دورنمای تاریخی شهر شیراز از نظر فرهنگی و هنری

در آغاز این بخش به شکوفایی فرهنگی و هنری شیراز در روزگار آل‌بویه اشاره کردیم. در اینجا دستاوردهای علمی و هنری آنها را در سده چهارم هجری بیشتر می‌کاویم چون زمینه‌ای عمده و اساسی برای شکوفایی و شکل‌گیری مکتب نگارگری شیراز بوده است. سهم آل‌بویه در غنا بخشیدن به فرهنگ و هنر و بارور کردن مبانی علمی و هنری بیش از دیگران بود و این کار البته با مرکزیت شیراز صورت گرفت. تشویق و حمایت از ارباب علم و دانش و اهل هنر در سرتاسر دوره آل‌بویه مشاهده می‌شود و کسی که بیش از دیگران در این قلمرو از خود کوشندگی و فعالیت نشان داده، عضدالدوله، فرزند ركن الدوله حسن (که آب رکن‌آباد از وجوه آبادانی او در شیراز محسوب می‌شد) است.

عضدالدوله (حکومت در ۳۳۷-۳۶۷ ه. ق در شیراز) حکومت آل‌بویه را از هر حیث به کامیابی رساند. آرامش و امنیت موجود در شیراز، پیشرفت و بالندگی هنری آن را در روزگار وی تثبیت کرد. او شیفته فراگیری علم و ادب و هنر بود. پزشکان و منجمان و مهندسان و ریاضی‌دانان را حمایت می‌کرد. علما و قضات و مفسران و محدثان و شاعران از عنایات او برخوردار بودند. در قصر خود در شیراز مجالس مباحثی راه می‌انداخت و خود شخصاً در این مجالس و مباحث شرکت می‌کرد.

در روزگار او کشفیات چشمگیری در قلمرو ستاره‌شناسی به وقوع پیوست و یکی از سه اثر اصلی علم نجوم یعنی کتاب صور الكواكب الثابته عبدالرحمن صوفی در این زمان تألیف شد. نقش عضدالدوله در پیشرفت علم پزشکی کمتر از علوم دیگر نبود. بیمارستان عضدی را در شیراز بنا کرد و در کنار آن مدرسه‌ای برای تعلیم طب راه انداخت.

علی بن عباس مجوسی بزرگ‌ترین طبيب زمان و مؤلف آثاری برجسته همچون کتاب الملكي، که آن را به سلطان اهدا کرد، از اطبای این زمان بود. نوشته‌اند که عضدالدوله سالانه مبالغ گزافی برای حفظ و نگهداری بیمارستان عضدی هزینه می‌کرد. ریاضیات و هندسه نیز با حمایت عضدالدوله به شکوفایی رسید و ابوالقاسم انطاکی برجسته‌ترین ریاضی‌دان این زمان بود که آثار زیادی درباره ریاضیات تألیف کرد. عضدالدوله در قلمرو ادبیات نیز فعال بود و خود شعر به عربی می‌گفت و گرچه ادبیات فارسی در روزگار وی، بنا به دلایلی، چندان مورد توجه قرار نگرفت، شاعران و نویسندگان این عصر از عنایات او برخوردار بودند که شاید نامدارترین آنها صاحب بن عباد باشد.

ابوعلی مسکویه (مورخ)، ابراهیم صابی (مورخ)، ابوالفضل بن عمید (نویسنده)، عبدالعزيز بن يوسف (نویسنده)، ابوالحسن محمد بن عبدالله سلامی (شاعر)، ابن نباته (شاعر) و متنبّی (شاعر) از جمله ادیبان و سخنوران دربار او بودند. شاید مهم‌ترین میراث عضدالدوله در شیراز رویکرد ایرانی او باشد که گرایش‌‌های فرهنگ باستانی را در این شهر هر چه بیشتر مستحکم کرد. او سنت کهن شاهنشاهی ساسانی را احیا کرد و حکومت آل‌بویه را به سلطنتی واقعی تبدیل نمود.

نام اصلی او ابوشجاع فناخسرو بود که یادآور نام‌‌های دوره ساسانی است. او بر مدال‌هایی که ضرب کرد از کلمات ایرانی و نیز عبارت عربی «لا اله الاالله، محمداً رسول الله» بهره جست و شعارهای اسلامی و ایران باستان را در هم آمیخت. او روی سکه‌هایش از لقب امیر عادل استفاده کرد که شعار شاهان پیش از اسلام ایران بود. دربار عضدالدوله در شیراز میعادگاه متکلمان، نحویان و شاعران و ادیبان و هنرمندان بود. قصر باشکوهی داشت که به نوشته مقدسی دربردارنده ۳۶۰ اتاق بود و هر روز از سال در یکی از آنها می‌زیست.

