سماورساز و سفیدگر

از گذشته تا به امروز در خانه های ایرانی از سماور استفاده می شود.

ما در این مطلب در مورد سماورساز و سفیدگر توضیح خواهیم داد:

سماورساز

سماورساز یا دواتگر یا رویگر اکثراً روی برنج کار می‌کند ولی گاهی اوقات هم با آلیاژ نیکل و نقره کار می‌کند که در آن صورت وی را ورشوساز می‌گوییم. کلمه دواتساز و دواتگر از کلمه کهن نوشت‌افزاری به نام دوات که ترکیبی از جای مرکب و جای قلم و قلم‌تراش بوده بدست آمده است. این قلمدانها که اغلب روی آن بسیار خوب آرایش و تزیین شده بود جای خود را امروز به خودنویسهای غربی داده‌اند. محصول عمدهٔ دواتگر امروزه سماور است و آن ظرفی است که در سدهٔ نوزدهم هنگامی که آشامیدن چایی متداول شد از روسیه به ایران آمد. نوشابه معمولی که پیش از چایی به کار برده می‌شد قهوه بود، هنوز هم چایخانه را قهوه خانه می‌گویند.

سماورسازها هنوز یک نوع قهوه‌ریزی کوچک درست می‌کنند و حتی ظرف کوچکتری به نام قهوه‌جوش می‌سازند که گاهی اوقات آن را کتری می‌نامند. یکی دیگر از محصولات متداول دواتگران منقل است که در زمستان برای گرم کردن اطاقها و پختن غذای مختصر از آن استفاده می‌کنند.

بدنهٔ منقل از تعدادی از ورقه‌های برنجی قلمزده یا ساده تشکیل شده است که به شکل چندضلعی به هم متصل شده‌اند و آستر آن آجرهای نسوز است و زیر آن پایه‌های برنجی قرار دارد. یک نوع دیگر منقل دارای پنجره‌ای روی خاکستردانی است. این را منقل بخاری یا منقل فرنگی می‌نامند که در واقع بین منقل و اجاق فرنگی است. این منقل فرنگی به بادزدن احتیاج ندارد و آشپزهای بازار معمولاً آن را به کار می‌برند. سماورسازها یک نوع اجاق آشپزی کوچک که با ذغال گرم می‌شود و به اسم تاوه یا تابه معروف است نیز می‌سازند.

محصولاتی که تا حالا نام بردیم محصولاتی است که جزو لوازم خانگی است اما استادی این صنعتکاران در ساختن سینی و نعلبکی‌های کوچک است که در خانه‌ها برای کارهای مختلف به کار برده می‌شود. سینی‌های نوع بهتر آن قلمکاری یا حکاکی می‌شود یعنی منظره‌ای روی آن کنده و یا چند خطی روی آن می‌نویسند. کارهای حکاکی را اغلب صنعتکار دیگری به اسم قلمزن انجام می‌دهد. گرانترین و قیمتی‌ترین آنها مرصعات سیم و مس است. از آنجایی که احکام قرآن به مسلمان حکم می‌کند که پس از اینکه به مستراح می‌رود خود را خوب بشوید یک نوع ظرف به نام آفتابه در هر آبریزگاه وجود دارد. آفتابه‌های معمولی را امروز مسگرها می‌سازند و بهتر از آن را سماورسازها؛ سماورساز انواع مختلف این آفتابه‌ها را می‌سازند و یک دست آن به نام آفتابه لگن معروف است، که در وسط لگن آن پنجرهٔ مشبکی است به نام کفگیر.

این آفتابه لگن در موقع شام یا نهار به کار برده می‌شود. یک نفر لگن را در یک دست گرفته و با دست دیگر آب را از آفتابه روی دست کسی که بخواهد غذا بخورد می‌ریزد. سایر فراورده‌هایی که توسط سماورساز ساخته می‌شود عبارتند از گلدان، زیر سیگار، شیردان، تنگ، قاشق و چنگال. ابزار سماورسازان در واقع همانند ابزار مسگران است. آنها چند سندان ویژهٔ خود دارند که عبارتند از سندان موش بریده سندان شترگلو و یک سندان سنگین‌تری که در زمین فرو کوبیده‌اند به نام قلواربوزا و سندانی شبیه به آن ولی کوچکتر که سر آن تخت است به نام میخ نیمه، و یک سندان میان‌وزنی به نام قلوه‌ای وسط. برای این نوع کارها تمام چکشها خوب پرداخت شده و رویهٔ آنها کمی خمیده است، یکی از این چکشها سینه‌دار چهارسو نامیده می‌شود که رویهٔ آن چهارگوش است دیگری سینه‌دار تنهاست که رویهٔ آن گرد است، و دیگری سینه‌دار دکمه‌ای است و آن چکش کوچکی است که نوک آن دکمه‌ایست.

زیردست دواتگران پرکار اصفهان و سماورسازان معروف بروجرد، صنعتگران دیگری کار می‌کنند از قبیل سوهانکاران و پرداخت‌کاران یا فرچه‌کاران، سوهان کار قطعات ریخته شدهٔ مربوط به سماور مانند دستهٔ سماور، شیرسماور، ته‌سماور (کرسی)، پایه‌های سماور و بخارکش، دسته آفتابه و سایر چیزهای دیگر را از ریخته‌گر می‌خرد. سوهانکار در دکان سماورساز پشت تختهٔ سوهانکاری نشسته قطعات ریختگی را سوهان کرده و سوراخهای پرچ شده را با متهٔ کمانه مته کرده پرچها را آماده کرده و با حدیده دنده می‌کند. کاری که بدین ترتیب درست شد به سماورساز داده می‌شود. سماورساز در لحیم نقره دان بیشتر از مسگر مهارت دارد.

