صنایع دستی هند (بخش اول)

در سلسله مباحث پیش رو به بررسی وضعیت صنایع دستی در چند کشور مهم و منتخب آسیایی می پردازیم. در این بخش وضعیت صنایع دستی هند را بررسی میکنیم که یکی از سه قطب برتر صنایع دستی در جهان است.

بررسی وضعیت صنایع دستی هند

بر اساس شواهد و مدارک موجود، شبه قاره‌ی هند وارث یکی از تمدن‌های کهن در دره‌ی رودخانه سند می باشد. شهرهای باستانی "موهنجودارو و هاراپا" در غرب شبه قاره کانون تمدنی پنج هزار ساله بوده که هم عصر با تمدنهای درّه‌ی نیل در مصر و جلگه‌ی بین النهرین یعنی تمدنهای کلده و آشور، بابل و ایلام می باشد. بر اساس ابزار و شباهت‌های موجود میان برخی آثار کشف شده در این دو منطقه که بیش از دو هزار و پانصد کیلومتر با یکدیگر فاصله دارند، این واقعیت محرز گردیده که میان این دو کانون تمدن اولیه، از طریق فلات ایران، ارتباط و مبادلاتی وجود داشته است. علاوه بر این، آثار به دست آمده از غار معروف آجانتا در جنوب هند - مربوط به دو هزار سال پیش - حاکی از تسلط و مهارت کم نظیر هنرمندان هندی در ساخت آثار استثنایی می باشد. این پشتوانه‌ی تاریخی همراه با تنوع نژادی، قومی، مذهبی و به تبع آن گوناگونی عادات و سنت‌های رایج در این سرزمین موجب گردیده که صنایع دستی به صورت گسترده، ریشه دار و پویا در کشور هند همچنان استمرار یابد.

صنایع دستی هند

وجود ادیان مختلف هندو، برهمایی، بودایی و اسلام هریک با نمادها و مظاهر فکری و اعتقادی خاص خود به غنای فرهنگی این کشور کمک شایانی کرده اند. در این میان به جرأت می توان گفت با آنکه تعداد مسلمانان هند تنها حدود 10 درصد کل جمعیت آن کشور را تشکیل می دهد، ولی سهم مسلمانان در اعتلای فرهنگی هند با ۹۰ درصد بقیه‌ی نفوس که متعلق به سایر ادیان و مذاهب می باشند، برابر است. در قرن دوم هجری یکی از سرداران مسلمان به نام محمد بن قاسم برای نخستین بار از طریق دریا و در نزدیکی بندر کراچی کنونی وارد شبه قاره‌ی هند شده و بعدها نیز چندین بار در قرن‌های یازدهم و چهاردهم میلادی از طریق ایران و افغانستان یورش‌هایی به هند شده بود ولی اشاعه‌ی فرهنگ و تمدن اسلامی عملاً در قرن شانزدهم میلادی از طریق تأسیس سلسله‌ی گورکانی مغول توسط ظاهرالدین محمد بابر در سال ۱۵۲۶ میلادی تحقق پذیرفت.

نفوذ و استقرار هنر و فرهنگ اسلامی که عمدتاً رنگ ایرانی داشت، سرآغاز تحولی شگرف در فنون و شیوه‌های ساخت و تنوع فوق العاده‌ی طرح ‌ها و نقوش رایج در تولید صنایع دستی این کشور گردید. اقتباس از سبک ‌ها و طرح‌های ایرانی علاوه بر معماری، در رشته‌های مختلف نظیر مینیاتور ، خاتم سازی ، قالیبافی ، کاشی و سرامیک که با اعزام هنرمندان و صنعتگران ایرانی صورت گرفت، مکتب جدیدی را در قلمرو هنرهای اسلامی در شبه قاره‌ی هند پی ریزی نمود.

