دورنمای تاریخی شهر شیراز از نظر سیاسی

مکتب نگارگری شیراز پدیده‌ای نیست که یک شبه فراز آمده باشد، بلکه حاصل تعامل سالیان دراز نیروهایی است که در زمینه‌های ‌سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی فعال بوده‌اند. شیراز در دوران پس از اسلام به سبب موقعیت خاص جغرافیایی شکوفا شد و به تدریج یکی از کانون‌های ‌اثرگذار در صحنه سیاسی و اقتصادی ایران گردید.

در سده سوم مورد توجه صفاریان قرار گرفت و به تختگاهی برگزیده شد. از این زمان به بعد محل اجتماع بسیاری از صاحبان قدرت در حکومت‌های ‌گوناگون گردید. این شهر به خصوص در روزگار بویهیان به تنعم و رونقی در خور دست یافت و فنون و علوم و هنرها در آن رواجی چشمگیر پیدا کرد.

دوره آل‌بویه نقطه عطفی در توسعه و بسط فرهنگی و علمی و هنری شیراز بود. در این دوره علم و هنر رونقی داشت و حمایت و تجلیل از ارباب علم و معرفت موجبات ترقی دانش و هنر را فراهم آورد. در این مقام، به بحث درباره احوال سیاسی و اجتماعی و اقتصادی، و به ویژه هنری و فرهنگی آن می‌پردازیم که در واقع زمینه‌های ‌اساسی برای شکل‌گیری مکتب نگارگری شیراز از سده هشتم هجری به بعد بود. گرچه شیراز را توسعه یافته از دوره اسلامی نوشته‌اند، به نظر می‌رسد از ساخته‌های ‌دوران پیش از اسلام باشد که به تعبير حمدالله مستوفی، شیراز بن طهمورث آن را ساخت (۱۳۳۱ ه. ق، ۱۱۴). ایالت فارس از روزگار هخامنشیان ایالتی پر رونق بود.

روابط تجاری این منطقه از طریق خلیج فارس با اقیانوس هند همواره موجبات آبادانی و وفور نعمت آن را فراهم می‌ساخت و در خلال روزگار از ایالات معتبر اقتصادی محسوب می‌شد. شیراز که به خوشی آب و هوا و اعتدال اقلیمی شهرت داشت ناحیه‌ای بود قابل ملاحظه و حصاری چند بر زمین‌های ‌آن (ابن بلخی ۱۳۳۹ ه. ق، ۱۳۲).

در روزگار ساسانیان که این ایالت مسقط الرأس آنها به شمار می‌رفت، مرکز کوره اردشیر فرّه بود و در واقع هم کرسی این کوره محسوب می‌شد و هم مرکز ایالت بود (لسترنج ۱۳۳۷، ۲۶۷). اما در روزگار اسلامی همچون مناطق دیگر فارس از آبادانی افتاد تا اینکه در سال ۶۴ هجری قمری حجاج بن يوسف به روزگار عبدالملک بن مروان، برادر خویش محمد بن يوسف را به نیابت خود والی فارس کرد و ابن محمد بن يوسف به عمارت شیراز پرداخت (ابن بلخی ۱۳۳۹ ه. ق، ۱۳۲) و یا به روایتی دیگر محمد بن قاسم عم‌زاده حجاج آن را از نو بنا کرد و آبادان ساخت (حمدالله مستوفی ۱۳۳۱ ه. ق، ۱۱۴).

به تدریج بر وسعت و آبادانی شیراز افزوده شد و صفاریان آن را در نیمه دوم سده سوم هجری تختگاه خود قرار دادند و به صورت شهری بزرگ درآوردند، طوری که این شهر در سده چهارم هجری یک فرسخ وسعت داشت و دارای بازارهای تنگ و پرجمعیت و هشت دروازه بود (لسترنج ۱۳۳۷، ۲۶۹). شهر شیراز در روزگار بویهیان و به ویژه عضدالدوله دیلمی چنان آبادان و معمور شد که در آن جایی برای سپاه نماند، از این رو وی در این شهر جایی به نام «گرد فناخسرو» ساخت و بازاری نیکو در آن راه انداخت و لشکریان را در این منطقه نشاند.

این منطقه که عوام آن را سوق الامير می‌خواندند به درجه‌ای رسید که شانزده تا بیست هزار دینار عایدی داشت و به دیوان عضدی واریز می‌شد (ابن بلخی ۱۳۳۹ ه. ق، ۱۳۲؛ حمدالله مستوفی ۱۳۳۱ ه. ق، ۱۱۴). عضدالدوله به بسط و توسعه آبادانی شیراز همت گماشت. عمارات زیادی در آن بنا کرد. باغ‌های ‌دلگشایی راه انداخت.

بیمارستان عضدی او سالیان سال زبانزد خاص و عام بود. پیشه‌وران را از شهرها و نواحی دیگر در شیراز جای داد و شیراز در زمان او قطب علم و دانش و هنر ایران زمین شد. صمصام‌الدوله فرزند عضدالدوله باروی شیراز را ساخت و آن را مستحکم کرد. طول آن را دوازده هزار ذراع نوشته‌اند با یازده دروازه (حمدالله مستوفی ۱۳۳۱ه. ق، ۱۱۴). این برج و بارو پس از فروپاشی حکومت بویهیان آسیب زیادی دید تا اینکه در نیمه سده هشتم هجری محمودشاه اینجو آن را مرمت کرد و برج‌های ‌آجری بدان افزود (فسائی، چاپ سنگی، ۲۰:۲). شیراز از سال ۴۵۲ هجری به بعد به دست سلجوقیان افتاد و سیطره قدرت آل‌بویه در این شهر خاتمه یافت.

امیرانی مثل جاولی سقاو، اتابک قراجه، اتابک منکو برس و امير بوزابه که از طرف حکومت سلجوقی در شیراز والی بودند، اتابکان فارس یا سلغریان را پدید آوردند و تا سال ۶۲۲ ه. ق که اَبَش خاتون، دختر اتابک سعد، معزول شد و در سال ۶۶۷ ه. ق امیر انکیانو از سوی اباقاخان مغول به حکومت شیراز منصوب گشت، حکومت داشتند.

سلغریان یا اتابکان فارس از حامیان شعر و ادب و علم و دانش و هنر بودند و سعدی تحت حمایت اتابک سعد بود و از مداحان او محسوب می‌شد. در زمان ایلخانان هم امیرانی چند بر شیراز حکمرانی داشتند و شیراز در این زمان از مراکز مهم تجاری ایران به شمار می‌رفت و کالاهایی که از هند وارد ایران می‌شد از طریق شیراز به آذربایجان و از آنجا به مناطق دیگر صادر می‌گشت؛ به این موضوع اشاره خواهیم داشت.

در دوره ایلخان ابوسعید، ملک شرف‌الدین محمود که تصدی املاک خالصه یا اینجو امپراتوری ایلخانان را داشت به سال ۷۲۵ ه. ق حاکم شیراز گردید و از این زمان حکومت آل‌اینجو در این شهر آغاز شد.