کتابخانه وسیعی در این قصر ایجاد کرده بود که زیر نظر یک سرپرست و یک کتابدار و یک ناظر از نیکوکاران شهر اداره می‌شد. در این کتابخانه «هیچ کتابی نیست که تاکنون در دانش‌‌های گوناگون تصنیف شده باشد مگر نسخه‌اش بدانجا آورده است» (مقدسی ۱۳۶۱، ۲: ۶۶۹-۶۶۸). این کتابخانه سالن بزرگی داشت مفروش و انبارهای کتاب در اطراف آن قرار گرفته بود. به دیواره انبارها و دالانهای کتابخانه اتاقک‌‌های چوبین کنده‌کاری شده نصب بود که یک قامت بلندی و سه ذراع پهنا داشت و هر یک با کشویی از بالا به پایین بسته می‌شد.

دفترها از هر نوع در یک ردیف رف چیده شده و در فهرست‌‌ها هم نام کتاب‌‌ها ثبت شده بود (همان، ۲: ۶۶۹). بر در کتابخانه دربانانی ایستاده بودند که جز علاقه‌مندان کسی بدان وارد نشود. این کتابخانه سال‌‌ها پس از عضدالدوله پا بر جا بود چنانکه ابن بلخی در وصف شیراز می‌نویسد که در آن «دارالکتب نیکو هست آنقدر که آبادان مانده است» (۱۳۳۹ ه. ق، ۱۳۴).

طبیعی است که در چنین کتابخانه‌ای شماری از کاتبان و مذهّبان و جدول‌کشان و مصوران و مجلدان مشغول نسخه‌پردازی و کتابت بوده‌اند. به نظر می‌رسد که کتاب‌آرایی کتاب صورالكواكب الثابته عبدالرحمن صوفی از محصولات این کتابخانه بوده باشد. از آنجا که این نسخه یکی از نخستین کتاب‌‌های مصور بازمانده از دوره آل‌بویه است درباره آن اندکی بیشتر بحث می‌کنیم. عبدالرحمن بن عمر صوفی (۲۹۱- ۳۷۶ه. ق) در ری متولد شد و در سال ۳۳۷ ه. ق در اصفهان به خدمت ابوالفضل بن عمید رسید و از این طریق وارد دربار عضدالدوله شد و منجمی دربار را بر عهده گرفت، طوری که عضدالدوله به شاگردی وی در صور فلکی مباهات می‌کرد.

مهم‌ترین اثر نجومی وی کتاب صور الكواكب الثابته تألیف شده در سال ۳۵۵ هجری است که آن را به نام عضدالدوله نوشت. از نسخه‌‌های کهن این کتاب یکی نسخه سال ۴۰۰ هجری قمری است که امروزه در کتابخانه بادلیان آکسفورد نگهداری می‌شود. این نسخه را فرزند عبدالرحمن از روی نسخه دستخط خود او تهیه کرده است. در این نسخه دوازده تصویر از صور فلکی و دو تصویر از صور فلکی نیمکره جنوبی و ۲۶ نگاره با سبک سیاه قلم وجود دارد. هفت تصویر به شکل جانور و پنج تصوير شبیه انسان است. افراد مذکر و تصاویر مردان همه جوان و فاقد ریش هستند و شکل صورت آنها کاملاً قابل تشخیص از تصویر زنان است.

آنها دارای پیشانی بلند، گونه‌‌های کامل و چانه‌‌های نوک تیز، چشمان کشیده با مژگان مشخص فوقانی و بینی خمیده هستند و فاصله بین بینی و دهانشان کوتاه است و خط روی چانه نیز زیر آن کشیده شده است. دست‌ها و پاها با حساسیت بیشتر تصویر شده و از قواعد خاص و مشترکی پیروی کرده است. مردان دارای موهای مجعد و زنان موهای بلند و فرو ریخته تا کمر دارند. تصویر زنان دارای تاج و لباسهایشان دارای نقش و نگار و گل و بته و سر و گردن آنها هم دارای گردنبند و گوشواره است.

شکل هلال ماه در تاج یکی از صور فلکی به نام اندرومیدا یادآور یراق سر پادشاهان ساسانی در نقش برجسته‌‌های تاق بستان است. خط‌پردازی این تصاویر تحسین برانگیز است که به ویژه در چین و چروک جامه‌‌ها بیشتر جلوه یافته است. این نوع چین‌‌ها را می‌توان در جامه‌‌های دوره ساسانی روی نقش برجسته‌‌ها مشاهده کرد.