پس از این دوران طلاییِ تقریبا ۲۵۰ ساله، در پی نفوذ اروپاییان و بالاخره تسلط انگلیسی ‌ها بر شبه قاره، صنایع دستی و هنرهای سنتی تدریجاً رو به انحطاط نهاد. علت این امر آن بود که از یکسو بر اثر قطع حمایت و تشویق حکمرانان مغول از صنعتگران هندی و از سوی دیگر تلاش انگلیسی ‌ها جهت ایجاد بازار فروش برای تولیدات انبوه خود در پی انقلاب صنعتی، صنعتگران و به ویژه بافندگان منسوجات دستباف هند نه تنها بازارهای خارجی خود را از دست دادند، بلکه در داخل کشور هم با رقابت کالاهای ارزان قیمت انگلیسی مواجه گردیدند. البته وسعت سرزمین، کثرت جمعیت و مهم تر از همه بافت سنتی حاکم بر زندگی اجتماعی و اقتصادی هند از جمله عواملی بود که مانع نابودی بسیاری از رشته‌های صنایع دستی در این کشور گردید. استقلال مجدد هند در سال 1950 میلادی و تقویت احساسات ملی و احیاء ارزش‌های گذشته موجب شد تا جان دوباره ای در کالبد بیمار صنایع دستی هند دمیده شود. به این صورت نقصانی که از نظر حمایت و تشویق هنرمندان و صنعتگران طی مدت دو قرن پدید آمده بود، با ایجاد ساختارهای جدید برطرف گردید.

استقلال هند در 1950

ویژگی‌های صنایع دستی هند

تمدن امروزی هند را می توان آمیزه ای از فرهنگ بومی ، آریایی، مغولی و اسلامی دانست. از آغاز قرن هجدهم میلادی به علت نفوذ اروپایی ‌ها و سپس تسلط کامل انگلیسی ها، فرهنگ غرب نیز بر این تمدن تأثیرگذاشته است. از این رو عناصر بیشماری که هر یک ریشه در تاریخ کهن، قومیت ها، اعتقادات و سنت‌های مردم این سرزمین دارد، در صنایع دستی آن قابل تشخیص است.

استمرار بافت سنتی به ویژه در جامعه‌ی وسیع روستایی هند در قالب قهرمانان اساطیری، نمادهای مذهبی و رقص‌های محلی، هریک به گونه ای در تولیدات صنایع دستی این کشور مشاهده می شود. از ویژگیهای اصلی صنایع دستی هند، پیوستگی آن با زندگی روزمره‌ی مردم و پاسخگویی آن به نیازهای آنان از جنبه‌های مصرفی، تزئینی و حتی مذهبی است. کاربرد وسیع رشته‌های مختلف صنایع دستی در معماری نیز از جلوه‌های بارز آن می باشد. به این ترتیب شاید بتوان گفت که در کمتر کشوری به اندازه‌ی هند صنایع دستی در زندگی مردم حضور دارد. به موازات تنوع قومی، فرهنگی و مذهبی، تنوع شرایط آب و هوایی و دسترسی به مواد اولیه‌ی گوناگون زمینه را برای کاربرد وسیع این مواد جهت رفع نیازهای جاری و نیز ابراز خلاقیت‌های ذوقی و هنری در قالب ساخت اشیاء گوناگون به نحو مطلوبی فراهم کرده است.

انواع مواد اولیه‌ی نباتی نظیر چوب‌های گرانبهای فوفل، صندل، آبنوس و نیز کتان، پنبه و همچنین پشم و کرک، ابریشم، عاج فیل، پوست و شاخ حیوانات و بالاخره انواع صدف و بقایای آبزیان و مواد کانی با ارزش نظیر سنگ یشم، سنگ لاجورد و انواع مرمر موجب گردیده که کشور هند در بسیاری از رشته ‌ها مزیت نسبی حاصل نماید.

عاج فیل بعنوان مواد اولیه در هند

برخلاف اغلب کشورها، در هند واسطه ‌ها میان تولیدکنندگان و مصرف کنندگان نقشی ندارند زیرا معمولاً هر صنعتگر برای گروهی خاص اقدام به تولید می نماید. او در حقیقت انتقال دهنده‌ی سنت‌های گذشته به افراد جامعه ای است که خود به آن تعلق دارد.

به طور خلاصه می توان گفت که از مجموع سنت‌های رنگارنگ که سرشار از تصنیف و آوازها، ضرب المثل ها، افسانه ‌ها و سرگذشت‌های برخاسته از دل جامعه می باشد، با همراهی طبیعت سخاوتمند، صنایع دستی غنی، خلاق و پایدار هند شکل گرفته است. در این میان صنعتگر دستی همواره به عنوان عامل عمده ای در ایجاد تعادل در جامعه و فرهنگ هند از موقعیت اجتماعی ممتازی برخوردار می باشد.