صنایع دستی و کارخانه‌ای اصفهان در دوره پهلوی

به طور کلی در دوره پهلوی با افزایش واردات کالاهای خارجی و ایجاد کارخانه‌های جدید که به تولید کالاهای جانشین واردات می‌پرداختند، روند تضعیف صنایع دستی شتاب بیشتری گرفت. منسوجات خارجی جای بسیاری از پارچه‌های داخلی را گرفتند و عده زیادی از مردم بیکار شدند. صنایع اصفهان به دو بخش متمایز تقسیم می‌شد:

دستی و کارخانه‌ای به تدریج با وسعتی زیاد صنایع کارخانه‌ای، جایگزین صنایع دستی گردید و باعث رکود بازار آنها شد، ولی برخی صنایع دستی که جنبه ظرافت و ریزه‌کاری‌های هنری داشتند، حفظ شدند.

صنایع دستی

با رشد صنایع ماشینی آنچه از صنایع دستی در دوره پهلوی باقی ماند، عبارت بود از:

قلم‌زنی مس و برنج، ملیله‌دوزی، نقره‌کاری، مینیاتور‌سازی، خاتم‌سازی، قلمکارسازی، کاشی‌سازی، منبت‌کاری، میناکاری و تذهیب، زرگری طلا و نقره، بافت قالی و پارچه‌های ابریشمی که کارگاه‌های مربوط به این صنایع در اصفهان وجود داشت.

- دستبافی و نساجی دستی

صنف بزرگ دستباف اصفهان از بزرگترین و پرجمعیت‌‌ترین صنوف این شهر به شمار می‌رفت. این صنف بر طبق مقتضیات زمان، پارچه‌هایی را تهیه و به بازار عرضه می‌داشتند. روزگاری کرباس و قدک می‌بافتند و در این دوره، انواع و اقسام فاستونی‌های نخی و منسوجات ابریشمی و غیره تولید می‌کردند. در حوزه استان بالغ بر سی هزار دستگاه بافندگی موجود و به کار مشغول بود که به طور متوسط روزانه ۳۰۰ هزار متر پارچه های مختلف تولید می‌کرد و تقریباً حدود یکصد هزار نفر از مردم استان، مستقیم یا غیرمستقیم از شغل دستبافی امرار معاش می‌کردند. اکثریت این صنف را مردمان فقیر و بی‌بضاعت تشکیل می‌دادند که با وجود تمام زحمات، در اثر نداشتن سرمایه و قدرت مالی، حاصل دسترنج آنها فقط نصیب عده‌ای سرمایه‌دار که فروشنده مواد اولیه و خریدار محصول آنها بودند، می‌شد و این بزرگ‌‌ترین آفتی بود که گریبان‌گیر این صنف شده بود. اقداماتی از طرف دولت برای بهبود اوضاع این صنف صورت گرفت. اداره همکاری عملیات اقتصادی آمریکا برای ایران، تعداد ۳۰۰ دستگاه بافندگی دستی به ژاپن سفارش داد که در مرداد ماه ۱۳۳۳ه.ش به اصفهان وارد و در محل کارخانه دستبافی متمرکز گردید. ضمناً به منظور ایجاد بازار فروش کالای دستبافان اقداماتی شد و از طرف نخست وزیری به وزارت دفاع ملی شهربانی کل کشور، ژاندارمری کل و شرکت ملی نفت ایران دستور داده شد که از پارچه‌های صنف دستباف استفاده نمایند. وزارت اقتصاد ملی تصمیم گرفت عوارضی از منسوجات وارداتی کشور دریافت کند و آن را به مصرف تبدیل دستگاه‌های بافندگی قدیم به دستگاه‌های مدرن برساند. بیشتر کارگاه‌های دستبافی در محله یهودی نشین جویباره قرار داشتند. مشاغل عمده یهودیان، دوره‌گردی، داد و ستد جزیی، حق العمل‌کاری، دستبافی، جواهرسازی و... بود. تعداد کارگاه‌های دستبافی هر روز کمتر می‌شد که علت آن تقلیل مصرف پارچه‌های دستباف و رقابت کارخانه‌های نساجی با آنها و تکنیک عقب افتاده بود. در هر صورت به تدریج این شغل در حال زوال بود.

