صنایع دستی ایران از دوره صفویه تا قاجار (بخش دوم)

سفالگری پس از دوره‌ی صفویه به زوال گرایید و از تعداد دست اندرکاران و کارگاه‌های آن کاسته شد تا متعاقب آن نقش سفال در زندگی روزمره نیز کمرنگ شد. اگرچه ظرف دهه‌های اخیر و به ویژه سی ساله‌ی اخیر سفال سازی مورد توجه قشر جوان و تحصیل کرده واقع شد و افزون بر کارگاه سفال سازمان میراث فرهنگی کشور که فعالیت چشمگیری در تولید آثار ممتاز سفالی دارد، تولید سفال در مراکز سنتی این "هنر-صنعت " چون لاله‌جین همدان، مند گناباد، میبد یزد، زنوز، تبریز، شهرضا، اصفهان، سمنان، شاهرود، کرج، و تهران و غیره از رونق برخوردار است.

باری، هم اکنون سفالینه‌های هنری با طرح‌ها و نقش‌های جالب، تولید و عرضه میشود که‌:

برگزاری نمایشگاه‌های اختصاصی سفال و سرامیک چون "نمایشگاه آثار دوسالانه‌ی سفال‌سازان" و "نمایشگاه تخصصی شیشه، سرامیک و سنگ" و مانند آنها نشانگر رونق این رشته‌ی هنری است. گو اینکه سفال‌سازی در حال حاضر از جایگاه رفیع روزگاران نه چندان دیر و دور گذشته‌ی خود در زندگی مردم کشورمان فاصله‌ی زیادی دارد.

در دوره‌های زندیه و قاجاریه، شاهد تأثیر قابل توجه هنر غرب از طریق نقش و رنگ در کاشی‌سازی کشورمان هستیم. از جمله آنکه نقش‌هایی به نام گل لندنی به کاشی ایران راه یافت و رنگ‌های جدیدی نیز به کار گرفته شد که تا پیش از آن رایج نبوده است.

کاشی‌های موجود در عمارت کلاه فرنگی شیراز - که هم اینک در موزه‌ی پارس نگهداری میشود – و نیز کاشی‌کاری‌های مسجد وکیل شیراز – که نقوش آن بیشتر متاثر از طبیعت است - مؤید این نکته است. گفتنی است که اگرچه کاشیکاری عهد زندیه متأثر از کاشیکاری دورہ‌ی صفویه است اما غنا و زیبایی آن را ندارد.

در دوره‌ی قاجاریه تحولی نسبی از لحاظ رنگ آمیزی و موضوع در کاشیکاری پدید آمد؛ و در اکثر کاشی‌کاری‌های این دوران، که با به کارگیری رنگ قرمز همراه است شاهد موضوعات تاریخی و یا زندگی روزمره‌ی درباریان هستیم.

به هر حال کاشی‌کاری به عنوان یکی از هنرهای مرتبط با هنرهای سنتی و معماری ایران علارغم فراز و فرود‌هایی که داشته است، از رونق شایسته ای برخوردار است و افزون بر شهر اصفهان و شهرهای شیراز و تهران در کنار اغلب اماکن متبرکه و ساختمان‌های تاریخی، کارگاه‌های کاشی‌سازی وجود دارد که از مهم‌ترین آنها میتوان به واحدهای کاشی‌سازی در استان قدس رضوی اشاره کرد. گفتنی است که امروزه بیشتر کاشی‌های هفت رنگ و معرق و معقلی تولید میشود که زینت‌بخش اماکن متبرکه و نیز ساختمان‌های قدیمی و یا ساختمان‌های در حال مرمت و بازسازی مربوط به دوران‌های پیش است. هرچند که قالیبافی ایران پس از دوران اوج و شکوه و اقتداری که در عصر صفویه داشته است، در دوره‌های بعد رونق کمتری داشته اما از دورہ‌ی قاجار و در پی صادرات آن به اروپا و دیگر نقاط جهان، خود را به عنوان مهم‌ترین محصول صادراتی غیرنفتی به ثبت رسانده است. اگرچه در این رهگذر و در پی فعالیت گسترده‌ی شرکت‌های خارجی برای تولید بیشتر و کم توجهی به تولید قالی در هر منطقه، با توجه به ویژگی‌های شناخته شده‌ی آن از لحاظ نقشں و رنگ، لطماتی هم وارد شده است. همچنین به واسطه‌ی جایگزینی تدریجی رنگ‌های شیمیایی به جای رنگ‌های طبیعی، قالی ایران یکی از ممیزه‌های خود را به تدریج از دست میدهد.

به هرحال، با توجه به ذوق و قریحه‌ی سرشار هنرمندان ایرانی در زمینه‌ی قالیبافی، این "هنر - صنعت " همچنان به رونق و سرزندگی خود ادامه داده و بافت قالی‌های بزرگ پارچه - حتی بیش از ۵۰۰۰ متر مربع - تولید قالیچه‌های نفیس با رج شمارهای استثنایی - حتی بیش از ۱۶۰ رج - و تولید و عرضه‌ی قالیچه ‌ها و قالیهای تصویری و نیز طراحی و تولید قالی و قالیچه‌هایی با ابعاد مختلف و در اشکال گوناگون چون چندضلعی، بیضی، دایره ای و نیز قالیچه‌های کوچک حجمی، همه و همه موید استعداد ایرانیان در تولید قالی است.

