صنایع دستی هند (بخش دوم)

مهمترین رشته‌های صنایع دستی هند عبارت اند از:

1- پارچه بافی دستی

بافت منسوجات دستباف در هند به زمان‌های بسیار دور می رسد که با بافت پارچه‌های ساده و صرفاً مصرفی نظیر ململ، کتان و چیت آغاز می گردد. البته همانند سایر هنرها و فنون هند، دوران اعتلای این رشته نیز به عصر مغول مربوط می شود. هندی ‌ها در این حرفه علاوه بر طرح ‌ها و نقوش، برخی شیوه‌های بافندگی را هم از ایرانیان فرا گرفتند. بهترین منسوجات هند را می توان شال کشمیر دانست که بافت آن از قرن هجدهم میلادی با طرح‌هایی کاملاً ایرانی آغاز گردید.

شال بافی در ایران عمدتاً در شهرهای یزد ، کاشان و کرمان متداول بوده که شال ترمه‌ی کرمان هنوز هم در روستای هوتک در فاصله‌ی 40 کیلومتری این شهر بافته می شود .

در پی تسلط 200 ساله‌ی استعمار بر هند، این صنعت به تدریج رو به ضعف نهاد ولی شروع نهضت عظیم مهاتما گاندی برای کسب استقلال سیاسی و اقتصادی هند و الگو قرار دادن چرخ نخ ریسی" به عنوان سمبل خود اتکایی، سبب رونق دوباره‌ی این صنعت شد تا آنجا که امروزه رشته‌های مختلف نساجی دستی به صورت رایج ترین صنایع دستی هند محسوب می گردد. در ایالت شرقی آسام، سنت دیرینه‌ی آسامی ‌ها در این مورد که لباس مورد نیاز خود را شخصاً تولید کنند موجب شکوفایی و استمرار آن شده است." ایالت بنگال نیز در بافت پارچه‌های پنبه ای بسیار ظریف و نازک شهرت دارد. به علاوه در ایالات بیهار، اوریسا، اوتارپرادش، آندراپرادش و مَدرَس صنعت پارچه بافی دستی به عنوان حرفه ای فراگیر متداول می باشد به نحوی که فقط در ایالت مدرس بیش از دو میلیون خانوار به این حرفه اشتغال دارند که بالاترین آمار در میان ایالات مختلف هند محسوب می گردد. محصولات صنعتگران مدرس هم جنبه مصرفی دارد ،هم تزیینی.

2- زری بافی

زری اساساً نوعی پارچه‌ی ابریشمی است که با تزئینات اضافی بر روی آن غنی تر می گردد. به این نحو که از نخهای طلا یا نقره به ضخامت موی سر در مرحله‌ی پودگذاری ضمن بافت استفاده می شود. به همین دليل علاوه بر وزن نسبتاً زياد دارای درخشندگی و جاذبه‌ی فوق العاده ای می باشد. پارچه‌ی زری ممکن است. برای استفاده‌ی لباس یا رویه‌ی مبلمان به صورت یک رو بوده و یا به عنوان پرده و آویز حالت بافت دو رو داشته باشد.

برای تولید پارچه‌ی زری با کیفیت عالی، ابریشم مورد نیاز از کشورهایی نظیر چین، ژاپن و ایتالیا وارد می شود ولی نخهای طلا و نقره برای بافت زری به اندازه‌ی کافی در داخل هند تولید می گردد. در سال‌های اخیر به منظور کاهش قیمت عموماً از ابریشم ارزان داخلی همراه با رشته‌های مسی آب طلا داده شده یا برنجی استفاده می شود. طرح‌های متداول شامل طرح شکارگاه " و گل بوته " شاخ و برگ‌های به هم پیچیده و نظایر آن می باشد. البته انتخاب اینگونه نقوش و یا سایر طرح ‌ها بستگی به سلیقه‌ی خریداران خارجی دارد. معمولاً اروپایی ‌ها و آمریکایی ‌ها خواستار نقش‌های ساده بر روی پارچه‌های زری هستند چون عموماً به صورت شال از آن استفاده می کنند در حالی که کشورهای عربی خاورمیانه نقش‌های درشت و رنگارنگ را ترجیح می دهند.

شهر بنارس در شمال شرقی هند شهرت زیادی در بافت پارچه‌های بسیار مرغوب زری با استفاده از رشته‌های طلای ناب کسب کرده است. بیشترین میزان پارچه‌ی زری در شهر سورات بافته می شود که به علت استقرار کارخانه‌های سازنده‌ی نخهای طلا و نقره در این شهر، قیمت پارچه‌های زری در این شهر ارزانتر تمام شده و انواع کیف، شال و رویه‌ی کفش‌های زنانه از آن تولید می گردد.

