سفال و سفالگری ایران در دورهٔ اسلامی

در این دوران که حدود ۱۵۰۰ سال را شامل می‌شود سفال و سفالگری، یا یکی از دست ساخته‌های هنری هنرمندان ایران وارد مرحلهٔ جدیدی شد، و در شیوهٔ ساخت، تزیین و کاربرد آن تحولات چشمگیری پدیدار گردید.

این تحولات که در ارتباط با ادبیات، اقتصاد، خوش‌نویسی، نقاشی و تزئینات شکل گرفت و ساخته شد، دارای ویژگی‌های گوناگون است که در طی ۱۵ قرن در شهرها و کارگاه‌های سفالگری ایران با هنرمندی، کوزه‌گران و سفالگران ساخته و پرداخته شده است.

از آنجا که سفالگری ایران، در ادوار اسلامی کاملاً با دوره‌های متقدم خود تفاوت فراوانی دارد، شایسته است به توسعه و گسترش این هنر والای اسلامی در ارتباط با دوره‌های تاریخی، سیاسی ۱۵ قرن گذشته و همچنین شیوه‌های ساخت انواع سفالینه، تزیینات، کوره‌های سفالگری و مراکز مهم سفالگری، مفاهیم نقوش و انواع نقوش پرداخته شود.

سفالینه اسلامی

سفالینهٔ دورهٔ اسلامی به دو گروه عمده بی‌لعاب و با لعاب تقسیم می‌شوند. گروه لعاب‌دار از نظر شكل، لعاب، طرح و نقوش دارای ویژگی‌های خاصی هستند که هنرمندان سفالگر عهد اسلامی با مهارت و استادی خاصی در کارگاه‌های گوناگون سفالگری به ساخت آن پرداخته‌اند.

طرح و نقوش سفالینهٔ اسلامی که در وهلهٔ اول مهم‌ترین مرحلهٔ کار سفالگر است از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

سفالگران از اوایل اسلام تا عصر حاضر از طرح و نقوش مختلف برای آرایش انواع ظروف سفالین این دوره استفاده کرده‌اند. در ساخت کاسه، کوزه، آبخوری، پیاله، ساغر، ابریق، جام، بشقاب، خمره، از خمیری به رنگ‌های قرمز، نخودی، خاکستری استفاده شده است.

گروه اول یعنی سفالينهٔ بدون لعاب دربر گیرندهٔ انواع مختلفی چون سفالینهٔ بی‌لعاب ساده، سفالينه بی‌لعاب با نقش کنده، سفالینهٔ بی‌لعاب با نقش قالب زده، سفالينهٔ بی‌لعاب با نقش افزوده است که در کارگاه‌های گوناگون سفالگری، از جمله نیشابور، ری، گرگان، ساخته شده‌اند. هنرمند سفالگر از انواع طرح و نقوش متداول، مانند نقوش گیاهی، هندسی، نوشتهٔ کوفی، صحنه‌های رقص و نوازندگی و دیگر نقوش برای آرایش سفالینه استفاده کرده

است.

سفالينه لعاب‌دار

سفالگران دورهٔ اسلامی در ساخت ظروف سفالين لعاب‌دار در انواع مختلف، سعی فراوان به کار برده‌اند. از اوایل اسلام همزمان با نهضت‌ها و جنبش‌های ملی و تأسیس سلسله‌هایی چون طاهریان و سامانیان در کارگاه‌های مختلف سفالگری ساخت انواع سفالينهٔ لعاب‌دار متداول گردید.

مهم‌ترین گروه سفالينه لعاب‌دار شامل

سفالینه با پوشش لعاب گلی، (Slip)     

سفالینه با لعاب رنگارنگ بر زمینه سفید،

سفالینه با طرح تقليد زرين فام،

سفالينه با لعاب و طرح پاشیده،

سفالینه با لعاب و طرح نقش کنده،

سفالينه با لعاب و طرح یکرنگ،

سفاینه با لعاب و طرح زیر لعاب،

سفالینه با لعاب و طرح زرین فام،

سفالينه با لعاب و طرح مینائی،

سفالينه بالعاب و طرح لاجوردی،

سفالينه با لعاب و طرح آبی و سفید،

سفالينه با لعاب و طرح سلادُن،

و بالاخره سفالینه محلی است.

در بررسی و تحقیقات سفالينه لعاب‌دار اسلامی معلوم گردیده که بسیاری از شهرهای معروف این دوره مانند ری، گرگان، ساوه، نیشابور، تخت سلیمان، ورامین، جزایر خلیج فارس؛ از جمله سیراف، غبيرا، هرمز، قشم، کیش و نواحی حاشیهٔ دریای خزر، چون آمل، ساری، گرگان ساخت ظروف سفالین رواج داشته است.