- قالیبافی

قالی ایران از حیث درآمد و اهمیت آن در صادرات کشور در مرتبه دوم و پس از نفت قرار داشت. عمده‌ترین سهم در اشتغال و تولید صنایع دستی از آن قالیبافی بود، احیای مجدد صنعت قالیبافی از اواسط قرن نوزدهم در ارتباط با بازارهای اروپایی آغاز شد. به علت پدید آمدن بازار فروش در خارج از کشور، افرادی برای نفع خود به صنعت قالیبافی روی آوردند و به میزان کارگاه‌ها و مغازه‌ها و اشخاص معامله‌گر قالی افزوده شد، ولی چون از جهت رنگ و غیره توجه لازم و سابق بدان معطوف نبود، به اساس فرش لطمه زیادی وارد آمد. قبلاً تولید قالی در انحصار چند نفر بود، ولی در این دوره تعداد زیادی بدین کار مشغول بودند. کارگاه‌های قالیبافی یا عمودی بود یا افقی که در اصفهان بیشتر نوع اول وجود داشت. فرش اصفهان بیشتر به کشورهای آلمان، فرانسه و ایتالیا صادر می‌گردید.

به نوشته بلانت، قالیبافی اصفهان که در قرن نوزدهم ضعیف شده بود، پس از جنگ جهانی اول از نو پا گرفت و در۱۹۳۵ م. حدود ۲۰۰۰ دستگاه در شهر و ۵۰۰ دستگاه دیگر در حومه موجود بود. طرح‌ها در کل خوب بودند، اما رنگرزی و خواب فرش در سطح بسیار نازلی قرار داشت. به نظر آمریکایی‌ها فرش‌ها خیلی نازک بافته می‌شدند. بنابراین تقاضاها اغلب از اروپا می‌رسید. جنگ جهانی دوم تقریباً این صنعت را از بین برد؛ اما بازار داخلی به خصوص تقاضای تهران، وضعیت را نجات بخشید. تولید فعلی با وجود کیفیت بهتر، شاید بیش از نصف چهل سال پیش هم نبود.

مریت هاکس که در سال ۱۳۱۱ ه.ش از اصفهان دیدن کرده می‌نویسد: «صنایع دستی نقره‌ای، برنجی، مسی و هنر قلمکاری اصفهان بیش از سایر شهرهای ایران است. صنعت قالیبافی، حیاتی تازه می‌یابد. روش و طرح قدیم دقیقاً دنبال می‌شود و در عین حال فرش‌هایی با رنگ‌های تند و زننده نیز، آن طور که می‌گویند، بیشتر برای بازار مصر تولید می‌کنند. یکی از بازرگانان معروف اصفهانی به نام باقر انصاری که نزدیک به ۵۰ سال در نیویورک به تجارت، مشغول و طرف تجاری بسیاری از بازرگانان عمده اصفهان در نیویورک بود و از سال ۱۹۲۰م. به تجارت فرش هم اشتغال داشت، در حدود سال ۱۹۳۰م. به اصفهان بازگشت و بافندگان و نقاشان و هنرمندان اصفهانی را در دستگاه‌هایی که خود در حوالی خیابان حافظ و در سده و غیره دایر کرده بود، به بافت نقشه‌های اصیل و قدیم اصفهان و رنگ آمیزی مطابق با ذوق مشتریان آمریکایی و اروپایی تشویق کرد. برادر و شریک وی، میرزا سلیمان خان انصاری نیز از مشوقان و خریداران و صادرکنندگان فرش‌های خوب اصفهان به آمریکا بود.

وضع عوارض سنگین گمرکی، منع موقت و دایمی ورود فرش یا برقراری تعرفه‌های تبعیضی، میدان فعالیت فرش ایران را تنگ‌تر ساخت. در اصفهان و حومه آن در حدود ۳۰۰ کارگاه قالی بافی وجود داشت که محصول سالیانه آن حداقل ۵۰۰۰ متر قالی بود. در این کارگاه‌ها حدود ۴۰۰ دستگاه قالی‌های بزرگ و ۷۰۰ دستگاه قالیچه بافته می‌شد. از این تعداد دستگاه مشغول به کار، مقادیری قالی و قالیچه باب صادرات، همه ساله به بازارهای دنیا عرضه می‌گردید. قبل از شهریور ۱۳۲۰ ه.ش استان اصفهان مرکز صنعت فرش‌های مرغوب باب صادرات بود، اما آشفتگی اوضاع زمان جنگ و عدم نظارت کامل دولت در امر صنعت قالی به خصوص خرابی رنگ و نقشه و پشم، که هر یک به تنهایی می‌توانست این صنعت را به اضمحلال بکشاند و نیز گرانی مواد اولیه و بالا رفتن سطح دستمزد، تأثیر زیادی در کاهش دستگاه‌های قالیبافی داشت. در اوایل خرداد ماه ۱۳۳۳ ه.ش شعبه شرکت فرش به منظور بهبود فرش استان در اصفهان تأسیس شد. شرکت سهامی فرش دارای ۴۰۰ دستگاه قالیبافی بود. تا حدود سال  ۱۳۳۵ه.ش صادرات فرش، رقم قابل توجهی را دارا بود، اما چون این حرفه، صنعت صرف نبوده و آمیخته به هنر بود، هر چه به سمت صنعت گرایش یافت، زمینه خرید آن در خارج کمتر شد. همچنین عوامل اقتصادی، اجتماعی داخلی و نیز پیدایش رقبای خارجی و تولید فرش ماشینی از رونق آن کاست.