یکی دیگر از مراکز عمده‌ی زری بافی هند، شهر اود (Oudh ) می باشد . در این شهر عمده‌ی نقوش روی پارچه‌های زری به صورت خطوط نوشته شده شامل آیاتی از قرآن کریم و کتاب مقدس هندوها به نام بهاگاوات گیتا(( Bhagavat Gita) می باشد. این محصولات بیشتر در میان گروه‌های مذهبی و در مناسبت‌های خاص کاربرد دارد. سایر مراکز قابل ذکر در زمینه‌ی بافت پارچه‌های زری عبارت اند از شهرهای احمد آباد، اورنگ آباد، بوپال، دهلی، لاکنو، مرشدآباد و مَدرَس.

3- بافت پارچه‌ی ساری

بافت پارچه‌ی ساری از جمله رشته‌های صنایع دستی است که در سراسر کشور از کشمیر در شمال تا کرالا در جنوب و از مانی پور در شرق تا ماهاراشترا در غرب متداول می باشد. این محصول در هر منطقه از ویژگی خاصی برخوردار است. شهر بَنارَس در این رشته شهرت دیرینه ای داشته و استفاده از نخهای بسیار ظریف طلا و نقره در بافت پارچه‌ی ساری نشانگر مهارت استثنایی بافندگان این شهر می باشد. طرح‌های بوته با استفاده از الیاف ابریشم به عنوان نخ پود پارچه در رنگ‌های متنوع که زمینه‌ی آن عموماً آبی تیره است، بافت ساری بافت بنارس را از دیگر نقاط متمایز می سازد. گاهی اوقات تعداد طرح ‌ها و نقوش به کار رفته در این پارچه ‌ها به ۱۴ طرح می رسد. نظیر نقش مردان سوارکار و یا زنانی که گل در دست دارند و یا در حال صحبت کردن می باشند. در شهر تانجور با استفاده از نخ‌های طلا، نوعی ساری بسیار مرغوب تولید می گردد که به نام مورانگیزی " یا الهه‌ی بافندگی نامگذاری شده است. این نوع  پارچه که به مصرف تهیه‌ی لباس می رسد، با استفاده از الیافت ابریشم و یا نخ‌های پنبه ای بسیار نازک تهیه می شود. در برخی نقاط نظیر ونکاتاگیری با استفاده از الیاف پنبه نوعی پارچه‌ی ساری تولید می گردد که از نظر ظرافت با پارچه‌ی ساری بافته شده از ابریشم قابل مقایسه است. در ایالت گُجرات نیز نوعی پارچه‌ی ساری به نام پاتولا بافته می شود که سابقه‌ی آن به قرن هفتم میلادی می رسد. برخی از مهم ترین مراکز تولید این محصول عبارت اند از بنارس، احمد آباد، اوریسا، کرالا، مانی پور، گادوار و واناپارتی.

4- شالبافی

این رشته عمدتاً در کشمیر رواج داشته و شال کشمیر را می توان ظریف ترین و لطیف ترین محصول بافته شده از پشم در جهان نامید. شال‌های بافته شده بر دو نوع است که شاتوش و پشمینه " نامیده می شود. روش بافت نیز بر دو گونه است: در شیوه‌ی نخست یا کانیکار"، نقوش مورد نظر بر روی دستگاه بافندگی طراحی و پیاده می شود در حالی که در روش دوم، پس از بافت پارچه به صورت ساده، روی آن را با نقوش گوناگون گلدوزی می نمایند و به آن آملیکار می گویند.

 5- بافت پارچه‌های پنبه ای

در جامعه‌ی روستایی هند، مهارت در بافندگی به معنای دارا بودن موقعیت اجتماعی بهتر می باشد. بافت پارچه‌های پنبه ای با توجه به شرایط آب و هوایی گرم این کشور برای رفع نیازهای گوناگون مصرفی متداول است. در ایالت آسام، پنبه ماده‌ی اصلی برای تهیه‌ی لباس محسوب می گردد. به علاوه انواع منسوجات و مفرش با تأکید بر زیبایی آن بافته می شود. در میان قبایل برهمایی آسام، بافندگی به عنوان حرفه ای مقدس شناخته شده است به همین علت علاوه بر بافت پارچه‌های پنبه ای، قبایل کوه نشین آسام در بافت پارچه‌های متنوع ساری و شال با استفاده از مواد اولیه‌ی محلی تبحر زیادی دارند.

علاوه بر آسام، ایالت بنگال نیز در بافت پارچه‌های پنبه ای بسیار ظریف و نازک شهرت داشته و در آنجا هنر سوزن دوزی و گلدوزی نیز به عنوان کار تکمیلی بر روی پارچه‌های بافته شده انجام می گیرد. این محصولات عموماً به صورت پرده یا پشه بند یا تزئینات زیاد استفاده می شود. در ایالات بیهار، اوریسا، اوتار پرادش و مدرس نیز بافت پارچه‌های پنبه ای عموماً برای رفع نیازهای مصرفی متداول می باشد.