در تولید انواع سفالینه، طرح و نقوش مختلف، چون نقوش انسانی، حیوانی، گیاهی، پرندگان، آبزیان، نقوش نوشته‌دار و دیگر طرح‌ها متداول بوده است. لازم است یادآوری شود که اوج ترقی و زیبایی سفالینهٔ اسلامی را می‌توان در دوران کوتاه سلسلهٔ خوارزمشاهیان، سده ششم و هفتم هجری، مطالعه نمود. برای آشنایی خوانندگان گرامی از نحوه سفالگری ادوار اسلامی، بهتر است همانند، ادوار قبل از اسلام، این هنر زیبا در ادوار سیاسی و تاریخی ایران دورهٔ اسلامی مورد مطالعه قرار گیرد.

سفالگری از آغاز تا دوره سلجوقیان

همزمان با گسترش دین اسلام، صنعت و هنر سفالگری نیز بتدریج همانند هنرهای دیگر، تولدی دوباره یافت.

در آغاز این دوره، سفالگران ایران تا حدودی از شیوهٔ سنت‌های دورهٔ قبل از اسلام پیروی می‌کردند، ولی تدریجاً عوامل متعددی باعث گردید که هنرمندان سراسر ایران، تحولات تازه‌ای از نظر لعاب - تزیین و شکل ظروف سفالین به وجود آورند.

در این نوآوری، باورهای مذهبی، آشنایی سفالگران با سفالینه خاور دور، به‌ویژه کشور چین و بالاخره پیروی از شیوهٔ سنتی نقشی مهم داشت، باعث گردید که در کارگاه‌های سفالگری ایران ظروف سفالین زیبایی ساخته و پرداخته شود.

اوایل اسلام: کاوش‌ها و بررسی‌های اخیر در کشورهای اسلامی که در پنجاه سال گذشته انجام گردید، تا حدودی توسعهٔ این هنر را در مراکز سفالگری اسلامی، به ویژه ایران، روشن نمود.

لازم است یادآوری شود که در گذشته شناخت و مقایسهٔ سفالینهٔ اسلامی بر مبنای کاوش‌هایی قرار داشت که در سامره پایتخت عباسیان توسط هیأت باستان‌شناسان آلمانی صورت گرفته بود، ولی کاوش‌های اخیر در شهرهای باستانی و مراکز سیاسی و پایتخت‌های اوایل اسلام و کشف ظروف سفالین و کوزه‌های متعدد سفالگری باعث گردید که شناخت و ویژگی‌های سفالینه اسلامی بر مبنای اطلاعات جدید استوار گردد.

بحث و گفتگو دربارهٔ توسعهٔ سفالگری اوایل دوره اسلامی، بدون شک سلسله‌های مهم این ادوار از جمله سامانی، غزنوی، آل بویه را دربر می‌گیرد.

این سه دوره از بسیاری جهت‌ها در توسعه و گسترش هنرهای گوناگون، چون معماری، تزیینات وابسته به معماری، فلزکاری، نقاشی، پارچه بافی و بالاخره هنر سفالگری از اعتبار ویژه‌ای برخوردار است.

در این دوران بسیاری از هنرها با الهام از هنرهای عهد ساسانی شکل گرفت و با شیوه جدید به هنر دوستان عرضه گردید.

مقبرهٔ اسماعیل سامانی در بخارا، مسجد دامغان و ظروف سفالین بسیار زیبایی که در شهرهایی چون زنجان، ساری، سمرقند، گرگان، نیشابور و دیگر شهرها و مراکز اسلامی ساخته شده، یادآور بهره‌گیری هنرمندان اسلامی از شکوفای هنرهای گوناگون عهد ساسانی است.

سفالینه‌های معروف به سفال گبری یا شاملوه که با شیوه نقش کنده ساخته شده یا ظروف سفالين مسبک معروف به نوع ساری که با لعاب رنگارنگ ساخته شده بدون شک از شیوه و سبک تزیین هنرهای قبل از اسلام پیروی شده است.

در دوره سامانی نیز شهرهای یاد شده به مراکز مهم هنری شرق جهان اسلام تبدیل شدند. در این زمان هم هنر سفالگری از ویژگی‌های خاصی برخوردار گردید و سفالگران عهد سامانیان با سبک جدیدی - که همان پوشش لعاب گلی بر روی ظروف سفالين باشد - آشنا شدند که در زیبایی تزیینات چندین نوع ظروف سفالین تأثیر فراوانی داشته است.

