ساختار و فنون بافت فرش‌های بدون پرز یا تخت‌بافت (بخش اول)

بیشترین ساختار در بافت فرش‌های تخت ایرانی متعلق به گروهی است که توسط اهل فن، آنها را اصطلاحاً «بافت تداخلی» عنوان می‌نمایند که مشخص‌کنندۀ ساده‌ترین شیوه‌ای است که در آن هر نخ الياف به تناوب از زیر و روی نخ‌هایی می‌گذرد که در مسیرش کشیده شده‌اند. شیوه «بافت تداخلی» می‌تواند در بر دارندۀ یک، یا چند مجموعه از تارها (عوامل طولی یا عمودی) و پودها (عوامل افقی) باشد.

دامنۀ ساختارهای بافت تخت ایرانی می‌تواند از یک تداخل ساده یا یک مجموعه از تارها و یک مجموعه از پودها در انواع شکل بافت ساده تا انواع بافت‌های ترکیبی، شامل مجموعه تارها و پودهای اضافی و یا هر دو آنها باشد. همچنین امکان دارد نقش و نگارگری و تزئین از طریق انواع شیوه‌های بافت تخت، از جمله با به کارگیری تار یا پود اضافی و یا آمیزه‌ای از آنها، انجام گیرد. گاهی نقش مایۀ کوچکی در شیوۀ پود اضافی کار می‌شود که به «گره خورده، پرزدار» معروف است. دو گروه اساسی دیگر در بافت منسوجات از جمله در فرش‌های تخت‌بافت ایران به صورت پود «دوقلو» (چرخان) و «پود پیچ» دیده شده است.

فرش‌های تخت‌بافت روی یک دستگاه فرش‌بافی به صورت یک قطعه طولی یا اگر دستگاه باریک باشد به صورت دو قطعه طولی بافته می‌شود و سپس کناره‌های طولی را به هم می‌دوزند که اثری به صورت «درز»، در وسط بافته به جا می‌گذارد. دستگاهی که برای فرش تخت‌بافت به کار می‌رود بر اساس همان نوعی است که برای فرش پرزدار استفاده می‌شود. ایلات و عشایر به طور معمول از دستگاه افقی که در زمین نصب می‌شود استفاده می‌نمایند که برچیدن آن در موقع کوچ دو بار در سال بسیار ساده است.

بعضی از این گروه‌ها، دستگاه‌های عمودی هم به کار می‌برند، برای نمونه بافندگان شاهسون که محل ییلاق آنها بر دامنۀ کوه‌های بلند قرار دارد، جایی که هوای آن سرد است و کار در داخل چادر انجام می‌گیرد. در این چادرها جا محدود است؛ بنابراین از دستگاه‌های عمودی (دیواری) استفاده می‌نمایند. روستاییان مایلند دستگاه‌های عمودی به کار برند که همیشه در جایی به صورت ثابت نصب می‌شود. اما مشاهده شده، بعضی از ایلاتی که مدت زیادی از تخته قاپو شدن آنها نمی‌گذرد، از جمله بختیاری‌ها، دستگاه‌های افقی سنتی خود را حتی در خانه‌های روستایی خود ترجیح می‌دهند.

دستگاه‌های عمودی توسط بافندگان شهری نیز برای بافت فرش‌های تخت به کار گرفته می‌شود. از کارگاه‌های ایرانی که بیشتر فرش‌های پرزدار برای دربار صفوی و داد و ستد می‌بافته‌اند، تنها فرش‌های تخت‌بافت شناخته شده تا این تاریخ (از دورۀ قدیم یعنی قرنهای ۱۰-۱۱ ه.ق (۱۶-۱۷م)، نمونه‌های فرشینه‌بافی است از ابریشم، با تزئینی به صورت سوزن‌دوزی با نخ ابریشمی که به آنها نخ‌های نازکی از طلا یا نقره (اصطلاحاً زربفت یا سیم بفت) پیچیده‌اند، این نوع فرش‌ها همراه با بعضی از فرش‌های پرزدار ابریشمی که به طریق مشابه بافته می‌شدند، کار کارگاه‌های کاشان بوده‌اند و این کار بیشتر در دوران حکومت شاه عباس اول ۱۰۳۸-۹۹۶ ه. ق (۱۶۲۹- ۱۵۸۸م) انجام می‌گرفته است و جزء گروه فرش‌های پلونیزی (Polonaise) می‌باشند.

ساختارهای بسیار متنوعی در بافت تخت توسط ایلات، عشایر و روستاییان در سراسر ایران، یعنی در بافته‌هایی چون فرش تخت و در سایر اقلام مانند جوال و خورجین و وسایل تزئینی اسب و شتر و آذین چادر و غیره به کار می‌رود.

