شرح مختصری دربارهٔ هنرمندان نگارگری (بخش اول)

شرح دوست محمد شامل نوزده مقاله ای است که مقدمه مرقع بهرام میرزا در کتابخانهٔ توپقاپوسرای را تشکیل می‌دهد. گویا این مقدمه را نخستین بار، محقق ترک، دکتر محمت آقا - اوغلو، مورد توجه قرار داده و اکنون در صدد انتشار آن است. آنچه در زیر می‌آید، فقط خلاصه‌ای از مهم‌ترین مطالب آن است.

عالی، مورخ ترک، از دوست محمد، سخنی به میان می‌آورد. او اهل هرات و پسر فردی به نام سلیمان بود که علاوه بر خوشنویسی، نگارگری نیز می‌دانست، به طوری که چندین کار از او در دست است. ظاهراً دو نگاره از او در مرقع مذکور قرار دارد.

متن مقدمه به خط نستعلیق است و در صفحه ترصيع مزدوج است.

در انتهای آن، تاریخ سال ۹۵۱ق/ ۱۵۴۴م ذکر شده است. نویسنده پس از دیباچه‌ای طولانی و بسیار دلنشین، می‌گوید چون شاهزاده ابوالفتح بهرام میرزا (برادر شاه تهماسب، که بنا بر شرح برادر دیگرش در تحفه سامی، در سال ۹۵۶ق (در سن ۳۳ سالگی) وفات یافت. سام میرزا در شرح دیگری در یک سال بعد از این تاریخ نوشت که او فردی تجمل پرست و مسرف بود، هوشی تیز داشت و در خوشنویسی به خصوص خط نستعلیق، طراحی، شعر و موسیقی چیره‌دست بود.) علاقه فراوانی به خوشنویسی پیدا می‌کند، به دوست محمد دستور می‌دهد که اوراق پراکنده آثار استادان گذشته و حاضر را گرد آورد و مرقع حاضر را فراهم کند که این مقدمه مناسب نیز بدان افزوده می‌شود. پس از آن، او از خوشنویسان دوران گذشته شرحی به دست می‌دهد و سپس گفتار خود را درباره «مصوران و مذهبان ماضی»، با تجلیل از نگارگری و تذهیب به خاطر زیبایی و نیز اهمیت آن در تزیین خط آغاز می‌کند. آنگاه می‌گوید: «در اخبار چنین آمده است که اول کسی که به نقش و تذهیب زینت افزای کتابت کلام لازم الترحيب شدند، حضرت با نصرت امیرالمؤمنین و امام المتقین اسدالله الغالب... علی بن ابی طالب علیه السلام بودند... و چند برگ که در عرف نگارگران به اسلامی معروف است، آن حضرت اختراع فرموده‌اند...»

دوست محمد برای تشویق بیشتر نگارگران وارسته می‌گوید که بر طبق كتب مهم و ارزنده، نقاشی از حضرت دانیال نبی ریشه گرفته است. بعد از مرگ محمد(ص)، عده‌ای از صحابه او برای تبلیغ دین خود، سفری به روم کردند و با امپراتور هراکلیوس به صحبت پرداختند. بعد از مقداری گفتگو، امپراتور دستور داد جعبه‌ای را آوردند که از درون آن نقاشی بسیار عالی‌ای درآورد و گفت که تصویر حضرت آدم است. امپراتور، تصاویری از پیامبران دیگر از جمله حضرت محمد(ص) را نیز نشان داد که صحابه را سخت شیفته ساخت. آنان از امپراتور پرسیدند که منشأ نقاشی‌ها از کجاست، و او جواب داد که حضرت آدم مشتاق بود که پیامبران زاده خود را ببیند، از این رو خداوند جعبه‌ای برای او فرستاد که صدها قسمت داشت و در هر قسمت تکه‌ای ابریشم بود، و بر روی هر تکه ابریشم، تصویر یکی از پیامبران دیده می‌شد. این جعبه را در گنج خود که در نقطه دوری در غرب بود، نگهداری می‌کرد. این جعبه از آنجا، از طریق ذوالقرنین به حضرت دانیال نبی رسید. دانیال نبی با قلم شگفت‌انگیز خود از نقاشی چهره‌ها، تقلید کرد. از آن زمان است که نقاشی بر روی زمین شروع می‌شود؛ و آن نقاشی‌هایی که هراکلیوس نشان داد، در واقع کار دانیال نبی بودند (داستان، اشاره آشکار به سنتی دارد که خداوند تمام نسل‌های مردم را با پیامبرانشان به حضرت آدم نشان داد، و او اسرار خود را در یک گنج غار پنهان داشت، و دانیال نبی آنها را کشف کرد). «چون آفتاب فلک نبوت چهارم رسل اولی‌العزم، عیسی بن مریم همسایهٔ نیراعظم گشت، مانی دعوی پیغمبری را آغاز کرد، و این معنی را در لباس صورتگری، در دیدهٔ مردم جلوهٔ قبول داد. مردم از او معجزه طلب داشتند، او یک ذرع حریر گرفته به غاری درآمد... چون یک سال از عزلت او بگذشت، از آنجا بیرون آمد و حریر را ظاهر ساخت. در آنجا صورت انسان و حیوانات و اشجار و طیور و انواع اشکال، که جز در آیینه عقل، به دیدۂ خیال صورت نتوان بست، و جز در صور وهم و گمان، در عالم عیان بر صفحهٔ امکان نتواند نشست، منقش و مصور کرد... و غالباً این احوال از زمانی در حدود ممالک عراق روی نموده و بعد از آن عزیمت خطا کرده و در آن جانب نیز کارهای عجیب آورده...