کازاما، نخستین وزیر مختار ژاپن در ایران (۱۳۰۸-۱۳۱۱ ه.ش)، پس از بازدید از یک کارگاه مشهور قالیبافی در اصفهان چنین می‌گوید: «امروزه هنرهای دستی ایران می‌رود که پایه والای روزگار قدیم را بازیابد، اما جان و روح خردسالان و دخترکان بافنده به پای این تعالی و تجدید حیات می‌رود. محصول این استثمار که نمونه آن را در اصفهان دیدم....

تالارهای پذیرایی را در اروپا و آمریکا رنگ و رونق می‌دهد تا میزبان به این زیبایی و جلال ببالد»

دیگر صنایع دستی

در شهرستان اصفهان و نجف آباد تعداد زیادی کارگاه قلمکارسازی وجود داشت که محصول آن تقریباً در داخل کشور مصرف می‌شد، اما به تدریج به خاطر نامرغوبی رنگ‌ها و عدم توجه در طرز تهیه آن، وضع نامطلوبی در این صنعت به وجود آمد و تقریباً بازارهای خارجی را از دست داد.

در اصفهان، نقاشی به سبک ایرانی و اروپایی بر روی مقوا، عاج، ظرف و استخوان انجام می‌شد که مقادیر زیادی از آنها چه به وسیله سیاحان خارجی و چه به طرق دیگر به خارج از ایران فرستاده می‌شد. ۹ کارگاه مینیاتورسازی و ۱۵ کارگاه میناکاری در شهرستان اصفهان وجود داشت که بیشتر محصولات و مصنوعات آنها به خارج صادر می‌گردید. به نوشته بلانت، مینیاتورهای این دوره اصفهان اغلب تقلید از دوره صفویه یا مدل‌های غربی بود.

انواع و اقسام وسایل و ظروف میناکاری شده اصفهان به خارج صادر می‌گردید. البته مقداری هم در داخل ایران مصرف می‌شد و قسمتی را هم توریست‌ها می‌بردند. هنر میناسازی از صنایع بومی اصفهان محسوب می‌شد. تکنیک جدید نیز در آن نفوذ یافته بود. هنر خاتم‌سازی نیز در اصفهان رونق داشت، ولی تا این زمان جنبه صادراتی قابل توجهی نداشت. محصولات خاتم‌سازی و منبت‌کاری هم به خارج صادر می‌شدند. منبت‌سازان، ساخت تخت نرد و میزهای نفیس و یا تزیین درب‌های دولاب را انجام می‌دادند، ولی با توجه به گرانی مواد اولیه آن و نیز اجرت ساختش اصولاً نمی‌توانست خریداران قابل توجهی داشته باشد؛ بدین جهت این هنر، رواج بسیار کمی داشت و اغلب به ساختن اشیای کوچک پرداخته می‌شد. محصولات سه هنر ملیله دوزی، سکمه‌دوزی و قلاب‌دوزی توسط سیاحان به خارج برده می‌شد. در اثر توجهی که به هنرهای ظریف و تزیینی در این دوره پیدا شد، این هنرها تا حدودی رونق یافتند و بیشتر بین ارامنه جلفا و یهودیان رایج بودند. چند نفر بازرگان یهودی به عنوان کارفرما مواد اولیه و اجرت کار را به هنرمندان در زمینه هنرهای قلاب‌دوزی، سکمه و ملیله‌دوزی می‌دادند و در مقابل، محصول آنها را به بازار عرضه می‌داشتند. محصول اینها بیشتر به وسیله مسافرین و سیاحان خارجی به خارج حمل می‌شد.