او چند کورهٔ بزرگ و کوچک لحیمکاری در دکانش دارد؛ کوچکترین کورهٔ او به صورت بوته‌ای است که هوای مورد نیاز خود را از دم‌های پوستی (دم‌دولی) به همان نوعی که تئوفیلوس شرح داده است، بدست می‌آورد. برای اینکه چرم‌دَم را تهیه کنند پوست بز را بدون اینکه شکمش را پاره کنند، از دم تا سر بیرون می‌کشند. پس از اینکه برای نرم کردن آن را داخل پیه دباغی کردند، انتهای هر چهار پای آن را می‌بندند و گردن آن را روی لولهٔ دم کوره سوار می‌کنند. شکاف عقب آن را با دو تا چوب دم یا پنجه، که هر کدام ۳۰ تا ۴۰ سانتیمتر طول دارد، مجهز می‌کنند.

این پنجه‌ها دارای جای شست و انگشت است که دمگر از آن استفاده می‌کند. در موقع کارکردن با آن، شاگرد سماورساز چوبهای دم را کاملاً باز کرده و در همان زمان هم پوست بز را بالا می‌برد و بدین ترتیب تا آنجا که می‌تواند هوا درون آن می‌کند. پس از اینکه به آخرین حد خود رسید چوبها را کاملاً به هم نزدیک می‌کند تمام پوست را به طرف سردم فشار می‌دهد و بدین طریق هوای داخل آن به سوی کوره می‌رود. واقعاً شگفت‌انگیز است که چگونه مقدار کمی هوا با مهارت به کوره‌ای که کارهای مشکل سماورسازی در آن به مرحلهٔ بحرانی رسیده است دمیده می‌شود.

کوره‌های بزرگتر مجهز به دم فانوسی هستند که همیشه به صورت زوجی کار می‌کند تا جریان هوا دائمی باشد. سماورساز برای پرداخت کار خود دقت زیادی به خرج می‌دهد و آن را روی چرخ پرداخت که با تسمه کار می‌کند یا روی کمان انجام می‌دهد. ابزاری که سماورساز برای پرداخت به کار می‌برد شامل رنده‌های ویژه‌ایست مثل رندهٔ نیم‌بر، رندهٔ تخت، و رندهٔ کج و هرجا که بتواند کار خودش را با ماسهٔ تریپولی و گرد اکسید آهن (خاک‌رس یا گل ماشی) بسیار درخشان می‌کند. امروز اینکار را به پرداخت کننده‌ای که دارای ماشینهای پرداخت است واگذار می‌کنند.

سفیدگر

ظرفهای برنجی و مسی که در خوردن غذا از آنها استفاده می‌شود از داخل با قلع خالص سفید می‌شود. این کار را صنعتکار ویژه‌ای انجام می‌دهد که برای سفیدکردن ظروف با مسگر و سماورساز پیمان بسته است، و یا اینکه ظرفهای زنگزده مردم را سفید می‌کند. در شهرهای بزرگ دکان سفیدگر (صفار به سفیدکار - قلعکار) در نزدیکی مسگری است. اما در دهات سفیدگری را با خود مسگر به عنوان کار فرعی انجام می‌دهد و یا اینکه یک نفر سفیدگر دوره‌گرد هر چند وقت یک بار به آنجا آمده بساط خودش را زیر درخت گسترده و ظرفهایی که می‌آورند سفید می‌کنند ساز و برگ این چنین سفیدگر دوره‌گردی بسیار ساده است. یک گودال کوچک به قطر ۳۷ و گودی ۳۰ سانتیمتر در زمین می‌کند که کار کورهٔ وی را انجام می‌دهد.

یک لولهٔ آهنی را به زیر گودال می‌کشد، دم دستی را به سر دیگر لوله وصل می‌کند. در نزدیکی کوره زیر شاخهٔ پایینی درخت (در بازار کنار دیوار دکان) می‌کند. این چالهٔ دوم کم‌عمق است و آن را از شن و ریگ رودخانه پر می‌کند. ظرفی که باید سفید شود به شرح زیر تمیز می‌کند. سفیدگر و یا شاگردش قسمتی از ظرف را با آمیختهٔ شن و رنگ پر می‌کند و سپس آن را در درون چالهٔ شن و ریگ می‌گذارد، و با پای برهنه در درون ظرف می‌ایستد، دست خودش را به ستون و یا شاخه درخت می‌گیرد و با پای خود ظرف را به سرعت می‌چرخاند به گونه‌ای که شن و ریگ از تو و بیرون آن را تمیز کند.

پس از اینکه شن و کثافت را شست ظرف را به ملایمت روی آتش گرم می‌کند. وقتی که پنبه‌ای که در داخل آنست شروع به سوختن کند آمیخته‌ای از قلع و نشادر با پنبه روی آن می‌کشد. نشادر بخار می‌شود و سطح فلز را تمیز کرده قلع آب می‌شود و با پنبه قلع را به تمام قسمتهای ظرف بطور یکنواخت می‌مالد. ظرفهای بزرگتر را روی کوره می‌گردانند تا اینکه کار سفیدکاری به پایان برسد. سفیدگر ضمن کار ظرف را با انبر سفیدگری روی آتش نگاه می‌دارد. چنانچه ظرف لبه و دیوارهٔ پهنی داشته باشد یک انبر دهانه باز ویژه به نام حلق انبر به کار برده می‌شود. قلع به صورت ورق یا شمش از بازار خریداری می‌شود.