6- رنگرزی با روش گره زدن

این شیوه ساده ترین روش برای ایجاد طرح و نقش روی انواع پارچه نظیر رومیزی، پرده، روتختی و لباس زنانه (ساری) می باشد. طرز کار به این صورت است که قسمت‌هایی از کلافهای نخ را پیش از بافت توسط دستگاه‌های بافندگی و یا قسمت‌هایی از پارچه‌ی سفید بافته شده را گره زده و فاصله‌ی گره ‌ها را در محلول رنگ فرو می برند و پس از مدتی آن را خارج می سازند در نتیجه قسمت‌های موجود میان فواصل گره ‌ها رنگ را جذب نموده و به صورت خطوط زیگزاگ به قسمت‌های اطراف گره ‌ها نیز نفوذ می نماید. این کار با استفاده از رنگ‌های متفاوت در فواصل دو گره انجام گرفته که پس از بازکردن کلیه‌ی گره ها، حالت رنگین کمان در سطح پارچه مشاهده می شود. این روش طراحی روی پارچه علاوه بر هند در چین، ژاپن، اندونزی و اغلب کشورهای آسیای جنوبی و شرقی متداول است. البته برای انتقال نقوش روی پارچه در هر منطقه تفاوت‌هایی جزیی با سایر مناطق به چشم می خورد که ناشی از سنت‌های گذشته است. به این نحو که برخی از صنعتگران ابتدا طرح مورد نیاز را روی کاغذ ترسیم نموده و محل نقش را سوراخ می کنند تا نقاطی که باید رنگ شود مشخص گردد.

این روش رنگرزی و ایجاد نقش روی پارچه در ایران تنها در شهر یزد بر روی پارچه‌های ابریشم مصنوعی انجام می گیرد که تولیدات آن بیشتر به عنوان پرده و رومیزی به مصرف می رسد و به آن دارایی می گویند.

سپس کاغذ را روی پارچه قرار داده و با دست گج را روی نقاط خالی شده‌ی کاغذ می مالند تا به سطح پارچه برسد. در مواردی که تکرار یک طرح روی پارچه مورد نظر باشد، این روش مناسبی است. صنعتگرانی که مهارت بیشتری در کار خود دارند معمولاً طرح را مستقیماً با استفاده از مداد و به صورت نقطه چین روی پارچه منتقل کرده و سپس در نقاط مذکور گره ایجاد می کنند و به همان ترتیب عمل رنگرزی انجام می شود. در فواصل گره ‌ها از رنگ‌های مختلف استفاده گردیده و پس از خشک شدن پارچه یا کلافهای نخ آن را در آب روان شسته و آبکشی نموده تا رنگ‌های اضافی خارج شود و سپس آن را خشک می کنند. در مواردی که تعدد رنگ روی پارچه یا کلاف مورد نظر باشد، ابتدا از رنگ‌های روشن تر، رنگرزی را آغاز می نمایند مثلاً با استفاده از زردچوبه رنگ زرد به دست می آورند و چنانچه بخواهند قسمت‌هایی از همان پارچه یا کلاف را به رنگ سبز درآورند، با زدن گره در قسمت مورد نظر و محفوظ نگهداشتن آن، بقیه‌ی قسمت ‌ها را در مخلوطی از محلول رنگ زردچوبه و لاجورد قرار می دهند. مهد اصلی این صنعت دستی، ایالت راجستان می باشد که به آن بندنه Bandana) )می گویند که در زبان سانسکریت به معنای گره زدن یا بستن است و بر حسب تعداد رنگ‌هایی که بر روی پارچه به کاربرده می شود، نام آن مشخص می گردد. به این ترتیب زمانی که یک رنگ به کاربرده شده باشد، به آن اکبندی  (Ekbandi) گفته شده و هنگامی که چهار رنگ به کار رود، چربندی (Charbandi) و در مورد هفت رنگ به آن ستبندی  (Satbandi) اطلاق می گردد. مراکز عمده‌ی تولید شهرهای جودپور، سیلار، لادنو و سوجانگار می باشد که بیش از 2500 نفر را مشغول به کارکرده است. رنگ‌های مصرفی در این شیوه‌ی کار حتماً بایستی از نوع رنگ‌های ثابتی باشد که بدون جوشاندن و با استفاده از آب سرد قابل مصرف است نظیر رنگ‌های Procion و نظایر آن. البته درگذشته از رنگ‌های گیاهی برای این کار استفاده می شد.

ولی با توجه به صرف وقت زیادی که تهیه‌ی این نوع رنگ ‌ها نیاز دارد، امروزه تقریباً متروک شده و به همین سبب کشت گیاهانی هم که منشا مواد رنگی بوده اند، دیگر متداول نیست. ناگفته نماند که علاوه بر راجستان، ایالت مدرس هم در این رشته از تولید در مرتبه‌ی دوم فعالیت می کند.