صنعتگرانی که با نقره کار می‌کردند، با وجود داشتن وسایل ابتدایی، ظروف ظریفی می‌ساختند و مهارت بالایی داشتند. کازاما می‌نویسد: «امروزه هم در یک راسته بازار اصفهان، صنعت‌کاران نقش پرداز روی طلا و نقره و مس و برنج و دیگر فلزها کارگاه و مغازه دارند».

محصولات قلمزنی روی نقره خارج از کشور ارسال می‌شد، اما وجود برخی افراد متقلب در این صنعت باعث گردید که به واسطه تقلب در عیار نقره و عدم توجه به فنون قلمزنی، اشیایی عرضه شود که رفته رفته به حسن شهرت این صنعت در داخل و خارج از کشور لطمه وارد نمود. تعداد کارگاه‌های قلم زنی اصفهان تقریباً ۹۹ کارگاه بود. مصنوعات این صنف در درجه اول در خود این شهر و بعدا در شهرهای دیگر کشور به مصرف می‌رسید. پرس که می‌توان آن را دستگاه چاپ قلم‌زنی نام گذاشت، در این صنعت نفوذ کرده و باعث احتیاج کمتر به نیروی انسانی گشته بود، بنابراین کارگران بیکار شده به کارهای دیگر روی می‌آوردند. اغلب، تقاضای این گونه کارگران این بود که وسایل تکنیکی در این صنعت به کاربرده نشود. نقره‌سازی با قلم زنی رابطه نزدیک داشته و انفکاک ناپذیر بود. قلم‌زنی بر روی اشیای نقره‌ای انجام می‌شد. مصنوعات نقره‌ای را به شهرهای مختلف کشور می‌بردند. همچنین به کشورهای عربی و یونان و آمریکا و برخی کشورهای اروپایی صادر می‌شد. توریست‌ها هم مقادیری به ارمغان می‌بردند. ورود و رواج کالاهای لوکس مشابه و تقلب در عیار نقره از طرف بعضی از صنعتگران و نیز رواج آب نقره‌کاری و اندودن نقره روی فلزات دیگر از اهمیت و رواج قلم‌زنی و نقره‌سازی کاست.

یکی از صنایع دستی اصفهان که از نظر کیفیت و ارزش اهمیت زیادی داشت، زرگری بود که از زمان‌های قدیم رونق داشته و به صورت شغل و صنفی جدا از مشاغل دیگر در آمده بود.

در این دوره مغازه‌های طلاسازی در بازار زرگرها واقع در قسمت شمالی میدان شاه دایر بود. تعدادی در خیابان چهارباغ، خیابان شاه و جلفا و تعدادی هم در خیابان‌های دیگر وجود داشت. کارگاه‌های طلاسازی، پروانه کسب داشتند. کالاهای مصرفی آنها عموماً از خارج تهیه می‌شد و به صورت شمش یا سکه‌های گوناگون وارد کشور می‌گردید. کشورهای ایتالیا و آلمان و اتازونی (ایالات متحده آمریکا) بیش از سایر کشورها مواد اولیه صنایع زرگری اصفهان را تولید می‌کردند. مصنوعات طلای اصفهان در درجه اول در خود شهر و حومه به فروش می‌رسید و در درجه دوم به شهرهای شیراز و کرمان و خراسان و تهران به مقدار کم صادر می‌گردید. طلای ساخته شده در اصفهان به خارج از کشور صادر نمی‌شد، ولی به مقدار کم توسط توریست‌ها خریداری شده و به خارج برده می‌شد. فصل رونق این صنعت بهار و تابستان بود و در زمستان رونق کمتری داشت. در ماه‌های محرم و صفر و رمضان در هر موقع از سال که فرا می‌رسید، از رونق می‌افتاد. طریقه سود بردن از این شغل به سه طریق بود: اول تجارت طلا به صورت شمش دوم ساختن طلا و دستمزدکاری که صنعتگر از مزد ساختن و تغییر شکل طلا به صورت زیورآلات استفاده می‌برد؛ همچنین معمولاً اشخاصی وسایل زینتی خود را به زرگر عرضه می‌داشتند که بفروشد. زرگر قیمت ساخت را از آن کم می‌کرد و به قیمت اصل طلا آن را می‌خرید. سوم، فروش مصنوعات به طور قسطی و استفاده از بهره پول که در این مورد زرگری به صورت صرافی در می‌آمد. قابل تذکر این که زرگری در این شهر با وسایل قدیمی انجام می‌شد و وسایل تکنیکی به میزان بسیار کم در این شغل نفوذ کرده بود.

