صنایع دستی به عنوان یک صنعت مستقل و ملی

صنایع دستی به عنوان یک صنعت مستقل و ملی و زمینه ساز توسعه‌ی صنعتی

۱- بدون استثنا در تمامی تعاریفی که توسط متفکران و اندیشمندان کشورمان (استاد معین، استاد دهخدا و ...) از صنایع دستی ارائه گردیده، به ماهیت صنعتی آن اشاره شده و صنایع دستی را یکی از انواع صنایع دانسته اند. به گونه ای که استاد دکتر محمد معین در تعریف صنایع دستی می گوید: صنایع دستی شامل صنعت‌هایی که دست در آن دخیل است مانند پارچه بافی و قالیبافی می شود.

۲- در منابع و مآخذ خارجی نیز هر جا که سخن از صنایع دستی به میان آمده، واژه‌ی صنعت جزء لاینفک آن بوده، چنانکه در دایره المعارف بریتانیکا در تعریف صنایع دستی آمده است: صنایع دستی به آن گروه از صنایع گفته می شود که مهارت، ذوق و بینش انسان در تولید آن نقش اساسی دارد.

۳- در تولید محصولات صنایع دستی مانند هر صنعت دیگر، مواد اولیه طی مراحلی و به کمک ابزار و وسایل به محصولی تبدیل می گردد که به خاطر حضور مؤثر و خلاق انسان در تولید محصولات صنایع دستی، این هنر-صنعت دارای ارزش افزوده‌ی بسیار زیادی در مقایسه با دیگر صنایع می باشد.

۴- به شهادت تاریخ و آثار به جای مانده از ادوار پیشین، هسته‌ی اصلی اغلب صنایع پیشرفته و مدرن امروزی نیز صنایع دستی بوده و در صورتی که تاریخچه‌ی صنایع گوناگون را در کشورمان و دیگر نقاط جهان بررسی کنیم، مشخص است که انواع منسوجات، فرآوردههای فلزی، محصولات سرامیکی و... که امروزه توسط کارخانه جات متعدد و با دستگاه‌های مدرن و در مقیاس وسیع تولید می گردد، در ادوار گذشته به وسیله‌ی دستگاه‌هایی کاملاً ساده و ابتدایی و با دخالت کامل انسان و در واقع به صورت دستی تولید و عرضه می گردیده است. لذا توسعه و تکامل صنایع دستی می تواند زمینه ساز استقرار صنایع بومی و مستقل هر کشور باشد و تنها از این رهگذر است که به تدریج فرهنگ صنعتی مناسب در جامعه به وجود آمده و مسایل مربوط به تکنیک و تکنولوژی ساخت نیز مرتفع و نیروی انسانی لازم برای اداره و مدیریت صنایع تربیت خواهد شد.

صنایع دستی و تحولات فن آوری

هرچند که اثبات تکنیک و اتکاء فوق العاده به نیروی بدنی صنعتگر از مهمترین خصوصیات صنایع دستی و روستایی است، با این حال انواع ابزار و روش تولید نیز در مدت طولانی ثابت نبوده و تا حدود زیادی از تحولات فنی و صنعتی تبعیت می کند. البته تحول و دگرگونی در ابزار و شیوه‌های تولید، بسیاری از محصولات را به تدریج از محدوده‌ی صنایع دستی خارج ساخته به نحوی که امروزه ادامه‌ی تولید و مصرف آنها فقط به شکل فرآوردههای صنعتی امکان پذیر است ولی در عین حال نمی توان منکر این واقعیت شد که استفاده از ابزار جدید و مواد مرغوب به عنوان دستاورد پیشرفت‌های صنعتی، کمک شایانی به شکوفایی رشته‌های موجود صنایع دستی نموده و حتی در مواردی به دوام و بقاء آن نیز کمک کرده است. در نتیجه‌ی اختراع بعضی ابزار و وسایل جدید، قسمت‌هایی از مراحل آماده کردن مواد اولیه، ساخت و یا تکمیل محصولات دستی به تدریج از صورت دستی خارج شده و توسط دستگاهها و یا ماشینهای مختلف انجام می گیرد. البته این امر تا آنجا قابل قبول است که موجب تغییر ماهیت محصولات دستی و تبدیل آن به یک کالای ماشینی نشود و در اینجاست که موضوع تکنولوژی قابل انطباق با صنایع دستی مطرح می شود. ذکر مثال‌هایی می تواند به روشن شدن بیشتر موضوع کمک نماید:

برای تولید محصولات سفال و سرامیک روش معمول آن است که ابتدا خاک رُس را در حوضچه‌هایی با صرف وقت و زحمت زیاد، تبدیل به گِل نموده و پس از ورز دادن به کمک پا، محور زیرین چرخ سفالگری را به حرکت در آورده و گِل را روی صفحه‌ی فوقانی چرخ مزبور به کمک دست شکل می دهند، بنابراین کار صنعتگر با شکل دادن به گل و به کمک چرخ سفالگری آغاز شده و با نقاشی لعاب کاری و پخت اشیا در درون کوره پایان می پذیرد. در حالی که امروزه آماده سازی گل با استفاده از دستگاه‌هایی به نام «فیلتر پرس» و «پاکمیل» انجام می گیرد.

تولید گِل مورد مصرف در سفالگری و سرامیک سازی با استفاده از دستگاه‌هایی به نام فیلتر پرس و پاکمیل نسبت به روش سنتی آن مزایایی به شرح زیر دارد:

۱- افزایش مقدار گِل آماده‌ی مصرف تا میزان چند برابر در هر نوبت کار همراه با کاهش قیمت تمام شده‌ی آن.