در دوران معاصر قالی ایران از فن شناسان و هنرمندان طراح و متخصصی چون عمواغلی، ارجمند، عیسی بهادری، عبدالله باقری، رسام عرب زاده و امثال آنان که هر کدام به سهم خود تلاش‌ های ارزنده ای در زمینه‌ی طراحی بافت قالی داشته اند، برخوردار بوده است. مراکز و مناطق قالیبافی ایران عبارت است از: آذربایجان، اصفهان، کاشان، جنوب خراسان، مشهد، کردستان، ترکمن، اراک، کرمان، چهارمحال و بختیاری، فارس، قم و تهران.

پس از دوران صفویه، شاهد زوال تدریجی نساجی سنتی ایران و به ویژه کاهش تدریجی تولید پارچه‌های نفیسی دست بافت نظیر ترمه، زری، مخمل و دارایی هستیم. به طوری که در حال حاضر تنها چند دستگاه به تولید پارچه‌های زری در سازمان میراث فرهنگی در شهرهای تهران و کاشان و در هنرستان هنرهای زیبای اصفهان می‌پردازد. در زمینه‌ی بافت مخمل فقط سه دستگاه در مرکز آموزشی هنرهای سنتی میراث فرهنگی کاشان وجود دارد. و دستگاه‌های معدودی به تولید پارچه‌ی ترمه در شهرهای یزد و کرمان و نیز به تولید پارچه‌ی دارایی در شهر یزد مشغول است. با این حال تولید سایر پارچه‌های دستبافت نظیر حمام سری جاجیمچه، جاجیم، ملحفه، شمد، چادر شب و غیره در مناطق روستایی و شهری کشورمان مرسوم و متداول است. بافت انواع گلیم‌های دستباف شامل گلیم‌های دورو، گلیم‌های سوماک و گلیم‌های يکرو ولی غیرسوماک در مناطق مختلف کشورمان به ویژه در استان‌های فارسی، اردبیلی، آذربایجان شرقی، کردستان و کرمانشاه از رونق خوبی برخوردار است و طی سه دهه‌ی اخیر بر میزان تولید و نیز کیفیت آنها افزوده شده و در زندگی شهری نیز کاربردهای جدیدی یافته است. فلزکاری نیز علی رغم فراز و فرودهایی که داشته است کماکان به حیات خود ادامه میدهد. ساخت و قلمزنی روی فلز در شهرهایی چون اصفهان، شیراز، تبریز و تهران، ملیله سازی در زنجان، اصفهان و تهران، میناکاری و طلاکوبی روی فولاد در اصفهان، و ساخت زیورآلات سنتی در گنبد و سنندج و برخی دیگر از نقاط کشورمان، و نیز هنرهایی چون فیروزه‌کوبی و علامت‌سازی در اصفهان و تهران، و فعالیت‌هایی که کم و بیش در زمینه‌ی ضریح‌سازی و قفل‌سازی صورت میگیرد، همه و همه نشانه‌هایی از رونق نسبی فلزکاری در کشورمان است و هنرمندانی چون استاد محمود دهنوی، استاد حسین علاقمندان و استاد ساعى، استاد راعی و امثال آنان آثاری باارزش و با طرح‌های جالب و گاه استثنایی پدید آورده اند.

گفتنی است که ساخت محصولات مسی به دليل عدم استفاده از آن در زندگی روزمره به شدت کاهش یافته و همچنین برخی از محصولات فلزی جنبه‌های مصرفی خود را از دست داده‌اند. اگرچه شیشه‌گری و تولید شیشه‌های دست‌ساز پس از دوران صفویه، رو به تنزل نهاد اما در ظرف سی ساله‌ی اخیر شاهد رونق نسبی این هنر صنعت در شهر تهران به عنوان مهم‌ترین مرکز تولید انواع شیشه دست‌ساز هستیم. هنرهای مرتبط با چوب نظیر منبت، معرق، خاتم و نازک‌کاری چوب پس از تأسیس مدرسه‌ی صنایع قدیمه در سال ۱۳۰۹ ه. ش مورد توجه بیشتری قرار گرفت. خاتم‌کاری‌های زیبا در تالار خاتم کاخ مرمر و تالار خاتم مجلس شورای اسلامی و نیز تولید چند نمونه میز خاتم توسط خاتم‌کاران هنرمند شیرازی و اصفهانی، آثار منبت و معرق تولید شده توسط منبت‌کاران و معرق‌کاران هنرمندی نظیر امامی، ویزایی، گودرزی، زابلی و غیره در مدرسه‌ی صنایع قدیمه، سازمان میراث فرهنگی کشور و نیز در شهرهای آباده و گلپایگان و تهران، محصولات نازک‌کاری چوب ممتاز و هنرمندانه ارایه شده توسط هنرمندانی چون عبدالمجید نعمتیان و علی اکبر بهزادیان از استان کردستان و سازهای سنتی ساخته شده توسط استاد قنبری در کارگاه سازسازی سازمان میراث فرهنگی کشور و سرانجام صنایع دستی مختلف و متنوع چوبی موجود در موزه صنایع دستی تهران نشانگر ذوق سرشار و هنر صنعتگران ایرانی در رشته‌های گوناگون مرتبط با صنایع و هنرهای چوبی کشورمان است. سرانجام آنکه باید به رودوزی‌های متنوع و نفیس ایرانی چون سوزن دوزی بلوچ، پته دوزی کرمان، قلاب‌دوزی رشت و سوزن دوزی و ملیله‌دوزی اصفهان و نیز آثار جالب چاپ قلمکار اصفهان و چاپ کلاقه‌ای آذربایجان هم اشاره‌ای داشته باشیم که علی‌ رغم فراز و نشیب‌های فراوان هم اکنون روزگار پررونقی را سپری میکند. به هرحال، هم اکنون قریب به ۲۰۰ رشته‌ی صنایع دستی در کشورمان وجود دارد.