به طور کلی در این تصاویر صور فلکی می‌توان به سه ویژگی دست یافت:

۱. تأکید بر طراحی و خط‌پردازی یکدست و کاربرد رنگ‌‌های قهوه‌ای و خاکی و غلبه رنگ مشکی و تیره در اکثر تصاویر؛

۲. شباهت در اندازه و قطع تصاویر؛

۳. تأکید بر زیبایی تصاویر سیاه قلم.

ویژگی‌‌های فوق تصاویر صور فلکی را بیشتر شبیه تصاویر نسخه‌‌های ادبی کرده است تا علمی. توجه هنرمند به هنر تصویرسازی در این تصاویر کاملاً مشهود است. برای هنرمند تنها تشریح علمی تصاویر اهمیت نداشته بلکه زیبایی آنها هم مطرح بوده است. این تصاویر حاوی هیچ متنی نیستند و تصویر محض هستند.

صوفی در باب تصویرسازی این کتاب می‌گوید که می‌خواسته اشکالی تصویر کند که به صور فلکی شباهت داشته باشند و محل صحیح این اشکال نیز مشخص شود تا وضعیت و موقعیت آنها در آسمان روشن گردد. تصاویر حیوانی صور فلکی هم تقریباً شبیه اشکال انسانی اجرا شده‌اند. در آنها مهارت خط‌پردازی را می‌توان تشخیص داد. بیشتر آنها جاندار و با روح هستند. شبیه بعضی از این تصاویر را می‌توان در نقوش دوره ساسانی مشاهده کرد.

این تصاویر حیوانی بعدها در سده هفتم هجری در کتاب منافع الحيوان ابن بختیشوع تکامل پیدا کرده است (۲۶-۱ ,۱۹۵۹ Wellesz ) گفتنی است که تصویرهای سیاه قلم این نسخه سنتی را پدید آورد که بعدها نسخه‌‌های مربوط به هیئت و نجوم در تصویرسازی از آنها تبعیت کردند. یکی از زیباترین نسخه‌‌های کتاب صور الكواكب الثابته در سده نهم هجری برای الغ بیک در سمرقند کار شد که امروزه در کتابخانه ملی پاریس نگهداری می‌شود. به نظر می‌رسد که سنت کتاب‌آرایی بویهیان، به ویژه کتابت با خط نسخ و تذهیب نسخه‌ها، پس از آنها متوقف نشده، بلکه در دربار حکمرانان دیگر ادامه یافته است.

گفتنی است که ابن بواب، خوشنویس نامدار، کتابدار کتابخانه بهاءالدوله در شیراز بود و در سال ۴۱۳ ه. ق درگذشت. خبر داریم که در دربار غزنویان در شرق ایران شماری از کاتبان و مذهّبان و مصوران و غیره به نسخه‌پردازی کتاب‌‌ها مشغول بودند. قرآن مذهّبی که از این دوره در دست است در سال ۵۰۵ ه. ق به وسیله عثمان بن محمد کتابت شده و حاکی از فعالیت‌‌های کتاب‌آرایی در دربار غزنویان است. نسخه‌ای از کتاب خلق النبي و خلقه تألیف ابوبکر محمد بن عبدالله بن عبدالعزیز امروزه در لیدن هلند وجود دارد که در دربار امیر عبدالرشید غزنوی کتابت و تذهیب شده است. کاتب آن ابوبکر محمد بن ابی الرافع وراق است.

اندازه صفحات آن ۷/۱۶ × ۵/۲۴ سانتی‌متر است و در هر صفحه هم ۹ تا ۱۰ سطر نوشته شده است. در صفحه اول آن تذهیبی زیبا حاوی نام امیر عبدالرشید و اهدائیه به اوست. در صفحات بعد عنوان کتاب همراه قاب‌‌های مذهّب و دو شمسه در بخش فوقانی و تحتانی صفحه اجرا شده و نسخه هم با خط زیبای نسخ کتابت شده است در این نسخه ثبت شده است که آن را برای کتابخانه (خزانه کتب) امیر عبدالرشید کار کرده‌اند و پیداست که پس از عضدالدوله هر سلطان و امیری که بر سر کار می‌آمده برای خود کتابخانه خصوصی ترتیب می‌داده و عده‌ای از هنرمندان را برای آراستن نسخه‌‌ها به خدمت می‌گرفته است.

هنگامی که امپراتوری سلجوقیان شکل گرفت و از ماوراءالنهر تا آسیای صغیر تحت سلطه آنها درآمد یکی از نتایج بلافصل چنین تحولی، نزدیک کردن سبک‌‌های هنری محلی به یکدیگر و شکل‌بندی یک سبک بین‌المللی بود. به نظر می‌رسد که تحول مشابهی در کتاب‌آرایی صورت گرفته باشد.