هنرستان صنعتی تنها مؤسسه حرفه‌ای و صنعتی جدید بود که در سال ۱۳۱۵ ه.ش بر حسب تصمیم دولت، به منظور تربیت افراد فنی برای کارخانجات دولتی و غیردولتی در اصفهان تأسیس گردید. این هنرستان در ابتدای تأسیس دارای ۴ شعبه فلزکاری، درودگری، مینیاتور و نقاشی طبیعت بود که در سال ۱۳۱۸ ه.ش بخش‌های مینیاتور و طبیعت مجزا شد و با شعبات دیگری به صورت هنرستان هنرهای زیبا در آمد. این هنرستان دارای شعبه‌های آموزشی و شعبه های کارگری بود. شعبه‌های آموزشی عبارت بودند از: نقشه قالی، مینیاتور، نقاشی طبیعت، میناسازی، منبت و درودگری، قلم‌زنی، کاشی‌سازی یا سرامیک، خاتم سازی، شعبه‌های کارگری عبارت بودند از: قالیبافی، زری‌بافی، قالب قلمکار، کاشی معرق . این کارگاه‌ها محصولات و ساخته‌هایی داشتند که مجاز به فروش آنها نبودند.

مصنوعات آنها یا در انبارها ذخیره می‌شد و یا به شخصیت‌های داخلی و خارجی اهدا می‌گردید. در صورت استفاده از این محصولات، این هنرستان از لحاظ اقتصادی می‌توانست مفید باشد. محصولات ساخته شده توسط هنرجویان در سال‌های اول تا سوم، غیر قابل استفاده بود و بقیه پس از رفع احتیاج داخلی به فروش می‌رسید.

صنایع کارخانه‌ای

استان اصفهان بنا بر ویژگی‌های طبیعی و سوق الجیشی آن، در زمینه صنعت از باروری برخوردار بود و تنوع صنایع در این استان، آن را به صورت یکی از بزرگ‌ترین قطب‌های صنعتی کشور در آورده بود. وجود اولین کارخانه ذوب آهن با تولید اولیه ۶۰۰ هزار تن در سال، صنایع نساجی، تولید فرآورده‌های نسوز، کارخانجات سیمان و پلی اکریل و ... می‌تواند بیانگر اهمیت صنعتی این استان باشد.

نخستین گام‌هایی که دولت به منظور تشویق صنایع مدرن برداشت، عبارت بود از تصویب قانونی در ۷ بهمن ۱۳۰۳ ه.ش که به موجب آن ورود ماشین‌های صنعتی و فلاحتی تا مدت ده سال از پرداخت حقوق گمرکی معاف شدند. اعتبار قانون مزبور به وسیله ماده ۱۴ متمم قانون بودجه سال ۱۳۱۴ ه.ش تمدید شد. همچنین قوانینی به منظور توسعه صنایع و کارخانجات به تصویب رسید؛ نظیر بند ه ماده ۴ متمم قانون ۶ اسفندماه مربوط به انحصار تجارت خارجی و ماده ۴ تصویب نامه ۴۸۰۸ هیأت وزرا در ۲۰ شهریور ۱۳۱۰ ه.ش و مربوط به نظامنامه ارزهای خارجی و نیز قانونی که در ۱۱ مهر ۱۳۱۰ درباره اعطای پروانه ورود کالا برای سرمایه‌های ایرانی در خارج به تصویب رسید.

با وجود مشکلات داخلی و خارجی، در اصفهان از نظر صنایع و کارخانجات، پیشرفت زیادی صورت گرفت. اجتماع سیزده کارخانه ریسندگی و بافندگی پشم و پنبه، کارخانه کبریت‌سازی و کارخانه‌های مختلف دیگر سبب گردید که اصفهان از مراکز مهم صنعتی کشور به شمار آید؛ اما از لحاظ نساجی، محصولات اصفهان تازگی نداشت. تا قبل از سال ۱۳۰۰ ه.ش و احداث کارخانجات، مایحتاج اهالی از دسترنج دستبافان تهیه می‌شد و به شهرهای دیگر هم می‌فرستادند. پس از تأسیس کارخانجات، برخی صنایع دستی همچنان باقی ماندند و رقم عمده‌ای از تولیدات استان را تشکیل می‌دادند. چون محصول کارخانجات، کفاف احتیاجات مردم را نمی‌داد، در اصفهان و اطراف آن هر ساله مقدار زیادی متقال، حوله، کرباس و محصولات دستباف دیگر تهیه شده و به فروش می‌رسید.