بافت ساده – ابتدایی‌ترین نوع تداخل تار و پود را در هم، ساده‌بافی می‌گویند. این نحوه بافت با گذراندن ردیف‌های متوالی پود از زیر و روی تارها به طور متناوب، بافته می‌شود. اگر تارها و پودها فضاهای مساوی اشغال کرده باشند، این‌گونه ساختار «بافت سادۀ متعادل» و یا بافت حصیری نامیده می‌شود (شکل ۱۱) و اگر پودها زیاد فشرده شده باشند به طوری که تارها نهان یا تقریباً در نهان قرار گیرند، این نوع ساختار را «بافت سادۀ پودنما» یا بافت فرشینه می‌نامند. در ایران این نوع ساختار را گلیم (ترکی کلیم) می‌گویند. برعکس اگر تارها آن‌چنان نزدیک به هم فشرده شوند که پودها را بپوشانند، این گونه ساختار را «بافت سادۀ تارنما» یا بافت جاجیم نام می‌برند.

در فرشینه‌بافی، پودها، ممکن است پیوسته (از یک لبه به لبۀ دیگر فرش برده شوند) یا به صورت ناپیوسته (یا منقطع که از نیمه راه یعنی از اطراف تارهای مجاور مربوط به رنگ دیگر که طرح را به وجود می‌آورد، بر می‌گردند) باشند.

امکان دارد پودهای ناپیوسته به طرق مختلف بافته شوند تا شکل‌های بافتی مختلفی را به وجود آورند. گاهی در این‌گونه بافت‌های منفرد؛ بعضی از این نتایج می‌تواند مشخصۀ منطقه یا گروه ایلی خاصی باشد. پودهای ناپیوسته ممکن است در هم تداخل نمایند و یا از هم جدا بمانند. در مورد دوم، پودهای ناپیوسته در مرز بین دو رنگ بر می‌گردند و با تارهای مجاور به هم متصل نمی‌شوند و همین شکافی بین آنها باقی می‌گذارد از همین رو است که این نوع بافت را «فرشینه بافی چاک‌دار» می‌نامند (شکل ۱۴؛ در شکل‌های ۱۴ تا ۱۸ بافت فرشینۀ پودنما طوری طراحی شده تا ساختار را به وضوح منعکس نماید، این در حالی است که در بافت واقعی پودها سخت به هم فشرده می‌شوند). این چاک‌ها ممکن است دوخته شوند ولی در بافت ایرانی، معمولاً این کار انجام نمی‌گیرد. مرز بین دو رنگ همچنین می‌تواند

به صورت «دم چلچله‌ای» باشد (شکل ۱۵). دم چلچله‌ای شیوه‌ای است که در آن یک تار مشترک است، یعنی دو پود ناپیوسته با دو رنگ متفاوت به منطقۀ مرزی خود که می‌رسند، پیش از بازگشت به منطقۀ رنگ خود، دور یک تار مشترک پیچیده می‌شوند. سومین شیوۀ دو پود ناپیوسته در جایی که دو رنگ مختلف با هم برخورد می‌نمایند، به صورت «یک پیچی» یا «دو پیچی» به هم قلاب می‌شوند که در آن پودهای رنگی یک منطقه در محل اتصال، در بین دو تار مجاور هم، به دور پودهای رنگ دیگر پیچیده می‌شوند و نقطۀ پیوند محکم و پیراسته‌تری از بافت چاک‌دار و دم چلچله‌ای ایجاد می‌نمایند. در بافت یک پیچ، هر یک از پودهای ناپیوستۀ یک رنگ، دور نظیر خود از پود رنگ مجاور پیچیده می‌شود. در پودهای ناپیوستۀ دو پیچی، پودها دور همدیگر به صورت جفت پیچیده می‌شوند، و ایجاد شکل یکنواخت‌تری می‌نمایند؛ در این حالت در جایی که دو منطقه با دو رنگ متفاوت با هم برخورد می‌نمایند، روی قطعۀ بافته شده صاف است (شکل ۱۷)، اما در پشت قطعه، خط برجسته‌ای به وجود می‌آید. بافت دو پیچی بخصوص، خاص فرشینه‌بافی بختیاری است. فرش‌های فرشینه‌باف که با بافت چاک‌دار، دم چلچله‌ای و یا یک پیچی مشخص می‌شوند، پشت و رو می‌باشند و از هر دو طرف یکسان به نظر می‌رسند، مگر اینکه تزئین اضافی در آن بافته شود.

شیوه‌هایی که تاکنون مورد بحث قرار گرفت در فرشینه‌بافی اروپایی هم به کار می‌رود؛ در این  باره پدر پل سیمون لهستانی، که از اعضای فرقۀ کارمیلیت‌ها می‌باشد، در سال ۱۰۱۶ ه.ق (۱۶۰۸م) از کاشان دیدن می‌نماید و در یادداشت‌های خود دربارۀ تشابه فرشینه‌بافی کاشان، از عبارت «منسوجاتی از نوع فرشینه‌های كلفت کارگاه‌های فرانسه - فلاندر» که نام آن در فرشینه‌بافی نزد اروپاییان شهرۀ خاص و عام است، استفاده می‌نماید.