می‌دانیم که تختگاه عمده سلجوقیان بزرگ اصفهان بود و این شهر در زمان آل‌بویه در سپهر فرهنگی شیراز قرار داشت. از اینها گذاشته سراغ داریم که در خود شهر اصفهان نسخه‌ای از قرآن کتاب‌آرایی شده و کتابت آن در سال ۳۸۳ه. ق در اصفهان صورت گرفته و در آن نام کاتب و مذهّب نیز آمده است (ريشار ۱۳۸۳، ۳۰). گفتنی است که اصفهان در این ایام یکی از تختگاه‌های آل بویه بوده است و امیرفخرالدوله در آن حکومت می‌کرد. این نسخه شاید نخستین نسخه‌ای باشد که نام کاتب و مذهّب در آن آمده است. از آن پس معمولاً در ترقيمه قرآن‌‌ها نام کاتب و مذهّب ثبت می‌شد، از جمله قرآن سال ۶۸۰ ه. ق که کاتب آن محمد بن احمد جبلی و مذهّب آن عبدالرحمن بن محمد صوفی است.

به نظر می‌رسد که تذهیب در دوره سلجوقیان مقام و منزلتی در خور پیدا کرده است. نسخه‌ای از کتاب دانشنامه‌ای بیرونی، یعنی قانون مسعودی، در کتابخانه ملی پاریس موجود است که در سال ۵۰۲ ه. ق در زمان سلطان محمد سلجوقی در اصفهان کتابت و عناوین آن با تذهیب زیبایی آراسته شده است.

شاخه‌ای از سلجوقیان در آسیای صغیر یا آناتولی قدرت پیدا کردند که در تاریخ به نام سلجوقیان آناتولی یا روم معروف هستند. این سلسله که تا سده هشتم هجری حکمرانی داشت حامی فرهنگ و هنر ایران بود و می‌دانیم که پس از هجوم نخستینِ مغولان به ایران، شماری از هنرمندان و دانشوران ایرانی به دربار آنها پناه بردند و موجبات غنای فرهنگ و هنر ایرانی را در سرزمین آناتولی فراهم کردند. اعتقاد بر آن است که مثنوی ورقه و گلشاه عیوقی در قونیه، تختگاه سلجوقیان آناتولی، کتابت و تصویرپردازی شده است.

نام مصور آن عبدالمومن محمد خویی آمده که از هنرمندان آذربایجان در سده ششم هجری قمری محسوب می‌شده است. در تصاویر این نسخه جای پای سبک نگارگری شیراز را، که با کتاب صور الكواكب الثابته شکل گرفته بود، می‌توان مشاهده کرد. در این نسخه جای کتابت و تاریخ کتابت ثبت نشده است، از این رو می‌توان محل کتابت و تصویرپردازی آن را به تبع نام مصورش که از اهالی خوی آذربایجان بوده، در خود آذربایجان و دربار اتابکان ایلدگزی یا اتابکان آذربایجان دانست که در هنر پروری و ادب دوستی دستی گشاده داشتند و نظامی گنجوی محل عنایت آنها قرار داشت.

در واقع سلجوقیان پس از سلطه بر سرزمین فارس و بهره‌گیری از سنت کتاب‌آرایی شیراز موجبات پخش و پراکندگی آن را فراهم کردند به طوری که شاخه‌ای از سرکردگان فرودست آنها، یعنی اتابکان ایلدگزی یا آذربایجان، نیز از آن بهره‌یاب شدند. گفتنی است که اتابکان سلغری یا اتابکان فارس هم در تداوم و استمرار خصوصیات کتاب‌آرایی شیراز کوشا بودند.

می‌دانیم که بعضی از اعضای این خاندان همچون سعد بن زنگی در ادب پروری و هنردوستی شهره بودند و سعدی را مورد حمایت قرار دادند. با پشتیبانی آنهاست که خصوصیات و ویژگی‌‌های مکتب کتاب‌آرایی شیراز از سده هفتم هجری گذر می‌کند و به دست آل‌اینجو در سده هشتم هجری می‌افتد و شکوفا می‌شود.

۱- تصویر ( شاپور در حال شکار، سینی سیمین، دوره ساسانی، موزه آرمیتاژ سن پطرزبورگ)

۲- تصویر قرآن دوره غزنوی سُبت، حدود ۵۰۰ ه.ق کتابخانه ملی پاریس

۳- تصویر قرآن دوره غزنوی سُبت، حدود ۵۰۰ ه.ق کتابخانه ملی پاریس ۴- تصویر نگاره‌ای از مثنوی ورقه و گلشاه احتمالاً قونیه حدود ۵۹۶- ۶۵۰ ه.ق