ظروف سفالین این دوران متنوع و شامل سفالینه با تزیینات سیاه رنگ در زمینه سفید، سفالینه با تزیینات رنگارنگ، سفالينه با تزیینات زرین‌فام و سفالینه با تزیینات نقش کنده است.

در انواع یاد شده سفالگران در ارتباط با اقتصاد، مذهب، ادبیات، اساطیر و الهام از اشعار شعرا نقوش بسیار زیبایی بر روی ظروف سفالین به وجود آوردند. نقوش شامل نقوشی هندسی، نوشته‌های کوفی، نقوش پرندگان و حیوانات گوناگون بوده که بر روی ظروف مختلف، چون کاسه، بشقاب، پیاله، خمره، کوزه و دیگر ظروف سفالین آرایش گردیده است.

سفالگری دوره سلجوقیان

سلسلهٔ سلجوقیان در اوایل قرن پنجم هجری در ایران تشکیل گردید. سلسلهٔ مذکور بیشتر از دو سده عمر نکرد، ولی در این دوران قدرت سیاسی آنان تا مرزهای عراق و سوریه گسترش یافت و گروهی دیگر از آنان حکومت سلجوقیان روم را در آسیای صغیر بنیاد نهادند.

به طور کلی دورهٔ سلجوقی را از نظر شکوفایی هنرهای گوناگون می‌توان از دوره‌های درخشان ادوار اسلامی دانست. در دورهٔ حکمرانان این سلسله، از جمله ملکشاه، سلطان سنجر هنرهای اسلامی رونق و توسعه یافت.

در دورهٔ سلجوقیان هنرهای مختلف مانند معماری، فلزکاری، بافندگی، آجرکاری، گچ‌بری و دیگر هنرها به حد اعلای شکوفایی خود رسید. در هنر سفالگری این دوران می‌توان استفاده و کاربرد سفالگران را از خمیر سفید شیشه برای ساخت ظروف سفالین مشاهده کرد. این خمیر تقریباً شبیه خاک چینی دورهٔ سانگ در چین بوده که در آن کشور شهرت فراوان در ساخت سفالینه داشته است. ظروف سفالین ساخته شده از این مادهٔ خمیر، شیشهٔ بسیار نازک بوده که با پوشش لعاب قلیایی، رنگی نیمه شفاف به ظروف می‌داده است.

ظروف سفالین عهد سلجوقی متنوع و شامل

سفالينه بی‌لعاب،

سفالینه یکرنگ،

سفالینه لاجوردی،

سفالینه مینائی،

سفالینه زرین‌فام،  

سفالینه با نقش زیر لعاب،

سفالینه سفید رنگ مسّبک،

سفالینه با نقش قالب زده است.

سفالینه‌های یاد شده به اشکال گوناگون بر روی ظروف سفالین ساخته شده که از نظر تزیینات، هر یک دارای ویژگی‌های خاص هستند.

سفالگران این دوران از تزیینات گوناگون، مانند نقوش هندسی، خطوط کوفی، نقوش پرندگان و حیوانات، خطوط مارپیچ، نقوش گل و گیاه، نقوش انسانی که با لعاب‌هایی به رنگ، آبی، سیاه، زرد، قهوه‌ای، لاجوردی، سبز، سفید، فیروزه‌ای و دیگر رنگ‌ها در آرایش ظروف سفالین استفاده می‌کرده‌اند.

تحقیقات باستان‌شناسی، نشان داده است که شهرهای معروفی، چون سلطان آباد (اراک فعلی)، ری، کاشان، ساوه، گرگان، نیشاپور، شوش، بخارا، اصفهان و سمرقند از مراکز مهم سفالگری دوران سلجوقی بوده است.

سفالگری دوره خوارزمشاهیان

همان طوری که خوانندگان گرامی اطلاع دارند، در گذشته هنرهای مختلف دوران سلجوقیان و خوارزمشاهیان توأمان مورد بحث و بررسی قرار می‌گرفت، ولی کاوش‌ها و تحقیقات سال‌های اخیر نشان داده است که از بسیاری جهت‌ها در توسعهٔ هنرها و شیوه‌های ساخت، این دو سلسله هر یک دارای ویژگی‌های خاص خود می‌باشند. این ویژگی‌ها در توسعهٔ هنر سفالگری و معماری کاملاً مشخص است.

همچنین بررسی‌ها و کاوش‌های باستان‌شناسی سال‌های اخیر نشان داده است که دورهٔ خوارزمشاهی از نظر هنرهایی چون فلزکاری، سفالگری، گچ‌بری و ویژگی‌های معماری سبک جداگانه‌ای داشته که با ویژگی‌های عصر سلجوقی و ایلخانی متفاوت بوده است.