بافت شناور - گروه دیگری از شیوۀ بافت وجود دارد که در بردارندۀ تنها یک مجموعه از تارها و یک مجموعه از پودها است و به بافت شناور معروفند. این بافته‌ها برحسب تارها و پودهایی مشخص می‌شوند که بجای اینکه صرفاً به تناوب از زیر یک عنصر و از روی عنصر مقابل آن عبور نمایند، یعنی آنگونه‌ای که در بافت ساده متداول است، در یک نوبت از زیر و روی بیش از یک عنصر می‌گذرند، و این فاصله‌های طولانی‌تر با عنوان «شناوری» معروفند.

یک نوع از این شیوۀ بافت شناور، بافت «جناغی» یا «جناقی» است که به خط‌های شناور اریبی مشخص می‌شوند و در بعضی از بافته‌های ایلی و روستایی ایران دیده می‌شود و گاهی در ترکیب با ساختارهای دیگر، برای تزئین فرش‌های تخت به کار می‌رود.

در این روش، پود در گذر خود به جای شناوری یک در میان از زیر و روی تار مشابه (تغییر مکانی)، هر بار از زیر و روی بیش از یک تار شناور می‌شود و برای توازن در هر ردیف در همان تارها، از آن سوی ردیف قبلی عبور می‌نماید، و حاصل بافت اریب خواهد بود که بر حسب مورد، تشکیل نقش‌های جناقی، زیگزاک و لوزی را می‌دهد (تصاعدى). شکل ۱۹، بافت سادۀ جناقی را نشان می‌دهد که در بعضی از فرش‌های ایلات و عشایر مشاهده شده است، و در آن هر پودی از روی دو و نیز از زیر دو تار می‌گذرد (به آن نسبت ۲:۲ می‌گویند).

در این روش با نسبت‌های مختلف فاصلۀ شناوری، می‌توان به نتایج متفاوتی رسید. جهت شیب در بافت اریب به صورت « S» یا «Z»  (بر حسب اینکه جهت بخش میانی حرف S یا Z چه شیبی را اختیار کند) می‌باشد. برای نمونه جهت شیب در شکل ۱۹، S می‌باشد، نسبت اریب و جهت شیب را می‌توان به صورت «۲S۲» یا تناوبی آن بر حسب شیب به شکل «۲\۲» بیان نمود («۲z۲» را هم می‌توان به صورت «۲/۲» نوشت). در روی معکوس بافت، اریب شیب در جهت عکس می‌باشد. 

نوعی بافت تار شناور که از بافت ساده حاصل می‌شود و روشی است که شاهسون‌ها آن را ترجیح می‌دهند و بر پایه، هم «تغییر مکانی»، و هم «تصاعدی» است تا اینکه تنها متکی به شیوۀ دومی باشد، آنگونه که در بافت جناقی مرسوم است.

نمونه‌ای که در شکل ۲۰ نشان داده شده، پودها از زیر سه‌تار و روی یکی به صورت ردیف‌های متناوب (۳:۱) و از زیر یک و از روی یک تار (۱:۱)، در ردیف‌های تداخلی (شیوه‌ای از تغییر مکانی) گذشته‌اند؛ بعلاوه گذر پود از زیر سه‌تار، با گذر از روی یک تار در ردیف‌های متوالی متوازن می‌شود (به شيوۀ تصاعدی). تارها در اینگونه بافته‌ها از جلوی بافته شناور می‌گردد (قسمت روی آن در شکل ۲۰ دیده می‌شود)؛ سمت معکوس آن شناور بودن پود را نشان می‌دهد.

بافت ترکیبی (یا بافت مرکب) - علاوه بر پودپیچی، با پود زمینه و یا پود اضافی یا پیچش طرح‌نما (پایین را ببینید)، بافندگان ایلات و عشایر و روستایی بافت‌های ترکیبی دیگری به کار می‌برند که ممکن است «تکمیلی» و یا «الحاقی» باشد.

برعکس بافت ساده (چه متعادل باشد و چه پودنما یا تارنما)، که در ساختار آن، تنها یک مجموعه از تارها و یک مجموعه از پودها وجود دارد، بافت‌های ترکیبی شامل بیش از یک مجموعه از تارها یا پودها و یا هر دو می‌باشند. در بافته‌ای که مجموعه‌های اضافی تار و پود، ذیمدخل در اساس ساختار شود، به آنها مجموعۀ «تکمیلی» می‌گویند؛ ساختار حاصل ممکن است «دورو» باشد (یا نباشد) و مناطق رنگها یا شناوری‌هایی که نقش‌ها را شکل می‌دهند، ممکن است پشت و روی یکسان یا پشت و روی معکوس داشته باشند.

تار و پود «الحاقی» در اساس ساختار، ذیمدخل نمی‌باشند، بلکه فقط به منظور ایجاد طرح، اضافه می‌گردند. ممکن است تار و پودهای الحاقی یا تکمیلی برای ایجاد نقش و یا غنا بخشیدن به بافت زمینه به کار روند. محصول حاصل برحسب مورد «نقش حاصل از تار» یا «نقش حاصل از پود» تعریف می‌شود.