دیگر، از منتقدین شاپور بود که چهره خسرو را به قلم سحرانگیز، رنگ‌آمیزی نمود و هر روز به رنگی عشرتگاه شیرین او را چون گل سوری بر شاخسار قبول جلوه داد...

دیگر، رسم صورت‌سازی در دیار خطا و در دیار فرنگ به آب و رنگ شد، تا آنکه عطارد تیز قلم، نشان سلطنت به اسم سلطان ابوسعید خدابنده (سلطان ایلخانی (۱۳۱۷ - ۱۳۳۵م)، که به احتمال زیاد، دوست محمد او را با سلطان سلفش، الجایتو خدابنده (۱۳۰۶ - ۱۳۱۶م) اشتباه گرفته است. در دورهٔ الجایتو، جامع‌التواریخ به سال ۱۳۱۰ - ۱۳۱۱م نوشته شد. همچنین رک: یادداشت بعدی.) مرقوم ساخت، استاد احمد موسی که شاگرد پدر خود اوست، پرده گشای چهرهٔ تصویر شد و تصویری که حالا متداول است، او اختراع کرد، و از جمله مواضع که در زمان پادشاه مشارالیه، از او بر صفحه روزگار واقع است، ابوسعیدنامه و کلیله و دمنه و معراج‌نامه، به خط مولانا عبدالله صیرفی و تاریخ چنگیری (احتمالاً چنگیزنامه احمد تبریزی که به ابوسعید اهدا شده، مورد نظر است) به خط خوب، معلوم است که در کتابخانه پادشاه مرحوم سلطان حسین میرزا بود.

دیگر، امیر دولت یار، که از جملهٔ غلامان سلطان ابوسعید بود، به شرف شاگردی استاد احمد موسی مشرف شده و در این امر سرآمد شد، خصوصاً در قلم سیاهی که با وجودی که مولانا ولی‌الله، که بی‌نظیر عالم بود، چون کارهای امیر دولت یار را دید، از روی انصاف، به عجز اعتراف نمود.

دیگر، از شاگردان ایشان، استاد شمس‌الدین است که در عهد سلطان اویس (۱۳۵۶ - ۱۳۷۴. دولتشاه (262 . Browne s edition , p) از مهارت این پادشاه در طراحی پیکره‌ها با قلم واسط یاد می‌کند و می‌گوید خواجه عبدالحی که در هنر مقام والایی داشت، از وی آموزش دیده بود.) تربیت یافت و در شاهنامه به قطع مربع که به خط خود امیرعلی بود، مواضع ساخت. چون سلطان اویس به جوار رحمت ایزدی پیوست، استاد شمس‌الدین، طريق ملازمت کسی دیگر را پیش نگرفت و شاگرد او، که خواجه عبدالحی بود، به ضروریات معیشت او تردد می‌نمود و استاد مشارالیه در منزل خود به سر برده على الدوام به لوازم عشرت و فراغت مشغولی می‌نمود و همت بر تربیت خواجه عبدالحی می‌گماشت چنانچه خواجه مشارالیه، در زمان پادشاه جم جاه فضیلت پناه سلطان احمد بغداد، که چهره جمالش بر تربیت ارباب فضل و کمال آراسته بود (سلطان احمد جلایر در بین سال‌های ۱۳۸۲ - ۱۴۱۰م حکومت می‌کرد. دولتشاهی چنین گوید (تذكرة الشعراء، ص۳۰۶) که او به عربی و فارسی، شعر خوب می‌سرود، و استاد تمام انواع هنرها و فنون، از جمله نگارگری و تذهیب، تیر و کمان‌سازی، و حکاکی مهر بود؛ او همچنین در شش نوع خط دست داشت و شیفته شدید موسیقی بود و چندین اثر موسیقی نیز ساخت.)، قلم تفرد و یگانگی برداشته، سلطان احمد را تعلیم تصویر کرد؛ چنانچه سلطان مشارالیه در ابوسعیدنامه یک موضع به قلم سیاهی ساخته‌اند.

و چون رایات ملکستانی تیمور گورکانی، پرتو خلافت بر تسخیر ممالک بغداد انداخت (در سال ۱۳۹۳) و آن دارالسلام را روز چند به قدوم سعی و اهتمام، مستقر سریر خلافت ساخت، خواجه عبدالحی را همراه عساکر گردون مآثر به دارالسلطنه سمرقند آورده و در آنجا استاد مشارالیه وفات نمود و بعد از وفات خواجه، همه استادان تتبع کارهای ایشان کردند. از شاگردان شمس‌الدین، استاد جنید بغدادی بود (جای تعجب است که دوست محمد درباره این هنرمند شرحی نمی‌دهد، در حالی که او، بدون تردید، نگارگر نسخه مهم دیوان خواجوی کرمانی گنجينه بریتانیا است (18113 .Add ) که تاریخ ۷۹۸ق / ۱۳۹۶م را داراست و در بغداد به دست خوشنویس بزرگ، میرعلی تبریزی، کتابت شده است.)