر استنباط از نگاره‌هاست. از بررسی نمونه‌های سنگ تراشی و آثار مصور گنجینه‌های مربوط به تمدن ماد از جمله گنجینه جیحون مانند مجسمه‌‌‌ها و لوحه‌های حکاکی شده و... چنین بر می‌آید که پارچه بافی و تولید پارچه‌های دست‌باف با طرح‌های متنوع و برش و دوخت لباس در این دوره معمول بود.

نوشته‌های مورخان قدیم و همچنین تصاویر بر جای مانده از کاخ داریوش اول در شوش کیفیت بالای منسوجات و پارچه و لباس دوره‌های ماد و هخامنشی را نشان می‌دهد. گوناگونی طرح و رنگ پارچه‌ها و نوع برش و دوخت پوشش سربازان گارد جاویدان داریوش اول در کاخ شوش توجه هر بینده‌ای را به خود جلب می‌کند و نشان از پیشرفت چشمگیر صنعت نساجی در دوره هخامنشی دارد.

در دوره هخامنشی مجموعه‌ای از کارگاه‌های بافندگی مربوط به دربار وظیفه تولید پارچه برای مصارف دستگاه سلطنتی را بر عهده داشتند. بر پایه گزارش گزنفون پارچه‌‌‌ها و جامه‌های بسیاری در دربار کوروش هدیه داده می‌شد؛ پادشاه فاخرترین جامه‌‌‌ها را به نجبای برجسته خود می‌بخشید و قباهای دیگری که شاید از نظر کیفیت اندکی کم اهمیت‌تر بود به رنگ‌های ارغوانی، سرخ، قرمز تند و سرخ تابان به فرماندهان اعطا می‌شد. در این دوره افزون بر کارگاه‌های سلطنتی بافتن پارچه‌های گرانبهای گوناگون در قلمرو شاهنشاهی هخامنشی رواج فراوان داشت.

از این روی، بخشی از این منسوجات به عنوان باج و هدایای رعایا به دربار پادشاه راه می‌یافت. بر پایه برخی گزارش‌ها و سنگ نگاره‌های تخت جمشید در نوروز و مهرگان، در میان باج و هدایای غیر نقدی که به گنجینه‌های شاهنشاهان هخامنشی سپرده می‌شد، همواره مقداری پارچه‌های گران‌بهای نبریده و جامه‌های دوخته و پرده‌های منگوله‌دار و زیبا نیز وجود داشت.

هنر زری‌بافی در دوران باستان به درجه کمال رسیده بود و نساجان مواد گرانبهایی را از قبیل ابریشم و مفتول سیم و زر در پارچه به کار می‌بردند. نمونه این پارچه‌ها، اکنون در موزه‌های  اروپا و کلیساهای قدیمی موجود است. در آغاز دوره هخامنشی کارگاه‌هایی شبیه هنرستان در بیشتر شهرهای ایران شکل گرفت. در این دوره زنان در صنعت نساجی و زری دوزی نقش مهمی داشتند. حتی زنان درباری آشنایی با ریسندگی و بافندگی را مایه تفاخر می‌دانستند. چنان که نقل است، آمیس تریس همسر خشایارشا، با دست خود برای پادشاه پارچه بافته و لباس تهیه می‌کرد.

پس از حمله اسکندر به ایران و برقراری حکومت سلوکیان، با اندک دگرگونی در دوره اشکانیان، صنایع ریسندگی و بافندگی ایرانیان در خط پیشرفت قرار گرفت. اگر چه پاره‌ای سده‌های پس از فروپاشی شاهنشاهی هخامنشی را به سبب نفوذ فرهنگ یونانی و خاستگاه صحراگردی پارتیان، دوره ایستایی در صنعت نساجی ایران می‌شناسند، اما آثار برجای مانده این دوره نشانگر رشد کمی و کیفی نساجی است. مجسمه‌های آن دوره نشان می‌دهد که از پارچه‌های نرم و لطیف، به ویژه ابریشم برای پوشاک استفاده می‌شد. بافت پارچه‌های زری‌دوزی و گلابتون‌دوزی نیز در این دوره متداول بود.

صنعت بافندگی به طور گسترده در ایران دوره ساسانی پیشرفت کرد و در بیشتر شهرهای ایران از جمله شهرهای خوزستان کارگاه‌های بزرگ پارچه بافی به ویژه ابریشم دایر شده بود. بسیاری از پارچه‌های قیمتی که در آنجا بافته می‌شد به اروپای قرون وسطی راه یافت و در اروپا از آن برای اماکن مقدسه، لباس‌های کلیسا و کشیشان و لباس تاجگذاری پادشاهان استفاده می‌کردند. بازرگانان ایران در این زمان انحصار ابریشم از چین تا روم را در دست داشتند. در آرامگاه شارلمانی امپراتور مقدس روم، یک قطعه زری از دوران ساسانیان نگهداری می‌شود که در زمره شاهکارهای هنری است.

شوربختانه با وجود نخستین دست بافت‌های نساجی ایران در سیلک درباره صنعت نساجی منطقه اصفهان در دوره باستان در منابع آگاهی‌هایی وجود ندارد، اما با توجه به پیشینه این صنعت در تپه‌های باستانی سیلک و نمود پیشرفت و رونق این صنعت در اصفهان دوره اسلامی می‌توان روند تکامل و پیشرفت این صنعت را در اصفهان همگام با سایر مراکز اقتصادی و مدنی ایران باستان دریافت.