۲- بهبود کیفیت گلِ مصرفی از نظر نداشتن ناخالصی و همچنین نداشتن حباب هوا که در نهایت موجب افزایش کیفیت محصولات تولیدی نیز می گردد.

۳- صرفه جویی در وقت و نیز کمک به تأمین سلامت صنعتگران به علت عدم تماس مداوم با گل و رطوبت به ویژه در فصل زمستان.

- برای تولید محصولات بامبو نیز نیاز به رشته‌هایی از الیاف بامبو به قطر و ضخامت مشخص به نام "زهوار" داریم که شیوه‌ی معمول تهیه‌ی آن بدین طریق است: پس از قطع نی بامبو آن را به دفعات برش می دهند و با صرف وقت و زمان نسبتاً زیادی، مقدار لازم از زهوارهایی را که برای تولید محصول بامبو مورد نیاز می باشد، به دست می آورند، در حالی که امروزه به کمک دستگاه‌هایی به نام یک پهنا کن و یک ضخامت کن در زمان کوتاهی مقدار مواد لازم برای بافت بامبو را به دست می آورند. همچنین برش و خرد کردن قطعات بزرگ الوار جهت مصرف در رشته‌های خاتمکاری، نازک کاری و منبت کاری چوب به کمک ارّه برقی صورت می گیرد که خود نشانه دیگری از استفاده‌ی مناسب و مطلوب تکنولوژی در امر تولید صنایع دستی می باشد. ماشین چوب خشک کنی برای خشک کردن و اشباع چوب که مانع تغییر شکل فرآورده‌های چوبی می شود نیز نمونه‌ی دیگری از کارکرد مطلوب تکنولوژی می باشد.

علل استفاده از تکنولوژی (ابزار و وسایل ماشینی) در رشته‌های صنایع دستی:

۱- از بین بردن بیگاری، فعالیت‌های سخت بدنی و کارهای غیر تخصصی

۲- افزایش میزان تولید

۳- تقلیل برخی از هزینه‌های تولید و در نهایت کاهش قیمت تمام شده‌ی محصول تولیدی

4- ایجاد استاندارد در قسمت‌هایی از تولیدات صنایع دستی

بنابر جهات و دلایل فوق امروزه استفاده از ماشین آلات (به ویژه در مرحله‌ی آماده سازی مواد اولیه) تا حد مجاز پذیرفته شده ولی برای حفظ اصالت و ویژگی‌های صنایع دستی ضرورت دارد همچنان قسمتی از مراحل اساسی تولید (تا حدود50 درصد آن) با دست و به کمک ابزار و وسایل دستی انجام پذیرد.

موضوع مهم و قابل بحث دیگر کاربرد مواد اولیه و یا مواد کمکی مصنوعی و جدید برای ساخت و تولید محصولات صنایع دستی است که در این زمینه دو نظریه وجود دارد:عده ای معتقدند که مواد اولیه‌ی مصرفی در صنایع دستی باید به طورکلی از مواد طبیعی (نباتی، حیوانی و معدنی) بوده و کاربرد مواد سنتتیک مغایر با ماهیت صنایع دستی است. در مقابل، برخی دیگر از کارشناسان بر این عقیده هستند که به علت محدودیت مواد اولیه‌ی طبیعی و افزایش شدید بهای آن در سال‌های اخیر استفاده از مواد مذکور در هر شرایطی امکانپذیر نبوده و مقید کردن صنعتگران دستی به کاربرد چنین موادی موجب بالا رفتن نامعقول قیمت تمام شده‌ی تولیدات و عدم امکان فروش و در نهایت توقف تولید خواهد شد. البته در عمل هم می بینیم که به جای برخی مواد گران و کمیاب نظیر ابریشم طبیعی از ابریشم مصنوعی (ویسکوز) در پارچه بافی دستی و رودوزی‌های سنتی (نظیر سوزن دوزی ممقان) استفاده شده و یا در خاتمکاری به جای استخوان شتر از ماده ای به نام گالالیت استفاده می شود. چنین است وضعیت رنگرزی الیاف نباتی و حیوانی مورد مصرف در صنایع دستی که به جای رنگی‌های طبیعی از رنگ‌های شیمیایی استفاده می شود و متأسفانه رنگرزی با مواد طبیعی تنها در موارد محدودی صورت می گیرد. و اکثرا الیاف مورد مصرف در قالیبافی، گلیم بافی و دستبافی با رنگ‌های شیمیایی، رنگرزی می گردد. شاید پاسخ مطلوب و قابل قبول برای همه‌ی صاحبنظران در زمینه‌ی کاربرد یا عدم کاربرد مواد مصنوعی به جای مواد اولیه‌ی طبیعی در صنایع دستی آن باشد که گفته شود باید حتی المقدور از مواد طبیعی در تولید صنایع دستی استفاده نمود و کاربرد محدود مواد اولیه‌ی مصنوعی در شرایط خاص نیز نباید موجب تغییر ماهیت صنایع دستی شود.

از مجموع مطالب گفته شده این نتیجه حاصل می شود که بر خلاف تصور رایج، تحولات صنعتی حاصل از دستیابی به تکنولوژی پیشرفته دارای آثار مثبتی بر روی صنایع دستی نیز بوده است.

ماحصل کلام آنکه امروزه با توجه به نقش و اهمیت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی صنایع دستی و اینکه این هنر-صنعت خصوصیات، ویژگیها و محسناتی دارد که در هیچ صنعت دیگری مشاهده نمی شود، روز به روز بر اهمیت آن افزوده می شود که افزایش تعداد کشورهای عضو شورای جهانی صنایع دستی و تلاش کشورهای جهان سوم و حتی کشورهای پیشرفته برای صدور هر چه بیشتر فرآورده‌های دست ساخته همگی می تواند دلیلی برای اثبات این امر باشد.